شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان می رود ...
(خ)
خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .
چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...
=======
اومدین؟؟؟؟(لبخند)
خنده ای كو كه به دل انگیزم؟ قطره ای كو كه به دریا ریزم؟ صخره ای كو كه بدان آویزم؟ ............. (د)
دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی
آری آری سخن عشق نشانی دارد
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن جائیو هر نکته مکانی دارد ...
آره اومدم ، خوش اومدم ؟
( ز)
سلام
درون خانه چون رفتم ،مقیمت یافتم آنجا
چو از خانه برون رفتم، مقامت بود خود بر در ....
(ی)
بخند تا دنيا به تو بخندد....
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم طره را تاب مده تا ندهی بر بامم
(چ)
=============== خوش اومدی..... =============== چشمم نخورد آب از اين عمر پر شكست: اين خانه را تمامي پي روي آب بود. ......... (م)
ماه و خورشید و فلک شمع و پری حور و ملک
هر فروزان روی ، پیش روی تابان تو لاش....
خب اینجوری كه سخته...آدم نمیدونه شعرش رو قبلاكسی نوشته یا نه..
اما خب حالا:
یارب آن نوگل خندان كه سپردی به منش
میسپارم به توازدست حسودچمنش..
(ق)....این حرفیه كه خودم باهاش توی برنامه ی تلویزیونی مشاعره كه با بچه های تبیان اصفهان رفتیم،توش گیرافتادم
یا حق
دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی
قطع امید ز اغیار بیا تا بکنیم گریه بر حال دل زار بیا تا بکنیم
از چه می خندی اگر کیسه ما هست تهی خرج از کیسه سرکار بیا تا بکنیم
مثل گنبد و گر دوست تلاش من و تو گله از گنبد دوار بیا تا بکنیم
جانم این دیگ اگر بهر من و تو نغلید شوربای دگری بار بیا تا بکنیم ...
(س)
==============
سلام سرکار پنجره...خیلی مهم نیست تکراری بودن
سایه آمیخته با سایه. سنگ با سنگ گرفته پیوند. روز فرسوده به ره می گذرد. جلوه گر آمده در چشمانش نقش اندوه پی یك لبخند. ..........
(ر)