• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 23540)
پنج شنبه 21/9/1387 - 9:37 -0 تشکر 76731
( قصص العلما )

به نام خالق مخلوقات

با سلام وصلوات بر محمد و ال محمد(ص)

 

انشاالله این تایپیک منبعی باشد برای

خاطرات و تاریخ زندگی پربار

علما

البت سخنانشان را این جا نیمگذاریم آن را در "جرعه ای از سخن بزرگان دین"

میگذاریم

و معرفی کتابشان را در " خواندن این کتاب ها توصیه میشود"

 
شيخ رجبعلي خياط فرمود: 

اگر ما به قدر ترسيدن از يک عقرب از عِقاب خدا بترسيم،

همه کارهاي عالم اصلاح ميشود
 
 
 
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم 
 
چهارشنبه 8/6/1391 - 16:47 - 0 تشکر 534084


نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی

نوجوان انقلابی

ایشان پس از پشت سر گذاشتن ایام کودکی در ابتدای سنین جوانی شاهد تحولی عظیم در عرصه سیاسی کشور بودند. ایشان ایام جوانی خویش را در کوران انقلاب سپری نمودند. ایشان در آن ایام نوجوانی انقلابی بودند که دائما در زمینه پخش اعلامیه و تظاهرات و ... حضوری فعال داشتند . خاطرات شیرین آن ایام در گوشه و کنار بیانات استاد به چشم میخورد که خود گواه روحیات انقلابی این جوان طلبه میباشد.
استاد طلبه ای جوان و شجاع بودند که مجنون وار به امام خمینی عشق میورزیدند. ایشان در آن ایام با شور جوانی خویش به پخش اعلامیه های امام مبادرت می ورزیدند و این امر را وظیفه ای شرعی برای خویش تلقی مینمودند. شرکت در تظاهرات با آن شور و شعور ایام جوانی بسیار خاطرات شیرینی را برای ایشان به جا گذاشته است. ایشان در جلسات معرفت نفس میفرمایند: (جوانی کم سن و سال بودم. در تظاهرات شرکت میکردم و گاهی که تظاهرات به اوج خود می رسید برای حفظ جان با کیسه های شن و الوار و تیر آهن ها برای خود در سویی از خیابان سنگری میساختیم. ایشان میفرمودند که در آن ایام با آن شور و قوت جوانی تیر آهن های بزرگ را یک تنه جا به جا میکردیم و احساس خستگی چندانی به ما دست نمی داد.)


در راه عشق دم به دم عذر و بهانه چیست؟!

آری این قدرت عشق است که این جوانان پاک نهاد را بر علیه طاغوت به قیام وا داشته است و اکنون نیز این جوانان همان جوانان سابق اند.




حضور استاد در جبهه ها

پس از آنکه این انسان فرزانه گردنه انقلاب و مشکلاتش را با سربلندی و سر افرازی پشت سر گذاشتند ، جنگی ناجوانمردانه در گرفت که این انقلاب نوپای را در معرض خطر قرار میداد.
ایشان بی درنگ خود را به جبهه ها رساندند و تمام مدت جنگ در جبهه های حق علیه باطل حضوری پر رنگ و فعال داشتند.
ایشان در مقدمه کتاب (مثنوی نجوا با شهیدان) میفرمایند: (( ... این کمترین بی مقدار نه شاعر است و نه در ایام دفاع مقدس لیاقت رزم داشت ، بلکه به لطف شهید بالذات الهی ، توفیق در نظارت بزم رزم آوران خونین بال را از سال پنجاه و نه تا تیر ماه سال 67 بر عهده داشته است ))
از گوشه و کنار بیاینات ایشان و همرزمانشان بر می آید که ایشان علاوه بر تبلیغ و رزم کارهای مهمی را درپرونده حضورشان در جبهه دارند که متاسفانه به علت کتوم بودن بیش از اندازه ایشان مایل نیستند بر زبان و قلم جاری شود. برای مثال استاد در جلسات محرمانه ای که برای عملیات کربلای 5 توسط فرماندهان ارشد لشکر 25 کربلا برگزار میشد حاضر بودند که گوشه ای از گفت و گوهایی که ان جا رد و بدل میشد را میتوانید در صفحه 25 کتاب رصد دلتنگی ها مطالعه بفرمایید.
استاد علاوه بر این ، چند روز قبل از عملیات کربلای 5 به همراه فرماندهان برای شناسایی منطقه عملیاتی عازم شدند. از این دست اشارات نسبت به رزم آوریهای استاد در کلامشان بسیار محدود دیده میشود که نشان از کف نفس ایشان دارد.
طلبه رزم آور ما جوانی روحانی بود که با لباس خاکی بسیجی به همراه عمامه در جبهه ها حضوری پر رنگ داشت .ایشان اکنون نیز با خاطرات آن ایام وبا یاد همرزمان خویش زندگی می کنند و در انتظار پیوستن به آن سبک بالان عاشق روزگار میگذرانند و این شوق و اشتیاق خویش را برای شهادت در راه خدا بارها و بارها بر زبان جاری کرده اند


