• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 24316)
دوشنبه 14/5/1387 - 19:53 -0 تشکر 50566
صندلی داغ "عشق آبی" مدیر انجمن دانشجویی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "عشق آبی" به روی صندلی نشستن.

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از خانم عشق آبی می‌خوایم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن. این خیلی مهمه و لطفاً حتما اجراش کنید.

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

مسئول2 انجمن مکانیک و روباتیک

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

شنبه 9/6/1387 - 22:16 - 0 تشکر 54562

- اول ازهمه خوشمان میاد از جواب دادنت ... جیدلتو خاله ! همچین سرعتی عمل كردی ها

سلام خاله مهشیدم .. دستم تند شد رو این صندلی !

دوباره می تشم برات .

خاله منتظرما ! میخوام ببینم موناسخین چه شكلیه ؟

هههههههههه "كنا" ههههههههه عزیزه دل خاله روت نشد بگی" سرنتی پیتی "ههه میگما... گوشتو بیار: عزیزم یه دونه محجبه ترشو انتخاب میكری !!

من با مشورت اینو گفتم .. خاله میخوای بگم " خانم لورا " كه همش سانسور شده و اصلا ندیدیمش ؟ ییییی

1_در زمان هایی دور(سال پیش ) یه چی گفتم كه از دستم ناراحن شدی :( .. معذرت هم خواهیدم ... ولی خودم هم نفهمیدم به خاطر كدامین حرفم ناراحن شدی ... میشه بگی چی گفتم ؟؟؟ (نوای آسمانی یه حدسی زد اگه همونه یه چشمك بزن اگه نه دوتا !!‌) (من هنو تو عذاب وجدان گیرم )

( چشمك ) ( چشمك )

2 اگه بخوام نام كاربریمو عوض كنم چی بهم پیشنهاد میكنی ؟؟؟ ( خودم یه فكرایی كردم .. مثلاَ مهشید بای! ، مهشید های بای !، های مهشید ... و غیره ... به جز اینا جدی چی به نظرت می رسه ؟؟‌)

همونی كه خودت یه بار نوشته بودی : " ماه بانو "

3 به زبان آلمانی علاقه داشتی .. چرادوسش داشتی ؟؟ دنبال یادگیریش رفتی ؟؟ اگه نه چرا ؟؟

بله علاقه داشتم .. جام جهانی شد گفتم بذار ببینم چه خبره تو این زبون ؟ ولی چون عجیب غریبه دوستش دارم .. نه متاسفانه دنبالش نرفتم چون كسی استقبال نكرد از زبون مورد علاقه من .. اگه یه كتاب با سی دیش باشه حتما بیشتر یاد می گیرم چون كتابی كه داشتم یادگیری ازش سخت بود ، می دونی كه تلفظ لغاتش خیلی سخته

4  استعاد قوی ای تویه داستان نویسی داری علی الخصوص طنزش ، بارها از خنده روده برم كردی ، داستان نویسی رو ادامه میدی ؟ ینی به صورت جدی قصد دنبال كردنش روداری ؟؟ در هر صورت چرا؟

داستان نویسی رو دوست دارم اما جدی فكر نكنم ، همین كه تو این سایت استعداد نویسندگیم شكوفا شد خیلی خوشحالم و قصدم اینه كه همین طور ادامه بدم .. حالا اونقدرا هم خوب نمی نویسم مخصوصا كه خیلی وقته طنز ننوشتم .. اون موقعها جوون بودم ،‌بیكار بودم

5 اگه بخوای كتاب بنویسی دوس داری درباره چی باشه ؟ اسمش چی باشه؟ اصن دوس داری كتاب بنویسی ؟؟

دوست دارم داستان كوتاه بنویسم ، رو اسمش فكر نكردم چون قرار نیست همیچن كتابی نوشته بشه

6 آینده منو چطور پیش بینی میكنی ؟؟

سوالای سخت سخت نپرس .. نمی دونم .. ولی تو نقاشی یه چیزی میشه

7 یه كتاب خوف بهم پیشنهاد میكنی ؟؟ ( چند تا بگی بهتره در هر زمینه ای بید خوفه .. روانشناسونی، داستان ، شعر ، تاریخی ... جاست سیاسی میاسی فاكتور پیلیز )

اسما یادم نیست . كتابای مسیحا برزگر رو بخون .. كتاب شعر هم بخون شاعرهای خوبی داریم .. سیاسی هم قلعه حیوانات بخون ( نیشخند )

8 اوشگل ترین اتفاق زندگیت ؟؟؟

تولد امسالم

9 نمرمو از كجا گیر آوردی ... من كه فعالیتم زیر صفر كلوینه ( پارتی بازی ؟؟؟‌) نه نه تو این كاره نیستی ... البته من خوشم میاد از این عدده  خیلی زیاد خوشم میاد

دست كردم تو كیسه یه عدد در آوردم ( نیشخند ) .. چه كنیم دیگه ! رابطه جای ضابطه رو گرفته

10بارز ترین ویژگی اخلاقی منفی اینجانب ؟؟؟

خیلی وخته نبودی .. نمی دونم .. ولی گیگیلی میگه پارسال خیلی خیلی طولانی كامنت می نوشتی ( نیشخند )

خب بسته دیگه به حدكافی یخ كردی ... موفق باشی خانومی ... هدفم كاهش حرارت بودش فقط

نه مهشید جونم .. خوب بود سوالا .. مهندسیتو ببینم عسیسم

يکشنبه 10/6/1387 - 7:2 - 0 تشکر 54666

با سلام!

به حمدالله موفق شدم که به این صندلی داغ هم برسم تا صندلی بعدی (که ان شاء الله صندلی مکلارن باشه)

سلام .. منم منتظر سوالاتون بودم .. به حمدالله كه به موقع رسیدین .. انشاءالله زنده ابشیمو صندلی جناب مكلارن رو ببینیم

1) معنی این بیت چیه: «به نام خداوند جان و خرد .. کزین برتر اندیشه برنگذرد»

به نام خدایی كه جان عقل به ما بخشیده ، خدایی كه هیچ اندیشه ای قادر به درك عظمتش نیست

2) از حدیث «المؤمن مرآة المؤمن» از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم چه برداشتی دارید؟

مومن آینه مومنه .. یعنی وقتی به برادر یا خواهر مومنونمون نگاه می كنیم بدیها و خوبیهای خودمونو در اونا مثل آینه ببینیم .

