امام سجاد (ع)
:
و سدي ( حائلي ) برابرش قرار ده تا چشمش را از ( ديدن ) من كور و گوشش را از شنيدن من كر سازي ، و دلش را هنگام ياد من قفل زني ( مانع شوي كه به ياد من آيد ) و زبانش را ( از گفتگوي ) درباره من لال گرداني ، و سرش را بكوبي ( او را پست نمايي ) و ارجمنديش را خوار كني ، و بزرگيش را در هم شكني ، و بر گردنش طوق خواري بياويزي ، و سرفرازيش را بر هم زني ، و من را از همه زيان و بدي و طعنه ( زشتي گفتن ) و غيبت ( پشت سر سخن بيان كردن ) و عيب جويي و رشك بردن و دشمني و بندها و دامها و پيادگان و سواران ( ياران و همراهان و پيروان ) او ايمن فرما ، زيرا تو ( به هر چيز ) غالب و قادري ( كسي تو را جلوگيري نمي تواند ، و چيزي تو را ناتوان نمي نمايد ) .
و اجعل بين يديه سدا حتي تعمي عني بصره ، و تصم عن ذكري سمعه ، و تقفل دون اخطاري قلبه ، و تخرس عني لسانه ، و تقمع رأسه ، و تذل عزه ، و تكسر جبروته ، و تذل رقبته ، و تفسخ كبره ، و تؤمني من جميع ضره و شره و غمزه و همزه و لمزه و حسده و عداوته و حبائله و مصائده و رجله و خيله ، إنك عزيز قدير .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[3] ای مردم کالای دنيا همچون گياهان خشکيده وباخيزی است [4] ازچنين چراگاهی دوری گزينيد دل کندن از آن لذت بخش تر است تا دل بستن و اعتماد بر آن . [5] و استفاده از آن به مقدار لازم بهتر است از جمع و انباشتن آن . آن کس که فراوان از آن گرد آورد محکوم به فقر و نيازمندیگردد [6] و هر کس از آن بي نيازی گزيد به آسايش و راحتيش کمک شده است . کسی که زيور و زينتهای دنيا به چشمش شگفت انگيز آيد [7] نابينائی قلب بدنبال خواهد داشت . و آن کس که عشق آن به دل گرفت درونش پر از غم و اندوه شد [8] و اين اندوهها همچنان در قلبش در حرکت خواهند بود [9] اندوهی پيوسته و غمی حزن آفرين تا آنجا که نفسش پايان گيرد به گوشه ای افتاده [10] رگهای حياتش قطع گردد نابوديش در پيشگاه خداوند بي اهميت و افکندنش به قبر بر دوستانش آسان باشد . [11] انسان مؤمن به دنيا با چشم عبرت مي نگرد [12] از لذائذ آن به مقدار ضرورت بهره مي گيرد و آهنگ دلربای آن را با گوش بغض و دشمنی مي شنود . [13] هرگاه گفته شود فلانی توانگر شد مي گويد : بي خير و بي نوا گرديد اگر از فکر بقاء خوشحال شود [14] از انديشه فنا محزون مي گردد اين حال دنيای آنان است . و هنوز روزی که در آن متحير و سرگردان خواهند بود فرا نرسيده است .
367 - [3] وقال [ع ] : يا ايها الناس ، متاع الدنيا حطام موبی ء [4] فتجنبوا مرعاه قلعتها اخظی من طمانيتها ، [5] و بلغتها ازکی من ثروتهاحکم علی مکثر منها بالفاقه ، [6] و اعين من غنی عنها بالراحه من راقه زبرجها [7] اعقبت ناظريه کمها ، و من استشعر الشغف بها ملات ضميره اشجانا ، [8] لهن رقص علی سويداء قلبه : [9] هم يشغله ، و غم يحزنه ، کذلک حتی يوخذ بکظمه فيلقی بالقضاء ، [10] منقطعا ابهراه ، هينا علی الله فناؤه ، وعلی الاخوان القاؤه [11] و انما ينظر المؤمن الی الدنيا بعين الاعتبار [12] و يقتات منها ببطن الاضطرار ، و يسمع فيها باذن المقت و الابغاض ، [13] ان قيل اثری قيل اکدی و ان فرح له بالبقاء [14] حزن له بالفناء هذا و لم ياتهم [[ يوم فيه يبلسون ] ]
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
خداوند سبحان ثواب را بر اطاعتش و کيفر و عقاب را برمعصيتش مقرر داشته تا بندگانش را از نقمت و خشمش بازدارد و آنها را به سوی بهشتش سوق دهد .
