• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 1081
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : بعضى رؤياها الهامات خداوندى است، اين امر چگونه تشخيص داده مى‏شود؟
پاسخ : خواب يكى از نشانه‏هاى خداوند متعال به شمار مى‏آيد و آيات گوناگون در آن نهفته است.1 شيخ اكبر محى الدين ابن عربى خواب را نخستين مبدأ تلقى وحى الاهى براى اهل عنايت مى‏داند.2 در پاره‏اى از روايات «خواب» يكى از اجزاى نبوت شمرده شده است.3 برخى از روايات اشاره مى‏كنند كه رسول خدا)ص( نخست از طريق خواب وحى دريافت كرد.4 انسان در خواب، به جهت اقتضاى قوانين و سنن حاكم بر آن، از بدن مادى خود منصرف مى‏شود و با توجّه به عالم غيب حقايقى را مشاهده مى‏كند؛5 بدين سبب خواب را از راه‏هاى ارتباط با غيب شمرده‏اند. امّا آيا، مشاهده حقايق عالم برتر و فهم آن هيچ پيش شرطى ندارد؟ آيا هر خوابى را مى‏توان داراى خصيصه گزارش دهى از عوالم ديگر دانست؟ اولياى الاهى، با استفاده از آيات و روايات، فرموده‏اند: چنان كه در عالم بيدارى دستيابى به اسرار عالم و آيات غيبى به «مراقبه» نياز دارد - يعنى براى دريافت حقايق و باطن جهان هستى، بايد مراقب اعضا، جوارح و اعمال خويش باشيم تا ظرفيت ادراك و فهم آيات الاهى را به دست آوريم - در عالم خواب نيز «مراقبه» لازم است. اگر كسى مى‏خواهد در عالم رؤيا حقايق را چنان كه هستند، بفهمد و از هدايت‏ها، اشارات و ارشادهاى آن‏ها سود جويد، بايد مراقبه داشته باشد. اين مراقبه با مراقبت در بيدارى و رعايت آداب خواب كه در متون روايى ذكر شده است، حاصل خواهد گشت. نظافت، طهارت، محاسبه اعمال روزانه، قرائت قرآن و برخى از دعاها، كيفيت و چگونگى قرار گرفتن بدن هنگام خواب و... كم‏ترين آدابِ مراقبه است كه رعايت آن، براى درك حقايق و الهامات الاهى در خواب، ضرورت دارد. البته هر خوابى نمى‏تواند گزارشگر حقايق عوالم برتر و الهامات الاهى باشد. خواب، با توجّه به آنچه انسان در عالم رؤيا مى‏بيند و نيز مقام و رتبه وجودى انسان كه دريافت كننده حقايق است، اقسام گوناگون دارد. خوابى كه در مزاج طبيعى و بدنى انسان يا اخلاقيات روحى‏اش ريشه دارد، هرگز نمى‏تواند حكايتگر الهامات الاهى باشد؛ سرچشمه چنين خوابى خودِ آدمى است؛ نفس انسانى فراتر از خود نرفته، از علائق روحى و جسمى خود جدا نمى‏گردد. در اين موقعيت عالم مثال وقوه خيال متصل كه مرتبه‏اى از نفس آدمى است، در درون خويش صورت‏هايى مى‏سازد و در عالم خواب مى‏نماياند؛ مثلاً كسى كه مزاجش گرم است خواب‏هايى پر از اضطراب مى‏بيند، انسانى كه فعل يا شخصى را دوست يا دشمن مى‏دارد، او را در خواب شادمان يا در حال جدال و خصومت مى‏بيند. اين امور به مزاج و خلقيات و ملكات اخلاقى انسان مستند است و بيانگر ارتباط با عوالم ديگر نيست. گاه نفس انسانى از عالم دنيوى گذشته، با توجّه به مسانخت و همانندى كه با عالم مثال و مجرد مى‏يابد، با آن عوالم مرتبط مى‏گردد. اين خوابى حقيقى و رؤيايى صادق و پلى براى ارتباط آدمى با عالم غيب است. چنين خوابى گاه مانند خواب حضرت ابراهيم)ع( در كشتن فرزندش7 يا خواب حضرت رسول)ص( درباره ورود مسلمانان به مسجد الحرام - در حالى كه موى سر را تراشيده و ناخن‏هايشان را كوتاه كرده‏اند8 - واضح و روشن است و انسان به آسانى مطلب را در مى‏يابد؛ و زمانى غير صريح و به بيانى «به لباس در آمده» كه وصول به حقيقت و معناى اصلى‏اش دشوار است؛ مانند خواب حضرت يوسف كه يازده ستاره و خورشيد و ماه را در حال سجده بر خود مشاهده كرد.9 از آن‏جا كه اصولاً الهامات غيبى در عالم رؤيا غير صريح و در لباس ويژه ظاهر مى‏شوند، بايد براى فهم رهنمودها و حقايق اين خواب‏ها به «معبّر» رجوع كرد. البته معبّرى كه از علم تعبير خواب آگاه باشد؛ يعنى اجمالات، حروف و نظام خواب را دريابد، القائات شيطانى را از غير شيطانى باز شناسد و از خواب‏هاى آشفته و غير آشفته، به لباس در آمده و به لباس در نيامده و رازهاى تعبير آگاه باشد. «معبّر» يعنى «عبور دهنده». كار معبّر عبور دادن است. معبّر خواب بيننده را از صورتى كه در خواب ديده مى‏گذراندو به معنايش مى‏رساند. بنابراين، معبّر بايد با صورت، كم و كيف و انواع خواب و نيز معنا و مناسبات ميان معنا و صورت آشنا باشد. متأسفانه چنين اشخاصى در زمان حاضر نايابند. P}صاحب تأويل اياز صابر است{E}كو به بحر عاقبت‏ها ناظر است{P P}همچو يوسف خواب اين زندانيان{E}هست تعبيرش به پيش اوعيان{P P}خواب خود را چون نداند مرد خير{E}كو بود واقف ز سرّ خواب غير{P10 پس براى تشخيص صادق بودن رؤيا بايد: 1. منشأ آن را دريافت كه مزاج بدنى يا خلقيات روحى است يا غير آن. 2. دقّت شود رؤيا با شرايط و آداب خواب و در يك كلمه مراقبه حاصل گشته است يا خير؟ 3. به معبّرى معتبر و آگاه براى تفسير و تعبير خواب و تشخيص الهامات الهى و شيطانى رجوع كرد.11 V}.....منابع.. 1. روم (23 :(30؛ زمر (42 :(39. 2. فصوص الحكم، فص يوسفى. 3. بحارالانوار، ج 61، ص 191 - 177 و 193 و ج 67، ص 66. 4. همان، ج 18، ص 195. 5. تفسير الميزان، ج 11، ص 269. 6. بحارالانوار، ج 76، ص 218 - 181. 7. صافات(105 - 102 :(37. 8. فتح(27 :(48. 9. يوسف(4 :(12. 10. مثنوى معنوى. 11. براى آگاهى بيش‏تر به كتاب خواب و نشان‏هاى آن نوشته محمد شجاعى مراجعه شود.{V
کد سوال : 1082
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : زن چه زماني به جايگاه واقعي خويش مي ‏رسد؟