3) مفلس حقیقی کیست؟

كسی محبتشو خرج نمی كنه

4) بندگی چیست؟

دل به یار بستن

5) نشان فقر چیست؟

پول

6) نشان توکل چیست؟آرامش

7) درویشی چیست؟

باران : تب هر طرف ببارم دارم .. دهقان : غم تا به كی بكارم دارم .. درویش نگاهی به خود انداخت و گفت : .. من هر چه كه دارم از ندارم دارم / ( ایرج زبردست )

8) غریب کیست؟

چه دردیست در میان جمع بودن ، ولی در گوشه ای تنها نشستن

9) چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟

طاق مینا

10) مذهب اگر عاشقی است سنت عشاق چیست؟

عاشقی

11) دانی کدام دولت در وصف می نیاید؟

چشمی که بازباشد هرلحظه برجمالی

12) گر مخیّر بکنندت به قیامت که: چه خواهی؟

دوستْ ما را و همه نعمت ِ فردوس شما را

13) تحقیقات علمی یعنی چه؟

تحقیقاتی كه بر پایه علم برای پیشرفت بیشتر علم باشه

14) فلسفه یعنی چه؟

یعنی یافتن اصل یه چیز و دلیل وجودش

15) ماتریال دیالکتیک یعنی چه؟

یعنی اساس هستی از ماده بوده .. چیز زیادی نمی دونم

يکشنبه 10/6/1387 - 7:5 - 0 تشکر 54668

1) تنها پستانداری که نمی تونه جست بزنه کدومه؟

پنگوئن ؟؟؟

2) مردم چک اسلواکی(سابق) از کجا به گرد بودن زمین پی بردند؟

حتما داشتن بیكار بیعار می چرخیدن !

3) چه وقت یه سرباز می تونه بدون اجازه از پادگان خارج بشه؟

مگه می تونه ؟ خوب اگه فرار كنه بدون اجازه خارج شده

4) موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به نون بمالیم یا نون رو به کره؟چرا؟

كره به نون .. اگه نون رو به كره بمالیم چاقو در میره از دستمون می خوره به دیواری ، چشمی ، دستی خسارت به بار میاد

5) موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به این طرف نون بمالیم یا طرف دیگه ی نون؟چرا؟

طرف دیگه نون ، بستگی به نونش داره خوب .. اگه بربری عزیز باشن بهتره اون طرفش باشه

6) چگونه یک اثر هنری بی نظیر بسازیم؟

تجربه ای در این زمینه ندارم

7) چطوری می شود که این طوری می شود؟

بعضی از مردم نمی دونن كه نباید این طوری بشه ، خلاصه ببخشین ( نیشخند )

23)معنی اشعار زیر که همگی ( به جز بیت آخر که کاملا بی ربط بوده و صرفا به منظور افزایش بیش از پیش دمای صندلی نوشته شده است) در واژه ی آبی مشترکند را بنویسید(واقعا خوب شد که اسم مستعارتون رو تغییر دادین چون پیدا کردن شعر با واژه ی گیگیلی کار خیلی سختیه):

پیدا كردن شعر با گیگیلی نه تنها كار سختیه بلكه غیر ممكن هم هست .. كاش عوض نمیشد ،‌شاید این دفعه شما می سوختین !

میریم كه داشته باشیم ابیات رو :

محتشم را دم آبی چو ز تیغت دادی .. دم دیگر به چشانش که ثوابست ثواب

درست متوجه نشدم .. شاید منظور مصراع اولش اینه كه بهش تیغ زدی و بهش آب دادی و یه همیچن یچزایی ، دومیشو نفهمیدم

ندانم چه نقشی که مثل تو صورت .. مصور نگردد ز آبی و خاکی

تو اونقدر زیبا هستی كه دیگه از آب و خاك ( گِل ) مثل تو بوجود نمیاد ( رو دست نداری تو زیبایی )

تو جانی و انگاشتی که شخصی .. تو آبی و پنداشتستی سبویی

یعنی تو خود واقعیتو هنوز نشناختی ( خودتو دست كم گرفتی )

به جوی سلامت کس آبی نبیند .. رخ آرزو بینقابی نبیند .. رطب سبز رنگ است کی سرخ گردد .. که آب مه و ماه آبی نبیند

در جوی سلامت آبی وجود نداره .. آرزوهات همیشه توی دلت باشه .. رنگ رطب سبزه و وقتی سرخ میشه كه .. آب ، ماه نبینه و ماه ،‌آب ؛ یعنی تصویر ماه تو آب نیفتاده باشه ( نیشخند )(مرسی نثر سلیس ! )

دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود .. مرغ و ماهی خواب کردند و مرا خوابی نبود .. در کتاب طالع شوریده میکردم نظر .. بهتر از خاک درت روی مرا آبی نبود .. چشم من توفان همی بارید در پای غمت .. گر چه از گرمی دلم را در جگر آبی نبود

دیشب بدون روی تو باغ عیش ! هیچ طراوتی نداشت .. پرندگان و ماهیان خوابیدن اما من خوابم نبرد .. داشتم كتاب طالع بینی شاه شوریده سران رو نگاه می كردم .. بهتر از خاك در تو برای من آبرویی نبود .. به خاطر غم تو چشم من طوفان وار و سیل آسا گریه كرد .. اگرچه به خاطر جگرسوز شدنم دریای دلم خشك شده بود

سرخس از جور بیآبی و آبی .. دریغا روی دارد در خرابی .. ز بیآبی خلاصش دادی اما .. خداوندا خلاصش ده ز آبی

سرخس از بی آبی داره هلاك میشه ( آبی دوم رو نفهمیدم یعنی چی ؟ یعنی رنگش آبیه ؟ ) .. ای دریغ كه داره ویرون میشه .. از بی آبی نجاتش دادی اما .. خدایا این رنگ آبیشو ازش بردار ، سرخ رنگش كن !

از مایه ی بیچارگی قطمیر مردم می شود .. ماخولیای مهتری سگ می کند بلعام را

به خاطر بیچارگی یه سگ شان اسان رو پیدا می كنه ( ترجمه نافرم است ! ) .. قدرت طلبی بلعام رو تا شان یه سگ تنزل میده

فعلا خداحافظ!

