• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 23509)
پنج شنبه 21/9/1387 - 9:37 -0 تشکر 76731
( قصص العلما )

به نام خالق مخلوقات

با سلام وصلوات بر محمد و ال محمد(ص)

 

انشاالله این تایپیک منبعی باشد برای

خاطرات و تاریخ زندگی پربار

علما

البت سخنانشان را این جا نیمگذاریم آن را در "جرعه ای از سخن بزرگان دین"

میگذاریم

و معرفی کتابشان را در " خواندن این کتاب ها توصیه میشود"

 
شيخ رجبعلي خياط فرمود: 

اگر ما به قدر ترسيدن از يک عقرب از عِقاب خدا بترسيم،

همه کارهاي عالم اصلاح ميشود
 
 
 
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم 
 
چهارشنبه 8/6/1391 - 16:53 - 0 تشکر 534096

دل سوزی استاد برای وضع اجتماع

روحانیون حقیقی دلسوز ترین اقشار به حال اجتماع هستند و خودشان را وقف اصلاح مفاسد اجتماع میکنند. استاد صمدی آملی عزیزی رنج دیده و خون دل خورده است که دلی پر از خون و دهانی پر از آه از دست این اجتماع روزیشان شده است.
ایشان میفرمایند:((انحراف یک دختر جوان بیشتر از شهید شدن شهدا دل انسان را می سوزاند. فسادهای اجتماعی، دل جبهه دیده ها را پاره پاره کرده است. این وضعیت باید به نحوی حل شود. مسئولین بنشینند و تصمیم هایی اتخاذ کنند. گفتند: « ضرورت ندارد دخترها چادر سر کنند، مانتو هم حجاب است!» حالا هم کم کم تمام موهای سر دختران ظاهر شده است.
قتلگاهی برای دختران درست شده است. روز به روز انحرافات بیشتر می شود. این ها کی قرار است حل شود؟ با دست خودمان داریم دخترها را زنده به گور می کنیم، این گور، گور فساد است و بدتر از زنده به گور کردن نوزادان دختر در زمان جاهلیت است. تا کی، کار امروز باید به فردا موکول شود؟ بهترین سرمایه ی عمر یک پدر و مادر، دختر و پسر اوست، این سرمایه دارد از بین می رود.
بسیجیان، سپاهی ها و خانواده های شهدا! من و شما نباید آلوده بشویم. حفظ حریم دین خدا وظیفه ی ماست. این مهم ترین خدمتی است که ما می توانیم در حق این کشور و نظام انجام دهیم. در مسیر دین خدا باشید و پاک زندگی کنید! حق نداریم بگوییم دیگران گمراه شده اند، پس ما هم گمراه بشویم. مدافع انقلاب باشید و در میدان های مختلف حاضر باشید.))
منبع :رصد دلتنگی ها ص 39


آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:54 - 0 تشکر 534097

تعبد و توصیه استاد به ظواهر دین


استاد صمدی آملی عارفی اهل باطن است که هیچ گاه از ظاهر غفلت نورزیده و در توصیه به جویندگان کمال میفرمایند (( شعائر اسلامی را حفظ کنند. خانم های گرامی با پوشش و حجاب قرانی که همان چادر است باشند و با اجازه شوهر از منزل بیرون روند و در اجتماع و درس ها حاضر شوند و آقایان هم با چهره اسلامی به خصوص محاسن و با مراعات حد اقل دستور شرعی باشند که به چهره پیغمبر و آل طاهرینش باشند که ظاهر و باطن خود را مطابق ظاهر و باطن دین خدای تعالی قرار دهند و بدانند که : دین خدا ناموس خداست و حرمت ناموس الهی را نگهدار باشند... ))منبع:حامل اسرار

آری. راه این بزرگمرد و سلسله اساتیدشان از درویشان و صوفی مسلکان ناصاف جداست. این بزرگمردان در عین التزام به ظاهر دین مبین اسلام از باطن نیز غفلت نمی ورزند و ظاهر را نردبان باطن قرار میدهند.


از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف

نکته‌ای هرگز نشد فوت از دل دانای تو

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:54 - 0 تشکر 534098


دلبستگی استاد به امام خمینی(ره)


استاد صمدی آملی عاشقی دلبسته بودند که به مقتدای خود امام راحل ، خمینی کبیر ، عشق میورزیدند و دائما از ایشان برای استقامت و جهاد الهام میگرفتند.
استاد هشت سال تمام در جبهه های حق علیه باطل حضوری موثر داشتند و خود را وقف اسلام و مسلمین نمودند و از از هر فرصتی برای استفاده از این پیر فرزانه بهره میبردند و رزمندگان را با آرمان های رهبر کبیر انقلاب آشنا میکردند و خودشان به این آرمان ها و پرچم دار این آرمان ها دلبستگی تام داشتند. مثلا بعد از بازگشت امام از پاریس استاد به همراه برادرشان بارها به زیارت امام در منزلشان شرفیاب شدند تا از برکت وجودی ان عزیز بهره مند شوند.در طول تمام این سالیان استاد گرانقدر ما حامی انقلاب و امام بودند و از هر چه که داشتند در راه حفظ این شجره طیبه دریغ نورزیدند.
استاد با نگاه تیزبینانه خویش به تحلیل انقلاب اسلامی ایران میپردازند و میگویند (انقلاب دوم امام مهم تر از انقلاب اول ایشان بود... تفسیر سوره حمد امام خمینی و نامه ایشان به گرباچف حاوی نکات و مسائل بسیار مهمی بوده است که زمینه را برای احیای فلسفه و عرفان اسلامی به خوبی محیا نموده است. )
استاد بارها به مطالعه کتب امام خمینی سفارش مینمودند و خودشان نیز از این کتب بهره وافر برده اند و گاها به شرح ان ها پرداخته اند. جا دارد به بیان خاطره ای در این زمینه بپردازیم.
استاد میفرمودند (پس از چاپ شدن دیوان اشعار امام خمینی آن را تهیه نمودم و به محضر حضرت علامه حسن زاده آملی تشرف یافتم. حضرت علامه از بنده راجع به کتابی که همراهم بود پرسیدند. عرض کردم دیوان امام است. علامه کتاب را تورق نمودند و فرمودند دیوان امام ، امام دیوان هاست.)
این جمله حضرت علامه بسیار پر رمز و راز است. ذوق عرفانی و فلسفی امام موجب شد تا راه برای فعالیت های عرفانی بزرگان دیگر فراهم گردد و این همه اثار فلسفی عرفانی بعد از انقلاب را ما مدیون حضرت امام می باشیم.