چهارشنبه 8/6/1391 - 16:50 - 0 تشکر 534087


نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی

جلسات استاد صمدی در جبهه ها

ایشان با برگزاری جلسات متعدد درسی به احیای علمی رزمندگان مبادرت می ورزیدند و آن ها را در کنار جبهه جهاد اصغر متوجه جهاد اکبرمی نمودند.جلسات دعای کمیل و زیارت عاشورا و دعای ندبه ایشان با سوز و گداز عجیبی همراه بود که فضای جبهه ها را ملکوتی مینمود.
استاد میفرمودند افراد طالب کمال و مشتاق علمی در جبهه ها بودند که با جدیت مباحث را دنبال مینمودند و سوالات شرعی خویش را میپرسیدند و حتی آنچنان متعبد به شرع بودند که در اوج زمستان در سرمای شدید برای غسل واجب خود را به آب یخ زده می انداختند.ایشان جلسات متعددی را در جبهه ها برگزار مینمودند تا به رسالت طلبگی خویش جامع عمل بپوشانند. برای مثال ایشان در کتاب رصد دلتنگی ها میفرمایند (( در صیلاویه روزی 3-4 کلاس برای رزمنده ها داشتیم و حیف که ضبط نشد. اگر چه همه آن ها در نظام تکوین می ماند))
استاد در جلسات متعددی که در جبهه ها برگزار مینمودند علاوه بر مسائل شرعی و احکام به مسائل اعتقادی رزمندگان عنایت ویِژه ای داشتند و با صبر و حوصله به شبهات و سوالات رزمندان پاسخ میدادند و برای آن ها از اسرار دین و حقایق ناب اسلام محمدی میگفتند.
جالب است بدانیم که حضرت استاد مباحثی مانند کتاب عظبم الشان لقا الله میرزا جواد آقا ملکی تبرزیزی را برای آن جوانان سالک و عاشق تدریس مینمودند. به راستی پشت سر آن همه مجاهدت و جانفشانیهای جوانان برومند ما در جبهه ها معرفت و دانش بود که العلم امام العمل.
استاد صمدی آملی بلبلی خوش آواز هستند که به فرموده حضرت علامه حسن زاده آملی دارای نوای داودی می باشند. ایشان با صدای دلنشین خود هر هفته جلسات دعای کمیل و ندبه و زیرات عاشورا و دعای توسل را برای رزمندگان برگزار مینمودند که اکنون نیز جلسات دعای ایشان گاها با بیان خاطراتی از آن ایام روحانی همراه میشود.


مباحثه در جبهه ها

مباحثه در بین طلاب امری است بسیار مرسوم و متداول که همیشه مورد تاکید حضرت استاد صمدی آملی بوده است.ایشان از مباحثه های طلبگی خویش خاطرات شیرینی را بیان میدارند.

یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان

بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

برای مثال ایشان میفرمایند : ((در حین آموزش نظامی مشغول خواندن ( مغنی اللبیب ) بودیم و با شهید حمید زاده امیر کلائی در حال مباحثه بودیم که خبرسقوط خرمشهر به ما رسید))
توصیه استاد بر این است که دانشجویان و طلبه ها مباحث را خوب نزد استادی بخوانند و سپس با یکدیگر آن ها را به مباحثه بنشینند تا مطالب خوب برایشان جا بیفتد و زوایای پنهان بحث مکشوف شود.
آری به وقت رزم میباید رزم آور بود و به وقت درس می باید دانش ور .
و به وقت عبادت میباید عابد و در عین حال رویگردان از دنیا و زاهد .
می باید در عین تعبد به ظواهر شرع در پی فهم بواطن نیز بود.