سپاس به خاطر حضورتون .. خوب بودن فقط این "آبی" ها رنگ آب نداشتا ! همش آب+ی بود !

يکشنبه 10/6/1387 - 7:10 - 0 تشکر 54671

1.یه اسم فامیل با بهترین بگید ؟یاده دوران بجگی

متوجه نشدم .. با بهترین ؟

2.اگه میتونسید خدا یاشید ایا این دنیا را اینطوری خلق میکردید؟

خدا اون روزو نیاره .. همینجوریش خوبه فقط شاید بعضی آدما رو خلق نمی كردم

3.اگه شما تو موقعیت بد مالی باشید ایا حاضرید ربا بدید؟

نه نه

4.چرا 90درصد جوانا عاشق میشن بعد از 1ماهم یادشون میره؟

چون عشقشون ، عشق نبوده ، از همون عشقای حبابی بوده

5.چه خوابی را بیشتر دوست دارید ببینید ؟

خوابام خوب باشه .. كلا من كم خواب می بینم

6.گناه چه مزه ای داره؟

بادوم تلخ

7.اگه بعد از این دنیا بفهمید که شما راه را اشتیاه رفتید و همه ی کاراتون اشتباه بوده چه میکنید؟

فكر نمی كنم همه كارام اشتباه بوده باشه اما خوب اشتباه كردم دیگه ،‌راهی جز تاسف برام نمی مونه چون دیگه نمی تونم برگردم این دنیا

8.ایا ما باید برای ظهور اماده بشیم یا حضور؟

آقا الان حضور دارن منتها چشمای ما لیاقت دیدنشو نداره چون هنوز ظرفیتشو پیدا نكردیم ..

9.چرا بعضی ادما خودشون امر به معروف میکنن چون یه خلوت میروند یه کار دیگر میکنند؟

خوب اشتباه می كنن شما ببخشین ( نیشخند ) .. اون امربه معروفشون به درد خودشون می خوره .. ظاهرسازی .. فقط پوسته مذهب رو دارن

10.اگه یه بی دین را بخوایند مسلمان کنید چطوری راهنماییش میکنید ؟

من زوركی نمی تونم اسلام رو بهش تزریق كنم ، بیشتر اونا هم خودشون كتاب خوندن ، تحقیق كردن .. شاید اگه رفتار و كردار منو ببینه از اسلام خوشش بیاد یا بدش بیاد

ببخشید انگار بد اش شل و قلمکاری شد

نه خیلی خوب بود .. ممنون از حضورتون


خبریه؟ چند وقت بود بوی اتش سوزی تو انجمن ها پیچیده بود ردشو گرفتم گفتم بیام ببینم چه خبره؟!

اشتباه اومدی .. احتمالا آتش سوزی در قسمت های دیگه انجمن ها بوده وگرنه من كه نسوختم !

مثه این که تموم شده! هق هق... دیر رسیدم

نه تموم نشده بود .. اگه اون موقع سوال می پرسیدین الان دیگه حسرت نمی خوردین

خب صندلی داغ بعدی جبران می کنم! امیدوارم عشق آبی عزیز هم در غیاب ما خوش سوزیده باشه! (شانس اوردی)

من حریف می طلبم ،‌بیاین بپرسین ! منو از سوال می ترسونین ؟

يکشنبه 10/6/1387 - 7:16 - 0 تشکر 54673

اگه عشق آبی گیگیلیه پس کی کدومه؟ چییییی میگیییییی هر دوتاشون یکین؟؟؟

نوشین جون زیاد بهش فكر نكن اتفاقی بوده كه افتاده ( چشمك )

به نظر تو چقد میشه از روی ظاهر آدما درموردشون قضاوت کرد؟(ینی چقد ظاهر آدم با باطنش هماهنگی پیدا میکنه؟)

چشما دروغ نمیگن .. اما نباید هم زیاد ساده بود .. میگن از كوزه همان تراود كه در اوست ولی بعضیا میگن مهم اینه كه دلت پاك باشه .. چی دارم میگم ؟ راستش منم هنوز واسه این سوال جواب پیدا نكردم چون تناقض زیاد دیدم

از کجا میفهمی که کسی مهربونه یا نه؟

چشمای زلال .. همیشه لبخند داره .. اینكه چقدر بدون غرض هر كاری برات می كنه

زیبا ترین آرزویی که میتونی برای مردم دنیا بکنی چیه؟

كبوتر سفید صلح از قفس آزاد بشه و رو سر همه ما پرواز كنه

حاضر بودی باارزش ترین چیزی رو که الان داری بدی به جاش غول چراغ جادو مال تو بشه؟

بهش فكر می كنم

تنقلات و هله هوله چی دوست داری؟

پفك ،‌بستنی ، پاستیل ، مغز بادوم ، فندق

بهترین جمله ایی که توی امضاهای بچه های تبیان دیدی و خیلی به دلت نشسته کدومه؟

خانم گل : به مهربانی خدا ایمان دارم ، او دروغ نمی گوید .

یه جمله زیبا از خودت بگو؟

از خودم ؟ میشه از یكی دیگه بگم ؟ .. « مرا اندكی دوست بدار ولی طولانی »

قبول داری ما همانیم که در اندیشه آنیم؟

قانون جذب همینو میگه

کدوم یکی از شکلکای یاهو یا همین جا رو از همه بیشتر دوست داری؟از کدوم یکی بیشتر لجت میگیره؟

اینارو دوست دارم :  / از این لجم می گیره :

تا حالا شده از کسی با اولین نگاه بدت بیاد؟ چرا؟

آره .. چون از نوع نگاش خوشم نیومده .. نگاه افراد خیلی مهمه

اگه 20 بگیری میتونی یکی از این آبنباتا رو برداری نه، دو تا بردار

( آدمك تشویش ) وای خدا یعنی چند میشم ؟ من آب نباتا رو می خوااااام ، من همشو میخواااام

يکشنبه 10/6/1387 - 7:22 - 0 تشکر 54676

به نام خدا .. دوستان عزیز ! خانم نوای آسمانی الان در مشهد هستن و قبل از رفتنشون یه سری سوال بی دین و ایمونی داشتن منتها چون انجمن خراب بود نتونستن ثبتش كنن و برام فرستادن .. پس الان سوالا و جوابا رو داغ داغ می تونید بخونید


سلاااااااااااام... سلام سلام..خب میبینم كه دیگه من نیستم تا سوال بپرسم! پس تمامی عقده های خود را خرج كردمی همی! و سوال را پرسمی همی حتمن! به به! چون اصلن راه نداره من تو رو نسوزونم به اون شكلی كه میخوامو بزارم برم! این شما و این هم سوالات نوای آسمانی!