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:55 - 0 تشکر 534099



دیدگاه های سیاسی روز استاد

دیدگاه های سیاسی ایشان از ابتدای نوجوانی تا کنون کاملا روشن و مشخص بوده است. ایشان سربازی مخلص برای حضرت امام خمینی و زحمت کشیده و خون دل خورده ای برای به ثمر نشستن انقلاب بودند. جان به لب اوردند تا هشت سال جبهه را پشت سر بگذارند و بعد از آن دائما حامی رهبر عظیم الشان انقلاب امام خامنه ای بوده اند و در مواقع حساس بار ها و بار ها به حمایت از این بزرگ مرد الهی پرداخته اند. ایشان دلسوخته ای هستند که در ده ها و صد ها مقطع مختلف با جان و دل به حمایت از رهبر فرزانه خویش مبادرت ورزیده اند و در کوران فتنها مانند فتنه سال 88 جزو پیشگامان حمایت از مقام ولایت بوده اند.جلسات صوتی این حمایت های جانانه در سطح اجتماع به وفور یافت می شود .
به گوشی از بیانات ایشان در مورد مسائل سیاسی اشاره مینماییم:
ایشان در جلسه 150 معرفت نفس میفرمایند : از سال 54 و 55 که طلبه شدم و اعلامه امام را پخش می کردم تا الان در سیاست هستم.
ایشان در جلسه 184 معرفت نفس میفرمایند:مراقب باشید. مسئولیت ما بسیار سنگین است چه در برابر حکومت و چه در برابر شهدا و ...دنبال رهبر بزرگوارتان باشید. الحمدلله سید بزرگواری است که میخواهد پاک باشد. هر کس میخواهد دست کج یا نا پاک باشد باشد شما اینگونه نباشید. ... اگر دسیسه شود و این آقا ( رهبر ) را از شما بگیرند چه بکش بکشی شود و بدتر از افغانستان می شود.
استاد در جلسه 284 معرفت نفس میفرمودند : ( من از دست بعضی از بچه بسیجی ها دل خونم. چرا فقط چشم به تشییع جنازه ها و تظاهرات داریم؟ اینها باشد و خوب است باشد اما چرا از درس غافلیم؟ ...))

