امام علی (ع)
:
برترين بي نيازی آن است که از آنچه در دست مردم است چشم بپوشی و مايوس باشی.
342 - وقال [ع ] : الغنی الاکبر الياس عما فی ايدی الناس
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و دلم را براي محبت و دوستي خويش ( از محبت هر چه جز توست ) خالي ساز ، و به ياد خود مشغول گردان ، و بترس و بيم از خويشتن ( كه با آن گناهي نشود ) بلند مرتبه اش فرما ، و به رغبت به سوي خود ( تو را خواستن ) توانايش نما ، و به فرمانبريت متوجه كن ، و در خوشايندترين راههاي به سوي خود روانه اش فرما ، و در تمام روزهاي زندگانيم آن را به خواستن آنچه ( عطاهايت ) نزد توست رام نما
اللهم صل علي محمد و آله ، و فرغ قلبي لمحبتك ، و اشغله بذكرك ، و انعشه بخوفك و بالوجل منك ، و قوه بالرغبة اليك ، و امله الي طاعتك ، و اجر به في احب السبل اليك ، و ذلله بالرغبة فيما عندك ايام حيوتي كلها .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
و تقوي و ترس از كيفر خود را از دنيا ( براي سفر آخرت ) توشه ام ، و سفر من را به سوي رحمتت ، و ورود مرا ( روز رستاخيز ) در خشنوديت ، و جايم را در بهشتت گردان ، و من را توانايي بخش كه با آن ، همه خشنودي تو را بردارم ، و گريزم را به سوي خود ، و خواهشم را در آنچه نزد توست قرار ده ، و دلم را از بدهاي خلق خويش ( گناهكاران ) برهان ، و خو گرفتن به خود و دوستانت ( پيغمبران و اوصياء ) و پيروانت ( مؤمنين ) را به من ببخش
و اجعل تقواك من الدنيا زادي ، و الي رحمتك رحلتي ، و في مرضاتك مدخلي ، و اجعل في جنتك مثواي ، و هب لي قوة احتمل بها جميع مرضاتك ، و اجعل فراري اليك ، و رغبتي فيما عندك ، و البس قلبي الوحشة من شرار خلقك ، و هب لي الانس بك و باوليائك و اهل طاعتك .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[1] گفتار آدميان نگهداری مي گردد و باطن اشخاص آزموده مي شود[2] و هر کس در گرو کردار خويش است مردم همگی در نقصان و عيبند [3] جز کسیکه خدايش نگه داشته است پرستش کنندگان آنها در صدد بهانه جوئی و آزارند و پاسخ دهندگان توجيه گر و ناحساب گو [4] حتی برترين آنها از نظر فکر و انديشه بخاطر حب و بغض از رای خود باز مي گردد [5] و با استقامت ترين آنها با يک نگاه و يا يک کلمه دگرگون مي شود .
343 - وقال [ع ] : الاقاويل محفوظه ، و السرائر مبلوه ، و [[ کل نفس بما کسبت رهينه ] ] ، و الناس منقوصون مدخولون الا من عصم الله ، :سائلهم متعنت ، و مجيبهم متکلف ، يکاد افضلهم رايا يرده عن فضل رايه الرضی و السخط ، و يکاد اصلبهم عودا تنکؤه اللحظه ، و تستحيله الکلمه الواحده
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
[6] ای مردم از خدا بترسيد چه بسيار آرزومندانی که به آرزوي خويش نمي رسند [7] و چه بسيار سازندگانی که در آنچه ساخته اند سکونت نمي کنند چه بسيارند جمع آوري کنندگانی که بزودی آن را ترک مي گويند [8] و شايد از طريق باطل جمع آوری کرده و يا حق آن را نپرداخته از راه حرام به آن رسيده و گناهش را بر دوش کشيده [9] و وزر آن بر اوست با افسوس و دريغ بر پروردگار خويش وارد مي شود [10] هم دنيا را از دست داده و هم آخرت را و اين است زيان آشکار .