پاسخ : اگر زن، خويش را در آيينه گوهر وجودى اى كه خداوند به وى عطا كرده است نظاره كند، هرگز در حسرت جايگاه اجتماعى مرد زبان به شكوه نمى‏گشايد. اين‏كه هيچ پيامبر و معصومى از غير زن زاده نمى‏شود و در مكتب غير مادر رشد و نمو نمى‏كند، از جايگاه محورى زن در حيات دينى و اجتماعى بشر خبر مى‏دهد. يكى از بزرگان عرفان جايگاه دينى زن را چنين به تصوير كشيده است: «زن به لحاظ داشتن قدرت خالقيت كه تنها از صفات خاص خداوند سبحان است، براى رسيدن به كمال مستعدتر است». جايگاه اجتماعى زن، در منظر يكى از شخصيت‏هاى جهانى اين گونه است: «زن با يك دست گهواره و با دست ديگر تاريخ بشريت را حركت مى‏دهد». وجود اين دو ويژگى، زن را در دو بُعد عرفانى و اجتماعى به رقيبى بلامنازع مبدل ساخته است؛ به گونه‏اى كه اگر مردان جايگاه واقعى زن در كائنات را در مى‏يافتند، بدان رشك مى‏بردند. به نظر مى‏رسد، بشريت به خصوص جهان غرب جايگاه رفيع زن را درنيافته است و نمى‏خواهد حق وى را حتى به شكل صورى به وى باز گرداند. به راستى چند درصد از وكلا، معاونان و رؤساى جمهور كشورهاى غربى زن هستند و در دايره‏اى محدودتر چند درصد از نيروهاى سازمان‏هاى بين المللى را زنان تشكيل مى‏دهند؟ مقام و جايگاه زن تنها در حكومت امام زمان)عج( شناخته مى‏شود. در اين حكومت است كه زن به جايگاه حقوقى و حقيقى خود دست مى‏يابد. در اين حكومت نگرش مردان به زنان دگرگون مى‏شود؛ شعور فكرى زن بدان‏جا مى‏رسد كه به «زن بودنش افتخار مى‏كند» و هرگز خود را با مرد نمى‏سنجد. نقش حكومت اسلامى قبل از بر پايى حكومت مهدى - عجل اللّه فرجه الشريف - باروَر ساختن باوَر زن به خويش، رهانيدن وى از سراب‏هاى كاذب ايسم‏ها و ايست‏ها و اعطاى حقوق اجتماعى به وى تا مرز آسيب نديدن گوهر وجودى او است. در حكومت مهدى - عجل اللّه فرجه الشريف - از سويى نگرش جامعه به زن و از سوى ديگر نگرش زن به خود تغيير مى‏يابد. حكومت مهدى)عج( به لحاظ فراگير بودن، امنيت شغلى براى زن را فراهم مى‏آورد و زن در سايه سار اين امنيت نگرش و امنيت كارى، از توان عينيت بخشيدن به ايده‏ها و انديشه‏هايش بهره‏مند مى‏شود. زن در حكومت مهدى - عجل اللّه فرجه الشريف - به جايگاه رفيع و واقعى خود دست مى‏يابد. شايد رمز رجعت زنان بزرگِ موحد و حضور آنان در ساختار حكومتى مهدى - عجل اللّه فرجه الشريف -، شكوفا ساختن استعدادهاى آنان باشد؛ استعدادهايى كه در حكومت‏هاى ديگر توان بروز نيافتند. رجعت 400 زن در كنار 800 مرد با حضرت عيسى - عليه السلام - و نيز رجعت زنانى چون ام‏ايمن، حبابه و البيه، سميه، و ام‏خالد در اين راستا قابل تحليل مى‏نمايد. گذشته از رجعت اين زنان كه بى‏شك در حكومت امام زمان - عجل اللّه فرجه الشريف - از جايگاه محورى و مسؤوليت‏هاى كليدى برخوردار خواهند بود، وجود 50 زن در ميان 313 تن ياور امام عصر - عجل اللّه فرجه الشريف - كه هر يك در عبوديت، زهد و پارسايى و خلاقيت و كارآمدى سر آمد افراد بشرند و روايات آن‏ها را اميران مى‏خوانند، نشان دهنده رسيدن زن به جايگاه حقيقىِ خود است. امام باقر - عليه السلام - در تفسير آيه 148 سوره بقره به جابر بن يزيد جعفى در خصوص ياران حضرت مهدى - عجل اللّه فرجه الشريف - مى‏فرمايد: H}«و يجيى‏ء و اللّه ثلاث ماٌة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امراة يجتمعون بمكة على غير ميعاد قوعاً كقزع الحزيف يتبع بعضهم و هى الاية التى قال اللّه أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ».{H سوگند به خداوند، سيصد و سيزده تن كه پنجاه نفر از آنان زنند، بى‏هيچ قرار قبلى در مكّه گرد مى‏آيند و اين است معناى آيه شريف: هر كجا باشيد، خداوند شما را حاضر مى‏كند؛ زيرا او بر هر كارى توانا است.(3) به اميد آن روز V}...................( منابع)................. 1) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 20، ص 36، اسلاميه، تهران. 2) كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، مقدمه، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم. 3) بحارالأنوار، ج 52، ص 223.{V ر.ک: 1. روان شناسي زن در نهج البلاغه، خانم معين الاسلام 2. بررسي پاره اي شبهات پيرامون زن در نگاه امام علي(ع)، علي سائلي
کد سوال : 1083
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دختري هستم 24 ساله، چند وقت پيش با پسري آشنا شدم. او اهل دزفول است؛ در رشته حسابداري به تحصيل اشتغال دارد. او كه سه سال از من كوچك‏تر است، پسري مؤمن و فهميده مينمايد و درباره آينده‏اش افكار خوب دارد. او از من ميخواهد مدتي كه اين‏جا هستم، با او دوست باشم. از تجربه‏هاي زندگي ام برايش بگويم. به يكديگر در مشكلات كمك كنيم و بعد از تمام شدن درس از همديگر جدا شويم. او خيلي به من محبت مي كند و احساس مي كنم به من علاقه دارد. به قول خودش، مي گويد: چيزي را آسان به دست نياوردم كه آسان از دست دهم. من اين جور روابط را كه پايانش جدايي است، دوست ندارم؛ امّا وقتي با او هستم، احساس خوشبختي مي كنم. البتّه ته دلم ناراضي ام. احساس شرم و گناه و عذاب وجدان دارم. از حركات و حرف‏هايش مي فهمم كه بيرحم نيست و ديگران را نمي رنجاند؛ امّا چرا چنين مي كند، نمي دانم. او حتّي براي ديدن من مرا صيغه كرده تا روابط ما سالم باشد. او مي گويد: وقتي با تو هستم، كم‏تر گناه مي كنم. تو باعث مي شوي ثواب كنم و بيش‏تر به خدا نزديك شوم. گاه فكر مي كنم شايد مي خواهد با اين حرف‏ها مرا امتحان كند. اگر عاقبت اين جور روابط ازدواج باشد، حاضرم پايش بايستم تا درسش تمام شود و از حريم خودم هم تجاوز نمي كنم. هميشه از خدا مي خواستم زودتر ازدواج كنم تا در اين جامعه آلوده نشوم. حال خداوند كسي را سر راهم قرار داده كه من واقعاً او را مرد زندگي مي بينم. آدم‏ها وقتي ازدواج مي كنند، نصف دينشان كامل مي شود و ديگر به خود اجازه هر كاري نمي دهند. خواهش مي كنم راهنمايي ام كنيد. نمي دانم چه كنم؟
