امام علی (ع)
:
[3] امام به جابربن عبدالله انصاری فرمود : ای جابر [4] ارکان دين ودنيا بر چهار چيز استوار است : عالم و دانشمندی که علم خود را به کار گيرد نادانی که از فرا گيری سرباز نزند [5] سخاوتمندی که در کار نيک بخل نورزد و نيازمندی که آخرتش را به دنيا نفروشد [6] هر گاه عالم علمش را ضايع کند [ و به آن عمل ننمايد ] جاهل از فراگيری علم خودداری مي کند [7] و زمانیکه بي نيازان از نيکی بخل ورزند نيازمندان آخرت را به دنيا مي فروشند . [8] ای جابر کسیکه نعمت فراوان خداوند به او روی آورد نياز مردم به او بسيار خواهد بود [9] در اين حال آن کس که وظيفه خود را در برابر اين نعمتهای خداداد انجام دهد به دوام و بقاء نعمت خويش کمک کرده است [10] و آن کس که چنين نکند آنها را در معرض زوال قرار داده .
372 - [3] وقال [ع ] لجابر بن عبدالله الانصاری : يا جابر ، [4] قوام الدين و الدنيا باربعه : عالم مستعمل علمه ، و جاهل لا يستنکف ان يتعلم ، [5] وجواد لا يبخل بمعروفه ، و فقير لا يبيع آخرته بدنياه ، [6] فاذا ضيع العالم علمه استنکف الجاهل ان يتعلم ، [7] و اذا بخل الغنی بمعروفه باع الفقير آخرته بدنياه [8] يا جابر ، من کثرت نعم الله عليه کثرت حوائج الناس اليه ، [9] فمن قام الله فيها بما يجب فيها عرضها للدوام و البقاء ، [10] و من لم يقم فيها بما يجب عرضها للزوال و القناء
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا من را چنان گردان كه از پدر و مادر بترسم مانند ترسيدن از پادشاه ستمكار ، و با ايشان خوشرفتاري نمايم همچون خوشرفتاري مادر مهربان ، و فرمانبري و نيكوكاريم را به آنان در نظر از خواب ، خواب آلوده خوشتر و در دلم از آشاميدن تشنه گواراتر گردان تا آرزوي آنها را بر آرزوي خود برگزينم ، و خشنودي ايشان را بر خشنودي خويش جلو اندازم ، و نيكوييشان را درباره خود هر چند اندك باشد بسيار شمارم ، و نيكويي خويش را درباره آنها هر چند بسيار باشد كم بدانم ( بسيار شمردن نيكويي پدر و مادر اگر چه كم باشد براي آن است كه رغبت در دوستي و فرمانبري آنها زياد گردد و در سپاسگزاري و قيام به حقوق آنان كوتاهي نشود )
اللهم اجعلني اهابهما هيبة السلطان العسوف ، و ابرهما بر الام الرؤف ، و اجعل طاعتي لوالدي و بري بهما اقر لعيني من رقدة الوسنان ، و اثلج لصدري من شربة الظمان حتي اوثر علي هواي هواهما ، و اقدم علي رضاي رضاهما ، و استكثر برهما بي و إن قل ، و استقل بري بهما و ان كثر .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا صدايم را در برابر ايشان آهسته و سخنم را خوشايند و خويم را نرم نما ، و دلم را بر آنها مهربان كن ، و من را به ايشان سازگار و بر آنان رحيم گردان
