• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 23541)
پنج شنبه 21/9/1387 - 9:37 -0 تشکر 76731
( قصص العلما )

به نام خالق مخلوقات

با سلام وصلوات بر محمد و ال محمد(ص)

 

انشاالله این تایپیک منبعی باشد برای

خاطرات و تاریخ زندگی پربار

علما

البت سخنانشان را این جا نیمگذاریم آن را در "جرعه ای از سخن بزرگان دین"

میگذاریم

و معرفی کتابشان را در " خواندن این کتاب ها توصیه میشود"

 
شيخ رجبعلي خياط فرمود: 

اگر ما به قدر ترسيدن از يک عقرب از عِقاب خدا بترسيم،

همه کارهاي عالم اصلاح ميشود
 
 
 
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم 
 
چهارشنبه 8/6/1391 - 1:28 - 0 تشکر 533493

غلبه بر هوای نفس
آیت الله مرتضی تهرانی می‌فرمود:

« من یك روز از مرحوم پدرم پرسیدم: آقا جان این آقا شیخ مرتضی چه كار كرده ‌است كه توانسته به این خوبی هوای نفسش را از میان بردارد و به مقام تشرف دست یابد و تا این اندازه نورانیت پیدا كند؟


مرحوم پدرم جواب دادند:

این آقا شیخ مرتضی زاهد آنچه از اخبار و احادیث معتبر از كلمات معصومین علیهم السلام در كتابها دیده و خوانده، باور كرده ‌است و این باور و یقین نسبت به معارف اهل بیت علیهم‌السلام او را به این نورانیت رسانده است. »





تاثیر استادِ حاذق


روزی مرحوم حاج قاسم فخار از شاگردان آقا سید رضا دربندی، از ایشان سئوال می كند:

« مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد، از كجا به این مراتب رسیده بود و این مرتبه‌ای كه ایشان داشت چیزی نیست كه انسان بتواند به خودی خود و فقط با استعداد خود، بدان دست یابد؟!


و آقای دربندی جواب می دهد:

آقا شیخ مرتضی زاهد از شاگردی و استفاده از مرحوم آیت الله آقا سید عبدالكریم لاهیجی به آن مرتبه رسیده بودند. »




چهارشنبه 8/6/1391 - 1:35 - 0 تشکر 533504

زندگینامه ایت الله حاج شیخ علی صافی گلپایگانی (دام ظله)

ایشان در سال 1332 هجری قمری در گلپایگان پا به عرصه وجود گذارد.كودكی و جوانی اش صرف دانش اندوزی شد .دروس سطح را در محضر آیت الله آقا میرزا محمد همدانی تكمیل نمودند و...
ایشان در سال 1332  هجری قمری در گلپایگان پا به عرصه وجود گذارد.كودكی و جوانی اش صرف دانش اندوزی شد .

 تا سن هجده سالگی نزد پدر و دایی بزرگوارشان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آخوند ملا ابوالقاسم قطب (ره) به تحصیل پرداختند و سپس به قم هجرت نمودند.

دروس سطح را در محضر آیت الله آقا میرزا محمد همدانی تكمیل نمودند.

درس خارج را نزد عالمان بلند آوازه عصر ، از جمله آیت الله حجت و آیت الله بروجردی به پایان بردند.هوش و ذكاوت ونیروی استدلال وی در جلسه درس و مباحثۀ  آیت الله بروجردی موجب شهرت او گردید . آیت الله بروجردی چنان شیفته این شاگرد درس خوان و هوشیار گردید كه در برخی مجالس از وی یاد می كرد و این امر سبب شهرت ایشان در جمع طلاب علوم دینی شد و در رده برجسته ترینشان شناخته گردید ایت الله آقای حاج آقا علی صافی ، آثار ارزشمندی به نظم و نثر عربی و فارسی دارند كه برخی به چاپ رسیده ، شماری از آنها زیر چاپ و قسمتی به صورت دست نویس است.