پاسخ : خواهر محترم، درباره آشنايي و ارتباطتان با آن دانشجوي دزفولي بهتر است، پاسخ را با طرح چند پرسش آغاز كنيم: 1. تا چه اندازه او را ميشناسيد؟ 2. آيا تا كنون درباره‏اش تحقيق كرده‏ايد؟ 3. آيا تحقيقتان كامل و همه جانبه بوده است؟ 4. آيا از خانواده، فاميل و دوستانش اطلاع كافي داريد؟ 5. آيا پيمان دوستي موقت آن هم با جنس مخالف درست است؟ 6. انگيزه واقعي وي از اين ارتباط چيست؟ 7. آيا فكر نميكنيد جز آنچه ميگويد (استفاده از تجارب شما، حلّ مشكلات، دوري از گناه و...) انگيزه‏اي ديگر در سر دارد؟ 8. تجارب زندگي شما چقدر بيش‏تر است كه ميخواهد از آن استفاده كند؟ 9. او چگونه از كثرت تجارب شما اطلاع پيدا كرده است؟ 10. چه مشكلات يا تجارب مشتركي بين شما و او هست؟ با توجّه به آن كه شما فرهنگ‏هاي مختلف و رشته‏هاي تحصيلي متفاوت داريد و مهم‏تر از همه از دو جنس مخالفيد، چه چيز وجود دارد كه بايد در اين گونه ارتباطها درباره آن به گفت‏وگو بپردازيد؟ خواهر گرامي! با اندكي تأمل در پرسش‏هاي فوق در مييابيد چه تصميمي بايد گرفت و چه بايد كرد. توصيه ما نيز همان توصيه ته دل شما است. هشداري كه از اعماق قلبتان برخاسته، نشان دهنده نارضايتي دروني شما است. احساس شرمي كه به شما دست داده است و احساس گناه و عذاب وجداني كه گزارش كرده‏ايد، نشان دهنده وجدان بيدار، فطرت پاك و عقل سليم شما است؛ وجداني كه نورش وجودتان را روشن ساخته و نادرستي اين روابط را به شما نمايانده است. اين‏كه گفته‏ايد «زماني كه با او هستم، احساس خوشبختي ميكنم»، احساسي كاذب است. توهمي بيش نيست و در واقعيات ريشه ندارد. اين احساس، ناشي از عواطف زود گذر است و هرگز پايدار نميماند .بنابراين، به آن اعتماد نكنيد كه جز افسوس و پشيماني چيزي به ارمغان نميآورد. اگر نگوييم تمام اين ارتباطها، دست كم بيش‏تر آن‏ها در احساسات و غرائز جنسي و شهواني ريشه دارد و گرفتارانش تحت پوشش‏هاي فريبنده‏اي نظير «آشنايي قبل از ازدواج»، «استفاده از تجارب يكديگر»، «استمداد در جهت حلّ مشكلات»، «حفظ خود از گناه» و... هواي اغراض ناپسند و كامجوييهاي باطل در سر ميپرورانند. بيترديد اين ارتباطها از قصد ازدواج تهي است و جز هوسراني، سوء استفاده و به انحراف كشاندن ديگران رهاوردي ندارد؛ زيرا اگر قصد ازدواج در ميان باشد، به طور رسمي و از طريق خانواده‏ها تحقق مييابد. افزون بر اين، در مورد شما تناسب سني وجود ندارد و خود وي نيز به عدم قصد ازدواج تصريح كرده است. چه بسيار دختراني كه فريب اين قبيل آشناييها و ارتباطهاي نادرست را خورده‏اند و جز تباهي چيزي به دست نياورده‏اند. اين روابط، پس از زماني كوتاه به آن‏جا ميانجامد كه: P} ديدي كه يار عهد و وفا در نظر نداشت{E}ديدي كه آهِ در دلِ سنگش اثر نداشت‏ {P P}در راه دوستي چو نكو آزمودمش ديدم {E}به جز فريب، متاعي دگر نداشت‏ {P چگونه چينين فردي كه خود را مؤمن و فهميده مينماياند، يا در نظر شما اين‏گونه است، بدون اجازه گرفتن از شما تحت پوشش فريبنده «حفظ سلامت روابط» صيغه موقت جاري كرده است؟! آيا او نميداند، بدون اجازه دختر، صيغه موقت خواندن صحيح نيست؟ به هر حال، چگونه بدون در ميان گذاشتن اين موضوع با شما و نيز بدون اجازه پدر محترمتان به اجراي صيغه موقت اقدام كرده است؟ هر كه با ابتداييترين مسائل ازدواج و احكام اسلام آشنا باشد، اين موضوع را ميداند. آيا فكر نميكنيد هدف اصلي وي فريب دادن و به دام انداختن شما است؟ بنابراين، به نظر ميرسد، نميتوان به گفته‏هاي وي اعتماد كرد. حتّي اگر واقعاً اين فرد در گفتارش صداقت داشته و كاملاً قابل اعتماد باشد كه احتمالي بسيار ضعيف است، اين گونه روابط عرفاً، عقلاً و شرعاً جايز نيست؛ زيرا غريزه جنسي بسيار نيرومند است و كم‏تر كسي ميتواند از آن نجات يابد. حتّي يوسف پيامبر ميفرمايد: A}«إِنَّ النَّفسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّ ما رَحِمَ رَبِّي»؛{A اگر لطف و كمك خداوند متعال نباشد، نفس سركش، انسان را به پليدي و انحراف فرا ميخواند و به دام ميافكند. بنابراين، اگر در آغاز نيز قصد سوء و خلاف و لغزشي در ميان نباشد، در ادامه راه به آن مسير ميانجامد و انسان در گرداب انحراف گرفتار ميشود. اين گفت‏وگوها و روابط طولاني كه با پوشش‏هاي مختلف انجام ميگيرد، تحريك نفس و سقوط در پرتگاه انحراف را به ارمغان ميآورد و بايد از آن جلوگيري كرد. علاوه بر اين -چنان كه خودتان نگاشته‏ايد- ميخواهيد اين روابط فقط در دوران تحصيل باشد. پس از چندي اين دوران پايان مييابد و شما با فردي ديگر ازدواج ميكنيد. در آن موقعيت، ارتباط امروزين از صفحه انديشه تان پاك نميشود. چه بسا اين تجربه را با روابط خود و همسرتان مقايسه ميكنيد؛ از آرامشي كه بايد در پرتو زندگي مشترك به دست آوريد، محروم ميشويد و در اندوه و پشيماني و احساس افسردگي فرو ميرويد. شايد بر اين اساس اسلام، دختران و پسران را از ازدواج با كساني كه مخفيانه با ديگران ارتباط داشته‏اند، باز ميدارد. بنابراين، توصيه ميشود هر چه سريع‏تر به اين گونه روابط و گفت‏وگوها پايان دهيد تا هم در دوران تحصيل از آرامش كافي كه شرط موفقيت و پيشرفت است ، برخوردار شويد و هم در زندگي مشترك با همسر آينده تان از آرامش رواني بهره‏مند گرديد و در گرداب پيشيماني و افسوس فرو نيفتيد. بنابراين، قطع اين گونه روابط به صلاح حال و آينده شما است و آرامش در تحصيل و زندگي مشترك آينده‏تان را تضمين ميكند.
