پاسخ به آقا مجتبی تو را همه زمان عزیز :
سلام
سلام آبی،
سلام حاجی
شرمندم که دیر به دیر میام برا سوزوندنت... ولی خودمونیم، اینقده پوستت کلفته که اینهمه هیزم ریختیم پای صندلی اما هنوز به خیالت نرسیده
نیستی؟ دلمون هواتو کرده بود. خواهش می کنم. خوشحالمون کردی. آره دیگه عادت کردیم.
بروبچ عزیز تبیانی، من که از سوزوندن این آقا با آتیش نا امید شدم، بنظرم اگه با اسید بسوزونیمش بهتر باشه، هرکی داره رو کنه ریختنش بامن
واسه اون هم تدابیر خاصی دیدم.
مجتبی جان انشاءلله که جمله ی آخری پست قبلیت به کسی بر نخورده.
1. خدات رو چطوری میبینی؟
قبلا ها که بهم می گفتند خدا خیلی بزرگه فکر می کردم قدش اندازه ارتفاع سقف خونمونه. حدود 3 متر. بعد کم کم فکر می کردم خدا اندازه ی دنیاست. ولی حالا دیگه نمی تونم خدا رو توی ذهنم بیارم! متاسفانه!
وقتی دلم تنگ میشه خدا رو اندازه ی یه آدم متوسط می بینم که دستشو به طرف من دراز می کنه و میگه بده من دستت رو. و من هم دست غیبی خدا رو می گیرم و بلند میشم. البته همه ی اینها توی تصوراتم انجام میشه. وقتی هم که فکر می کنم خدا به من توجهی نمی کنه فکر می کنم خدا خیلی بزرگه! فکر می کنم خدا تصور کردنی نیست. زمانی که از خدا نا امید میشم! (اینطوری به ذهنم میرسه که خدا حواسش به من نیست) فکر می کنم که خدا خیلی بزرگه. نه چشم داره نه گوش نه دستی که بکشونه روی سرم و جلوی من دراز کنه تا بگیرمش و بلند شم و ...
ولی وقتی حال می کنم با خدا و می تونم الطافش رو بهتر درک کنم ، اینطور تصور میکنم که خدا هم گوش داره هم چشم و هم دست.
2. یه چیز طبیعی که تو زندگی هرکسی هست اینه که حداقل یه بار دچار کفر شده، بزرگترین کفری رو که دچارش شدی چی بوده (آخرین حدش رو میخوام بدونم)؟
خب من گاهی اوقات که خیلی عصبانی یا ناراحت هستم به خدا می گم اگه یکی از دست خودت شاکی باشه باید به کی بگه؟ و اون موقع شاید به این فکر کنم که خدا خودخواهه.
3. به اطرافت دقت کن! همه چیز،هرقدر هم که پر عمر باشه بالاخره یه شروعی داشته. بنظرت چطور میشه خدا همیشه بوده؟ اصلا مگه میشه یه چیزی اول نداشته باشه؟ چطوری؟ (نمیخوام کفر بگم و میدونم که تو دچار یه همچین گمراهی ای نمیشی وبه همین خاطر جوابت رو به کسی که دنبال این سواله و جوابش رو بدست نمیاره هم بگی)
به نظر می رسه با عقل نمیشه این مورد رو ثابت کرد. و شاید خیلی از کسانی که خدا رو قبول ندارند و یا به عنوان یکتایی قبول ندارند روی همین دلیل تکیه می کنند.
4.چرا حضرت علی –علیه السلام سر نماز تیر رو از پاش در میاره چیزی نمی فهمه اما توی همون حال به مسکینی کمک میکنه؟
من واقعا متاسفم و شرمنده ام که باید در این موارد نظر شخصی خودم رو بدم. از خود امام علی علیه السلام و همه دوستان معذرت می خوام :
به نظر من حضرت علی ع متوجه شدند که تیر رو از پاشون در میارن و حتی دردش رو هم احساس کردند! ولی به خاطر اینکه قداست نماز رو بر هم نزنند و دارند با خدای خویش راز و نیاز می کنند ابراز ادب کردند و نمازشون رو به هم نزدند. اگه متوجه در آوردن تیر از پاشون نشدند یا نفهمیدند که این اتفاق داره میفته پس یعنی اینکه مست راز و نیاز با خدا شدند. و من شنیده ام که به مردم سفارش میشه وقتی نمازتون رو دارین می خونین حواستون جمع باشه. حتی چشماتون رو نبندید و نماز بخونین و ... ، که این سفارشات با حرکت امام علی مغایره و ...