چهارشنبه 8/6/1391 - 16:50 - 0 تشکر 534088


نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی

راز شهید نشدن استاد صمدی آملی

نکته ای عجیب در این هشت سال جهاد ایشان خود نمایی میکند و آن این است که دستی غیبی حضرتشان را از گزند آسیب ها در امان نگه می داشت در صورتی که به اعتراف سرداران بزرگ جبهه مانند سردار شالیکار و سردار قربانی و ... استاد بارها در خط مقدم و در کوران درگیری ها مردانه جنگیدند اما چه شد که جان سالم به در بردند؟ می باید رازش را از بزرگ مردی الهی اعنی علامه عارف حسن زاده آملی جویا شد.
استاد صمدی آملی در یادواره شهدای خشواش سال 1390 در جمع زائران شهدا و بزرگان جنگ و جهاد به بیان خاطره ای پرداختند. استاد فرمودند:(( در سال66 یا 67 که پایان جنگ بود حضرت علامه از جنبه ظاهری ما را شناختند. تا قبل از آن در جلسات ایشان حاضر میشدیم اما به عنوان یک طلبه شرکت کننده در درس.در سال 66 ایشان یک مربع بسم الله برای ما نوشتند و فرمایشاتی داشتند و رفتیم و سپس برگشتیم. در ان ایام سوالی در ذهن ما بود که چرا مجروح نمیشویم یا شهید نمیشویم... این سوال برای من بود. بعد از چندین سال سوال ذهن ما حل شد. علامه حسن زاده آملی فرمودند تمام هشت سال جنگ ، شما را زیر نظر داشتم))

رسالت استاد صمدی آملی

آری ، آن ولی الهی با جان عرشی خویش باذن الله حضرت استاد صمدی را زیر نظر داشت تا او را برای تربیت نفوس مستعده آماده گرداند.استاد می باید زنده می ماند تا به رسالت خویش جامع عمل بپوشاند و ان رسالت ، جهاد در وادی علم و دانش و احیای فلسفه و عرفان ناب بود.
در شرایطی که ملاصدرا ها به کهک قم تبعید میشدند و فلاسفه و عرفا تکفیر میگردیدند. در شرایطی که تفسیر سوره حمد امام خمینی با اعتراض علمای عوام متوقف گردید و در شرایطی که نامه امام به گورباچف با اعتراض و تظاهرات جمعی از به اصطلاح روحانیون جاهل مواجه گردید و در شرایطی که علامه طباطبایی ها سنگ ها و فحش ها خوردند و شنیدند و در شرایطی که نام فلسفه و فیلسوف و نام عرفان و عارف به توسط متفلسفین و صوفیان ناصافی الوده گردیده بود می باید شخصیتی دلسوز و پاک ظهور میکرد تا در این وادی پر بلا خود را فدا کند.
استاد شخصیتی است که اینچنین توجه حضرت علامه را به خود کرده بطوری که او را هشت سال زیر نظر بگیرد و با دعای خویش او را حفظ کند. به راستی اهل باطن میدانند در باطن ها چه میگذرد و امثال علامه حسن زاده ها میدانند که چه کسانی میباید پرچم داران عرفان و فلسفه باشد و نفوس مستعد را برای رسیدن به مقامات الهی تربیت نماید.


چهارشنبه 8/6/1391 - 16:50 - 0 تشکر 534089



نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی

داغ دیده ای مجنون

استاد ، داغ دیده ای است که برادر و داماد و اکثر دوستان خویش را در راه اسلام از دست داده است. و بارها به توسط شهدا در خواب و بیداری بشارت شفاعت دریافت نموده است. ایشان خود را روضه خوان شهدا میدانند و عمدتا دعوت هایی که از ایشان برای یادواره شهدا میشود را با جان و دل به احترام شهدا اجابت مینمایند.
استاد در یکی از یادوارهای شهدا میفرمودند: (اگر این دو دست من به حرف بیاید به شما میگویند که ما جنازه صد ها جوان در خون غلتیده را حمل نموده ایم.)
بسیار سخت است که انسانی شاهد شهادت دوستان خویش در طول ایام انقلاب اسلامی و دفاع مقدس باشد و دم بر نیاورد. گریه ها و روضه خوانی های استاد برای شهیدان بسیار بسیار تاثیر گزار و غم بار است که ناشی از داغ صد ها لاله در خون تپیده می باشد.




نجوایی عاشقانه با شهدا

مثنوی نجوا با شهیدان ایشان مثنوی غمباری است که به بیان گوشه ای از خاطرات جبهه و جهاد ایشان میپردازد.در این مثنوی ایشان اسامی شهر ها و لشگر ها و گردان های لشگر 25 کربلا و هم رزمانشان را به طرزی بسیار دلنشین در قالب شعر بیان نموده اند.گوشه ای از این مثنوی را با هم زمزمه مینماییم تا خوانندگان عزیز خودشان با خواندن این ابیات به آن دوران منتقل شوند و با روحایات جهادی استاد آشنا گردند و در کنارش به قدرت شعر پردازی ایشان نیز پی ببرند و همچنین با درد و دل های ایشان هم نوا شوند.