اللهم خفض لهما صوتي ، و اطب لهما كلامي ، و الن لهما عريكتي ، و اعطف عليهما قلبي ، و صيرني بهما رفيقا ، و عليهما شفيقا .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[11] ابن جريرطبری در تاريخ خود آورده که عبدالرحمن بن ابي ليلی فقيه همان کسیکه برای مبارزه با حجاج به کمک ابن اشعث برخاست در سخنانی که برای تشويق مردم بر جهاد ايراد کرد چنين گفته : من از علی که خداوند درجاتش را در ميان صالحان بالا برد و ثواب شهيدان و صديقان را به او عنايت کند در روزیکه با شاميان روبرو شديم شنيدم که مي فرمود : [12] ای مؤمنان هر کس ظلم و ستمیرا مشاهده کند و يا کار زشتی که مردم را به سوی آن مي خوانند [13] اگر تنها به قلبش آن را انکار کند سلامت را اختيار کرده است و گناهی بر او نيست [ به شرط اينکه بيشتر از آن نتواند ] و آن کس که با زبان و بيان به مبارزه برخيزد پاداش الهی خواهد داشت [14] و مقامش برتر از گروه نخست است و آن کس که با شمشير برای بزرگداشت نام خدا [15] و سرنگونی ظالمان به مبارزه برخيزد او به راه هدايت راه يافته [16] و بر جاده حقيقی گام گذارده و نور يقين در قلبش تابيده است
373 - [11] وروی ابن جرير الطبری فی تاريخه عن عبد الرحمن بن ابی ليلی الفقيه و کان ممن خرج لقتال الحجاج مع ابن الاشعث انه قال فيماکان يحض به النسا علی الجهاد : انی سمعت عليا رفع الله درجته فی الصالحين ، و اثابه ثواب الشهداء و الصد يقين ، يقول يوم لقينا اهل الشام : [12] ايها المؤمنون ، انه من رای عدوانا يعمل به و منکرا يدعی اليه ،[13] فانکره بقلبه فقد سلم و بری ء ، و من انکره بلسانه فقد اجر ،[14] و هو افضل من صاحبه ، و من انکره بالسيف لتکون کلمه الله هی العليا [15] و کلمه الظالمين هی السفلی ، فذلک الی اصاب سبيل الهدی ، [16] و قام علی الطريق ، و نور فی قلبه اليقين
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
[1] در سخن ديگری از آن حضرت که در همين معنی است چنين آمده :گروهی از مردم با دست و زبان و قلب به مبارزه با منکرات برمي خيزند [2] آنها تمام خصلتهای نيک را به طور کامل در خود جمع کرده اند [3] گروهی ديگر تنها با زبان و قلب به مبارزه برمي خيزند اما با دست نه اينها به دو خصلت نيک تمسک جسته اند [4] و يکی را از دست داده اند گروهی ديگر تنها با قلبشان مبارزه مي کنند و اما مبارزه با دست و زبان را ترک کرده اند [5] اين گروه بهترين خصلتها را از اين سه ترک گفته و تنها يکی را گرفته اند [6] و گروهی ديگر نه با زبان و نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نمي کنند اينها در حقيقت مردگان زنده نمايند [7] [ بدانيد ] تمام اعمال نيک و حتی جهاد در راه خدا [8] در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطراه ای است در مقابل يک دريای پهناور [9] [ بدانيد ] امر به معروف و نهیاز منکر نه مرگ کسی را نزديک مي کنند [10] و نه از روزی کسی مي کاهند و اما از همه اينها مهمتر سخنی است که برای دفاع از عدالت در برابر پيشوای ستمگری گفته مي شود .
