سلام
خب حالا که حرف روز جلسه مدیران شد.. مطلبی رو که گذاشته بودم آخرسر بگم .. الان میگم.
هرچند که قول داده بودم شیرینی بدم اون روز.. ولی چون راننده آژانس خیلی منو دیررسوند (آخه آرم طرح نداشت.. کل تهرونو دور زد بنده خدا) فرصت نشد تا برم از قنادی مورد نظرم شیرینی تهیه کنم و همین جوریشم ده دقیقه دیررسیدم به جلسه. و کلی شرمنده دوستان شدم.
اما شیرینی نداده کادو گرفتم .. چه حالی میده ها!! مفت و مجانی .. بدون هزینه ، کادوبگیری واسه تولدت مگه نه؟
اون روز آنشرلی عزیز کلی منو خجالت داد و یه کادوی خیلی زیبا و ارزشمند بهم داد .. آنه!!! خودت باید عسکشو میذاشتی نه من.. ولی عیبی نداره خودم میذارم عسکشو!
این عکس اولیه کادوهه
از اونجایی که رسمه همه کادوهاشونو میذارن بغل مونیتورشون ،
منم به رسم بقیه عمل کردم
اینم از صفحه اول کادو که منقوش به امضای آنه س
اینم بخشی از تزئینات منزل که دسترنج دخملی خودمه
خب دیگه بسه ! یه کادوهه خیلی خوشمل هم از آقای همسر گرفتم
بهله درست حدس زده بیدید.. طلابید.. گلها جونم حرفتو گوش کردم.. تازه تلافی
روز زنم در آوردم الان عکسشو ندارم
اگر شد میذارمش.