کد سوال : 1084
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : يكى از مشكلات من اين است كه اصلاً تمركز حواس ندارم، هنگام نماز خواندن و درس خواندن اصلاً نمى‏توانم به يك مسأله بينديشم و زود حواسم پرت مى‏شود، چه كنم؟
پاسخ : P}هرگز حديث حاضر غايب شنيده‏اى{E}من در ميان جمع و دلم جاى ديگر است‏ {P دوست عزيز! پاسخ به اين پرسش را با يك سؤال آغاز مى‏كنم: T}تمركز حواس چيست؟ {T يكى از مهم‏ترين عوامل يادگيرى و ياد سپارى و باز يافت اطلاعات، تمركز حواس است. اساس تمركز حواس هماهنگى ذهنى است، يعنى اراده معطوف به هدف؛ و به زبان ساده‏تر، به خود ياد آورى كنيم چه كار يا هدفى را پى مى‏گيريم. پاسخگو خود به ياد دارد اين مسأله در عبادت و نيايش بارها برايش اتّفاق افتاده است. هرگز فراموش نمى‏كنم، حدود 22 سال پيش وقتى نوجوان بودم، عدم حضور قلب در نماز يا نداشتن حواس متمركز بر عبادت نگرانم مى‏ساخت. اين مشكل را با بزرگى كه مدرّس قرآن بود، در ميان گذاشتم. فرمود: قبل از نيت و تكبيرة الاحرام، به خود تلقين كن در اين لحظات در برابر مهم‏ترين كار قراردارى و بايد آن را در مدّت معيّن و شرايط خاص به نحو احسن انجام دهى. در وسط عبادت و نماز هم چند بار به خودياد آورى كن. بعد از مدتى اين رفتار يا تلقين درونى مى‏گردد. سپس تمرين دوم را انجام بده و آن تامل بر كلمات و عبارات نماز يا دعا است. بنده سال‏ها است از اين تجربه گرانبها استفاده مى‏كنم و لذّت مى‏برم. نتيجه بحث تا اين‏جا چنين است: اگر ما حواس خود را براى انجام كارى هماهنگ كرده، به آن كار معطوف كنيم، تمركز حواس ايجاد كرده‏ايم و هر چه تمركز بيش‏تر باشد، يادگيرى دقيق‏تر و كامل‏تر و ماندگارتر خواهد بود. تمركز كم به گسستگى مطالب و بى‏نظمى ذهنى و آشفتگى روانى و فراموشى مى‏انجامد. T}عوامل ايجاد تمركز حواس‏{T 1. قصد تا انگيزه و نياز به چيزى نباشد، تمركز حواس و توجّه به آن امر دقيق نخواهد بود. براى آن كه به چيزى توجّه پيدا كنيم، بايد انگيزه‏اى نسبت به آن در ما پديد آيد. در خصوص امور درسى و تحصيلى مقاصدى چون پيشرفت، موفقيت، رقابت سالم، اتمام تحصيل، يافتن شغل، مقام و منزلت اجتماعى، رفع نيازهاى مادّى زندگى، ازدواج و... مى‏تواند موجب تمركز حواس گردد. 2. زمان و مكان و شرايط مطالعه‏ مطالعه منظم در زمان‏هاى تعيين شده در مكان ويژه اين كار، به شرط تداوم، در ايجاد تمركز تأثير به سزا خواهد داشت. وقتى در مكان تعيين شده يا مثلاً پشت ميز كار خود قرار گرفتيم، به آرامى تمركز در ما شكل مى‏گيرد. البتّه اگر شرطهاى زير رعايت شود: الف) لَم ندهيم. ب) از شل شدن بيش از حد عضلات جلوگيرى كنيم. ج) از لباس خواب و راحتى بهره نگيريم. د) ارتباط خود را با دنياى خارج قطع كنيم. ه') گرماى مكان مطالعه را طبيعى و متوسط نگهداريم. و) از سر و صدا دورى كنيم. ز) از برنامه‏هاى تلويزيونى دور بمانيم. 3. پرهيز از خيالبافى‏ خيالبافى، غرق شدن در خاطرات گذشته و ياد كرد مشكلات از عوامل مُخلّ تمركز است و سراغ مطالعه گرانى مى‏آيد كه مجال لازم را به آن‏ها مى‏دهند. عبادت ارجمند و مطالعه هدفمند اجازه خيالبافى نمى‏دهد. 4. تعارض انگيزه‏ها براى داشتن تمركز حواس، بايد به بلا تكليفى خود پايان دهيم؛ از ميان انگيزه‏هاى مختلف و متنوعى كه ما را احاطه كرده‏اند، با انتخاب درست، يكى را برگزينيم و بقيه را به حاشيه ذهن برانيم. 5. مرور ذهنى‏ مرور فعاليت قبل از انجام آن كه اصطلاحاً نقشه ذهنى خوانده مى‏شود، تمركز زا است؛ چنان كه آغاز كار با اضطراب و بدون برنامه و مقدمه تمركز زدا است. وقتى سير فعاليت علمى را در ذهن به سرعت مرور مى‏كنيم، آموخته‏ها و اطلاعاتِ نهفته در حافظه دراز مدّت به صفحه هشيار حافظه حاضر مى‏شوند و در نتيجه براى تمركز حواس در يادگيرى، آمادگى فزون‏تر به دست مى‏آوريم. تمرينات تقويت حافظه و تمركز بسيار سومند است. اين تمرينات بارها در كارگاه‏هاى فراوان به فراگيران آموزش داده شده و به رضايت بسيار آن‏ها انجاميده است. مطالعه آن مى‏تواند خوانندگان را در موفقيت بيش‏تر تحصيلى يارى دهد. در اين نوشتار ياد كرد نكات زير كافى مى‏نمايد: الف) متخصصان فراروان (Meracognation) معتقدند بهترين روش، براى يادگيرى بهتر و دقّت بيشتر، برخورد سؤالى با موضوع، متن يا محتواى مورد مطالعه است. ب) تمركز، تابع مستقيم نوع حافظ است. در مقاله شماره‏هاى بعدى پرسمان از انواع حافظه بحث خواهد شد. ج) مطالعه چند كتاب در اين زمينه سودمند است؛ از جمله كتاب مديريت زمان، اثر لوتار جى سى ورت (ترجمه توكلى نيا) و كتاب 57 راه براى تقويت حافظه
