امام صادق (ع)
:
هر كه رياست طلبد هلاك شود .
من طلب الرئاسة هلك .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 405
امام صادق (ع)
:
ملعون است كسي كه رياست را به خود بندد ، ملعون است كسي كه به آن همت گمارد ، ملعون است كسي كه به فكر آن باشد .
ملعون من ترأس ، ملعون من هم بها ، ملعون من حدث بها نفسه .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 406
امام سجاد (ع)
:
پس ، اي خداي من ، آيا اعترافم به بدي آنچه كرده ام نزد تو سود مي دهد ؟ و آيا اقرارم در درگاهت به زشتي آنچه بجا آورده ام از ( عذاب ) تو من را رها مي نمايد ؟ يا در اينجا خشم خود ( دوري از رحمتت ) را براي من قرار داده اي ؟ يا هنگامي كه دعا كرده تو را مي خوانم دشمني تو با من همراه بوده ؟
فهل ينفعني ، يا الهي ، اقراري عندك بسوء ما اكتسبت ؟ و هل ينجيني منك اعترافي لك بقبيح ما ارتكبت ؟ ام اوجبت لي في مقامي هذا سخطك ؟ ام لزمني في وقت دعاي مقتك ؟
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
از آن زمان که حق به من نشان داده شد هرگز در آن شک نکردم .
184 - وقال [ع ] : ما شککت فی الحق مذ اريته
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
هرگز دروغ نگفته ام و هيچگاه دروغ به من گفته نشده [ آنچه پيامبر به من فرموده راست و درست بوده است ] هرگز گمراه نبودم و هرگز کسی بوسيله من گمراه نشد .
185 - وقال [ع ] : ما کذبت و لا کذبت ، و لا ضللت و لا ضل بی
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
آراسته و پاكي ، از تو نوميد نمي شوم در حالي كه در توبه و بازگشت به سوي خود را به رويم گشوده اي ، بلكه مي گويم : گفتار بنده خواري كه به خود ستم كرده و حرمت پروردگارش را رعايت ننموده
سبحانك ، لا ايئس منك و قد فتحت لي باب التوبة اليك ، بل اقول : مقال العبد الذليل الظالم لنفسه المستخف بحرمة ربه .
صحيفه سجاديه
امام صادق (ع)
:
غضب كليد هر شري است .
الغضب مفتاح كل شر .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 412
امام صادق (ع)
:
حسد ايمان را مي خورد چنان كه آتش هيزم را مي خورد .
ان الحسد يأكل الايمان كما تأكل النار الحطب .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 416
امام سجاد (ع)
:
بنده اي كه گناهانش بزرگ و رو به فزوني است و روزگارش به او پشت كرده و برگشته تا چون ببيند كه زمان كار گذشته و عمر به پايان رسيده و باور نمايد كه پناه و گريزگاهي از ( كيفر ) تو برايش نيست ، به وسيله توبه به تو روآورد ، و توبه را براي تو خالص گرداند ( شرايط آن از قبيل پشيماني از گذشته و تصميم بر دوباره نكردن آن را بجا آورد ) پس با دلي پاك و پاكيزه به سوي تو برخيزد و با صداي تغيير يافته ( زمزمه وار ) آهسته تو را بخواند
الذي عظمت ذنوبه فجلت ، و ادبرت ايامه فولت حتي إذا راي مدة العمل قد انقضت ، و غاية العمر قد انتهت ، و ايقن انه لا محيص له منك ، و لا مهرب له عنك ، تلقاك بالانابة ، و اخلص لك التوبة ، فقام اليك بقلب طاهر نقي ، ثم دعاك بصوت حائل خفي .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
ستمگری که ابتداء بظلم مي کند فردای قيامت دستش را ازپشيمانی بدندان مي گزد
186 - وقال [ع ] : للظالم البادی غدا بکفه عضه
نهج البلاغه