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:56 - 0 تشکر 534101




متن جلسه ای از استاد صمدی آملی درمورد رهبر معظم انقلاب

این رساله شریفی که دیروز در استقبال از مقام شریف و منیع رهبری عظیم‌الشأن، حضرت آقا (آیت الله حسن زاده آملی) تقدیم ایشان فرمودند و هدیه فرمودند، به اسم ، انسان در عرف عرفان. در این رساله حدود 24 واقعه از وقایع مکاشفات نفسانی حضرت آقا (آیت الله حسن زاده آملی) در اینجا ذکر شده. که ایشان می‌فرمودند که من بنا داشتم که این رساله بعد از من چاپ بشود نه الان. در یکی از وقایع این رساله می‌فرماید که آیه مبارکه «و اذا الوحوش حشرت» برای ایشان متمثل شده که تمام ارواح انسان‌های موجود و افرادی که الان هستند، همه را به ایشان نشان بدهند که این‌ها چی اند؟ این ها کی‌اند؟ که شما به عنوان ولی حق در بین این‌ها هستی بدانید مردم که هستند؟ چگونه‌اند؟ باید اولیای او به عالم آگاهی داشته باشند، به اسرار وجودی عالم آگاه باشند ، منتهی کتومند، که در تمام این 24 واقعه شرح شده در رساله، تمام جاها نیمه کاره است، هیچ جا حرف به آخر نرسیده. اسراری است در این رساله، چهل و شش اصل در این رساله آورده‌اند. که اصل چهل و پنجم آن در مورد عالم ذر. عالم ذر که چه اسراری در این جا به وقوع پیوسته، و اسرار دیگر و حقایق دیگری که در این جا آمده است. حضرت استاد علامه (آیت الله حسن زاده آملی) روحی فداه، سرور من، من و شما، صد سال بعد هم ایشان را بشناسیم خیلی حرفه، هزار سال بعد هم بیایند ایشان را بشناسند خیلی حرفه، و چقدر باید بگذرد که تا چه کسانی بیایند و رشته‌ها طی کنند و چه و چه، و بعد ایشان را بشناسند نمی‌دانم، این‌ها چه زمانی واقع می‌شود؛ و آیا در زمان معاصر ما کسی هست که به تمام حقیقت آقا (آیت الله حسن زاده آملی) پی برده باشد؟ نمی‌دانم. هست؟ نیست؟ ان شاء الله که هست، به لطف خدا . خوب اگر نبود آمدن دیروز حضرت مقام معظم رهبری این رساله را چه وقت باید ما زیارت می‌کردیم؟ چرا باید یک رهبر بزرگوار کشور را که تمام مردم با ایشان کار دارند، در حد یک کشور کار داره، در سرحد جهان کار داره، هر روز باید روزنامه‌ها را ببینه و ... حرف از یک مثلاً مسافرت‌ها اینطور ی نیست که حالا آدم یک رهبری را بیاره در یک شهری ، حالا یک چهار تا پارچه‌ای بزنیم که حالا آن‌ها هم طبق احترام مادیه، طبیعیه، ظاهریه. یک مهمان می‌خواهد بیاید شما حیاط تان را جارو می‌کنید و ... ، این پذیرایی متعارف است، این پذیرایی مهمان نیست. این پذیرایی آن حقیقت مهمان نیست. اما می‌خواهیم به این مهمان یک هدیه‌ای بدیم که این هدیه جان مهمان را، این هدیه حقیقت مهمان را، این هدیه ذات مهمان را، با او ارتباط وجودی داشته باشد، حالا چکار کنیم؟ خدایی‌اش درست است که مقام معظم رهبری دیروز آمدند برای آمل، اما این سفر، سفر یگانه ایشان است تا حال، حالا از این به بعد نمی‌دانم، شاید برای ایشان همچنین سفری پیش بیاید یا نیاید، نمی‌دانم. دیگر از این به بعد را باید ببینیم چه پیش می‌آید، اما تا حال ایشان به عنوان رئیس جمهور و رهبری به همه جا رفته‌اند، به سراسر کشور تشریف فرما شده‌اند و همه جا مردم به زیارت ایشان آمده‌اند، لیکن هیچ مسافرتی مثل مسافرت دیروز ایشان نیست، چرا؟ برای این که این رساله آمده، حالا رساله را الحمدلله همین دیروز داده شد که ان شاء الله با یک کیفیت خوبی در تهران هر چه سریع‌تر چاپ بشود و به دست شما برسد. از ناحیه ایشان قول هم دادند که یعنی آقایانی که همراه مقام معظم رهبری بودند قول دادند که عن قریب، به سرعت این رساله در بیاید و در دسترس قرار بگیرد . حالا عزیزان این سفر را، سفر مقام معظم رهبری به شهر آملتان را، این سفر یک سفری که حالا رئیس یک کشوری بخواد بیاد به یک شهری یک سری بزنه این نپندارید. این نیست. آن چه که دیروز به وقوع پیوسته این است که آن جان پاک، آن ذات باطهارت آقای مقام عظیم‌الشأن رهبری، باعث شده که این رساله خودش را در بیاره. این پری رویی تاب مستوری نداشت. این را دیروز مقام معظم رهبری آمدند، این را صیدش کردند، باید دیروز مقام معظم رهبری را به عنوان یک شکارچی که به شکار رساله انسان در عرف عرفان آمده است باید به حساب بیاریم. خوب این روش شریف آقا (آیت الله حسن زاده آملی) که الان این اصلاً در کشور یک بابی باز کرده، که آقای مهمان که برای شما می‌آید، شما یک هدیه‌ای بدهید که مربوط به جان مهمان باشد. این سفر دیروز مقام معظم رهبری، سفر مملکتی می‌خواهید اسمش را بگذارید، بله هست، سفر برای سر زدن مردم یک شهر درسته، اما بنده اسم این سفر را می‌گذارم سفر عقلانی، سفر ملکوتی، سفر باشد که در این سفر، هم آقای مسافر و هم میهمان برای صاحب‌خانه چیزی را به هدیه ببره، که هدیه مهمان چیه؟ خوب شیرین آقا (آیت الله حسن زاده آملی) حرف زده «با سلام و دعای خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه جاودانه»، که این‌ها همه اصطلاحات را آقا روی حساب بکار بردند. فرمود : اگر یک میکرون در آقای خامنه‌ای غل و غش، ناخالصی، غل و غش و و (هر تعبیری می‌خواهید)، یک میکرون، یک میلیونوم، یک هزارم این‌ها در ایشان می‌دیدم نمی‌آمدم، چه کار دارم؟ با ملک و ملکوته، فوق ملکوته! فرمود من با جبرئیل خدا کاری ندارم. با عزرائیل خدا کاری ندارم. این است که می‌فرماید : ارادت بی پیرایه. بله! چون قلب صافی داری، چون جان پاکی داری. دو سه سال قبل بود. منزل یکی از دوستان، عزیزان، مجلس روضه‌ای بود به جهت شهادت حضرت جناب بی بی علیها سلام، که آقا (آیت الله حسن زاده آملی) در اون مجلس تشریف فرما شدند، در بین راه، به یک مناسبتی، حرف از مقام معظم رهبری شد، ایشان (آیت الله حسن زاده آملی) این جمله را می‌فرمودند : «آقا من کاری نه به جبرئیل دارم، نه به عزرائیل دارم، نه به ملک و ملکوت دارم، من گرفتار دل و شه جان دلبرم». حرفشون اینه که من نه مرد این ور و نه مرد آن ور هستم. ان الدنیا (این ور) حرام علی اهل الاخره (برآن وری ها) و الاخره (آن ور) حرام علی اهل الدنیا (برای این وری ها، این ور یعنی دنیا و آن ور یعنی آخرت) اما و کلاهما حرامان علی اهل الله. این یک جمله حضرت آقا (آیت الله حسن زاده آملی) که من نه مرد این ور و نه مرد آن ور، من گرفتار دل و شه جان دلبر، این متن حدیث است، حدیث شریف است. حدیث می‌فرماید : عده‌ای اهل این ورند، دنیایی‌اند، این‌ها قیامت ندارند. عده‌ای اهل آن ورند، بهشتند، حورالعین می‌خواهند، این‌ها دنیا ندارند. اما اهل الله، نه اهل دنیایند، نه اهل آخرتند. من نه مرد این ور، نه مرد آن ورم، من گرفتار دل و شه جان دلبر هستم. اون که با یک سجده‌ای عوالم طی می‌کند و عوالم و عوالم و عوالم، اون که دیگه حالا ما جمع بشویم بگوییم آقا آقا و ... برای ایشان چه ارزشی داره؟ این را که فرمود : (آیت الله حسن زاده آملی) من یک میکرون اگر در این شخص خدای نا کرده، غل و غشی ناخالصی چیزی می‌دیدم نمی‌آمدم. بله این جوری است. پس حالا که می‌آیم و این کتاب را که باید بعد از حیات خودم چاپ کنم نه الان، این را دارم تقدیم ایشان می‌کنم، الحمدلله رب العالمین، معلوم است که جان خیلی خوب است، و چه شیرین در این جا فرمودند : آقای مهمان باید برای صاحب‌خانه هدیه ببره، چه این که صاحب‌خانه هم باید به مهمان پذیرایی کنه. این مهمان که برای این آمل که صاحب‌خانه بود، مهماندار بود، چه آورده؟ حضور باهر النور آورده، حضور باهر النور. یک حضوری که این حضور یک نوری را به درخشش در آورده، کدام نور را؟ رساله انسان در عرف عرفان را دارد درخشش می‌دهد. این زحمتی که آقای خامنه‌ای کشیدند دیروز، این خدمتی که دیروز مهمان شما به شما و به کل کشور و به کل جهان کردند چه بود؟ این بود که یک رساله‌ای را که پری رویی بود و تاب مستوری نداشت، آمدند دیروز از مستوری در آوردند. این حضور باعث شده که این نور انسان در عرف عرفان درخشان بشود، این در بیاید، این آفتاب طلوع کند، این خدمتی بود که ایشان کرد. برای اینکه این رساله پنهان شده بود. مگر آقا (آیت الله حسن زاده آملی) کم کتاب داشتند مگر آقا کم رساله‌ها داشتند؟ چطور شد این رساله را باید به ایشان تقدیم بکنند؟ چه عجیب که داشتند این مقدمه را که برای رهبری مرقوم می‌فرمودند، توفیقی شد و خدمت ایشان تشرف پیدا ‌کردیم ، گفتند : استخاره زدیم به قرآن که ببینیم این رساله را بدهیم به آقا یا نه؟ سوره لقمان آمد : «بسم الله الرحمن الرحیم - الم - تلک آیات الکتاب الحکیم - هدی و رحمة للمحسنین ». آخر نه این که جناب لقمان به حکمت شهرت دارند، این آیاتی که (بنده دارم به تناسب این‌ها) در این رساله شریف انسان در عرف عرفان که یک کتاب حکیم الهی است، که آقا (آیت الله حسن زاده آملی) از این رساله تعبیر بردند به «اثر نمونه دوران»، که در این دوران شما بخواهید یک کتابی را به عنوان نمونه انتخاب بفرمایید، این رساله این کتاب، این آیات کتاب حکیم می‌خواهد برای چه کسی تجلی کند؟ هدی و رحمه لل آقای محسنین. این آقای بزرگواری که محسن است، پاک است، جان پاکی دارد، «هدی و رحمة للمحسنین». حالا این مهمان کیست؟ الحمدلله رب العالمین، این مهمان یگانه دوران است. آن جا فرمود : «این رساله ما، در این دوران، یک اثر نمونه دوران است». این رساله نمونه دوران را به چه کسی داریم تقدیم می‌کنیم؟ به یگانه دوران تقدیم می‌کنیم. آن وقت بنده برداشتم این است که، چون این رساله با این مهمان، با هم دیگر، یک مناسبتی بین شان وجود داشت، آقا فرمودند که : «به پیشگاه مبارک آن ولی به حق»، خیلی هم حرف است، آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است. این رساله که عنوانش چیست؟ انسان در عرف عرفان. اگر سوال بکنیم آقا، الان در این ایران ما، در این جهان ما بخواهیم یک چند نفری را پیدا کنیم که عرفان به این افراد، می‌گوید انسان، بخواهیم برای ما، بفرمایید مصداق آن کیست؟ می‌فرمایند : رهبری معظم انقلاب، ایشان به عنوان مصداق این رساله است. آن هم مصداق بارز رساله است، بارز یعنی آشکار. این هم آقا تعمد دارند روی کلمه بارز، خودشون (آیت الله حسن زاده آملی) فرمودند که آقا، این هشت سال ایشان رییس جمهور بودند، الان هم هشت نه سال رهبر هستند، الحمدلله رب العالمین یک کلمه حرف اگه کسی دارد، ایشان یک جایی دست خیانتی، یک مثلاً اختلاسی، یک چیزی برای خودش، برای زن و بچه‌اش، برای دودمانش، مثلاً دستی به کار برده است، نه. که عرض کردم، فرمود اگر یک میکرون در ایشان غل و غش می‌دیدم نمی‌آمدم. الحمدلله جان پاک است. الهی شکر. حالا شما نفرمایید که بله آقا، این که دیگر نیاز نیست حرف زدن این جوری که، برای این که این همه مردم شعار می‌دهند، خیلی خوب، بله، اما الان بنده و شما از مقام معظم رهبری، از ایمان ایشان، از آن خلوت ایشان، از آن تقوای ایشان، از آن باطن ایشان، از سّر ایشان، چه اطلاعی داریم؟ همین اندازه که ما یک ظواهری می‌بینیم. الحمدلله رب العالمین اما کسی را که ملک و ملکوت را بگوید من کاری ندارم، که من فقط با خدای خودم کار دارم، ایشان بخواهند حرف بزنند، تعریف کنند، تمجید کنند ایشان، این حرف چیز دیگری است، این یک لذت دیگری دارد، این یک حساب دیگری دارد. این هدیه ای که دارم به تو می‌دهم با کمال ابتهاج و انبساط دارم می‌دهم، مبتهجم، اصلاً چقدر الان دارم کیف می‌کنم که الحمدلله یک کتابی را دارم به یک کسی می‌دهم که لیاقت دارد، شأنیت دارد. لطف بفرمایید آقا (علامه حسن زاده آملی) را در دیدگاه‌های سیاسی و گروهی وارد نکنید که چطور شده آقا الان انقلابی شده ؟ این طوری حرف نزنید سرور من . آن موقعی انقلابی شده بودند که در سال 42 که طلبه جوانی بودند و مشرف شده بودند به قم ، و رفتند به فیضیه و مسجد اعظم ، در سخنرانی امام خمینی (ره) شرکت کردند و بعد از سخنرانی امام، طلبه ها را گرفتند و زدند . آن موقع حضرت آقا (علامه حسن زاده آملی) باتون می خوره و بیهوش میشه و بین شهدا می افتد . و نزدیک بود که ایشان را به عنوان شهدا مسجد اعظم ببرند و دفن کنند که یک بنده خدایی دید که ایشان یک جنب و جوشی میخوره و ایشان را نجات می دهند .