374 - [1] و فی کلام آخر له يجری هذا المجری : فمنهم المنکر للمنکر بيده و لسانه و قلبه ، [2] فذلک المستکمل لخصال الخير ، [3] و منهم المنکر بلسانه وقلبه و التارک بيده ، فذلک متمسک بخصلتين من خصال الخير [4] و مضيع خصله ، و منهم المنکر بقلبه ، و التارک بيده و لسانه ، [5] فذلک الذی ضيع اشرف الخصلتين من الثلاث ، و تمسک بواحده ، [6] و منهم تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و يده ، فذلک ميت الاحياء [7] و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبيل الله ، [8] عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ، الا کنفثه فی بحر لجی [9] و ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لا يقربان من اجل ، [10] و لا ينقصان من رزق ، و افضل من ذلک کله کلمه عدل عند امام جائر
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا آنان را به پرورش من جزا ده و در گرامي داشتنم پاداش ده ، و آنچه در كودكي از من محافظت نموده اند ( رنجهايي كه برايم كشيده اند ) براي آنها نگاهدار ( پاداش رنجشان را عطا فرما . اشاره به اين كه چون فرزند نمي تواند نيكي پدر و مادر را درباره خود پاداش دهد از اين رو پاداش ايشان را از خداوند متعال خواسته )
اللهم اشكر لهما تربيتي ، و اثبهما علي تكرمتي ، و احفظ لهما ما حفظاه مني في صغري .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا و آزاري كه از من به ايشان رسيده يا ناپسندي كه از من به آنان رخ داده يا حقي كه براي آنها نزد من تباه گشته آن را سبب ريختن گناهان و بلندي درجات و مقامها و فزوني حسنات و نيكيهاشان قرار ده ( توجيه اعتراف معصومين - عليهم السلام - به گناهان و آمرزش خواستن از آنها در شرح دعاي دوازدهم گذشت ) اي برگرداننده بديها به چندين برابرش از خوبيها ( اين جمله در آخر دعاي دوم شرح داده شد )
اللهم و ما مسهما مني من اذي ، أو خلص اليهما عني من مكروه ، اوضاع قبلي لهما من حق فاجعله حطة لذنوبهما ، و علوا في درجاتهما ، و زيادة في حسناتهما ، يا مبدل السيئات باضعافها من الحسنات .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[11] ابوجحيفه مي گويد : از اميرمؤمنان عليه السلام شنيدم مي فرمود :[12] نخستين چيزی که از جهاد از شما مي گيرند جهاد با دست است [13] سپس با زبان و بعد با دل آن کس که حتی با قلبش به طرفداری با نيکي ها و مبارزه با منکرات برنخيزد [14] قلبش واژگونه مي شود بالای آن پائين و پائين آن بالا [ يعنی حس تشخيص نيک و بد را از دست مي دهد و آنها را وارونه تشخيص خواهد داد چون چنين عادت کرده است ] .
375 - و عن ابی جحيفه قال : سمعت امير المؤمنين [ع ] يقول : اول ما تغلبون عليه من الجهاد الجهاد بايديکم ، ثم بالسنتکم ، ثم بقلوبکم ،فمن لم يعرف بقلبه معروفا ، و لم ينکر منکرا، قلب فجعل اعلاه اسفله و اسلفه اعلاه
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
حق سنگين اما گوارا است . و باطل سبک اما بلاخيز و مرگ آور .
376 - وقال [ع ] : ان الحق ثقيل مری ء ، و ان الباطل خفيف و بی ء
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا آنچه پدر و مادر در گفتار با من تعدي نموده اند ( سخنان ناروايي گفته اند ) يا در كردار درباره من بيجا رفتار كرده اند ( به شايستگي من را تربيت و پرورش ننموده اند ) يا حق من را تباه ساخته اند يا از آنچه واجب است ( وظيفه ايشان بوده كه آن را انجام دهند ) درباره من كوتاهي كرده اند من آن را به آنان بخشيدم و آن را وسيله احسان برايشان گردانيدم ، و از تو خواهانم كه وبال و گرفتاري آن را از ايشان برداري ( آنان را به گفتار و كردار بيجا و تضييع حق و انجا ندادن وظيفه درباره من به كيفر نرساني ) زيرا من درباره خود به ايشان گمان بد نمي برم ، آنان را در مهرباني به خويش سهل انگار نمي دانم ، و از آنچه درباره ام نموده اند كراهت نداشته دلگير نيستم ، اي پروردگارم
اللهم و ما تعد يا علي فيه من قول ، أو أسرفا علي فيه من فعل ، أو ضيعاه لي من حق ، أو قصرا بي عنه من واجب فقد وهبته لهما ، وجدت به عليهما ، و رغبت اليك في وضع تبعته عنهما ، فإني لا اتهمهما علي نفسي ، و لا استبطئهما في بري ، و لا اكره ما تولياه من امري يا رب .
صحيفه سجاديه