344 - وقال [ع ] : معاشر الناس ، اتقوا الله ، فکم من مؤمل ما لا يبلغه و بان ما لا يسکنه ، و جامع ما سوف يترکه ، و لعله من باطل جمعه ، ومن حق منعه ، اصابه حراما ، و احتمل به آثاما ،فباء بوزره ، و قدم علی ربه ، آسفا لاهفا ، قد [[ خسر الدنيا و الاخره ، ذلک هو الحسران المبين ] ]
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
و براي گناهكار و كافر بر من منت قرار مده ، و براي او نزد من نعمت و من را به ايشان حاجت و درخواستي مگذار ، بلكه آرامش دل و الفت جان و بي نيازي و كارگزاري من را به خود و به نيكان خلق خويش قرار ده ( مردي به حضرت صادق - عليه السلام - گفت : فدايت شوم از خدا بخواه كه من را از خلقش بي نياز گرداند ، حضرت فرمود : خداوند روزي هر كه را به دست هر كه بخواهد تقسيم نموده " چون انسان از معاشرت و نيازمندي به هم جنس خود ناچار است چنين درخواستي مورد ندارد " ولي از خدا مي خواهم كه تو را از حاجت و درخواست به مردم پست و فرومايه بي نياز گرداند )
و لا تجعل لفاجر و لا كافر علي منة ، و لا له عندي يدا ، و لا بي اليهم حاجة ، بل اجعل سكون قلبي و انس نفسي و استغنائي و كفايتي بك و بخيار خلقك .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را با ايشان همنشين ( پيرو ) و ياري كننده به آنان گردان ، و به شوق و دل باختگي به خود و به انجام آنچه دوست داري و خشنود مي گردي بر من منت گزار ( توفيق عطا فرما ) زيرا تو بر هر چيز توانايي ، و خواسته من براي تو آسان است .
اللهم صل علي محمد و آله ، و اجعلني لهم قرينا ، و اجعلني لهم نصيرا ، و امنن علي بشوق اليك ، و بالعمل لك بما تحب و ترضي ، إنك علي كل شي ء قدير ، و ذلك عليك يسير .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
توانائي نداشتن بر گناه خود نوعی عصمت است [ ولی با عصمتي که به هنگام توانائی حاصل مي شود فرق بسيار دارد ]
345 - وقال [ع ] : من العصمه تعذر المعاصی
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
آبرويت جامد است درخواست و تقاضا آن را آب مي کند ببين نزد که آن را مي ريزی.
346 - وقال [ع ] : ماء وجهک جامد يقطره السؤال ، فانظر عند من تقطره
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا تو من را درباره اصلاح نفس من به چيزي امر فرموده اي كه خود به انجام آن از من تواناتري ، و توانايي تو بر آن و بر من بيشتر از توانايي من است ( زيرا بازگشت هر توانايي به قدرت خداي تعالي است كه فوق آن توانايي نيست ، پس از اين رو خداوند بر اصلاح نفس بنده اش از خود بنده تواناتر است و قدرت او بر بنده و بر آنچه او را به آن تكليف فرموده بيشتر ، و چگونه چنين نباشد كه بنده جز به كمك او نمي تواند سودي به دست آورد يا زياني از خود دور سازد ) پس چيزي كه تو را از من خشنود مي گرداند به من عطا كن ، و رضاي خود را در حال عافيت و تندرستي ( نه در حال بلا و گرفتاري ) از من دريافت نما ( توفيق كاري به من ده كه رضاي تو در آن باشد ، و چون ممكن است رضاي خدا در كاري كه با بلا و گرفتاري است باشد از اين رو درخواست عافيت و تندرستي مي نمايد )
اللهم إنك كلفتني من نفسي ما أنت املك به مني ، و قدرتك عليه و علي اغلب من قدرتي ، فاعطني من نفسي ما يرضيك عني ، و خذ لنفسك رضاها من نفسي في عافية .
صحيفه سجاديه