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:57 - 0 تشکر 534102


سیر و سلوک عملی استاد

ایشان سالکی است دائم الجوع که عمدتا در حال روزه به سر میبرند.ایشان سالکی دائم الصمت اند که تا کسی با ایشان لب به سخن نگشاید یا موظف به سخن گفتن نگردند لب از لب وا نمیکنند.ایشان سالکی سحر خیزند که از سنین نوجوانی در سحر خیزی عزمی راسخ داشتند و دائما جوانان را به مغتنم شمردن این ساعات پر برکت سفارش میکنند.
اصول سیر و سلوک انسانی را میتوان در کتاب وجودی ایشان به مطالعه نشست و چه گویم از وصف کمالات ایشان که قلم یارای بیان آن را الحق ندارد.


منبر و دهان روزه


استاد منبر های خویش را برای تاثیر گذاری بهتر و بیشتر با دهان روزه صحبت میفرمودند. این سیره و روشی است که از استادشان حضرت علامه حسن زاده آملی آموختند. در عرفان میفرمایند که حالات استاد تاثیر مستقیمی در جان شاگردان دارد. شخصی که مطلبی را برای افرادی تدریس مینماید اگر خودش به آن مطلب عامل باشد آن اثری که میگذارد بسیار شدید تر از زمانی است که صرفا لقلقه زبان است. این مراقبت های دقیق موجب شدهاست که جوانان بسیاری در گوشه و کنار کشور شیفته حضرت استاد شوند و از معارف ایشان بهره مند گردند.


دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار


ماه پنهان در پس خورشید

ایشان قسمت اعظم عمر گرانمایه خویش را صرف شرح و تفسیر آثار گرانقدر حضرت علامه حسن زاده آملی نموده اند تا این بزرگمرد بی نظیر را به جهانیان بشناسانند و همگان را از سفره علوم و معارف ایشان بهره مند نمایند.استاد ماهی است که خود را پشت خورشید حضرت علامه مستور نموده اند و جز از مولای خود حرفی نمیزنند و حتی آثار علمی خویش را در قالب شرح آثار استاد عظیم الشانشان به نفوس شیقه تقدیم میکنند. ایشان با پنهان نمودن خودشان در پس خورشید وجود حضرت علامه حسن زاده آملی ادب شاگردی را به بهترین نحو به جا می آورند و خودشان را ریزه خوار سفره معارف استادشان میدانند.

چهارشنبه 8/6/1391 - 17:0 - 0 تشکر 534105


جامعیت استاد

استاد صمدی آملی بزرگمردی است که در علوم بسیاری به درجه استادی رسیده اند و اثارشان گواه این حقیقت است. ایشان در زمینه های منطق و فلسفه و عرفان و هیئت و ریاضیات و طب و شعر و تفسیر و فقه و اصول و علوم غریبه و ... آثار گرانقدری از خویش به یادگار گذاشته اند که کم نظیر است.
به گوشه کوچکی از این آثار اشاره ای اجمالی مینماییم :
1- تدریس تمهید القواعد
2- تدریس نصاب الصبیان
3- تدریس کشف المراد
4- تدریس منظومه حاجی سبزواری
5- تدریس بدایت الحکمه
6- تدریس نهایت الحکمه
7- تدریس نفس شفا
8- تدریس اسفار
9- تدریس اشرات و تنبیهات
10- تدریس جواهر کلام
11- تدریس اصول فقه
12- تدریس دروس هیئت و نجوم
13- تدریس فصوص
14- تدریس لمعه
15- تدریس مباحث امامت و ولایت
16- تدریس مباحث سیر و سلوک عملی
17- تدریس مباحث منطق
18- تفسیر قران
19- تفسیر ادعیه
و ده ها کتاب و موضوع دیگر


گوشه ای از شرح های استاد بر آثار حضرت علامه


به گوشه ای از این شرح ها به اجمال اشاره مینمایم:
1-شرح دفتر دل
2- شرح قصیده ینبوع الحیوت و ترجمه
3-شرح رساله انسان در عرف عرفان
4-شرح بسم الله الرحمن الرحیم
5-شرح ( شرح فص حکمت عصمتیه فی کلمت فاطمیه )
6-شرح نهج الولایه
7-شرح ( انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه )
8-شرح رساله رتق و فتق
9-شرح رساله زبرجدیه
10-شرح دوره کامل دروس معرفت نفس
11-شرح گنجینه گوهر روان که ادامه دارد.
12-شرح گوشه ای از رساله لقا الله
13-شرح عیون و سرح عیون مسائل نفس
14-شرح مراتب طهارت
15-پیرامون حضور و مراقبت
16-شرح رساله نور علی نور که ناقص است
17-پیرامون انسان و قران
18-شرح رساله قران و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند
19-شرح رساله صد کلمه در معرفت نفس
و...
((از باب تبرک به عدد ۱۹ تنها در نوزده شماره این آثار تنظیم شده است که عزیزان خواننده خودشان از تعداد اصلی این آثار باخبرند و میدانند این ها گوشه کوچکی از آثار ایشان می باشد. عزیزان میتوانند به دی وی دی های ضبط شده از سخنرانیهای ایشان مراجعه کنند و لیست بلند بالا و تعداد جلسات را از آن جا جویا شوند.))