ای عزیزان عقده دل وا کنم

با شهیدان خدا نجوا کنم

تحفه ای از بوستان دوستان

همچو طوطی هدیه از هندوستان

از صمیم دل سخن آغاز کن

قلب خود با یاد یاران ساز کن

یاد سیداویه و بزم طرب

رزم های دوستان در نیمه شب

اشک ها از چشم ها سیلاب بود

نخل ها از اشک ها سیراب بود

صوت نخلستان و یارب در نهان

مثل یاد طوطی از هندوستان

زالپور و آن نماز های شبش

یاد خلوت ذکر یارب یاربش

از عزیز دیگری یادی کنم

جمشید نائیجیان نامی برم

آن عزیز دیگرم درویش بود

باز گویم نام او آویش بود

آه درویشان عذا داری کنید

بهر یارانم شما زاری کنید

مسلک مولای درویشان علی

مسلک این جمله هم کیشان همی

آه یاران گریه و زاری کنید

قلب ها از عقده ها خالی کنید

باز گویم مثنوی جبهه ها

جمع میکردیم پاره پاره ها

کربلای 4 با اروند رود

صحنه های کربلا را مینمود

صحنه ایثار و ایمان و وفا

آمبولانس و جسم های با صفا

یک به یک پر میکشیدند سوی او

چهره حق در تجلی رو به رو

یاد سردار عزیز جبهه ها

نور چشم گردان مالک ما

آن نترس بیشه جنگ و جهاد

در کمر محکم کمربند می نهاد

یعنی بابایی جانباز صبور

ای مالک اشتر در بدر و تبور

خط شکن در حمله والفجر هشت

حیرت از رزمش جمال کوه و دشت

یادی از کربلای 5 کن

دل به یاد دوستان در رنج کن

یادی هم از حمله خیبر کنم

فتح خیبر باز هم تکرار شد

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:50 - 0 تشکر 534090






نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی



جانباز بیشه های جنگ و سالک دریای علم


استاد صمدی آملی در حقیقت جانبازی شیمیایی است که از بمباران های شیمیایی آن ایام آثاری را در جانشان به یادگار حفظ نموده اند. ایشان میفرمودند بعد از جبهه عهد کردم خودم را وقف این مردم نمایم و الحق این کار را نمودند.از بعد جنگ تاکنون جلسات درسی ایشان در جای جای ایران برگزار میشود و بسیاری از آن ها ضبط و ذخیره گردیده است که گنجینه بسیار بسیار گرانقدری از معارف الهی را ایجاد نموده است.هزاران ساعت سخنرانی علمی در زمینه های مختلف اعم از اصول و فقه و منطق و فلسفه و عرفان و تفسیر و هیئت و طب و ... از ایشان به یادگار مانده است که حاصل جهاد بی وقفه ایشان در سنگر علمی می باشد. ایشان بعد از جبهه ها خود را متوجه مهمترین نیاز کشور یعنی علم نمودند. علم گوهری است انسان ساز که امثال صمدی ها میدانند چه ارزشی دارد. ان شا الله در ادامه به طور مبسوط به مجاهدت های علمی ایشان و آثارشان خواهیم پرداخت.


افسوس استاد

یکی از افسوس هایی که استاد میخوردند این بود که جلسات درس و بحثی ایشان در جبهه ها به صورت مکتوب یا مضبوط ثبت نشده. اما ایشان میدانند که کتاب جان آن شهیدان الهی مخزن اسراری است که این حقایق را به خوبی در خود پیاده نموده است.افسوس دیگر ایشان ، عدم ثبت تمام خاطرات ایام جنگ می باشد.
ایشان در کتاب رصد دلتنگی ها در این رابطه میفرمایند: ((مجموعه خاطراتم را در حدود بیست نوار ضبط کرده ام و الان پشیمانم که چرا تمام خاطراتم را ضبط نکرده ام. گمان می کردم شاید ضرورتی به گفتن و نوشتن بعضی خاطرات نیست اما الان پشیمانم که متاسفانه خیلی از خاطرات در ذهنم نمانده است. در صیلاویه روزی 3-4 کلاس برای رزمنده ها داشتیم و حیف که ضبط نشد. اگر چه همه آن ها در نظام تکوین می مانند. الان یک حسرتی بر من مستولی است که ای کاش در ایام دفاع مقدس فقط کاغذ و قلم در دست می گرفتم و آن چه که پیش می آمد و مشاهده می کردم ، می نوشتم. ! زیرا به دست گرفتن اسلحه و بعضی امور دیگر را ، دیگر عزیزان هم انجام می دادند و ضرورتی برای من محسوب نمیشد ولی ثبت خاطرات خود و دیگران بسیار مهم بود. علی ای حال دریایی از خاطرات گوناگون در ذهن دارم ولی هنوز از گفتن بسیاری از آن ها راجل و عاجزم))
جنگ با تمام خوبی و ها و بدی ها و خاطراتش گذشت و حاصلش حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شد اما درس هایی که از این هشت سال دفاع جانانه میتوان گرفت ارزشی دارد که در بیان و قلم نمیگنجد. خاطرات آن ایام گنجینه ای است از درس ها و موعظه ها و پند ها که الحق و الانصاف در آینده و گذشته تاریخ شاید نمونه اش را نتوان پیدا کرد.