نتونستی طاقت بیاری ای بی دین و ایمون ؟ چرا ؟ آخه چرا ؟ من كه برات همه چی خریدم پس دیگه اینا چیه ؟

1_ایمان داشتن یعنی چی؟

یعنی به حرفا و كارای یكی اونقدر اعتماد داری كه حاضری هر كاری براش بكنی

2_فكر میكنی چقدر ایمان داری؟ازش كجاها استفاده كردی یا میكنی؟

من به خدا ،‌خوبیها ، زیبایی ها ایمان دارم .. چون من دوست دارم امنیت و آرامش داشته باشم همیشه پیشمه

3_توكل داشتن با ایمان داشتن چه فرقایی داره!؟ یه كم در بارشون برام حرف میزنی!‌( اوا نشناختی منو! من همون بی دین و ایمونم دیگه!‌ههه )

شناخته بودمت ! .. ببین توكل یكی از نتایج ایمانه .. یعنی تو تا به یك ایمان نداشته باشی یعنی بهش اعتماد نداری كه تو كارها ازش كمك بخوای .. وقتی میخوای یه كاری انجام بدی كه فكر می كنی خیلی سخته ، میگی خدایا توكل به تو ، یعنی نتیجه كار رو به تو واگذار می كنم .. یه قرارداد میشه بین من و خدا

4_به نظرت باید به چه كسی توكل كرد!؟ چرا؟ اصلن لازمه یه نفر این وسط باشه! ینی ما بین تو و خدات برای توكل كردن! ؟ چرا!

توكل كردن فقط برای خداست .. اگه قرار باشه یكی بین من و خدام واسطه باشه اون میشه توسل

5_اگه یه نفر تو دنیا فقط بشینه و هیچ كاری نكنه! ینی هیچ كار بدی نكنه! حتی یه اشتباه هم نكنه! چون كاری نمیكرده كه! اون دنیا جاش كجاس؟ بهشت یا جهنم!؟ ( تو فرض كن بدیش صفره! اما مثلا یه ریزه خوبی رو داره! اما تو تمام زندگیش خودشو یه جایی حبس كرده تا گناه نكنه!؟ )

تو وقتی یه آدم خوب و پاكی هستی كه بتونی در برابر زشتی ها مقاومت كنی نه اینكه ازشون فرار كنی .. مطمئنا برای این گوشه گیری و تنهاییش مجازات میشه

6_به نظرت شیطان كجاها نمیتونه نفوذ كنه!؟

تو دلایی كه هاله ایمان به خدا مثل لیزر دورشو گرفته

7_شوك رو دیدی دیگه! به نظرت این جلب توجه چی داره كه جوونای مردمو این جور بدبخت كرده؟

كمبود .. كمبود توجه .. اثبات كردن خودشون با یه روش غلط

8_چقدر میگیری تا شیطان رو بپرستی؟

زبونتو گاز بگیر .. این حرفا چیه ؟

9_تو چرا نماز میخونی؟ چرا روزه میگیری؟ این همه سختی تحمل كردن واسه چی آخه؟

اینا سختی نیست .. برای نشون دادن شكرگزاریم به آفریننده خودم اینا كمترین كاره ، این كارا روزی چند بار به من تلنگر میزنه كه ببین خدا داره می بیندت ، بعدشم این یه گفتگوی مستقیمه با خود خود خدا

10_شماها كه فارسید ! چرا باید نمازو عربی بخونین؟؟

زبان عربی ،‌یه زبان مشتركه بین مسلمونا ، ماهایی كه خدامون یكیه ،‌پیامبرمون یكیه ،‌قبلمون یكیه باید زبان مشترك هم داشته باشیم كه كثلا وقتی توی مكه دورتادور كعبه حلقه زدیم برای نماز ، هرج و مرج نشه و هر كی به زبان خودش نماز نخونه ، زبان كه مشترك باشه مثل یه سرود میشه ، همه همزمان یه چیزو دارن می خونن .. بعدشم مسلمونا هر جا كه بهم برسن این زبونو بلدن كه دو كلمه با هم حرف بزنن

11_میدونی فرق لعن و فحش چیه؟ یا لعن و نفرین! میدونی اسلام برای نشون دادن حالت های انزجارش از كدوم یكی استفاده میكنه؟ لعن میكنه! یا نفرین! چرا؟

فحش كه بدوبیراهه و در اسلام نكوهش شده .. وقتی یكیو لعن می كنیم منظورمون اینه كه " از رحمت خدا بدور باد " .. اسلام در قرآن از لعن كه با یه اسم دیگه كه الان یادم نیست استفاده كرده .. اساس آفرینش ما " رحمت " بوده و اگه این پایه ای ترین دلیل هم از ما گرفته بشه یعنی چی ؟

12_امام زمانتو دیدی؟ اگه نه چرا؟ به نظرت چرا این همه آدم هست كه نمیتونن امامشون رو ببینن!؟

ندیدم ، شایدم دیدم ، نمی دونم / اگه می دیدن دیگه انتظار معنا نداشت

13_شده تا حالا كاری كنی كه احساس كنی یه قدم برای فرج امامت برداشتی؟ چی! یاد ما هم میدی!