چهارشنبه 8/6/1391 - 17:3 - 0 تشکر 534107



بسمه تعالی



یاد یاران امام خمینی ( ره ) شهید سید عبدالكریم هاشمی نژاد


مردی از تبار علم و ادب و اخلاق آگاه و عالم به همه مسایل اجتماعی كه در طول دوران زندگی خود سراسر مبارزه و جنبشی بوده است . سیر مبارزاتی وی از سال 1342 به اوج رسید و تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن تا زمان شهادت با سخنرانیهای پرشور و روشنگرانه ادامه داشته است . در تعقیب و گریزها و بازداشتها و در پاسخ به سئوالات ساواك با زیركی خاصی عمل نموده كه به ظاهر تسلیم اما در باطن استوار و پرخروش بود كه همه اینها عامل برآشفتگی رژیم منحوس پهلوی و دستگاههای اطلاعاتی شاه شده بود . از طرفی نقشی ارزنده در شكل دادن مردم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ایران داشته است.
ولادت
جوانمردفاضل ، شهید والا مقام هاشمی نژاد، مظهر خوبیها، قهرمان صحنه ها و جلوهفریادها بود. و ایمان و عشق به ارزشها وجودش تجسم داشت . وی در سال 1311شمسی در خانواده ای مذهبی در یکی از روستاهای بهشهر چشم به جهان گشود. پدرو مادر که دوست داشتند فرزندشان با تربیت صحیح بزرگ شود، با وجود کارهایطاقت فرسای زندگی از رشد معنوی سید عبدالکریم غافل نبودند.آنان می خواستند از عطر گلی که در بوستان محبت آن دو، پرورش می یابد، فضایزندگی مسلمین معطر شود در دوران کودکی و نوجوانی در دبستان و چه پس از آن، هر کس رفتار او را می دید آینده درخشان وی را پیش بینی می کرد.در مکتب حوزه
سیدعبدالکریم در مسیر شناخت خویش در چهاردهمین بهار زندگی دوست داشت بداندانتهای مسیرش کجاست ؟ و در چه راهی گام بر می دارد؟ تا اینکه سرانجام درمیدان جاذبه حوزه های علوم اسلامی قرار گرفت و حوزه علمیه آیة اللهکوهستانی در 6 کیلومتری بهشهر پذیرای این جوان با اخلاص گشت و در آنجامشغول تحصیل و پیمودن قله های رفیع علم و معنویت گردید. یکی از اعضایخانواده آیة الله کوهستانی شبی برای نماز شب در دل تاریکی از خواب سنگینسحرگاهی بیدار شد، روشنایی چراغ در داخل حجره ای توجه اش را جلب نمود. نزدیکتر شد صدای ضجه و ناله ای بسان زنبوران عسل از حجره سید عبدالکریمبلند بود. جوان عارف در آن ظلمت شب ، سربندگی و اطاعت بر آستانه جلال حقگذاشته و با نوای دلنواز و دلنشین العفو، سکوت شب را می شکست بااین معنویت شوق هجرت به قم ، چون کوثری شیرین ، جان هاشمی نژاد را مشتعلساخت . با آمدن به شهر حضرت معصومه علیه السلام ، بنابر توصیه استادش باشیخ علی کاشانی آشنا شد کسی که همه او را معجونی از اشکالهای خالصانه وراءفت های پدرانه و تهجدهای شبانه می شناختند. همین آشنایی و ارتباط نزدیکبا آن مردم عارف و خداترس ، توفیق ملاقات با امام زمان (عج ) را نصیبهاشمی نژاد ساخت .
جوانمهاجر بهشهری هر روز با جدیت مضاعف درخت علمش تنومند می گردید تا اینکه دردرس مجتهد پرور بزرگانی چون امام خمینی (ره ) و مرحوم آیة الله بروجردیشرکت جست . درس خارج اصول فقه حضرت امام و خارج فقه حضرت آیة الله بروجردیدو چشمه زلال بود که کامش را سیراب می کرد. پای این محقق جوان به درساستادی چون امام خمینی باز شده بود که فقط قواعد و فرمولهای اصولی درس اونبود. دریای بیکرانی بود که گوهرهای نایاب فراوان داشت . فصل جدید زندگیستاره بهشهری آغاز شده بود. او امام را خورشیدی می دانست که از تابش نورشهماره جان می گرفت و به او عشق می ورزید.شروع مبارزات
زندگیهاشمی نژاد هماره تواءم با مبارزه علیه ظلم و ستم بوده است . در 14 سالگیشهامتش او را وادار به سخن علیه رژیم بیدادگر کرد. او گفت : ((روزی خواهد آمد که ما این رژیم را سرنگون خواهیم کرد باتصویبلایحه انجمنهای ایلاتی و ولایتی و طرح انقلاب به اصطلاح سفید شاه ، مبارزهروحانیت به رهبری امام خمینی (ره ) اوج گرفت و هاشمی نژاد نیز مبارزهسیاسی اش را با سخنرانیهای افشاگرانه تشدید نمود. تا اینکه در نیمه شب 15خرداد 1342 امام خمینی این رهبر همیشه بیدار به همراه 40 تن از یاران ازجمله هاشمی نژاد دستگیر و روانه زندان شد
مبارزهخستگی ناپذیر در مدت مبارزه اش علیه شاه چهار بار دیگر روانه زندان شد. دومین بار زمانی بود که وی جهت سخنرانی در خیابان نواب صفوی((پایین خیابان))در مسجد فیل در یکی از مناطق محروم مشهد دعوت به عمل آمد. وی هنگامسخنرانی با سینه ای پرتب و طوفان ، پتک فریاد را بر فرق رژیم تبهکار میکوبید و فریادش گرمابخش دلهای خسته بود. سید با اطلاع از آمدن ساواک بهمسجد، با صدایی رسا، بانگ برآورد:((اگر بنای سرکوبی و ایجاد ترس و قانون جنگل به رخ مردم کشیدن را ندارید می توانستید در منزل یا پیش از منبر احضارم کنید.)) فریادفضیلت هاشمی نژاد وقتی در مشهد ممنوع المنبر شد، به دعوت مردم اصفهان بهمدت 10 شب در مسجد سید اصفهان به افشاگری ماهیت رژیم شاه پرداخت . تااینکه برای سومین بار دستگیر و به زندان عمومی منتقل شد
درسال 1353 وقتی طلاب به یاد شهدای فاجعه نیمه خرداد 42 در مدرسه فیضیه گردآمده بودند، مورد هجوم کماندوهای ساواک قرار گرفتند و عده ای شهید و مجروحشدند به همین بهانه مجاهد نستوه ، مبارزه اش را شدت بخشید و با جلب رضایتاساتید حوزه مشهد روز شنبه 24/3/1353 راهپیمای باشکوهی در خیابانهای مشهدبه راه انداخت . رژیم ، هاشمی نژاد را که مرکز ثقل مبارزه و محرک اصلی اینراهپیمایی می دانست برای چهارمین بار دستگیر و روانه زندان کردند. در سال 1357 که هنوز شعله انقلاب روشن نشده بود، مبارزات و خدمات بی شائبه ومجاهدتهای مخلصانه آن بزرگوار مورد تقدیر و تشکر حضرت امام خمینی واقع شد. آن حضرت در نامه ای خطاب به وی فرمود: ((من چشمم به افرادی چون شما روشن است .)) درادامه مبارزه ، مردم مشهد صبح یک روز، با بیرون آمدن از منازل ، اطلاعیهای را به امضای صریح سه تن از علمای شهر یعنی حضرت آیة الله خامنه ای ،هاشمی نژاد، و واعظ طبسی بر در و دیوار شهر دیدند که در آن به شاه حملهمستقیم شده بود رژیم در برابر این اطلاعیه چاره ای جز حبس هاشمی نژادنداشت
بدین ترتیب مجاهد قهرمان برای پنجمین بار در اسارت رژیم قرار گرفت