چهارشنبه 8/6/1391 - 16:51 - 0 تشکر 534091

نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی


طلبگی استاد

استاد تشنه ای بودند و هستند که گم شده خویش را در علم یافتند و با جان و دل به تحصیل آن پرداختند. از خاطرات ان ایام ایشان اطلاعات چندانی در دست نداریم اما خودشان در گوشه و کنار صحبت هایشان اشاراتی به ان ایام دارند از جمله در دروس معرفت نفس فرمودند (مقداری از ادبیات را نزد مرحوم دشتی ( مترجم نهج البلاغه) خواندم .
حضرت استاد با مرحوم دشتی رفاقت بسیار زیادی داشتند و کارهای علمی زیادی با ایشان انجام دادند ،از جمله در ترجمه نهج البلاغه با مرحوم دشتی همکاری داشتند.
در جایی دیگر فرمودند:زمان ما سه سال طول کشید تا جامع المقدمات را خوب بخوانیم.)
طلبه درسخوان ما دارای استعداد وافری در تحصیل بودند به طوری که در جلسه 195 معرفت نفس میفرمودند : ( صرف میر ، عوامل فی النحو ، هدایه و صمدیه را برای عده ای تدریس کردیم. پیش میخواندیم و برای قبلی ها تدریس میکردیم. )
یعنی در زمان طلبگی برای طلبه های پایه پایین تر مطالب را تدریس مینمودند و در عین حال خودشان مشغول تحصیل در پایه بالاتر بودند واین رسم بسیار زیبایی بود که در حوزه ها دایر بود و اکنون کماکان هست.
استاد در جلسه 243 معرفت نفس فرمودند: (بنده پنجم ابتدایی را خواندم که راهی شدم برای طلبگی. پدر بزرگوار و مادر بزرگوار ما بر من حق بسیار دارند. پدر و مادر ما برای ما استکان و نلبکی و دیگ و رخت و خواب و .. گذاشتند تا با خود به حوزه ببرم. برادر ما رخت خواب را به دوش گرفتند. مادر ما خیلی گریه میکرد که دارم بچه ام را از خودم دور می کنم.)
طلبه حقیقی بودن خون دل خوردن میخواهد و با چند سال مطالعه سطحی و ملبس شدن ظاهری حاصل نمیشود. ایشان در توصیه به طلبه ها در جلسه 206 معرفت نفس میفرمایند: (به عزیزانی که میخواهند طلبه بشوند میگوییم از روی خیال نیایند بلکه تصمیم بگیرند که حد اقل 20 سال بنشینند و فقط درس بخوانند و با دنیا کاری نداشته باشند.)

تصمیم راسخ استاد

استاد صمدی آملی شخصیتی است که خودش را وقف این مردم نموده و از همه هستی خویش در این مسیر پر زحمت مایه گذاشته است. ایشان در جلسه 187 معرفت نفس میفرمایند : بعد از جنگ به حقیقت تصمیم گرفتم که کارگر این مردم باشم.
به راستی کارگری این مردم کمالی است که هر کسی به آن نمیرسد و این کارگری در حقیقت اطلاعت از فرمان خداست که فرموده به خلقم مهربانی و نیکی و خدمت کنید.
به یاد دارم که یک روز در سه شهر مختلف پای منبر ایشان نشستم. ایشان رنج این سفر ها را بهه جان میخرند تا شاید جان مستعدی را بیدار نمایند و به راه بیاورند.