کد سوال : 1085
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اشتباهات و رويداهاي تلخي كه در زندگي گذشته من بوده است موجب دلسردي‏ام شده و مرا نسبت به آينده نا اميد كرده است. براي غلبه بر اين بدبيني و تفكرات منفي چه كنم؟
پاسخ : يك خلبان براي به پرواز درآوردن هواپيما به برنامه پرواز نياز دارد. او بايد، افزون بر شناخت حدود مسؤوليت خود، از فاصله مبدأ تا مقصد، شمار مسافران و نوع بار، سوخت مورد نياز، وضعيت هوا، ويژگي‏هاي موتور و روش هدايت هواپيما آگاه باشد تا بتواند در شرايط مساعد به درستي تصميم گيرد و عمل كند. در سفر زندگي نيز هركس ناخداي كشتي سرنوشت خويش است و بايد با مقصد و راه رسيدن به آن آشنا باشد تا فراز و فرودهاي زندگي را با موفقيت پشت سرگذارد؛ به عبارت ديگر، انسان بايد اهدافش را برگزيند و در جهت دستيابي به آن‏ها بكوشد. در غير اين صورت، چون كشتي بي‏سكان است و مسير حركتش را امواج دريا تعيين مي‏كند. چه بوديد؟ چه هستيد؟ چه خواهيد شد؟ به راستي چه كسي پاسخ اين پرسش‏ها را مي‏داند؟ به خودتان بينديشيد. ارزيابي صادقانه رويدادهاي گذشته مقدمه برنامه‏ريزي درست آينده است. تأثير زندگي گذشته انسان بر زندگي كنوني‏اش يكسان نيست و مي‏تواند مثبت )قوت و موفقيت( و يا منفي )ضعف و شكست( باشد. براي كسب موفقيت، بايد كاستي‏ها و توانايي‏هاي خود را شناخت؛ بر توانايي‏ها تأكيد ورزيد و كاستي‏ها را كاهش داد؛ از اشتباهات و تجربه‏هاي ناگوار گذشته عبرت گرفت و آن‏ها را به وادي فراموشي سپرد؛ به بيان ديگر، بايد رويدادهاي تلخ گذشته را رها كرد و رخدادهاي مطلوبش را به زمان حال تسرّي داد. آنگاه اهداف و آرزوها به وسوسه‏هايي سوزان و جانكاه تبديل مي‏شوند و ما را به سوي آينده حركت مي‏دهند. بيش‏تر مردم به دليل‏هاي زير از آينده خويش بيمناكند: 1- عدم دانش و آگاهي 2- عدم درك درست 3- عدم مهارت در كنترل احساسات توصيه‏هاي عملي زير، براي چيرگي بر ترس‏هاي واهي سودمند مي‏نمايد. 1- تا وقتي از دانش و درك موقعيت كنوني خويش بهره‏منديد، مي‏توانيد آتيه خويش را تصور كنيد. اگر براي كنترل احساسات و هيجانات منفي آمادگي داريد، از رويدادهاي ناگوار نهراسيد و نيرومندانه بر آن‏ها بتازيد. به هر حال، براي چيرگي بر ترس، نخست بايد آگاهي خود را گسترش داد. اگر اكنون ذهن خويش را با دانش و معرفت تغذيه كنيد، در آينده از پاداشي سخاوتمندانه برخوردار مي‏شويد. براي حل و فصل مسائل زندگي، از ذهن ناهشيارتان كه چون رايانه عمل مي‏كند، بهره گيريد. 2- هر روز را بهترين روز زندگي خود به شمارآورده، به آن عشق ورزيد و به تمام رويدادهاي خوب، بد و زشتش احترام بگذاريد. زندگي موهبتي زيبا است. بي‏ترديد همه ما نمي‏توانيم پيكاسو، چارلي چاپلين يا انيشتن شويم. اگر همه يكسان آفريده مي‏شديم، جهان از اين همه تنوع سرشار نمي‏نمود. زندگي چنان بنياد نهاده شده كه بسياري از رويدادهاي آن از كنترل ما بيرون است؛ به بيان ديگر، نظام هستي بر سلسله مراتب قدرت‏ها و ناهمواري‏ها استوار است. چه بسا آنچه براي يكي جالب و شيرين مي‏نمايد، براي ديگري هرگز نيكو نباشد. با برخورداري از تدبير درست، همواره مي‏توان موقعيت‏ها را دگرگون ساخت و كاستي‏ها را به توانايي و سرمايه تبديل كرد. گردونه زندگي پيوسته مي‏گردد. به آسمان بالاي سرتان بنگريد: لحظه‏اي آبي است و لحظه‏اي ديگر آكنده از ابرهاي تيره. رويدادهاي گذشته با زندگي كنوني‏تان ارتباط ندارد. ازاين‏رو، اشتباهات خود را تصحيح كنيد و آنچه قابل تغيير نيست از لوح ضميرتان بزداييد. هر يك از ما طيف گسترده‏اي از مسائل خُرد و كلان پيش رو داريم، آنچه برنده را از بازنده جدا مي‏كند، چگونگي برخورد با اين مسائل است. تنها كساني پيروزند كه از لحظه لحظه عمرشان بهره برند و به