امام علی (ع)
:
آن کس که قدر خود را نشناخت هلاک شد .
149 - وقال [ع ] : هلک امرؤ لم يعرف قدره .
نهج البلاغه
امام حسین (ع)
:
و براي پادشاهان زشت تر از آن نيست كه سختگيري نمايند .
ألحدة في السلطان قبيحة.
كفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص 233
امام صادق (ع)
:
هركس مؤمني را سير كند بهشت برايش واجب شود .
من أشبع مؤمنا وجبت له الجنة .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 287
امام سجاد (ع)
:
و من را به سبب غم و اندوه از رعايت و حفظ واجبات و به كار بستن سنت خود ( مستحبات ) باز مدار
و لا تشغلني بالاهتمام عن تعاهد فروضك ، و استعمال سنتك .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
پس اي پروردگار به آنچه به من رسيده طاقت ندارم ، و به آنچه به من روآورده پر از غم و اندوه گشته ام ، و تو بر دفع غم و اندوهي كه به آن گرفتار و بر دفع آنچه در آن افتاده ام توانايي ، پس آن گرفتاري را از من دور كن اگر چه از جانب تو شايسته آن نباشم اي صاحب عرش و تخت بزرگ ( اشاره به اين كه همه اشياء تحت قدرت اوست ، زيرا او صاحب عرش عظيم است كه آن به هر چيز احاطه دارد ) .
فقد ضقت لما نزل بي يا رب ذرعا ، و امتلأت بحمل ما حدث علي هما ، و أنت القادر علي كشف ما منيت به ، و دفع ما وقعت فيه ، فافعل بي ذلك و إن لم استوجبه منك ، يا ذاالعرش العظيم .
صحيفه سجاديه
امام صادق (ع)
:
هركس كه مؤمني را اطعام كند تا سير شود ، هيچ يك از مخلوقات خدا اجر اخروي او را نداند نه فرشته مقرب و نه پيغمبر مرسل مگر خداوند ، پروردگار جهانيان .
من أطعم مؤمنا حتي يشبعه لم يدر أحد من خلق الله ما له من الأجر في الاخرة لا ملك مقرب و لا نبي مرسل إلا الله رب العالمين .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 288
امام حسین (ع)
:
و براي افراد نجيب زشت تر از دروغگويي چيزي نيست .
ألكذب في ذي الحسب قبيح .
كفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص 233
امام علی (ع)
:
[14] امام عليه السلام در پاسخ کسیکه تقاضای موعظه کرد فرمود : [15] ازکسانی مباش که بدون عمل اميد سعادت آخرت را دارند و توبه را با آرزوهای دراز تاخير مي اندازند [16] درباره دنيا همچون زاهدان سخن مي گويند ولی همچون دنيا پرستان عمل مي کنند . [1] هرگاه چيزی از دنيا به او برسد سير نمي شود و اگر نرسد قانع نخواهد شد از شکر آنچه به او داده شده عاجز است [2] ولی باز هم فزونی مي طلبد ديگران را از کار بد نهی مي کند اما خود نهی نمي پذيرد به ديگران امر مي کند اما خودش عمل نمي کند [3] نيکان را دوست مي دارد اما عمل آنها را انجام نمي دهد گنهکاران را دشمن مي دارد اما خود يکی از آنها است [4] مرگ را به خاطر زيادی گناهانش مکروه مي شمارد اما خود به آنچه مرگ را به خاطر آن ناخوش مي دارد ادامه مي دهد [5] اگر بيمار شود پشيمان مي گردد و اگر تندرست باشد احساس امنيت ميکند و به لهو مي پردازد به هنگام سلامت مغرور است [6] و به هنگام گرفتاری نااميد . اگر بلائیبه او برسد همچون بيچارگان دعا مي کند [7] و اگر آسايش و وسعت به او برسد همچون مغروران از خدای روی مي گرداند . نفس او را در امور دنيا به انجام آنچه گمان دارد وادار مي کند [8] ولی در امور آخرت به آنچه يقين دارد اعتنا نمي کند بر ديگران به کمتر از گناه خود مي ترسد و برای خويش بيشتر از آنچه عمل کرده اميد دارد . [9] اگر بي نياز شود مغرور و مفتون مي گردد و اگر فقير شود نوميد و سست مي شود [10] در عمل کوتاهی مي کند و در سؤال مبالغه هرگاه شهوتی بر او عارض شود گناه را جلو مي اندازد و توبه را تاخير [11] و اگر محنتی به