چهارشنبه 8/6/1391 - 1:35 - 0 تشکر 533505


آثار چاپ شده ایشان عبارتند از :

1.شرح استدلالی بر العروة الوثقی اثر آیت  الله آقا سید محمد كاظم یزدی طباطبایی از مراجع معروف بنام (ذخیرة العقبی فی شرح العروة الوثقی ) در 30 جلد

 2.منتخب الحكام 

3.مناسك حج

 4.در انتظار وصال (مجموعه 59 قصیده و غزل و مخمس به مناسبت ولادت امام زمان (عج))

5.رساله عملیه توضیح المسائل فارسی

6.تقریرات اصول مرحوم آیت الله حجت به نام (المحجة فی تقریرات الحجة) در دوجلد

7.راز دل (دیوان اشعار در بیش از هزار صفحه)

8.الدلالة الى من له الولایة

9.المحجة فى تقریرات الحجة (2جلد)

10.تاریخ تحول فقه شیعه

11.منتخب الاحكام

12.اصول الفقه

13. تقریرات درس مرحوم آیت الله بروجردى(صلاة ،وصیت و...)

14. تقریرات درس مرحوم آیت الله حجت (تیمم ، بیع و...).
 آیت الله حاج آقا علی صافی علاوه بر كارهای تحقیقاتی و مطالعاتی و توجه عمیق به اهمیت تالیف و درس وبحث در زمینه های گوناگون ،‌هیچ زمانی از حضور موثر در اجتماع و تدبیر مدن غافل نماند و به تعبیری درس و بحث های اصولی و كلامی و فقهی او را به گونه ای سرگرم نساخت تا جامعه و مردم را رها كند و فقط به بحث های روان حوزوی بپردازد .

 راستی مگر نه این است كه علم و اجتهاد را باید در متن جامعه به كار گرفت تا هم علم و آگاهی پرورده وپخته شود و مجتهد و پژوهشگر دینی نیاز ها را احساس كند و پاسخ هر یك را با تلاش مجدد در یابد ، هم اینكه وظیفه عالم بودن را در عمل و خدمت به مردم و جامعه ایفاد نماید؟ لذا  این مجتهد تلاشگر و در صحنه علم و عمل ، با خطابه های بلیغ و صراحت لهجه كه با همه وجودش آمیخته است ،  و شجاعت وپایمردی و استقامت در خور،‌ در مسیر آزادی و اشاعه عدالت و انضباط اجتماعی و احیاء حق و سركوب نمودن باطل و مبارزه با رژ‍یم مستبد شاهی و ایادی استثمار و استكبار پرداخت و در این راه متحمل سختی ها ، فشار ها و تبعید ها و ...
شد .

 از جمله كارهای آن مرجع بزرگ و شخصیت علمی ، نقش فوق العاده موثر در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی ایران و پیوند و وحدت در میان مراجع عظام دانست . و این وحدت و یگانگی را وسیله نجات و فلاح دانسته ، به مذاكرات زیاد در این مورد پرداخت .در تحقیقات فقهی ، ادبی و تاریخی صاحب نظر و با مشاهیر زبان و ادبیات فارسی و عربی و سخنوران این رشته  از گذشته تا اکنون الفتی به تمام دارند.

از جنبه های روحانی و خصوصیات اخلاقی وی احساسات شور انگیز و جوش و خروشی است که در مجالست و مراودت با وی می توان یافت . از طبعی روان وذوقی سلیم برخوردارند.

چهارشنبه 8/6/1391 - 1:36 - 0 تشکر 533506

محقق حلی ، آفتاب درخشان فضلا

مقام علمی

مرحوم محقق ازهمان كودكی به تحصیل مقدمات علوم زمان خود پرداخت، همچنین علم هیأت و ریاضیات و منطق و كلام را نیز آموخت. سپس فقه و اصول را نیز نزد پدر و دیگر اساتید بزرگش فراگرفت.

شیخ نجم الدین حلی از اساتید بسیار مبرزی کسب فیض نموده است که برخی از آنها عبارتند از: پدرش شمس الدین حسن حلی، ابن زهره، ابوحامد نجم الاسلام محمد حلبی، ابن نما، محمد بن جعفر حلی، شیخ الشرف شمس الدین ابوعلی فخار بن معد موسوی، سید مجد الدین علی بن حسن عریضی، تاج الدین حسن بن علی بن دربی و دیگر بزرگان.

اما شاگردان این مرد بزرگ را برخی تا چهارصد نفر شمرده‏اند که بسیاری از آنها از علمای بزرگ قرن هفتم به‏شمار می‏روند، که در اینجا به نام برخی از این بزرگان اشاره خواهیم داشت: علامه حلی، ابن داود حلی، ابن ربیب آدمی، سید غیاث الدین عبدالكریم بن احمد بن طاوس، سید جلال الدین مجد بن علی بن طاوس، جلال الدین مجد بن الشیخ الامام ملك الادبا، شیخ صفی الدین عبدالعزیز بن سرایای حلی، عزالدین حسن ابی طالب یوسفی، جمال الدین ابوجعفر محمد بن علی كاشی، مختصر الدین محمد حلی پسر علامه حلی، رضی الدین علی بن یوسف حلی برادر علامه حلی، شیخ جلال الدین محمد بن شمس الدین محمد كوفی و بسیاری از بزرگان دیگر.