روش درست با چالش‏ها و ناهمواري‏هاي زندگي پيكار كنند. پس با مسائل زندگي برخورد جدي داشته باشيد و در عين حال، از هر لحظه آن كام جوييد. مفهوم زندگي زندگي موهبت است بپذيريدش. زندگي زيبايي است، تحسينش كنيد. زندگي اندوه است، با آن روبه‏رو شويد. زندگي تكاپواست، به آن تن دهيد. زندگي شادماني است، با آن نغمه سر دهيد. زندگي تعهد است ، به آن وفا كنيد. زندگي مصيبت است، بر آن غلبه كنيد. زندگي گرفتاري است، تحملش كنيد. زندگي راز است، كشفش كنيد. زندگي لذت است، از آن بهره گيريد. زندگي اميد است، آرزويش كنيد. زندگي سفر است، به پايانش برسانيد. زندگي مسأله است، حلش كنيد. زندگي هدف است، به دستش آوريد. زندگي وسيله بازي است، با آن بازي كنيد. زندگي نبرد است، جرأت حضور در آن را داشته باشيد. هنگام تصميم‏گيري در باره مسائل مهم زندگي، اندرز نزديكان را كوركورانه نپذيريد. البته ادب چنان حكم مي‏كند كه به گفتارشان گوش فرا دهيد؛ ولي اگر نادرستي پيشنهادها و پندهايشان را آشكارا احساس كرديد، به گونه‏اي گفت و گو را پايان بخشيد. آنگاه چشم دل بگشاييد، از تجربه ديگران درس بگيريد و نتايج حيرت‏آور آن را تجربه كنيد. ناگفته پيدا است بايد مسائل پيچيده را با اهل فن در ميان نهاد و از توصيه‏هاي خردمندانه‏شان بهره برد. شما يكي از مهم‏ترين افراد زمين به شمار مي‏آييد، پس بايد به خوبي از اهدافتان آگاه باشيد و كوتاه‏ترين راه رسيدن به مقصد را بدانيد. هنگام بالا رفتن از نردبان ترقي، ديگران را در پيمودن اين مسير ياري كنيد؛ زيرا مهم‏ترين پيامد جانبي موفقيت، ياري كردن ديگران است. فراموش نكنيد تنها هنگام توانايي مي‏توان به ديگران ياري رساند. در اين صورت بي‏ترديد بهترين و دوست داشتني‏ترين انسان شمرده مي‏شويد. كي مي‏خواهيد به مقصد برسيد؟ چه وقت بايد حركت كنيد؟ هم اكنون برنامه‏هاي آتي خود را تنظيم كنيد و جزء جزءِ آن را با ديدگان خرد بسنجيد. واقع بين باشيد، چگونه مي‏خواهيد به اهدافتان جامه عمل بپوشانيد؟ چقدر به درازا مي‏انجامد؟ چقدر سرمايه نياز داريد؟ با چه مسائلي رو به رو خواهيد شد؟ چگونه مسائل خود را حل و فصل مي‏كنيد؟ برنامه‏تان را به طور كامل روي كاغذ بياوريد. وقتي هر بخش از هدفتان جامه عمل پوشيد، بي‏درنگ با علامت ضربدر تحقق آن را روي برنامه مشخص كنيد. البته، پيش از هر اقدامي، فراموش نكنيد كه ديگران مي‏توانند در اجراي برنامه‏ها بهترين هادي و حامي شما باشند؛ به عبارت ديگر، شما مي‏توانيد از: مهارت، اشتباهات، سرمايه و امكانات و روش‏هاي ديگران در تحقق اهداف خود بهره‏گيريد. شما ناگزيريد در هر موقعيتي به طور سنجيده خطر كنيد و به ماجرا تن دهيد؛ زيرا آنچه بايد بياموزيد، در طول مسير خواهيد آموخت. البته يكباره خود را در امواج سهمگين دريا نيفكنيد. از عمق كم شروع كنيد و به تدريج كه مهارت فزون‏تر يافتيد، به عمق بيش‏تر گام نهيد. ناگفته پيدا است، مي‏توانيد از اعتماد به نفس و احساس بي‏نيازي از كمك ديگران سرشار باشيد و يكراست به عميق‏ترين منطقه يورش بريد. در اين صورت، يكي از موقعيت‏هاي زير را تجربه خواهيد كرد: 1- اگر نتوانيد شنا كنيد، غرق مي‏شويد. پس ضرورت دارد پيشاپيش براي نجات خود چاره‏اي بينديشيد. در حقيقت آن كه بدون آشنايي به فن شنا و بدون امكانات ايمني در نقاط عميق به شنا مي‏پردازد، يك ابله تمام عيار است. 2- ممكن است به رغم عدم مهارت در شنا غرق نشويد؛ زيرا، طبق قانون ارشميدس، يك جسم غوطه‏ور در مايع به اندازه آب هم حجمش سبك مي‏شود. بنابراين، اگر در ميان تلاطم امواج دريا خونسردي خود را حفظ كنيد؛ امكان نجات مي‏يابيد. 3- با توسل به مهارتتان در شنا، آسوده خاطر به هر سو كه مي‏خواهيد مي‏رويد. در اين موقعيت ايده‏آل، شما همه چيز را تحت كنترل خواهيد داشت. در پايان سخن، تاكيد مي‏شود با ذهنيت مثبت آماده رويارويي با پيامدهاي نامنتظره باشيد وهرگز از اشتباه نهراسيد؛ زيرا هر اشتباهي به شما چيزي مي‏آموزد. افزون بر اين، اشتباه پيامد جانبي كردارهاي تهور آميز و مبارزه‏جويي‏هاي جسورانه است. خطا بر ذهن و احساس انسان خوش‏بين و بالنده تأثير نمي‏گذارد. آنچه آدمي را از حركت باز مي‏دارد، بدبيني و تفكر منفي است.