به جان پیر خرابات و حق صحبت او

که نیست در سر من جز هوای خدمت او

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:51 - 0 تشکر 534092


نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی


ماجرای تپه نور الشهدا

استاد صمدی آملی رزمنده ای پاک باز هستند که متولی سه شهید گم نام میباشند و شاید یکی از دلایل این مساله برادر مفقود الجسدشان باشد.این شهیدیان عزیز به فرموده استاد امام زادگان عصر حاضر هستند. بهتر است ماجرای تپه نور الشهدا و این سه شهید گم نام را از خود استاد جویا شویم.
حضرت استاد صمدی آملی در کتاب رصد دلتنگی ها میفرمایند:(( تپه ی نورالشهدای خشواش آمل قبل از انقلاب مرکزی برای فساد زن ها و مردهای کلاش بود.چراغ زنبوری برمی داشتند و می رفتند آنجا قمار بازی می کردند.آن جا محلی برای شراب خواری بود. بعد از تدفین سه شهید گمنام در تپه ی نورالشهدا،آقای 50ساله ای که اصلا در وادی انقلاب نیست، آمد پیش من و در حالی که زار زار گریه می کرد؛گفت: «آقا من قبل از انقلاب خواب تپه ی نور الشهدا را دیده بودم. حالا که شما شهدا را دفن کردید؛ آن خواب به یادم آمده است». با توجه به این که این مرد شخصی انقلابی نیست؛ کسی نمی تواند بگوید خودشان دارند نان در روغن می ریزند. این آقا کسی است که صرفا مشغول کار و زندگی خودش است. این خواب را زمانی دیده بود که خبری از انقلاب نبود و این نقطه محل تجمع افراد فاسد بود . خوابش از این قرار بود؛ گفت: « من در خواب دیدم روحانی نورانی که عمامه ی مشکی بر سر داشت، در بالای تپه آمد و شروع کرد به حفر سه تا قبر و سه تا شهید در آن جا دفن کرد. بعد دیدم از بالای تپه، خون مثل سیل جاری شد و ایشان خون ها را با بیل جوب بندی کرد و همه ی تپه را با خون آبیاری کرد. رفتم جلو گفتم آقا چه می کنی؟ گفت می خواهم با خون این جا را آب یاری کنم تا نورانی شود. بعد ها که انقلاب اسلامی صورت گرفت و تصاویر حضرت امام ره از رسانه ی ملی پخش شد؛ این مرد تازه متوجه شده بود که آن سید روحانی که قبل انقلاب در خواب دیده حضرت امام خمینی ره بوده است

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:52 - 0 تشکر 534093


نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی


مرد کار و علم

ایشان مرد کاری است که سالیان درازی به کارهای کشاورزی پرداختند و از حاصل دسترنج و عرق خویش بهره مند گردیدند. در عین حالی که در قله علم اند و از جان خویش در راه علم مایه گذاشته اند از کار و عرق ریختن هم غافل نبوده اند.این روش و سیره ائمه معصومین است که این شاگرد مکتب آن اولیا به آن تاسی نموده است.در یکی از یادوارهای شهدای شهر جویبار از دهان مبارکشان شنیدم که میفرمودند :بنده پانزده سال مداوم بر روی زمین کشاورزی کار کردم.
ایشان شخصیتی است که با تاسی از امیر المونین عرق ریختن برای کسب درآمد حلال را جهاد میدانند و خودشان سالیان درازی به این کار اشتغال دارند. استاد شخصیتی است تشنه دانش که عمر خویش را در طلب این گمشده عزیز وقف نمودند و برای یافتن آن در نزد اساتید فن زانوی ادب بر زمین زدند.


تشنه دانش


آن چنان تشنگی ایشان برای تحصیل و تدریس وافر است که میفرمودند زمانی بود که از صبح تا به غروب در زیر آفتاب سوزان در زمین کشاورزی کار میکردم و عرق میریختم و بعد از کار ، سریع خودم را به مسجد برای کلاس می رساندم تا از درسم باز نمانم.


منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش

مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمن ها

در خاطره ای نیز خاطر نشان شدند که در راه تحصیل دانش حتی یکی از فرزندانم را از دست دادم که تفصیل این ماجرای پر درس مجال دیگری میطلبد. عمدتا وقت حضرت استاد با مطالعه و تحقیق و تدریس و تالیف صرف میشود که حاصل زحماتشان در قالب صد ها جلسات ضبط شده و چندین جلد کتاب و رساله در اختیار مشتاقان در رشته های گوناگون علمی قابل دسترسی است. ایشان در جلسه 189 معرفت نفس میفرمایند : بهترین زنگ تفریح انسان این است که برود در کتاب فروشی و گردشی کند. جمله ای که میزان تشنگی ایشان را به خوبی نشان میدهد این است که ایشان در جلسه 190 معرفت نفس میگویند : ای کاش ده هزار سال عمر داشتم و اسرار و آیات را زیر و رو میکردم.



بزرگترین اساتید استاد


استاد صمدی آملی از اساتید بزرگواری بهره برده اند که در بین ان ها نام بزرگانی مانند علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی و آیت الله صالحی مازندرانی و مرحوم دشتی خودنمایی میکند اما به فرموده حضرت استاد صمدی آملی استاد اصلی ایشان حضرت علامه حسن زاده آملی بودند که علاوه بر تدریس علوم ظاهر و باطن رهبری ایشان را در مسائل عرفان عملی نیز بر عهده داشتند و دارند. طی وادی علم و عمل بدون استاد کتل طی کرده مقدور نمی باشد و توصیه همیشگی حضرت استاد به این است که طالب کمالات حتما در نزد استاد توانایی زانوی ادب بر زمین بزند.