چهارشنبه 8/6/1391 - 17:3 - 0 تشکر 534109

اءلیفات
درزمانی که در حوزه های آشنایان به قلم اندک بودند استاد هاشمی نژاد اهمیتاسلحه ای که قرآن بنام آن قسم یاد کرده را خوب شناخت او معتقد بود ایناسلحه باید در دست دلسوختگان قرار گیرد.
1. دکتر و پیر: در سال 1337 در بیست و شش سالگی ، مبارزه اش را علیه فرهنگ منحط غربی شروع کرد و اولین اثر قلمی خود را تحت عنوان((دکتر و پیر))هنر موازنه با شیوه ای نو و جذاب برای جامعه آن روز به سبک داستانی عرضهداشت . این سبک نگارش ، جاذبه خاصی برای خوانندگان کتاب پدید آورد. داستاناین کتاب بین چند نفر مسافر در قطار شروع می شود که در لابلای بحث به میانارزشهای اسلامی و دفاع از قوانین جاودانه اسلام می پردازد.
2. مشکلات مذهبی روز: بعضی موضوعات این کتاب عبارتند از: حکومت جهانی امامزمان ، طول عمر آن حضرت از نظر زیست شناسی و پزشکی ، مشکل پیری ، چگونهامام زمان بر جهان غلبه می کند، انتظار فرج یعنی چه ، در حکومت امام چهکسانی محکوم به مرگ می شوند، کتاب جدید چیست .
3. درسی که حسین به انسانها آموخت : در این کتاب نهضت مقدس امام حسین علیه السلام و جوانب مختلف آن بررسی شده است .
4. پاسخ به مشکلات جوانان : این کتاب حاوی مجموعه پاسخهایی است که درموضوعات مختلف علمی و دینی در جلسات کانون بحث و اقتصاد دینی به انبوهجوانان داده است .
5. اصول پنجگانه اعتقادی .
6.راه سوم بین کمونیزم و سرمایه داری : این کتاب تحت سه عنوان کلی سرمایهداری و انتقاد به روش آن ، کمونیزم و انتقادات وارده بر آن و موضع اسلام ،اختلافات طبقاتی را مورد بحث قرار داده است .
7. ضرورت تشکیلات : که در مورد ضرورت و نقش تشکیلات در پیشبرد اهداف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بحث شده است .
مبارزه با جهل و مادیات ، قرآن و کتابهای دیگر آسمانی ، رهبران راستین ،مسائل عصر ما، ولایت فقیه ، زهرا مکتب مقاومت ، رسالت انقلابی امام حسین ،تقریرات اصول آیة الله شیخ علی کاشانی ، غروب آفتاب اندلس و مشکلات جنبی وچاره آن در اسلام ده عنوان دیگر از تاءلیفات استاد هاشمی نژاد است که ازخود به یادگار گذاشته است

چهارشنبه 8/6/1391 - 17:4 - 0 تشکر 534111





کانون بحث
مشعلدارفضیلت با طرحهای جوان پسند، تلاش کوردلان را در خاموش ‍ کردن شعله هدایتعقیم گذاشت پایگاهی تاءسیس کرد که بتواند ابهامات نسل جوان را پاسخ دهد باتجربه در موفقیت خود با توکل به خدا و همکاری دوستان((کانون بحث و انتقاد دینی را به راه انداخت .))خود در این باره می گوید:
((پساز رفتن به مشهد عمده کار من تدریس و یک سری جلسات بحث آزادی برای قشردانشجو و دانش آموز بود این جلسات که به کمک بعضی از دوستان به راهانداختیم ادامه داشت و بسیار موفقیت آمیز بود تا اینکه ساواک ما را ازشرکت در بحث آزاد منع کرد.))
محل فعلی کانون میدان صاحب الزمان مشهد است که قبلا بهائیان سکونت و فعالیت داشتند.
مناظره