نمی دونم ! ولی بعضی وقتا بوده كه حس كردم امام زمانم ازم راضیه

يکشنبه 10/6/1387 - 7:26 - 0 تشکر 54678

14_من همیشه وقتی ناراحتم!یا كلا وقتی با خدا صحبت میكنم خیلی عادی! انگاری دوست دیرینه ی منه! اون جوری صحبت میكنم! یه بار یه نفری به من گفت! وقتی آداب صحبت در برابر خدا رو یاد بگیری و خیلی چیزا رو درك كنی ! دیگه این جوری حرف نمیزنی! به نظرت درسته این حرف! واقعا باید چه جوری در برابر خدا حرف زد!؟

داستان موسی و شبان رو كه می دونی ؟ پس :‌هیچ ترتیبی و آداب مجوی .. هر چه میخواهد دل تنگت بگوی

15_برای خودت كه خودتی! ( به به ! مرسی جمله! ) چجوری عظمت خدا رو نشون میدی! با چی؟

در كوچك ترین چیزها عظمت خدا مشهوده .. مورچه خیلی منو به تفكر میندازه .. چند وقت پیش دوستی لینكی فرستاده بود كه طیف رنگ ها رو در موجودات دریایی نشون میداد ،‌بی نظیر بود ؛ اونجا بود كه به خدا گفتم : بابا تو دیگه كی هستی ؟

16_تو زندگیت اصلن ذهنت درگیر چرایی و چگونگی خدا! و اینكه خدا از كجا به وجود اومده شده!؟ اصلا مگه خدا به وجود اومده؟ بعد اگه ذهنت درگیرش شده! چجوری جوابشو دادی؟

آره .. زیاد .. ولی بهتره به یه سری مسائل زیاد فكر نكنیم چون برامون خوب نیست

17_چرا تا میگیم دختر همه یاد ناز و ادا و این جور چیزا میفتن! واقعا دخترا سمبل این چیزان؟

شاید باشن اما مسئله اینه كه اینجوری جا افتاده

18_جوامع غربی و ادیان دیگه رو كاری نداریم! اما شما كه مسلمونین چرا؟ تو دین شما این قدر دخترایی هستن كه سمبل هر چیزی هستن جز این چیزا! چرا از خصوصیات اونا یاد نمیشه!

شاید از نظر مردم كارای اونا زیبایی ظاهری مثل ناز و ادا رو نداره

19_الآن خودت یه خانم رو تعریف كن! به نظرت یه خانم یه انسان با چه خصوصیاتی هستش!

مایه آرامش همسرش .. یه مادر خوب .. یه كمك .. نجیب ،‌موقر ، باسواد ، عالمه و ...

20_فكر میكنی چقدر با خانم بودن فاصله داری؟ اصلا فاصله داری؟

اندازه نمی تونم بگم اما فاصله دارم

21_یه آقا چه خصوصیاتی داره! برشمر! ( به به! )

كار خوب داشته باشه .. بین ارباب و رعیت فرْخ نذاره .. هوم ؟ چرا هی چشمك می زنین ؟ .. چی ؟ من خصوصیات شهردارو گفتم ؟ .. ای بابا ببخشین .. یه آقا باید آقا باشه ، كاری باشه ، چشم پاك و دل پاك باشه ، مهربون باشه و ...

22_فكر میكنی بیشترین توقعی كه در زندگی آیندت از همسرت خواهی داشت در چه مورده؟

برای زندگیش و بچه هاش كم نمیذارم پس قدرمو بدونه

23_اصلن به ازدواج فكر كردی تا حالا؟

اوهوم

24_اگه ازدواج نكنیم چی میشه؟

شاید چیزی نشه اما انگار یه چیزیو گم كردیم

25_به نظرت چه خصوصیاتی هست كه اگه ازدواج نكنی نمیتونی به كمال برسونیشون! ( به نظرت اصلن خصوصیاتی هست كه شامل این مورد بشه!؟ )

مدیریت .. مهرورزی

26_تصور كن تا آخر عمرت ازدواج نكنی! اون آخر آخر خط خودتو تصور كن! حالا تصور كن ازدواج كردی! بازم اون آخر آخر خط خودتو تصور كن و برامون بنویس!

تجرد : صدای كلید در .. در باز میشه و من میام تو .. خسته و كوفته .. مامان : دخترم فلانی زنگ زده بود می خواست قراره ... ؛ مامان بسه دیگه ! نمیخوام از شوهر چیزی بشنوم . شام چی داریم ؟ .. مامان : چی بگم به تو ؟ واستا پیر كه شدی بهت میگم ، برو دست و بالتو بشور خواهر برادرات با خانواده هاشون دارن میان شام اینجا .. بعد از چند سال .. صندلی داره تكون می خوره .. خونه خالیه .. صدای پایه های پوسیده صندلی تو فضای اون اتاق خالی پیچیده .. كسی نیست به سكوت من شك كنه و تنها مونسم صندلی با صداش میخواد منو بیدار كنه اما من با تنهایی خودم مُردم .

تزوُّج !‌ : صدای زنگ در .. مامان درو باز می كنه و دخترم نگار می پره بغلشو میگه : عژیژ ( بچه معتاد نیستا ! ) من شوتولات إده .. صدای زنگ در .. بقیه هم میان .. بچه ها تو حیاط مشغول بازی میشن .. چند سال بعد .. صندلی داره تكون میخوره .. پریماه ، نوه ام داره با عروسكاش بازی می كنه .. پامیشه بیاد از من شوكولات بگیره ( این شكوكولات گیری ارثیه ! ) .. دستشو میذاره رو دست منو میگه : مامانی مامانی من شولوكات كه می بینیه دستم سرده .. میگه : مامانی سَدته ؟ وایشا برات پتو بیائم .. می دوئه میره تو آشپزخونه به نگار میگه كه مامانی سَدِشه ، دستش سَده ، إدونه پتو بده .. دستش سرده ؟ تو این گرما ؟ اون تو سرما هم دستش سرد نمیشد ! .. میره تا كنار صندلی .. یه صداست كه تو اتاق می پیچه : مامان ؟ مامان ؟ ماماااااااااان ؟ مامااااااااان

( هق هق ! چقدر تراژدیك بود ! یادم باشه دیگه اینجوری ننویسم )

يکشنبه 10/6/1387 - 7:29 - 0 تشکر 54681

27_طعم محقق شدن یه آرزو رو چشیدی؟ چی؟

آره .. در جواب مهشید گفتم .. آرزو داشتم بزرگ شم كه زود بزرگ شدم !

28_برای خواسته هات بیشتر التماس و تمنا میكنی به خدا یا نه دوست داری خدا خودش به خواست خودش بهت خواسته هاتو بده!

هر دوش

29_تا حالا شده از دعایی كه كردی پشیمون بشی؟

آره

30_با كدوم دعا بیشتر از همه انس داری! و دوسش داری؟ صحیفه سجادیه خوندی تا حالا! دوسش داری؟ یه تیكه كه دوس داری رو برامون مینویسی؟

زیارت عاشورا رو دوست دارم / صحیفه رو هم خوندم ، خیلی قشنگه ، امام سجاد خیلی قشنگ با خدا صحبت كرده / خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان كن كه رازهای دل ما و جنبش های اندام ما و نگریستن های چشم ما و گفتارهای زبان ما وسیله دریافت ثواب تو باشند ، تا هیچ كار نیكی كه شایسه پاداش توست از دست ما نرود و هیچ كار زشتی كه عقوبت تو را در پی دارد ، روی دست ما نمانَد .