مرحوم محقق دارای تألیفات نابی است که در علوم مختلف نگاشته است در اینجا به توضیح مختصری راجع به برخی از نوشته‏های این عالم محقق اشاره خواهیم کرد:

المسلک فی اصول الدین در باب اعتقادات، النکهة فی المنطق در علم منطق، سلسله قصیده‏ها در باب ادبیات، المسائل العزیة و المسائل المصریة در باب پاسخ به سوالات، المعارج فی اصول الفقه و نهج الوصول الی علم الاصول در علم اصول فقه.

اما در علم فقه: شرح نکت النهایة شیخ طوسی و النافع فی مختصر الشرایع و مختصر مراسم سالار و  رسالة فی القبلة و المعتبر و  شرایع الاسلام فی معرفة الحلال و الحرام که این کتاب معروف‏ترین اثری است که از محقق به یادگار مانده است که با الفاظی کم و عباراتی شیوا و سبکی روان در فقه نگاشته شده است.

کلام دیگران

عـلامـه حـلـى در درباره استاد و دایی بزرگوارش مرحوم محقق حلی  این‏گونه نوشته است: "این مرد بزرگ، فقیه‏ترین مردم روزگار خویش بوده است. او رئیس علما و فقیه حكما، آفتاب درخشان فضلا، ماه شب چهارده عرفا بود."

علامه نورى نیز این‏گونه محقق را معرفی می‏کند: "كـشـف كننده حقایق شریعت با ظریف‏ترین نكته‏هایى كه تاكنون هیچ انس و جنى با آنها انس و آشنایى نداشته است ... او وارث علوم پیشوایان معصوم و حجتهاى حق بر جهانیان مى‏باشد او برافرازنده پرچم تحقیق بر جهانیان مى‏باشد، وقتى محقق گفته شد، هدف تـنـهـا اوسـت... انگشت قلم، عاجز از بازشماری اوصاف اوست او كتاب شرایع الاسلام دارد كه به مثابه قرآن فقه است كتاب معروف النافع، المعتبر، و دیگر المعارج در اصول فقه دارد."

ابن داود تقی الدین حلی شاگرد محقق نیز آورده است: "محقق حلی یكتای عصر خویش و گویاترین اهل زمان و منطقی‏ترین آنان، فردی كه حضور ذهن سریع داشت."

مرحوم تستری در قاموس الرجال نیز می‏نویسد: "او نخستین کسی است که کتابهای فقهی را به روش و ترتیب متأخرین در آورد. او در کتاب شرایعش نخبه آنچه در کتاب نهایه شیخ طوسی آمده گردآوری کرده است."

وفات

سرانجام محقق حلی پس از حدود هفتاد و پنج سال زندگی بابرکت در سیزده جمادی الثانی سال 676 هجری قمری در شهر حله بر اثر سقوط از بام خانه مسکونی‏اش از دنیا رفت و در همان شهر به خاک سپرده شد.


ابنا.

منابع
روضات الجنات، سید محمدباقر خوانساری، قم، اسماعیلیان.

ریحانة الادب، محمدعلی مدرس تبریزی، تهران، شفق.

ریاض العلماء، عبدالله افندی، مشهد، آستان قدس.

چهارشنبه 8/6/1391 - 1:38 - 0 تشکر 533511

چهار دستور العمل




آیت الله سید محمد حسینی شیرازی از بزرگترین روشنفکران و اندیشمندان دینی در قرن اخیر بود.
ایشان در طول سالیان عمر پربرکت خویش بیش از 1200 جلد کتاب در موضوعات مختلف به جامعه جهانی عرضه کرد.
موضوعاتی که بسیاری نامش را نیز نشنیده بودند از دیرباز عرصه تاخت و تاز فکری ایشان بود.
حوزه علمیه حضرت زهرا(س) درجهت رشد فکری جهانیان با تدوین سخنرانی های آن مرحوم به همراه زیرنویس به زبان انگلیسی بر آن است تا جهانیان را با اندیشه های خالص شیعی آشنا سازد.
درگام اول بخشی از سخنرانی ایشان به شما تقدیم می گردد که در آن چهار دستور العمل مهم سفارش می شود:
خدا را فراموش نکنید.
زیرکترین مردم کسی است که همواره به یاد مرگ باشد.
به نشر فرهنگ صحیح مذهبی در همه ایران بپردازید.
به بیچارگان کمک کنید


