به نام خدا
سلام
راستش من که نباید جواب بدم، اما فقط دو سه مورد که خطاب به خودم بود رو بگم.
اول این که جناب حیات طیبه، منو دست می ندازید دیگه؟؟ یه دو تا ِس ِس کردن که نشد اصفهانی! منظورتون برعکس بود دیگه؟! این که باید برام کلاس اصفهانی بذارید، نه؟ :دی
حالا ان شاءالله سر فرصت باید یخده از شقایق جان یاد بگیرم.
و این که جناب مسعود راد، لام ساکن یعنی این که بدون حرکت بخونید. خب چه جوری بگم من؟ ساکن که دیگه خیلی مشخصه! با اون حروف "والی" که شما گفتید هم فرق می کنه!! اونا کلاً خونده نمی شن، اما حرف ساکن خونده می شه، منتها بدون حرکت، یعنی که فتحه و کسره و ضمه نمی گیره. حالا باز نگید اینا عربی هستن ها! خب منظورم همون " َ " و " ِ " و " ُ " خودمون ه.
اونم بله، من حواسم نبود دو تا " ل " داریم، منظورم لام توی " دل " بود. یعنی که نخونید دل ِ آشفته! بخونید "دل آشفته"، همش به صورت یه صفت واحد. اون وقت خواستم "نیم فاصله" بزنم که درست خونده شه، تو خود تبیان که نیم فاصله نمی گرفت، توی ورد نوشتم و کپی کردم، یه شکلی ثبت شد که توی ذوق می زد، منم پاکش کردم ساده نوشتم.
به هر حال اگر سؤال دیگه ای داشتید بپرسید. اصلاً از خود شقایق خانم بپرسید! اون ماشاء الله زبانشناس ه، بهتر از من توضیح می ده. :دی
و این که انیاک جان، همش خوردنی ه، نوش جان! :دی
من بازم بر می گردم ان شاء الله!
یه کم این جا کار دارم!
:)