کد سوال : 1086
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : حضرت حجّت(عج) چه سودى براى جهان هستى دارند؟ ايشان كه غايبند و حكومتى هم كه تشكيل نداده‏اند؛ درست است كه در آينده حكومت تشكيل مى‏دهند. پس فعلاً نقش آن حضرت در جهان هستى چيست، آيا وجودشان فايده‏اى دارد؟
پاسخ : براى پاسخ به اين پرسش ذكر مطالبى چند ضرورت دارد: 1. انسان، طبق فرموده قرآن كريم، به سوى خداى سبحان در حركت است و پايان سفرش ملاقات با خداست؛ A}«يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ.»{A(1) بشر، براى رسيدن به اين هدف، به دو محور اصلى مُلكى )ظاهرى( و ملكوتى )باطنى( نياز دارد. انسان در محور مُلكى و ظاهرى به رهبرى نيازمند است كه همان مسأله امامت، اداره جامعه و كشوردارى و رهبرى نظام است. محور دوم كه بسيار مهم‏تر از اولى است و تكيه گاه آن به شمار مى‏رود، رهبرى باطنى و ملكوتى است. اين سير، سيرى عمودى و طولى است كه «صيرورت» نيز خوانده مى‏شود؛ يعنى انسان در درون خود سفرى با مراتب و منازل متعدد دارد و براى پيمودن اين منازل نياز به رهبر انكارناپذير است. «سير» يعنى حركتى )ظاهرى( كه در همه اجرام زمينى و آسمانى وجود دارد؛ امّا «صيرورت» يعنى تحول و شدن و از نوعى به نوعى ديگر و از منزلتى به منزلت ديگر تكامل يافتن. يك خودرو كه شتابان در بزرگراه پيش مى‏رود و ميوه‏اى كه مرحله‏هاى گوناگون را پشت سر مى‏گذارد، هر دو حركت دارند؛ امّا اولى به نحو «سير» و دومى به نحو «صيرورت»؛ يعنى ميوه از خاك حركت كرده و به مرحله شكوفه رسيده و پس از آن به ميوه خام و پخته تبديل شده است. اين «شدن» را كه حركتى درونى است، «صيرورت» مى‏خوانند. انسان‏ها نيز بدون استثنا، در تحول درونى و صيرورتى به سر مى‏برند كه نهايت آن «لقاى حق» تبارك و تعالى است. 2. وقتى معلوم شد انسان در صيرورت است و به سوى خدا حركت مى‏كند، ناگزير بايد حركت دهنده‏اى داشته باشد؛ زيرا در هر حركتى وجود متحرك، محرّك و مسير و ابتدا و انتها )هدف( ضرورت دارد؛ و مهم‏تر از همه وجود رهبرى كه متحرك را به هدف نهايى هدايت كند. 3. افزون بر امور عادى و مادّى انسان )زندگى روزمره( تمام اعمال عبادى و باطنى انسان نيز به رهبر نياز دارد؛ يعنى همان‏گونه كه تأمين معاش و امور ظاهرى و زندگى اجتماعى انسان نيازمند رهبر است، تمام عبادت‏ها و اعمال باطنى وى نيز كه با صيرورت و تحول درونى همراه است، به محرك و رهبرى نياز دارد تا آن‏ها را هدايت و به سرمنزل مقصود )قرب الى اللّه( برساند. 4. امامان معصوم علاوه بر رهبرى ظاهرى و اداره ملكى جامعه، رهبرى ملكوتى جامعه بشرى را نيز بر عهده داشتند. همان‏گونه كه گذشت، سير باطنى انسان )صيرورت او( از نظر اهميّت با سير ظاهرى و ملكى و دنيايى قابل مقايسه نيست. 5. گرچه بيگانگان رهبرى ظاهرى را از ائمّه اطهار - عليهم السلام - گرفتند و آنان را خانه نشين كردند؛ امّا رهبرى ملكوتى انسان‏ها و جوامع بشرى حقيقتى است كه از وجود مقدس آنان جدا نمى‏شود. 6. نماز، روزه، زكات، حج و ديگر عبادات هر كدام نوعى صعود و تقرب به سوى خداى سبحان دارند. A}«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»{A؛2) اين صعود، حركتى به نحو صيرورت است و مسلماً به محرك و رهبر نياز دارد؛ يعنى بايد انسان كاملى باشد كه عمل صالح‏اش اعمال بندگان را بالا ببرد و رهبرى كند تا به درگاه قبول حضرت حق برسد. اين انسان كامل همان امام معصوم است كه نمازش نماز هر متقى را امامت مى‏كند و حج و زكات و تمام اعمالش، اعمال بندگان صالح را تا وصول به بارگاه حضرت حق رهنمون مى‏شود. بر اين اساس، هر كه اول وقت نماز به پا دارد، به امام زمان خويش اقتدا كرده است. چون امام زمان - عليه السلام - هماره اول وقت نماز مى‏گزارد و هر كس در هر اقليمى كه باشد، اگر اول وقت نماز بخواند، در اين عمل با فضيلت به امام خود اقتدا كرده است؛ يعنى نماز او به كاروان نمازهايى پيوسته كه با امامت نماز ولىّ خدا، به سوى خدا در حال صعود است. 7. از آنچه ذكر شد در مى‏يابيم وجود مقدس حضرت مهدى - عليه السلام - رهبرى ملكوتى تمام انسان‏ها را و هر چه داراى صيرورت و تحول است، به عهده دارد. او به اذن خدا، مدبر امور است و خلقت و هدايت و تدبير و درمان و حيات و مرگ به واسطه او تحقق مى‏يابد. به همين سبب امامان معصوم)ع( را وسائط فيض حق و مجارى روزى خلايق مى‏دانيم.(3) وجود آن‏ها همچون دو دستى است كه با يكى ارزاق و مقدرات خلايق از درگاه ربوبى دريافت و در عالم هستى توزيع مى‏شود و با ديگرى اعمال صالح بندگان تاعرش الاهى رهبرى و هدايت مى‏گردد. اگر ولى اللّه الاعظم عملى را امضا كند، قطعاً مورد قبول خداوند متعال است وگرنه هيچ يك از اعمال انسان پذيرفته نمى‏شود. بدين سبب، در زيارت جامعه كبيره مى‏خوانيم: H}بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ، وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ، وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الْاَرْضِ اِلاَّبِاِذْنِهِ، وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ، وَ يَكْشِفُ الضُّرَّ؛{H؛4) خدا به وسيله شما آغاز كرد و به شما ختم مى‏كند و به خاطر شما باران را فرو مى‏فرستد و به وسيله شما آسمان را از اين‏كه بر زمين افتد نگه داشته است. مگر به اجازه او و به خاطر شما اندوه را بيرون برد و سختى را برطرف كند. H}اِنْ ذُكِرَ الخْيَرُ كُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ، وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْويهُ وَمُنْتَهاهُ؛{H؛5) هر گاه خير و خوبى‏ها ياد شود، شما اول و اصل و فرع‏ها و معدن و جايگاه و سر حدّ نهايى‏اش هستيد. و شايد راز بعضى از روايات و دعاهاى ائمّه معصوم)ع( در همين امر نهفته است: - اگر زمين بدون امام باشد، نظمش از هم بپاشد و در هم فرو ريزد.