چهارشنبه 8/6/1391 - 1:40 - 0 تشکر 533514

ماجرای طلبه شدن محسن قرائتی


محسن قرائتی یکی از معروفترین روحانیون در بین عموم مردم است و برنامه او با عنوان درسهایی از قرآن طولانی ترین برنامه تلویزیونی است.
همشهری آیه درباره زندگی وی نوشت: پدر تا مدت ها بچه دار نمی شد تا اینکه نذرکرد اگر فرزندی داشته باشد طلبه شود.ولی محسن قرائتی قبول نمی کرد وعلاقه داشت به دبیرستان برود یک روز چند تا از همکلاسیهایش در راه مدرسه کتک مفصلی به محسن زدند او با تن له ولورده خود را به خانه رساند و گفت می خواهد برود حوزه علمیه طلبه شود.
بعد از طلبگی
یک بار به کاشان رفته بود. بعد از نماز ته مسجد چند تا بچه را دید که مشغول بازی هستند صدایشان کرد و گفت: می خواهید چند تا جوک و قصه برایتان بگویم بخندید؟ بچه ها از خدا خواسته پای حرفش نشستند و کلی کیف کردند آخر جلسه پرسید : می خواهید باز هم بیایم ؟ بچه ها استقبال کردند گفته بود: به شرطی که هر کدامتان چند تا از رفقایتان را به مسجد بیاورید.
ازآن روز هر هفته به خاطر بچه ها از قم به کاشان می رفت.

کم کم معروف شد طوری که تلویزیون رژیم شاه دعوتش کرد بیاید برای اجرای برنامه اما قبول نکرد . از همان ابتدای کارش بسیاری از علما مثل آیت الله مشکینی ، بهشتی ، استاد مطهری و آیت الله خامنه ای کارش را پسندیده بودند.
رهبر انقلاب حتی او را به مسجدی که امام جماعتش بودند دعوت کردند تا کلاس در س بگذارد.
بعد از انقلاب با طرح شهید مطهری رفت صدا و سیما ؛ رئیس وقت صدا و سیما گفته بود: تو آخوندی تلویزیون جای آخوند نیست او هم گفته بود: من هم آخوندم هم هنرمند. بعد هم قرار شد اگر قرائتی توانست برنامه ای اجرا کند که هنرمندان خوششان بیاید ماندنی شود.
گفته بود: من معلم دین هستم. از این لحظه دو ساعت وقت بگیرید قول می دهم آنچنان شما را با حرف حق بخندانم که نتوانید لب های خودتان را جمع کنید.
از آن جلسه پایش به تلویزیون باز شد .اما هنوز مخالف داشت. گفتند بدون لباس بیا، قبول نکرد .علنی گفتند ما جز امام خمینی و آقای طالقانی به دیگران توی این تشکیلات راه نمی دهیم.
برخورد آنها را به اطلاع امام رساند و بااخطار امام آنها قبول کردند محسن با لباس روحانی برنامه اجرا کند.

بعد ازآن هم بازخواستند به بهانه هایی برنامه را جمع کنند اما امام آب پاکی ریخت توی دستشان که این برنامه ها مفید است و باید باشد.

از آن روز تا امروز 31 سال است که برنامه درسهایی از قرآن برگزار می شود و طبق نظر سنجی صداو سیما از برنامه های موفق هم هست.
محسن قرائتی همیشه مورد لطف امام بود و چون برای برنامه هایش پولی نمی گرفت امام چندین بار برایش مبالغ قابل توجهی فرستادند اما وی به خدمت امام رسید و قبول نکرد اما امام گفتند :این ازبیت المال نیست و نزد شما باشد.