ولی همون طوری که قبلا هم گفتم فکر می کنم عبادت به جز خدمت خلق نیست. نماز واجبه. ولی کمک به همنوع و فقرا و ... در اولویت قرار داره! به نظر من.
5. امام زمان کجاست، میتونی جا و مکانش رو نشونم بدی (آدرس)؟
داستان (در واقع حکایت) اون شخص قفل ساز که احتمالا توی بغداد بوده رو شنیدی؟ امام زمان میگن خود من به اینگونه افراد سر می زنم و ... ، و به جای اینکه این افراد به دنبال من بگردند ، خود من نزدشان میرم و ...
خیلی ها میگن توی مثلث برمودا سکنی گزیدند!
6. در مورد ذوالقرنین چی میدونی؟ یاجوج و ماجوج چی؟
درمورد ذوالقرنین از توی قرآن مطالعاتی داشتم. اینکه خدا می گوید به ذوالقرنین فرمان دادیم به فلان جا لشکر بکش و او گفت که به فلان جا میروم و به آنها پیشنهاد خدا پرستی می دهم. اگر قبول کردند که ... ، ولی اگر قبول نکردند بر آنها حمله ور میشوم و ... ، البته من این چیزها رو به یاد دارم. شاید هم غلط باشن!
ولی اکثرا میگن که ذوالقرنین همون کوروش کبیر خودمونه.
اون دو مورد رو هم نمیشناسم.
7. بنظرت اسلام دین شادیه؟
اسلامی که توی دوره زمونه ی ما است رو شاد نمی دونم و نمی بینم. شاید دوران صدر اسلام هم همینطور بوده.
8. چرا دیگه تو بحث (مباحث) چرا اسلام.. نمیبینمت؟
سعادتش رو نداشتم ، فکر کنم توی یک بحث اینهمه ادامه دادن هم جالب نباشه. اگه باز اینگونه بحث ها رو ایجاد کردی خوشحال میشم بهم خبر بدی! چون یه کم شلوغ تر از قبل شده و ...
9.همین حالا سه تا صلوات از ته دلت بفرست، لای قران رو باز کن و اولین ایه صفحه راست رو بخون. اگه موردی نداره معنی و آدرسش رو برامون بگو (تقلب نکنی هاااااااا)
آیه 118 سوره ی هود :
و اگر خدا می خواست همه ملل و مذاهب خلق را یک امت میگرداند و لیکن دائم همه ی اقوام و ملل دنیا با هم در اختلاف خواهند بود.
فعلا بااجازه....
قربانت. ممنون از سوالای خوبت. منتظرت هستم. فعلا باااای
پاسخ به م.شجاعتی عزیز :
سلام.
سلام علیکم حاجی. کم پیدایی نیستی؟
آقای آبی بیکران جواب منو ندادید؟ یا دادید من ندیدم؟لطفا یه بار دیگه بنویسید
من جوابت رو دادم. اطفا سوالت رو دوباره و واضح تر بنویس. فکر کنم جواب دادم که کتاب های اوشو رو خوندم و ... ، ولی به کتاب های شعر و داستان کوتاه بیشتر علاقه دارم تا ...
در ضمن من میتونم حداقل با افکار شما در این صندلی آشنا بشم.(حداقل سودش اینه
فکر می کنی سود داره. به نظر من کنجکاویه بی دلیله. بچسب به کار خودت. چی کار داری که کی چه فکری داره و ...
امیدوارم سودش یه طرفه نباشه. پس سودش 50 ، 50
قبول؟
یا علی
علی یارت