سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
یه سلام بلند بالا بعد از ده روز دوری و فراق !!! بقول شاعر:
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
خانوم تیردرااااااپ تفلدتون مبااااااارک ! نه چیزه .. ینی تولد هیجده سالگیتون مبااااااارک !
نه اینم نبود .. اینجا باید چی بنویسم؟ تیردراپ که خودمم!!!!! ببخشید بعداز ده روز دوری جو گیر شدم دارم منقلو با جاش میخورم :دی
بچه های خوب و مهربون تبیان.. خیلی خیلی از همه تون ممنون و سپاسگزارم.
من تازه از راه رسیدم .. از راهی که سفرنامه ش مثنوی هفتاد من کاغذه.. اصلاً من نمیدونم چرا هرچی اتفاقه واسه من میفته که منم مجبور شم هی سفرنامه بنویسم :) که حتماً می نویسم این یکیو.
واسه همینم الان فقط تشکر میکنم از همه تون .. چیلیک چیلیک (اینا صدای ریختن اشکام بود از روی شوق و شادی) بعداً میام مفصلاً میتشکرم :)
یه توضیح فقط بدم به پنجره عزیزم.. پنجره جونم من 29 تیر دنیا اومدم ولی شناسنامه م اول مرداد صادر شده.. همه میگن اون رسمیه ولی من اینو قبول دارم (البته هرکدوم بصرفه قبوله ها! اصلاً هردوش قبوله آقا) اما من اول مرداد انشاء الله اگه تو جلسه باشم حتماً حتماً به همه حضار شیرینی خواهم داد .. قابل توجه اونایی که اطلاع رسانی میکنن.. آخه چرا به خودتون ضرر میزنین.. هرچی تعداد حضارکمتر باشه سهم شما از شیرینیا بیشتره خب !