چند خاطره شنیدنی از زبان استاد محسن قرائتی
نصیحت شهید بهشتی
اوایل کارم بود پای تخته سیاه برای جوان ها برنامه اجرا می کردم. شهید بهشتی از آلمان به ایران آمده بود به همراه علمای قم به دیدارشان رفتیم به ایشان گفتم: شما برای جوانهای آلمان چه میگفتید تا من هم برای جوانهای کاشان بگویم؟ همه خندیدند غیر ایشان که با چهره ای جدی گفتند : جوانان با هم فرقی ندارند همه داری فطرتی پاک هستند آنچه باعث هدایت جوانان آلمان می شود باعث هدایت جوانان کاشان هم می شود.
بعد هم به من نصیحتی کردند که: آقای قرائتی اگر بتوانید در تبلیغ دین خرافات را از آن جدا کنید کار مهمی انجام داده اید.
امان از حرف مردم
بعد از انقلاب در روزگار ترورها و نا امنی در یک راهپیمایی با ماشین به راهپیمایی رفتیم در راه دیدم مردم نگاه می کنند یکی گفت : این آخوندها ما را به راهپیمایی دعوت می کنند اما خودشان از ماشین پیاده نمی شوند! ماشین را پارک کردیم و پیاده با مردم همراه شدیم شخصی گفت: آقای قرائتی غیبت شما را کردم ، گفتم این قرائتی هم حقه بازه، پیاده راه می رود تا بگوید من آخوند خوبی هستم!


چهارشنبه 8/6/1391 - 1:41 - 0 تشکر 533515



بی خبر از خویش
بسم الله الرحمن الرحیم
بنی عم گرام، جوان رشیدو برومند سلاله سادات و فرع خاندان علم و تقوا، آقای سید محمدصادق قاضی طباطبایی... و فقه الله لخدمه الاسلام و المسلمین.
از آشنایی با شما از نزدیک بسی خرسندم، گرچه با پدر بزرگوار شما و بنی اعمام گرامتان که هر یک شاخص های علم و وارثین اجداد عالی قدرشان هستند، ارادت و آشنایی دیرین داشته ام، ولی با شما در محیط محدود و نزدیک زندان آشنا شدم و خلاصه ای از اخلاق و سجایای این خاندان را در شما نمودار دیدم. این پیوسته موجب تذکار و استشمام رایحه فضیلت برای مخلص می باشد. متأسفانه خبر داده اید که به زودی از این قفس آزاد می شوید. امیدوارم چنین نباشد، زیرا بودن و افتادن در این قفس را برای شما جوانان مسلمان و هوشمند تا حدی لازم می دانم، زیرا از دریچه های این قفس، بهتر و عمیق تر می توانید محیط و زمان و مکان را بنگرید و جزء جزء آن را بررسی کنید و بهتر به وظایف حیاتی و دینی خود آشنا شوید. به هر حال از شرح و زندگی مخلص خواسته اید. چه بگویم؟
اکنون که بیش از دو سال است که به زندان رندان بین المللی افتاده ام، پیوسته اشباحی از گذشته از برابر چشمم می گذرند، اشباحی در هم که تاریک و روشن و خیر و شر و لذت و الم آن در هم آمیخته و تجزیه و تحلیل آن آسان نیست، ولی همه آنها اکنون که بیشتر عمر را گذرانده ام و به آستانه مرگ نزدیک می شوم، جز نمایی گذرا و تند سویی نمی نماید. ایام طفولیت را در محیط تهران چشم گشودم، تهران پر آشوب، اوان تحویل و تحول ها، قدرت ها و نیم بیداری مردم ستمزده. این نام ها با چهره های خاص خود از جلوی چشمم می گذرند، محمدعلی شاه، احمد شاه، رضا خان سردار سپه، سید حسن مدرس، بهبهانی، خوئی و امثال شما. با مرحوم پدرم چون بزرگ ترین فرزند ذکور او در سنین پیری اش بودم، در همه مجالس دینی و اجتماعات سیاسی علما و رجال و مبارزین می رفتم و در گوشه ای می نشستم، به سخنان آنان گوش می دادم و به چهره ها دقیق می شدم. مرحوم پدرم حجت الاسلام حاج سید ابوالحسن طالقانی که دلی پر از ایمان و سری پر شور داشت، در آغاز تحولات، شب و روز در حرکت و تلاش بود تا شاید علما را متحد کند و جلوی سیل بی دینی و استقرار خودسری را بگیرد.
در همین اوان به وادی علم و بحث قم که چند سالی بود به سرپرستی مرحوم آیت الله حائری تأسیس شده بود، پرت شدم. همه جز من عوض شدند. در آن جا سابقه در درس و عبادت بود. قریب بیست سال تا بعد از وفات مرحوم پدر و آیت الله حائری در قم بودم، سپس با اصرار دوستان پدرم به تهران آمدم و خطری را که اخلاق و ایمان جوانان را تهدید می کرد، از نزدیک دیدم. چاره ای نداشتم جز آن که به اصول اسلام و قرآن برگردم. مجالس بحث و تفسیری در خانه ها و دور از چشم مأمورین استبداد تأسیس شدند و من مواجه با مخالفت های مسلمانان کوتاه نظر شدم و به تبع آن بعضی از معممین شغلی که مأموم عوام الناس هستند، بنای مخالفت و بررفتاری را گزاردند.