31_خدا رو چقدر تو زندگیت میبینی!

خدا داره زندگی ما رو می چرخونه بنده خدا !

32_اكشن ترین كاری كه تو زندگیت كردی؟

( نیشخند ) ( نیشخند ) ( نیشخند ) .. مبارزه با یك سوسك

33_تا مدرسه چجور بچه ای بودی؟ شولوخ پولوخ! آروم یا...

قبل مدرسه ؟ آروم بودم

34_تا حالا كتك خوردی؟ از كی ! چرا!

مگه میشه نه ؟ من از بابابم كتك نخوردم اما تا دلت بخواد داداشام منو زدن اما منم جبران كردم ! ( چشمك )

35_چرا بچه ها حتی وقتی از مامانشون كتك هم میخورن باز وقتی گریه میكنن هی مامان مامان میگن و گریه میكنن! (البته من خودم بیشتر این جوری بودم! ههه)

شاید نمی دونستن ، اشتباه كردن ، خلاصه ببخشین ! .. رابطه مادر و فرزندی یه چیز دیگه ست

36_ تا حالا تو زندگیت چی از همه بیشتر برات استرس به وجود آورده! چه اتفاقی! یا چه كسی؟

استرس امتحان و نمره .. از همه بیشتر اتفاقاتی كه برام افتاد در تبیان .. روزای بدی بود كه دوست ندارم بهشون حتی فكر كنم

37_اگه حالت این قدری بد باشه كه نتونی تكون بخوری! تو اتاقتم تنهای تنها باشی و كسی هم صداتو نشنوه! اون وقت چی كار میكنی! به چی فكر میكنی؟

به این فكر می كنم كه چقدر بدشانسم ! ، خدا جون نكن اینكارو با من

38_ چقدر تسلیم حرف خدایی!

اسممون مسلمونه یعنی تسلیم خدا شدیم .. ولی همیشه كه تسلیم تسلیم نیستم چون حواسم جای دیگه پرته

39_شده آرزوت یه چیزی باشه! با اینكه مطمئنی كه بهش نمیرسی! اما همیشه این آرزو تو دلت باشه! چرا آدم این جوری میشه! چرا!خوبه! بده!

واسه اینه كه امید تو دلمون هنوز زنده ست

40_فكرمیكنی كجای راه زندگی هستی؟

چارك اول زندگی

41_زندگی رو چه جوری طی میكنی! اصلن زندگی رو تعریف كن!

زندگی یه كتابه كه ما خودمون نویسندشیم .. اگه حرفای خوب توش نوشته بشه خریدار داره در غیر این صورت حتی خودمونم رغبت نداریم یه بار دیگه از اول بخونیمش .. البته امكان ویرایش هم وجود داره ولی پاك نمیشه ،‌فقط روش لاك غلط گیر می زنیم كه روشو بپوشونه

42_دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن! تو كدومو ترجیح میدی! در عمل كدومی!

تو دوست نداشته باشی ، دوستم داشته نمیشی .. من دو تاشو ترجیح میدم . در عمل هم دوتاشم !

43_چقدر لجبازی؟

اوووووووَه ! خصوصیت متولدین اردیبهشت همینه

يکشنبه 10/6/1387 - 7:33 - 0 تشکر 54685

44_اعصاب خورد كن ترین خصوصیت اخلاقی من!

زیاد ضد حال میزنی ! بعضی موقعها خودتو بذار جای طرف مقابل

45_اگه بدونی اونی كه فوق العاده دوسش داری! تنها 1 هفته به آخر زندگیش مونده چی كار میكنی؟

شاید فقط نگاش كنم ،‌شاید اصلا نخوام ببینمش .. سخته

46_حاضری با یه معلول ازدواج كنی! ( معلول جسمی ها! )

نمی دونم

47_چی میشه كه بچه ی آدما معلول میشن! به نظرت اگه خدایی نكرده بچت معلول بشه چه افكاری در مغزت رفت و آمد خواهد كرد! چه كار میكنی؟

چرا من ؟ به چه جرمی ؟ خدا چرا ؟ گناه این بچه چی بود ؟

48_معجزه دیدی! شنیدی! چقدر بهش اعتقاد داری! چقدر بهش ایمان داری!

میشه به معجزه زنده موندن بچه ای كه از ده طبقه میفته و چیزیش نمیشه اعتقاد نداشت ؟

49_از اینكه این همه در سكوتیم! همه مون! چه حسی داری! اصلن بهش فكر كردی؟ مثلا الآن این همه ظلم داره میشه! هر لحظه! اما ما خیلی بیخیال داریم زندگی خودمونو میكنیم!

خوب همین آزارم میده .. ماها تو این دنیا كه همش صحبت و جنگ و حمله و وحشته كلاهمونو چسبیدیم كه حداقل دیگه اونو باد نبره

50_ اگه جنگ بشه فكر میكنی كه تو چه كاره ای این وسط! چی كار دوست داری بكنی!

نمی تونم بگم منم برم جنگ كنم چون فكر نمی كنم بتونم

51_تا حالا با خانواده ی شهدا از نزدیك رابطه داشتی؟ احساست نسبت بهشون چیه!

بله .. بهشون در بعضی موارد داره ظلم میشه ..

52_یه عراقی! نظرت نسبت به اون چیه! یادمه چن وقت پیش یه عراقی یه درد دلی كرده بود تو انجمنا! البته میگفت اصالتن ایرانیه! اما نه ایرانی ها ایرانی میدوننش نه عراقی ها! رفتارت نسبت به این آدم چه جوریه! كلا حست نسبت به عراقیا!

حسی ندارم ..

53_اگه ایرانی نبودی دوست داشتی كجایی بودی!؟

همین خوبه

54_شده بخوای با یه نفر دوست بشی اما نتونی! كی! چرا!

