| در جواب جناب محمود نظری عزیز... سلام دوستای خوب و عزیزم علیك سلام آقا محمود و سلام و خدا قوت خدمت دوست و برادر دوست داشتنی ام،آقا سجاد گل(گل نه ها، *گل* )!!! و باز هم علیك سلام... ممنون جناب نظری! ممنون كه من حقیر رو برادر خودت میدونی. خب منم نمی تونم به این سادگی ها از یکی از بهترین دوستای حقیقی! خودم بگذرم.گفتم حقیقی چون من محیط انجمنهای تبیان رو یه محیط مجازی نمی دونم؛چرا که اعتقاد دارم ما توی زندگی ظاهراً واقعی مون ممکنه اون خود واقعی مون رو پشت نقاب ظاهرسازی و موقعیت سنجی پنهان کنیم،اما توی فضاهای ظاهراً مجازی که بیشتر افراد یا همه اونها با ما رو در رو نیستن و ما رو نمی بینن،می تونیم روح خودمون رو آزادتر کنیم و تا حد زیادتری خود واقعی خودمون رو نشون بدیم و البته از این رهگذر بسته به میزان صداقتمون می تونیم به خودشناسی هم دست پیدا کنیم.پس اگه محیط بیرونی انجمنها رو محیط واقعی اسم بذاریم میشه محیط انجمنها رو محیط فرا واقعی یا حقیقی نامگذاری کرد.بنابراین دوستای ما توی همچین محیط هایی رو هم میشه به نوعی دوستای حقیقی و واقعی دونست؛چون ما اینجا با روح و تفکرات همدیگه ارتباط برقرار می کنیم . اگه با کسی دوست میشیم در حقیقت با اخلاق و رفتار و طرز فکر اون دوست میشیم و این بالاترین درجه دوستی می تونه باشه!پس من هم خوشحالم و مفتخرم به داشتن دوستای حقیقی و برادرای دینی ای مثل شما که در مورد شما ارتباط دوستانه ما به "روح" ارتباط بیشتری پیدا می کنه،"روح" زنگار زده عزیز! منم كاملاً با آقا محمود موافقم... ما اینجا یه جورایی به صورت حقیقی هم با هم دوستیم! نه تنها دوست، حتی خواهر و برادر!!! اما در مورد داداش سجاد گلم من خیلی حرفا دارم که بزنم،اما(بازم اما!) وقتم نسبت به گذشته محدودتر شده و نیاز به یه برنامه ریزی جدید دارم تا ان شاءالله بیشتر بتونم از دوستای خوش فکری مثل شما استفاده کنم.راستش این محرومیت دوری از شما برای من خیلی بیشتره،چون شما یه نفر یا کمتر از نصف یه نفر رو از دست می دین،اما من n تا دوست خوب مثل شما رو از دست می دم،پس برام دعا کنین تا فرصت بیشتری رو برای حظ بردن از در کنار شما بودن پیدا کنم! آقا محمود قرار نشد از این حرفا بزنیا!!!! شما تاج سر مایی... داشتن شما واسه هر كسی مایهی افتخاره! یه چیزی هم درباره امتیاز دادن بگم.آقا سجاد عزیز،همون طور که خودت هم گفتی یکی از سخت ترین کارها و شاید سخت ترین اونها همین قضاوت کردنه؛و اگه دست من بود شاید امتیاز عددی دادن رو حذف می کردم و به همون نظر دادن و سؤال پرسیدن در مورد فعالیت یا شخصیت افراد اکتفا می کردم.یکی از دلایلش اینه که با مقایسه کردن افراد با هم مخالفم و به نظرم مقایسه به این صورت(هر چند جنبه بچه های تبیان بالا هست) در اکثر موارد باعث نمیشه افراد با امتیاز کمتر به فکر فعالیت بیشتر بیفتن،بلکه طبق اصول روانشناسی(تا حد محدود اطلاعات بنده) باعث ایجاد نوعی حالت جبهه گیری و تفکر منفی در فرد میشه (مخصوصاً اگه فرد امتیاز دهنده اطلاعات و شناخت کافی از فرد مورد نظر نداشته باشه و نمره نامناسبی رو به اون بده که این مورد با توجه به محیط وسیع انجمنها و زمینه گسترده فعالیتها،خواهی نخواهی اتفاق خواهد افتاد) و بسته به روحیه فرد می تونه منجر به کاهش اعتماد به نفس اون هم بشه.و البته موارد منفی دیگه که فرصت گفتنشون نیست،در ضمن این تنها نظر شخصی منه و قضاوت رو به شما و سایر دوستای عزیزم واگذار می کنم. آقا مهدی مكلارن!!!! پیشنهاد بهتر از این میخوای؟؟؟ اینهمه واضح و مستدل... خب حالا فقط جا داره تشکر کنم ازت بابت حسن ظنی که نسبت به این حقیر داری،هر چند به قول یکی از دوستان "من این همه نیستم"،راستی نمره ما تجدیدی ها رو چقدر روی نمودار بردی که از بیستم بالاتر رفته؟!!!و البته اینم بگم که بهتره به جای اینکه ما مثلاً 99.99 باشیم،0.1 باشیم اما در حال رسیدن و تلاش برای 100 شدن،به نظر من ارزش اون 0.1 پوینده از 99.99 ساکن خیلی بیشتره! در حقیقت تلاش همیشگی برای 100 شدن همون 100 شدنه! ان شاءالله که نمره همگیمون 100 باشه!!! آقا محمود من مطمئنم حق شما خیلی بیشتر از ایناست!!! و انشاءالله یه روز همون چیزی بشه كه شما میگین. |