368 - وقال [ع ] : ان الله سبحانه وضع الثواب علی طاعته ، و العقاب علی معصيته ، ذياده لعباده عن نقمته ، و حياشه لهم الی جنته
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا بر محمد بنده و فرستاده خود و بر خاندان پاكانش ( حضرت زهرا و ائمه معصومين ) رحمت فرست ، و آنان را به بهترين رحمتها و نيكيها و درود خود امتياز ده
اللهم صل علي محمد عبدك و رسولك ، و اهل بيته الطاهرين ، و اخصصهم بافضل صلواتك و رحمتك و بركاتك و سلامك .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
و پدر و مادر من را - بار خدايا - به گرامي داشتن نزد خود و احسان و نيكي از جانب خويش برتري بخش ، اي بخشنده ترين بخشندگان
و اخصص ، اللهم ، والدي بالكرامة لديك ، و الصلوة منك ، يا ارحم الراحمين .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[1] بر مردم روزگاری خواهد آمد که در بين آنان از قرآن جز خطوطش [2] و از اسلام جز نامش باقینماند . مساجدشان از جهت بنا و ساختمان آباد [3] اما از جهت هدايت خراب ساکنان و آبادکنندگان آن بدترين مردم روی زمينند [4] فتنه و فساد از آنان برمیخيزد و خطاها در آنها لانه مي کند . آن کس که از فتنه ها کناره گيری کرده او را به آن بازمي گردانند [5] و هر کسی که از آن واپس مانده به سوی آن سوقش مي دهند خداوند سبحان مي فرمايد : به ذاتم سوگند [6] بر آنان فتنه ای برانگيزم که عاقل و بردبار در آن حيران ماند . و هم اکنون اين کار انجام شده . و ما از خداوند خواستاريم که از لغزش های غفلتهای ما در گذرد .
369 - [1] وقال [ع ] : ياتی علی الناس زمان لا يبقی فيهم من القرآن الا رسمه [2] و من الاسلام الا اسمه ، و مساجدهم يومئذ عامره من البناء ، [3] خراب من الهدی ، سکانها و عمارها شر اهل الارض ، [4] منهم تخرج الفتنه ، و اليهم تاوی الخطيئه ، يردون من شذ عنها فيها ، [5] و يسوقون من تاخر عنها اليها يقول الله سبحانه : فبی حلفت [6] لا بعثن علی اولئک فتنه تترک الحليم فيها حيران ، و قد فعل ، و نحن نستقيل الله عثره الغفله
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
[7] مي گويند امام کمتر بر منبر قرار مي گرفت مگر اينکه قبل از خطبه اين سخن را مي فرمود : [8] ای مردم از خدا بترسيد هيچ کس بيهوده و عبث آفريده نشده که به لهو و بازی پردازد [9] و سرخود رها نگرديده تا به کارهای لغو و بي ارزش مشغول شود دنيای دلپسندش جای آخرتیکه با بدنگری زشت در نظرش جلوه کرده است نگيرد [10] آن مغروری که به دنيا ظفر يافته بلندهمت تر از آن کسی نيست که به کمترين سهم از آخرت دست پيدا کرده است .
370 - [7] وروی انه [ع ] قلما اعتدل به المنبر الا قال امام الخطبه : [8] ايها الناس ، اتقوا الله ، فما خلق امرؤ عبثا فيلهو ، [9] و لا ترک سدی فيلغو و ما دنياه التی تحسنت له بخلف من الاخره التی قبحها سوء النظر عنده ، [10] و ما المغرور الذی ظفر من الدنيا باعلی همته کالاخره الذی ظفر من الاخره بادنی سهمته
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و دانستن آنچه درباره ايشان بر من واجب است به من الهام نما و در دلم انداز ، و آموختن همه آن واجبات را بي كم و كاست برايم فراهم آور ، سپس من را به آنچه كه به من الهام مي نمايي وادار ، و براي انجام در آنچه به دانستن آن بينايم مي سازي توفيقم ده ، تا بجا آوردن چيزي از آنچه من را به آن دانا گردانيده اي از من فوت نگردد ، و اندامم از خدمت در آنچه به من الهام نموده اي سنگين نشود ( سست نگشته باز نمايد ، چون حقوق پدر و مادر در زندگي و پس از مرگشان بر فرزند بيش از آن است كه انسان آن را دريابد از اين رو امام - عليه السلام - و از خداوند سبحان درخواست مي نمايد كه آنها را به او الهام فرمايد و به انجام آن موفق سازد ، ابي ولاد حناط گفته : از حضرت صادق - عليه السلام - از قول خداي عز وجل و بالوالدين احسانا " و به پدر و مادر نيكويي نماييد " پرسيدم : اين احسان و نيكويي چيست ؟ فرمود: احسان آن است كه با آنها خوشرفتاري نمايي ، و اگر چيزي از تو خواستند هر چند بي نياز باشند آنها را نرنجاني ، آيا خداوند عز وجل نمي فرمايد " سوره 3 ، آيه 92 " : لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون " هرگز نيكي را درنيابيد تا آن كه از آنچه دوست مي داريد انفاق كنيد " پس از آن حضرت صادق - عليه السلام - فرمود : و اما قول خداي عز وجل : اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ولا تنهرهما " و چنان كه يكي از آنها يا هر دو نزد تو پير و سالخورده گردند اف = سخني كه به تنگ آمده باشي = به ايشان مگو ، و بانگ بر آنها مزن " اگر تو را نگران ساختند به آنها اف مگو ، و اگر تو را كتك زدند بانگ بر آنان مزن ، و قل لهما قولا كريما " و با ايشان نيكو سخن گو " فرمود : اگر تو را كتك زدند به ايشان بگو : خدا شما را بيامرزد ، كه سخن نيكوي تو باشد ، واخفض لهما جناح الذل من الرحمة " و از روي مهرباني با ايشان فروتني نما " فرمود : چشمت را از نگاه كردن به آنها جز به مهرباني و نرمي و پر مكن و صدايت را بر صداي آنها بلند مگردان و نه دستت را بر دست آنها و بر ايشان پيشي مگير ، و از آن حضرت - عليه السلام - روايت شده : مردي نزد رسول خدا - صلي الله عليه و آله - آمد و گفت : من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم ، پيغمبر - صلي الله عليه و آله - فرمود : در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوي نزد خدا زنده بوده و روزي داده مي شوي ، و اگر مردي پاداش تو بر خداست ، و اگر برگشتي از گناهان برگشته اي چنان كه به دنيا آمده اي ، آن مرد گفت : يا رسول الله من پدر و مادر سالخورده دارم كه با من داشته انس نمي خواهند به جهاد روم ، رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود : با ايشان باش قسم به آن كه جان من به دست اوست همدمي پدر و مادر به تو روز و شبي بهتر از يكسال جهاد است . اين اخبار دلالت دارد به اين كه بيشتر حقوق پدر و مادر و نيكي به آنها را جز خدا و آن كه خدا به او آموخته نمي داند )
اللهم صل علي محمد و آله ، و الهمني علم ما يجب لهما علي الهاما ، و اجمع لي علم ذلك كله تماما ، ثم استعملني بما تلهمني منه ، و وفقني للنفوذ فيما تبصرني من علمه حتي لا يفوتني استعمال شي ء علمتنيه ، و لا تثقل اركاني عن الحفوف فيما الهمتنيه .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست چنان كه ما ( مسلمانها ) را به آن حضرت شرافت و بزرگي دادي ، و بر محمد و آل او درود فرست چنان كه به سبب آن بزرگوار براي ما حقي بر خلق ( بر ديگري ) واجب گردانيدي ( رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرموده : مؤمن را بر مؤمن هفت حق و بهره است كه از خدا بر او واجب گشته : تعظيم و بزرگ داشت هنگام ديدن او ، و دوست داشتن او در دل ، و مواسات و برابري براي او در مال و دارايي خود ، و اين كه غيبت و سخن گفتن پشت سر او را حرام بداند ، و هنگام بيماري او را عيادت و ديدار نمايد ، و جنازه او را تشييع كند ، و پس از مردن درباره او جز نيكي نگويد )
اللهم صل علي محمد و آله كما شرفتنا به ، و صل علي محمد و آله ، كما اوجبت لنا الحق علي الخلق بسببه .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[11] شرافتی برتر از اسلام عزتی عزيزتر از تقوا [12] بازدارنده تری بهتر از ورع شفيعی با نفوذتر از توبه [13] گنجی بي نيازکننده تر از قناعت و هيچ چيزی برای نابودی فقر بهتر از رضا به مقدار حاجت نيست [14] آن کس که به مقدار نياز اکتفا کند به آسايش و راحتی دست يافته [15] و وسعت و آرامش را به دست آورده است . دنياپرستی کليد رنج و بلا 000 [1] و مرکب تعب و ناراحتی است حرص تکبر و حسد دواعی فرو رفتن در گناهان است [2] و بدکاری جامع تمام عيبها است .
371 - [11] وقال [ع ] : لا شرف اعلی من الاسلام ، و لا عز اعز من التقوی ، [12] و لا معقل احسن من الورع ، و لا شغيع انجح من التوبه ، [13] و لا کنز اغنی من القناعه ، ولا مال اذهب للفاقه من الرضی بالقوت [14] و من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه ، [15] و تبوا خفض الدعه و الرغبه مفتاح النصب ، [1] و مطيه التعب ، و الحرص و الکبر و الحسد دواع الی التقحم فی الذنوب ، [2] و الشر جامع مساوی ء العيوب
نهج البلاغه