سلام
دلنوشته یه ناشناس شناس امام زمانی :
ای نگاهت دوای هـــــر دردی...
آرزو می كنم كه بـــــــرگردی ...
كاش من باخبر شـــوم روزی ...
لحظه ای بر دلم گــــذر كردی...
زنده ام من به عشق دیدارت ...
بسته جانم به روی زیبــــایت ...
منتـــــظر مانده چشم گریانم ...
پس كجایی؟ دلم به قربــانت...
مثل مهتاب و آسمان هستی...
آفتابی ، تو مهربـــان هستی...
جمعه ها دل كه بیقرارت شد...
تا سحر چشم انتـــظارت شد...
ای كه بر درد و غم دوا هستی...
نور عشقی و با وفـــا هستی ...
بی تو طاقت ندارد این دل بیا ...
صبر تا كی كنم؟ كجا هستی؟
یا علی