استادفرزانه به تناسب هر صحنه ، هنر خاصی را در مبارزه حق طلبانه به خدمت میگرفت . مناظرات هاشمی نژاد از قدرت بیان و قوت استدلال وی در برابر کجفهمان و منحرفان حکایت داشت و چون نوری شبکوران را به وحشت می انداخت اودر فاصله سالهای 56 - 1354 در زندان مشهد برخوردهای زیادی با گروههایسیاسی داشت خود وی فضای زندان را اینگونه ترسیم می کند: زندان بهترین فرصتبرای شناخت گروهها و افکار آنان بود... در آن فضای برخورد افکار هوشیارکسانی بودند که در دام صیادان سیاسی گرفتار نیایند. گروهک پیکار و از جملهآن گروهها بود. وقتی به آنها پیشنهاد بحث و مناظره دادم چون مرا طلبه ایبی سواد می دانستند ابتدا قبول نمی کردند وقتی موافقت کردند و یکی دو باربا آنها جلسه مناظره در مسائل اقتصادی گذاشتیم شکست خوردند و برای دفعاتبعد عقب نشینی کردند به آنها پیغام دادم شما که اعتقاد به علمی بودنایدئولوژی تان دارید و ما را مرتجع و کهنه پرست می دانید پس چرا از مناظرهوحشت دارید؟ بیایید و ساعتی را کنار هم بحث کنیم ، اما قبول نکردند!حدیث نفاق
مبارزهفکری با منافقان ، بخشی از زندگی آن جوانمرد را شامل می شد استاد در بخشیخاطراتش می گوید: در زندان برخورد با گروههای چون طوفان ، مجاهدین خلق ، (منافقین )، چریکهای فدایی خلق ، پیکاریها و حزب توده داشتم پیکاریهاکسانی بودند که تازه از مجاهدین خلق منشعب شده بودند و با عقیدهمارکسیستها رابطه گرمی نبود. فقط در حد سلام کردن در راهرو بود بطوریکهغذا خوردن ، ورزش کردن مذهبیون از مارکسیستها جدا بود بنده از مجاهدین خلقشناختی نداشتم و نوشته هایشان را نخوانده بودم . آنها با برخوردهایمنافقانه سعی می کردند چیزهایی که بچه مسلمانها با آنها حساسیت داشتندرعایت کنند این باعث شده بود برخورد حادی بر آنها نداشته باشیم اما پس ازانقلاب ، نظر بنده در مورد آنها عوض شد و با منافقین به شدت برخورد کردم .دو نفر از رهبران سازمان که نزد بنده این مسئله را به عنوان گله مطرحکردند به آنها گفتم : تا قبل از سال 1354 و آمدنم به زندان موضع شما موردقبول بود، پس از اینکه گروه پیکار از سازمان جدا شده عده ای از شما بااظهار تنفر از خیانت پیکاریها آن را به حساب ایدئولوژی غلط مارکسیستی آنهاگذاشتند که موضع گیری آن موقع شما مورد تاءیید بنده قرار گرفت اما وضعفعلی سازمان غیر از حرفهایی است که در زندان می زد الان در اجتماع ندایوحدت با مارکسیستها را سر می دهید استاد هاشمی نژاد در ادامه از موضع گیریآنان بعد از انقلاب می گوید: آنطوری که تاریخ کشورمان نشان می دهد پس ازپیروزی انقلاب ، موضع و خط آنها درست خلاف خط امام بوده است با مقایسه ایبین موضع گیری آمریکا و منافقین نسبت به انقلاب ما هماهنگی زیادی در اینزمینه بین آمریکا و این سازمان وجود داشته است . موضع گیری آنها دراستقرار جمهوری اسلامی ، در رابطه با مجلس ‍ خبرگان و تضعیف آن و قانوناساسی ، منفی بوده و هماهنگی کاملی بین این سازمان روزنامه های ضد انقلابیچون آیندگان پیغام امروز و... داشته است و این برای یک سازمان انقلابی ! که خود را ضد امپریالیست ! نیز می داند، بسیار غیر منطقی است ، که بر خلافشعارش دقیقا در خط آمریکا حرکت کند.این اواخر که سعادتی (عضو منافقین ) را به جرم جاسوسی برای شوروی کهمحاکمه می کردند، مجاهدین خلق می گفتند: چطور می شود ما از یک طرف متهم بهجاسوسی برای شوروی باشیم و از طرف دیگر ما را به عنوان شرکت در کودتایآمریکایی متهم کنند؟ و ما آیا آمریکایی هستیم و یا طرفدار شوروی ؟ جوابشاین است آقایان از نظر زیربنای فکری و خط فکری مارکسیسم را پذیرفته اند وطرفدار شرق اند ولی عمل کرد مرحله ای آنها در خطر آمریکاست .))نوبت شهادت
باپیروزی رزمندگان و شکست حصر آبادان ، در آستانه برگزاری سومین انتخاباتریاست جمهوری (10 مهر 1360) تضعیف روحیه مردم ، ماءموریت جدید منافقانبود. بدین منظور ترور شخصیت بزرگ هاشمی نژاد در دستور کارشان قرار گرفت . ((دوروز قبل از عملیات یعنی پنجم مهرماه 1360 طی تماس تلفنی او را تهدید بهمرگ کردند مجاهد عارف با این زنگ تلفن به یاد رؤ یای چند روز پیش افتاد. ((بانزدیک شدن شعله های آتش به امام خمینی ، تلاش سید برای خاموشی آتش فایدهنبخشید تمام لباسهای امام سوخت ولی امام سالم ماند. او با تعبیری عاشقانهگفت : همه یاران امام چون لباس اویند و شهید خواهند شد که با خواست خدا،من هم از شهدا خواهم بود. اما خورشید وجود امام عزیز همچنان می تابد او که عاشق شهادت بود، وعده امام خمینی که((من با اجل طبیعی از دنیا می روم توبه فکر خودت باش))را لحظه ای بیاد آورد. و در انتظار شهادت روز شماری می کرد. رؤ یای یاروفادارش واعظ طبسی نیز بر شهادت وی گواه بود. وی در عالم خواب می بیند: شهید مظلوم بهشتی وارد مشهد شد. و در صحن امام نشست و با آقای طبسی واردشد تا با او به عنوان مهمان صحبت کند، ناگاه شهید بهشتی جلو آمد و گفت : شما فعلا تشریف داشته باشید. با شما فعلا کاری نداریم ، بلکه با آقایهاشمی نژاد کمی کار خصوصی داریم .))
هاشمینژاد شیدای جواد الائمه علیه السلام بود و به آن حضرت چون دیگر امامان عشقمی ورزید. یکی از بستگان بسیار نزدیک هاشمی نژاد، پس از شهادت او در عالمخواب ، خود را بالای قبر شهید در حرم رساند. اما با قبر خالی شهید مواجهگردید، با جستجوی فراوان او را، داخل ضریح امام رضا علیه السلام دید کهنشسته است . خطاب به شهید گفت : شما که در دنیا با همه لیاقتها، پست هایپیشنهاد شده از سوی امام خمینی را قبول نکردید. حالا در ضریح به چه کاریاشتغال دارید؟ سرش را بالا آورد و گفت داخل قبر جایم خیلی تنگ بود. اینجاآمده ام و مسئولیت تنظیم ملاقاتهای امام جواد علیه السلام را قبول کرده ام جوانمردفاضل و دانشمند در روز شهادت امام جواد علیه السلام راس ساعت 7 صبح بهمکان حزب جمهوری اسلامی آمد. یکی از اعضای منافقین به بهانه خرید کتاب وپوستر با نارنجک به سالن حزب رفت و در آنجا مخفی شد. وقتی راءس ساعت 8 صبحکلاس پایان گرفت ، منافق سیه روز، خود را به جوانمرد فاضل رساند. او را دربغل گرفت و نارنجک را در جلوی شکم آن عاشق شهادت منفجر کرد.انفجاری که روح بلندش را از قفس تن پرواز داد و فریاد رسوایی شب پرستان وطلوع خورشیدی دوباره را در آسمان شهر نوید داد فریاد رستگاری از ماءذنهشهادت برخاست و هاشمی نژاد را به مهمانی جدش ‍ رسول خدا برد و با اتصال بهاقیانوس جاوید و بیکران روحش را از کوثر کمال سیراب ساخت . یادش گرامی باد

www.daneshrangarang.ir


برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.