یادم نمیاد شایدم بوده اما بالاخره دوست داشتم

55_تا حالا ضرر به خوانوادت زدی!چرا؟

ههههه ! من كه باشدان آیاقا ضررم ! ( نیشخند ) .. پارسال كه گوشیمو خراب كردم با نظر كارشناسیم ! مبلغ هنگفتی ضرر وارد شد .. كلاسایی كه رفتم برای كنكور و بعضیاشون به دردم نخورد !

56_بچه كه بودی با هم سن و سالات دعوا میكردی! میزدی یا میخوردی؟ تا حالا مامان كسی اومده در خونتون شكایت!

دعوا نه چون من بچه آرویم بودم .. یه چند باری خوردم ! .. نه به هیچ عنوان !

57_میونت با جك و جوونورا! از این همه حیوون از كدوم خوشت میاد؟

میونه خوبی ندارم ! .. دلفین

58_چرا از گربه میترسی؟ چی كارت كرده این حیوون گناهی! هوم!

یعنی تو نمی ترسی ؟ این همه خاطره گربه هی ! .. حرص منو درمیاره ! چرا باید نصفه شبی از پنجره بیاد تو اتاق و باعث رعب و وحشت ما بشه ؟ ما كه خیری ندیدیم از این گربه غیر از دردسر !

59_ وحشتناك ترین صحنه ای كه تو زندگیت دیدی؟

وحشتناك ترین خاطرمو واستا بگم .. پارسال دم كنكور بود ، شهادت حضرت فاطمه بود .. یه هواپیما داشت رو آسمون خونمون پرواز می كرد كه ناگهان بوووووووووووووم .. همه خونه ییهو لرزید .. صدای جیغ .. بوی سوختگی .. هواپیما سقوط نكرده بود ، این خونه همسایه بود كه منفجر شده بود به خاطر سهل انگاری ! صدای آژیر آمبولانس و آتش نشانی .. سوختن خانم همسایه .. خیلی روز بدی بود .. بعد از ظهرشم كه دو بار تهران لرزید .. دیگه قلب نموند برام !

60_به نظرت اون عكسایی كه استاد سر كلاس امداد نشون داد وحشتناك بودن واقعن! ؟

من دلشو نداشتم ببینم وگرنه ممكنه واسه یكی وحشتناك نباشه .. مثلا دست و پای تاول زده به قاعده یه بشقاب ،سوختگی ،‌برق گرفتگی خوب هر كسی دلشو نداره ببینه

61_شده از یه آدم بترسی ؟ چرا! كی؟ ( یو هاها ها! )

چند نوع ترس هست از آدما .. بعضیا قیافشون .. بعضیا كاراشون .. بعضیا حرفاشون .. همه این موارد بوده

62_ حاضری چقدر بهم پول بدی تا دیگه سوال نپرسم! هههه

می دونی كه هممون الان در مضیقه هستیم ، ترجیح میدم سوال بپرسی . 20 تا بیشتر نمونده

63_منم سوتی میدم! هههه ( بر منكرش لهنت! ) یه دونه از اون خشنگ خشنگاشو برامون بگو بخندیم دور هم!

یادمه یه بار یه سوتی خوف دادی اما هر چی فكر می كنم یادم نمیاد متاسفانه اما اون ضرب المثل رو كه دیروز پس و پیش كردی خیلی خشنگ بود ! تو بیشتر سوتی می گیری تا سوتی بدی

64_فكر میكنی چقدر طول بكشه تا ما بتونیم عین آدمیزاد تو المپیك مدال بیاریم!

ببین دوره های مختلف المپیك برامون می فرقیده .. بستگی به حس ورزشكارا داره اما راه درازی رو در پیش داریم

65_ ما به این نتیجه رسیدیم كه اگه من و تو میرفتیم المپیك همچینی حداقل غرور آفرین میباختیم! ههه ( مرسی اعتماد به نفس!) به نظرت چرا بچه های ما حداقل یه جوری نباختن كه ابروی ادم نره!

ولی واقعا آبرومون رفت كه سه تا كشتی گیرمون همزمان اومدن و پشت سر هم ضربه شدن ! ورزشكارای ما جوری بار نیومدن كه با از دست دادن یه امتیاز ناامید نشن .. همه باید از ساعی یاد بگیرن كه 4 امتیاز رو چقدر قشنگ جبران كرد

66_به نظرت ما كی میتونیم میزبان مسابقات بزرگی مثه المپیك بشیم!

باش تا صبح رویایت بدمد !

67_یادمه میگفتی اگه جنپتس داشتی دوس داشتی اون آبیهه كه آروم بیده رو بگیری! اما واقعا چرا! حس نمیكنی خودت خیلی آرومی!اونم كه آروم! آدم یواش یواش حالت دق كردن بهش دست میده!

من سروصدا رو دوست ندارم .. شاید یه كم شلوخترش گرفتم !

يکشنبه 10/6/1387 - 7:37 - 0 تشکر 54688

68_خودكشی! بهش فكر كردی! چرا! به نظرت چرا الآن نقل دهن جوونا شده! این قدر كار راحتیه!؟

جوون كه بودم آره چون این یه كاریه كه بدون هیچ تفكری می تونی انجامش بدی .. الان هم دپرسینگ مد شده ! و خودكشی كه كسی هم جرئتشو نداره

69_خودت یه سوال بپرس!

س : یه خاطره از ما سه تا كه اخیرا اتفاق افتاده و تو دلت مونده رو بگو

ج : روزی ما سه تا رفتیم یه كتابفروشی كه نوای آسمانی كتاب بخره . كاغذی رو كه اسم كتابو روش نوشته بود در آورد و جلومون گذاشت . با حالتی تردید آمیز گفت كه من فكر می كنم شخصی كه اسم كتابو گفته اشتباه گفته و شروع كردیم به بلند بلند گفتن اسم نویسنده : اسكاوشین ، اسكا وشین ! اسكاوشِن ! و در این زمان آنشرلی كه درس خوانده زبان انگلیسیه لهجه انگلیسیش گل كرد و تمام این لغات رو با لهجه با تكیه بر حرف " ش " و " و " گفت كه در این حین آقای فروشند آمد و گفت : 4اثر فلورانس اسكاول شین رو میخواین ؟ و اینجا بود كه به اشتباه خودمون پی بردیم و لپهامون گل گلی شد .. رفتیم اونور تا كتابو تحویل بگیریم .. در دست فروشنده دو كتاب بود كه نوای آسمانی گفت : هههه ! كتابه چقدر باریكه ! اما چشمتون روز بد نبینه كه كتاب مورد نظر اون یكی كتاب بود كه نسبتا قطور بود ! و تصمیم بر آن شد كه دیگه به اون مغازه نریم برای حفظ آبرو !