چهارشنبه 8/6/1391 - 1:41 - 0 تشکر 533516

پس از شهریور 20 که بندها گسیخته شدند، این اجتماعات توسعه یافتند و انجمن های اسلامی تأسیس شدند. سپس از میان افراد و سر پرستانی از همین جمعیت ها، برای توسعه عمل، جمعیت نهضت آزادی تأسیس گردید. مخلص در میان کشمکش هایی که مسلمانان را به هر سومی کشیدند و از هر جا می ربودند، وظیفه دینی خود دانستم که همکاری نمایم. در این تحولات و نشیب و فرازها، از سال 1316 که به تهران برگشتم، چندین بار به زندان افتادم تا آخرین زندان همین است که در خدمت شما و دیگر دوستان هستم. این اجمالی از گذشته زندگی مخلص شماست، اما اگر خصوصیات و تاریخ و جزئیات آن را بخواهید، چیزی از آن به تفضیل به یاد ندارم. برای آنچه که به یاد دارم یا می توانم به یاد بیاورم مجالی نیست.
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
عذر می خواهم. اگر معنای «بیوگرافی» همین است که کافی است و اگر مقصود، اخلاق و حالات روحی است، بدون تعارف بدانید که از خود بیش از آن چه شما می دانید خبر ندارم و چون خودبینی و خودخواهی پرده ای است شاید شما بهتر از من به من آگاه باشید.
در بی خبری، من از تو صد مرحله پیشم
تو بی خبر از غیری و من بی خبر از خویشم
حفظک الله، ذلقک الله، رحمک الله، والسلام علیک و علی ابائک الکرام
سید محمود طالقانی

چهارشنبه 8/6/1391 - 1:42 - 0 تشکر 533517

یت الله سید محمود طالقانی در کلام امام و رهبری




در کلام امام (ره)


حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید محمود طالقانی، دامت برکاته
این مسئله بسیار طبیعی است که شخصیت هایی مثل جنابعالی که عمر گرانمایه ی خود را در راه آزادی و استقلال کشور و مخالفت بی امان با دستگاه جبار و غارتگران بین المللی صرف نموده اند، در حبس و شکنجه به سر برند و از آزادی محروم باشند. آزادی امثال جنابعالی بر خلاف منطق شاه و موازین دولت اوست. فشار اراده ی آهنین ملت به طوری اعصاب شاه را خرد کرده است که دیوانه وار دست به جنایات ننگ آوری زده که روی تاریخ را سیاه نموده است و به طوری که مستحضر هستید، دست به جنایات تعجب آوری زده! در شهرستان ها دسته های ناشناس از کولی ها و اجیرها با چماق و قداره و پشتیبانی قوای انتظامی به جان مردم افتاده و جنایاتی را به بار آورده اند و می آورند. دولت که باید حافظ نظم باشد؛ قوای انتظامی او، به صورت مخرب و قوای تخریبی در آمده است. در عصر ما، در کشور بی پناه ما، منطق ها و لغت ها جای خود را عوض کرده اند. فضای باز سیاسی، همان اختناق ها و سانسورهای همه جانبه است؛ تمدن بزرگ، وحشت گیری های بدتر از قرون وسطاست، دولت آشتی با مسلسل و توپ و تانک و اخیراً با چماق و قداره، مردم را به تباهی کشیده است؛ اصلاحات ارضی، کشاورزی را ساقط نمودن است؛ استقلال، وابستگی اقتصادی و فرهنگی و نظامی به اجانب است؛ فریادهای مرگ بر این سلطنت پهلوی، شاهدوستی و علاقه به رژیم است.

پیام به آیت الله طالقانی پس از آزادی از زندان، 11 آبان 57


چهارشنبه 8/6/1391 - 1:43 - 0 تشکر 533518

فرازهای از زندگی شهید بهشتی





طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.

بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...

مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت...

با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیرمسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

راهش پررهرو باد

منبع: کتاب صد دقیقه تا بهشت



برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.