به نام خدا
سلااااااااااااااام
پنجره جوووووووووووووونم! مباااااااااااااارک باشه تولدت گلم!
ان شاء الله خدا عمری طولانی و باعزّت بهت بده، پر از موفقیت، پر از شادی، پر از احساس های خوب و خیال های زیبا از نوع پنجره ایش! بوس بوس گلم!
راستش چند خطی نسبتاً موزون نوشتم(ما که شعر بلد نیستیم بگیم! بهش می گم کلام نسبتاً موزون..)، اما از اون جایی که امروز تولد سه عزیزه، یعنی تو، جناب برزخ و به روایتی مامان تیر دراپ، من هم یه شعر برای سه نفرتون با هم گفتم! به همین خاطر این چند خط موزون رو عیناً توی تاپیک هر سه نفرتون تکرار می کنم! ببخشید یخده تنبلم! نشد جداگانه براتون بنویسم...
(گوشت رو بیار جلو یه چیزی بگم! به کسی نگیا! اما برای تو طولانی تر گفتم! دونقطه ایکس!)
(پنجره یه وقت اینو تو اون تاپیک نقد نکنی ها! :D سعی می کنم تا امشب شعری رو اون جا بذارم برای نقد).
بیاید اول مرداد هر سال
سه گل در باغ ما خندان و خوشحال
یکی برزخ: بزرگ جمعمان است
به تبیان سرور و آقا همان است
به آرامش، به خوشرویی است شُهره
رسید آوازه ی شعرش به زهره! (زهره: نام سیّاره!! :D )
دگر گل قطره ی اشکی است خندان!
بود او مام ما در سایت تبیان!
بسی خندان و شاد، روحش لطیف است
که هست او؟ بانوی مستر کلیف است!!
گل سوم خیالی هست زیبا
خیالش پنجره دارد به رؤیا
بسی روحش لطیف و مهربان است
نه جان ما، که او جانانمان است!
گشود او پنجره، ناگه خیالم
پرید و گفت: اینک هست بالم!
کنم پروازها در آسمان ها
ببینم آن چه را باشد به رؤیا
نباشد لایق او گل به دنیا
که هست خود سرسبد در بین گل ها!
پنجره ی گلم، بهترین ها رو برات از خداوند می خوام!
دوست خوبمی، خیلی دوستت دارم...