70_دوست داشتی راجع به چی ازت سوال بشه و كسی نپرسیده! بپرس كه عقده ای از صندلی بلند نشی!

سوالات متنوعی پرسیده شده ، سوالایی كه فك نمی كردم پرسیده شده ولی كسی نپرسید من غذا چی دوست دارم ؟

71_شده من كاری كنم كه از دستم خیلی ناراحت بشی و خودم نفهمیده باشم! ینی تودلت مونده باشه! بگو دیگه! حلال كنی ها!

همونطور كه بارها گفتم زیاد ضد حال میزنی ! من كه دیروز حلالت كردم

72_یه خاطره ی خوب از دوران بچگیت!

داداشم هر روز منو می برد پارك و خاطره اولین باری كه داداشم منو برد سینما تا كلاه قرمزی و پسرخاله ببینم !

73_یه خاطره ی خوب از دوران مدرسه!

اینكه هر سال شاگرد نمونه می شدم و اولین برای كه تئاتر اجرا كردم كه كلاس دوم بودم و تئاترمونم رفت برای منطقه

74_ یه خاطره ی خوب از دوران دانشجوییت!

دو تا خاطره دارم تو یه روز .. در یكی از روزهای اردیبهشت بود كه من سرماخورده بودم شدیدا غریبا ! كلاس زبان استاد گفت یكی از خانوما و یكی از آقایون این پاراگراف رو به ترتیب بخونن . یكی از آقایون خوندنو از خانوما كسی اعلام آمادگی نكرد . چون من همیشه جلوی میز استاد میشینم با استاد چش تو چش شده بودم در حالیكه داشتم از سردرد می مردم . استاد گفت تو می خونی : منم مثه بچه ها می گفتم نچ ! هی اون می گفت هی من می گفتم نچ ! اون لحظه نفهمیدم چیكار كردم بعد از اینكه رفتمو خونه و به این موضوع فك كردم خندم گرفت كه دختر این چه كاری بود ؟ حداقل می گفتی " نه " ! نچ چیه دیگه ؟ خیلی با لحن جالبی می گفتم / در همون روز وقتی غذایمان را گرفتیم كه نوش جان كنیم دیدیم صندلی ها پر ! مابقی صندلیها رو هم برای یه همایش بود ؟ چی بود ؟ چیده بودن كه اونا هم بدون میز بودن . منم كه سرما خورده ناچار رفتم روی یكی از صندلی ها نشستمو ظرف غذا رو گذاشتم رو پام . اونروز غذا كباب بود ! با قاشق چنگال یه بار مصرف چجوری میشه اون كباب رو تكه تكه كرد ؟ منم كه سرما خورده بودم سرمو نمی تونستم بگیرم پایین چون بینیم چكه می كرد ( نیشخند ) ،‌با هزار ترفند كه قاشق نشكنه كبابو می پیچوندمو به تكه های بزرگ تقسیمش می كردم . با هزار زور و زحمت خوردمو و كلی هم خندم گرفته بود ( ببخشید كه اینقذه بد خاطره تعریف می كنم ! )

75_یه خاطره ی خوب از دوران تبیانیتت!

پیدا كردن دوستای تازه و دیدن بیشتر كاربرا

76_ حالا اون سوال بالایی ها رو بدشو بگو!

بچگی : داداشم عروسكامو خراب می كردن و من غصه می خوردم

مدرسه : دفترای منو همش می دزدیدن نامرداااااا !

دانشجویی : ماجرای كنفرانسم

تبیان : ------ ( نه اینكه ندارم ، منظورم اینه كه دوست ندارم بگم )

77_ ماها رو یه نصیحت كن كه به دردمون بخوره!

حالا كه دستت به كلید برق میرسه ، چراغای اضافی رو خاموش كن

78_ یه نقد به من!

چرا ضد حال میزنی ؟

79_ نقد و پیشنهادات به انجمن هایی كه من مسئولشون هستم!

چیزی به ذهنم نمیرسه ، می دونم كه خودت سخت به فكر ارتقاشونی

80_منو تشویق كن!

دست .. دست .. دست .. دست .. فیشت فیشت .. سوت .. فیشت .. دست .. دست

81_قشنگ ترین جمله ای كه فك میكنی به دردمون میخوره رو بهمون بگو!

حكایت نویس مباش ، چنان باش كه از تو حكایت كنند / ابو سعید ابوالخیر

82_یه بیت شعر قشنگ!

شعر قشنگ زیاده .. ممكنه من الان اینو بنویسم فردا بگم كاش اون یكیو می نوشتم .. سیستم خودمم نیست كه ازش تقلب كنم چون شعرای قشنگو سیو می كنم اما این دوبیتی رو از فریدون مشیری داشته باشین :

سیه چشمی به كار عشق استاد .. به من درس محبت یاد می داد / مرا از یاد برد آخر ولی من .. به جز او عالمی را بردم از یاد

83_.....

اون 83 و نقطه هاش یعنی...به پایان آمد این فسفر سوالات همچنان باقیست! من دیگه مغزم در حال حاضر یاری نمیده! هوم! اگه باز بودم كه میام و میپرسم و اگه نه كه فك كنم كافی باشه! برای اینكه خسته كننده نباشه تیكه تیكه سوالامو جواب بده ! بین سوالای بچه ها بگنجون!

خدا رو شكر فسفرا ته كشید ! منم نایی نمونده برام خواهر !

دیگه اینكه سفارش نكنم! ایشالا این صندلی برات صندلی هه خوبی بوده باشه... ایشالا به بهترین ها برسی! اگه كمی و كاستی بوده شرمنده! این هفته بهتون خوش بگذره! همین!

برام خوب بود .. به تو هم كه یه جای خوب رفتی خوش بگذره

بازم شرمنده اگه نشد سوالامو كامل و سوزاننده بپرسم! مواظب خودتون باش! دختر خوبیم باش! هر چند در غیاب من خوبی! (هههه... حالا هی بكوب تو سرم كه باعث و بانی همه آتیشا منم! هق هق..)فهلا... یا علی..التماس دعا...

خوشحال شدم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.