سلام
الحمدلله الذی اکرمنی بک ایها الشهر المبارک
*******
نامه 31 نهج البلاغه ، یک وصیت ، یک دستورالعملکلی ، که امام علی علیه السلام به عنوان یک پدر خطاب به امام حسنعلیه السلام به عنوان یک فرزند ،می نویسند. بنابر این این نامه برای ما هم میتونه خیلی مفید باشه به شرط اینکه اهل عمل باشیم . ان شاء الله.
از پدری فانی معترف به سختگیری زمان که آفتاب عمرش رو به غروب است
و خواه ناخواهتسلیم گذشت دنیاست،
همو که در منزلگاه پیشینیان سکنا گرفته و فردا از آن کوچ خواهد کرد،
بهفرزندی آرزومند،
آرزومند چیزی که هرگز به دست نمیآید
در راهی گام برمیدارد که دیگران در آنگام نهادند و هلاک شدند،
به کسی که هدف بیماریهاست گروگان روزگار و در تیررس مصائب و بنده دنیا
بازرگان غرور و بدهکار و اسیر مرگ،
همپیمان اندوهها و قرین غمها،
آماج آفات و بلاها و مغلوب شهوات
جانشین مردگان است.
مولا چی میخوان بگن؟ چرا اینطوری ؟ به فرزند جوانشون ، که هر کسی باشه کلی برای جوونش آرزو داره . اما مولا از همین ابتدا جوونشون رو به یاد مرگ میندازن: پسرم من که فانی هستم آفتاب عمرم رو به غروبه اما فکر نکنی تو جاویندانی ..بدون که تو هم باید بری بدون که بلاهای دنیا مخصوص تو هم هست بدون که دنیا تو رو مغرور میکنه و در آخر اسیر مرگ میشی بدون که غمها و اندوهای دنیا رو ، تو هم میچشی و بلا ها و شهوات ،تو رو اسیر میکنه ولی عاقبت مرگ به سراغ تو هم میاد ...
درس اول از نامه ۳۱:
یاد مرگ بهترین درس برای یک جوان جوانی؟ نیرومندی ؟ برومندی؟ اما مرگ تو هم فرا خواهد رسید.بهترین درمان غرور جوان ، بی خیالی جوان ، تنبلی جوان ، شور بیش از حد جوان ، فراموشی حقایق ، درمان آفات نفسانی عجب و تکبر و.. چقدر به یادش هستیم ؟؟
مرگ رو میگم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
ماندگار باشید
یا حق