طی این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:53 - 0 تشکر 534094


اشراف علامه بر استاد صمدی آملی

حال که سخن از عرفان عملی و خضر راه به میان آمد بهتر است در مورد خضر راه استاد صمدی آملی سخن به میان آوریم و رابطه این استاد و شاگرد را به طور اجمالی از نظر بگذرانیم.
حضرت علامه حسن زاده آملی یگانه ای هستند شرح وصف او از قلم ناتوان این حقیر فقیر سر تا به پا تقصیر ساخته نیست. سخن از حضرت علامه شد و قلم به تحیر افتاد تا چه نویسد. بهتر است هیچ ننویسد و تنها ناقل باشد.
حضرت استاد صمدی آملی در یکی از جلسات معرفت نفس میفرمودند: اگر ما دست از پا خطا کنیم و در جلسات درس بخواهیم مطلبی بگوییم یا کاری کنیم که مطابق هوای نفس ما باشد و برای خودمان باشد حضرت علامه گوش ما را میکشند.
ایشان در جلسه 147 معرفت نفس میفرمایند: آقا (علامه حسن زاده آملی ) شبانه روز ، بنده را چک میکنند. من مطلقا در شبانه روز در دید و منظر هستم. یک قدم اگر اشتباه برداریم می سوزیم.ظاهر و باطن و گذشته و آینده من معلوم است....
ایشان در جلسه 184 معرفت نفس میفرمایند : الحمدلله که نه نان داریم و نه روغن و نه دندان. آقا (حضرت علامه ) همه را از ما گرفتند.
آری تربیت اولیا الهی اینکونه است که شاگردانشان را با دیده تیز بین خویش زیر نظر دارند تا ان ها را شجره طوبی نمایند که اصلها ثابت و فرعها فی السماء. و این مساله عجیبی نیست. در سیره اولیاء الهی مانند آیت الله قاضی و علامه طباطبایی و ملاحسینقلی همدانی و میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و دیگر حضرات به وفور از این مسائل وجود داشته است.

یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار

کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد


اعتماد علامه حسن زاده آملی به استاد

حضرت علامه حسن زاده آملی در مقدمه کتاب عرشی مآثر آثار استاد صمدی آملی میفرمایند: ((...انجاز چنین اثر قیم از مثل ایشان متوقع است که سالیانی درمحاضر درس و بحثم به دقت نظر و حسن رویّت و تحلّییه منقبتین علم و عمل او اعتماد دارم . و به حمد لله ـ تعالی شانه ـ خود اکنون عهده دار تعلیم و تدریس و افاضه ی معارف به نفوس مستعده است))
آری استاد الهی ما از نظر علم و عمل مورد اعتماد حضرت علامه کبیر حسن زاده آملی هستند و این اعتماد حاصل سالیانی دراز اشراف حضرت علامه می باشد.استاد سالیان درازی قبل از حضور به محضر حضرت علامه تحت نظر ایشان بودند و سالیان طولانی شاگردی ظاهری خویش هم به شهادت خود حضرت علامه توانستند اعتماد حضرت علامه را جلب نمایند.