او برسد صبر و شکيبائی را بکلی از دست مي دهد [12] عبرت آموختن را توصيف مي کند ولی خود عبرت نمي گيرد موعظه بسيار مي کند اما خود موعظه نمي پذيرد [13] سخن بسيار مي گويد اما عمل کم مي کند . برایدني ای فانی کوشش فراوان دارد [14] ولی برای آخرت باقی مسامحه کار است . غنيمت را غرامت مي بيند و غرامت را غنيمت [ و آنچه در راه خدا انفاق مي کند در نظر او غرامت است و آنچه در راه معصيت خرج مي کند غنيمت ] [15] از مرگ مي ترسد ولی فرصتها را از دست مي دهد[16] از ديگران معصيت های کوچک را بزرگ مي شمارد در حاليکه بزرگتر از آن را از خود ناچيز به حساب مي آورد [17] طاعتی را که اگر ديگران انجام دهد کوچک مي شمرد از خودش بزرگ مي داند . او به مردم ايراد مي گيرد اما با خودش مجامله مي کند [18] لهو و لعب با ثروتمندان نزد او از ذکر خدا با فقيران محبوبتر است به نفع خود بر زيان ديگران حکم مي کند . [1] اما هرگز به زيان خود به نفع ديگران حکم نمي کند ديگران را هدايت مي کند و خود را گمراه مي سازد . مردم از او اطاعت مي کنند و او مخالفت مي ورزد [2] حق خود را مي گيرد ولی حق ديگران را نمي پردازد از مردم در آنچه معصيت خدا نيست مي ترسد ولی از خدا در ستم کردن بر مردم نمي ترسد . سيدرضی مي گويد : اگر در اين کتاب جز اين کلام نبود برای اندرز و موعظه و بينائی بينندگان و عبرت ناظران کافی بود .
150 - [14] وقال [ع ] لرجل ساله ان يعظه : [15] لا تکن ممن يرجو الاخره بغير العمل و يرجی التوبه بطول الامل ، [16] يقول فی الدنيا بقول الزاهدين ، و يعمل فيها بعلم الراغبين ، [ نهج البلاغه م 32 ] [1] ان اعطی منها لم يشبع ، و ان منع منها لم يقنع ، يعجز عن شکر ما اوتی ، [2] و يبتغی الزياده فيما بقی ، ينهی و لا ينتهی ، و يامر بما لا ياتی ، [3] يحب الصالحين لا يعمل عملهم ، و يبغض المذنبين و هو احدهم ، [4] يکره الموت لکثره ذنوبه ، و يقيم علی ما يکره الموت من اجله ، [5] ان سقم ظل نادما ، و ان صح امن لاهيا ، يعجب بنفسه اذا عوفی ، [6] و يقنط اذا ابتلی ، ان اصابه بلاء دعا مضطرا ، [7] و ان ناله رخاء اعرض مغترا ، تغلبه نفسه علی ما يظن ، [8] و لا يغلبها علی ما يستيقن ، يخاف علی غيره بادنی من ذنبه ، و يرجو لنفسه باکثر من عمله ، [9] ان استغنی بطر و فتن ، و ان افتقر قنط ووهن ،[10] يقصر اذا عمل ، و يبالغ اذا سال ، [11] ان عرضت له شهوه اسلف المعصيه ، و سوف التوبه ، و ان عرته محنه انفرج عن شرائط المله [12] يصف العبره و لا يعتبر ، و يبالغ فی الموعظه و لا يتعظ ، [13] فهو بالقول مدل ، و من العمل مقل ، ينافس فيما يفنی ، [14] و يسامح فيما يبقی يری الغنم مغرما و الغرم مغنما ، [15] يخشی الموت ، و لا يبادر الفوت ، [16] يستعظم من معصيه غيره ما يستقل اکثر منه من نفسه ، [17] و يستکثر من طاعته ما يحقره من طاعه غيره ، فهو علی الناس طاعن ، و لنفسه مداهن ، [18] اللهو مع الاغنياء احب اليه من الذکر مع الفقراء ، يحکم علی غيره لنفسه ، [1] و لا يحکم عليها لغيره ، يرشد غيره و يغوی نفسه ، فهو يطاع و يعصی ، [2] و يتسوفی و لا يوفی ، و يخشی الخلق فی غير ربه و لا يخشی ربه فی خلقه قال الرضی : و لو لم يکن فی هذا الکتاب الا هذا الکلام لکفی به موعظه ناجعه ، و حکمه بالغه ، و بصيره لمبصر ، و عبره لناظر مفکر
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
برای هر کس سرانجامی است شيرين يا تلخ .
151 - وقال [ع ] : لکل امری ء عاقبه حلوه او مره
نهج البلاغه
امام حسین (ع)
:
براي علما زشت تر از حرص و آز چيزي نيست .
الحرص في العالم (قبيح ).
كفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص 233