تشویق جوانان به شرکت در جلسات استاد


حضرت علامه بارها و بارها جوانان مشتاق کمالات را به این شاگرد مورد اعتمادشان ارجاع داده اند و ان ها را توصیه نمودند که دست از دامان ایشان برندارند:
علامه حسن زاده آملی:(( الانه که یه بزرگواری زحمت کشیده ای -تحصیل کرده ای-حرف شنیده ای-خون دل خورده ای-زبان فهمی به نام جناب آقای صمدی پیدا شد در میان شما ،خودش را وقف شما کرد،عزیزان من قدر بدانید شهد الله))
منبع:سخنرانی ضبط شده علامه حسن زاده-دی وی دی سخنرانی های ایشان.بخش بیانات
آری می باید خود را وقف تحصیل و تعلیم نمود و روحانی واقعی می باید اینگونه باشد. استاد نیز فرموده اند من خود را بعد از جبهه وقف این مردم نموده ام که استاد عظیم الشانشان هم به این مساله تصریح نموده اند تا صحت عهد شاگرد را تایید نمایند.
علامه حسن زاده آملی: ((مسجد و حسینه کلاس اکابره. منبر کلاس اکابره.الحمدلله رب العالمین.والله خیلی از عزیزم حضرت آقای صمدی {متشکرم}.چقدر تقدیر کنم که کلاس های خوبی تشکیل دادند.الهی شکر. موفق باشید. شما ها بروید از محضرشون استفاده کنید ان شا الله تعالی.خداوند ایشان را ،امثالشان را،همه روحیانیان را موفق و موید بدارد برای احیای نفوس مردم.الم یاتکم فیها نذیر))
منبع:سخنرانی ضبط شده علامه حسن زاده-دی وی دی سخنرانی های ایشان-بخش بیانات(شماره تراک:۳۵۹)
علامه حسن زاده آملی: ((این عزیز ما قابل است.جناب حجت الاسلام صمدی عزیز.قابل است که مربی باشه.بذر افشانی کنه.امام امیر المومنین تعبیری دارد به شاگرد کاملش کمیل.در آنجا بیانی دارد.اگر آن حرف را توسعه بدهیم به این میرسیم که علما برزگرند.کشاورزند.بذرشان معارفه.حقایق قرآنه.آیاته.اخباره.مزرعشان جانهای مستعد است.دلهای من و شماست.و این بزرگوار شایستگی دارد که در مزرعه دل های مستعد الحمدلله بذر افشانی کند.خیر ببینید.از محضرشون استفاده کنید.ایشون هم انسان الهی اند الحمدلله رب العالمین.الحمدلله رب العالمین.مایه مباهات ماست.افتخار میکنیم.حرف بشنوید.خیر شما را میخوان.سعادت شما را مسالت میکنند.کارمان عزیزان بذر افشانی است.حالا این روحانی بزرگوار جلیل القدر خودش را به خوبی وقف این مردم کرد.خداوند بر توفیقاتش بیفزاید ان شا الله تعالی.الحمدلله.الحمدلله.ذل� � فضل الله یوتیه من یشاء. تا کور شود هر آنکه نتواند دید.خداوند به شما توفیق کسب معارف بیش از پیش عطا بفرماید.ان شا الله تعالی...ما کمال تقدیر و تشکر را از عزیز خودمون،دانشمند عزیزمون،که در پی انسان سازی است (داریم)الحمدلله.کار آخوند همینه...الحمدلله که ایشون موفقند و مویدند و الحمدلله که شما مستعدید.))
منبع:سخنرانی های ضبط شده حضرت علامه.دی وی سخنرانی های ایشان.بخش بیانات(شماره تراک:۳۵۶)
و از این دست مطالب بسیار است که این مقاله را مجال بیان همه آن ها نیست.


تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت

همت در این عمل طلب از می فروش کن

پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت

هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

چهارشنبه 8/6/1391 - 16:53 - 0 تشکر 534095



نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی



علت کم بودن اولیا الله در متن اجتماع



هر کسی نمیتواند به این جایگاه برسد و متاسفانه تعداد این بزرگ مردان الهی در همه برهه های زمانی اندک بوده و خواهد بود. راز قلت این افراد در چیست؟ به راستی چرا نباید این مردان الهی به وفور یافت شوند و دستگیر مردم درمانده گردند؟ پاسخ این سوال را میباید از حضرت علامه حسن زاده آملی جویا شد.
حجت الاسلام و المسلمین یوسف پور(امام جمعه موقت ساری)در مجلس ترحیم مادر استاد صمدی آملی بیاناتی ایراد نمودند که پاسخ سوال ما را در بر دارد
جناب یوسف پور : ((مجلس شریف و بزرگ با حضور شما سالکان شریعت و طریقت .با شما عاشقان و دلدادگان مکتب ولایت که همه و همه در این راستا مدیون حضرت استاد حجت الاسلام و المسلمین صمدی آملی و در نتیجه هم مدیون مادر بزرگوار و گرامی هستیم. بنده خود را کوچکتر از ان میدانم که در این محضر شریف که همه اشنا هستید از حضرت استاد صمدی چیزی بگویم و معرف ایشان باشم.خیلی کوچکتر از آنم.
در یک ملاقاتی که در محضر حضرت اقا (علامه حسن زاده) داشتم. ایشان سوال از کلاس ها و جلسات حضرت استاد صمدی آملی داشتند عرض کردم که بسیار بسیار خوب است و مورد استقبال بسیار گرم جوانان عزیز واقع شده است منتهی حیف است که ایشان تک اند. و تنهایند و کم اند.
جناب علامه حسن زاده آملی فرمودند: کم است چون جان به لب می آید تا کسی به این جایگاه برسد.جان به لب می آید تا کسی چون صمدی آملی شود...))
28/10/1381مجلس ختم مادر حضرت استاد صمدی آملی. منبع:دی وی دی شماره پنج از آثار استاد بخش ارتحال
آری این جور افراد کم اند اما هستند و تشنگان را از معارف ناب الهی سیراب میکنند و نباید نا امید بود. از تو حرکت و از خدا برکت. همیشه در گوشه و کنار افرادی هستند که از طالبان کمال دستگیری نمایند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.