(6) - كجاست آن وسيله‏اى كه فيوضات آسمان را به اهل زمين مى‏رساند.(7) - به ماندن او است كه دنيا باقى مانده است و به خير و بركت او تمام مخلوقات روزى داده مى‏شوند.(8) و شايد سرّ خواندن دعاى فرج در شب قدر نيز همين امر است. V}...................( منابع )................. 1) سوره انشقاق، آيه 6. 2) سوره فاطر، آيه 10. 3) تفسير موضوعى قرآن كريم، آيت اللّه جوادى آملى، ج 14، ص 120 - 97، با تصرف و تلخيص. 4) مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره. 5) مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره. 6) لَوْبَقيَتِ الْاَرْضُ بِغَيْرِ اِمامٍ لَساخَتْ.» )اصول كافى، ج 1، ص 179) 7) اَيْنَ السَّبَبُ الْمَتَّصِلُ بَيْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماء؟» )مفاتيح‏الجنان، دعاى ندبه( 8) بِبَقائِهِ بَقيَتِ الدُّنيا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرى.»{V
کد سوال : 1087
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه از زمان بهترين استفاده را داشته باشيم تا سرحال وشاداب باشيم ؟
پاسخ : يكى از امتيازات برنامه ريزى اين است كه احساس خوب بودن و احساس موجوديت به انسان دست مى‏دهد. انسانِ داراى برنامه در صحنه است نه تماشاگر صحنه به عبارتى ديگر او فعال و بازيگر نقش خويش است نه تماشاگر صِرف و منفعل كه اصطلاح نازيباى (نعش در برابر نقش) را دارد. «برنامه» حامى و پشتيبان لحظات شماست مخصوصاً هنگامى كه نمى‏دانيد چه كار بايد بكنيد و تقديم و تأخر فعاليت‏ها از کفتان خارج مى‏گردد برنامه، تصويرى از كارها، فرصتى براى انتخاب و زاويه‏اى روشن در تاريكى و ابهام به شما هديه مى‏كند و بر سفره دلتان مى‏نشيند و با شما سخن مى‏گويد. لذا اگر برنامه ريزى را جز زندگى خود به شمار آوريم و به آن عادت داشته باشيم در حقيقت به طرق مختلف استعدادهاى خويش را شكوفا مى‏سازيم و مبهم‏ترين لحظات زندگى را به صحنه روشن فعاليت، تلاش، شدن، شكوفايى، رشد، بهره ورى، و ارتقاء روز افزون مى‏كشانيم. امروز در روان‏شناسى عقيده بر اين است كه افراد سر حال و خوشحال كه احساس خوبى در مورد خويشتن دارند عمدتاً 3 ويژگى مهم دارند: 1. در زندگى منظم و دقيق هستند؛ 2. موفقيت و شكست را ضمن اين‏كه تجربه كرده‏اند جزئى از زندگى مى‏دانند؛ 3. در زندگى داراى برنامه، ايده و روشن هستند. چنين افرادى مشتاق بخشش و كارهاى عام المنفعه و نوع دوستى هستند وليكن مشتاق بخشيدن وقت خويش نمى‏باشند. چون تنها سرمايه بى‏بديل و بى‏جايگزين زمان است كه بايستى با برنامه ريزى تعريف شود زيرا برنامه بودن و عدم صيانت وقت نوعى تخريب فرصت‏ها است و آدمى گرفتار سارقين زمان مى‏گردد. بنا به اذعان روان شناسان، انسان محصول دو چيز است: فرصت‏ها و تهديدها.2 «فرصت‏ها» در قالب برنامه، طرح، ايده، محافظت از وقت، تقسيم لحظات زندگى، چشم انداز دور نسبت به وضع موجود، افق بلند را ديدن، و فرا سو را نگريستن تعريف مى‏شود. شايد به تعبيرى صحيح‏تر و خلاصه‏تر مفهوم عينى فرصت = برنامه ريزى است چون انسان بى‏برنامه و بى‏هدف، فرصتى را تعريف نمى‏كند و بالعكس انسانى كه فرصت‏ها را نمى‏شناسد برنامه‏اى براى خود طراحى نمى‏كند به قول ميگر3 او در حقيقت بر مدار خطر متوقف است چون دچار استهلاك در جا مى‏شود و به قول جان بروح و نيتزكى‏4 او نمى‏خواهد حركت كند. تهديدها: به رغم واژه مشمئز كننده‏اش، از جهتى ميمون و مبارك است چرا كه اگر فرد بداند تهديدهايى نيز هست آنها را به عنوان (متغير مزاحم‏5) شناسايى مى‏كند و زحمتشان را كم مى‏كند لذا بعضى واژه‏ها گرچه تلخ يا در محدوده قرمزند امّا از جهتى مفيد و جهت دهنده هستند چون اين تلنگر ذهنى را به انسان مى‏زنند كه به فكر تغيير6 ، اصلاح‏7 و تعديل وضع موجود جهت وصول به وضع مطلوب بايد بود. T}سه نكته اساسى{T‏ از جمله تهديدهاى مطرح و موجود علل و عوامل خورنده زمان و فرصت‏ها كه اصطلاحاً ما به آن (سارقين و دزدان زمان) مى‏گوييم و بايد شناسايى، تعريف، تحديد، و كنترل شوند و سپس آنها را به فرصت تبديل كنيم. 1. نكته حائز اهميت اين است كه احياى فرصت، نوعى دگرگونى مثبت در زندگى است، لذا وقتى كه براى ايجاد دگرگونى‏هاى مثبت در حيات خويش آماده شويم، تمام آنچه را كه به يارى آنها نيازمنديم به سوى خودمان مى‏كشانيم. به همين خاطر دگرگونى مثبت خيلى ساده است و از ملزومات و مقدمات برنامه ريزى است چون اين امر باعث كشش به سمت و سوى نظام مندى فكرى مى‏گردد و هر كدام از ما از طريق الگوهاى فكرى و احساسى، تجربيات زندگى خود را مى‏توانيم به برنامه تبديل نماييم لذا آنچه را كه درباره خودمان و زندگى مان بدان مى‏انديشيم به حقيقت مى‏پيوندد. 2. مطلب ديگر اين‏كه «وقت و زمان» يك سمبل مشترك بين انسان‏ها به شمار مى‏آيد. هر كسى كه باشيد و در هر شرايط شغلى و اقتصادى يا جغرافيايى كه قرار داريد، مهم اين است كه در بيست و چهار ساعت از شبانه روز با يكديگر مشتركيم، زمان يك وسيله گرانقدر است، لذا نبايد آن را بيهوده تلف نماييم. 3. نكته ديگر اين‏كه در خصوص اتلاف وقت بايد بدانيم كه: اگر شما روزانه ده دقيقه را تلف كنيد تا به دنبال مثلاً «وسايل گمشده و آشفته خود بگرديد» در سال حدود 60 ساعت وقت تلف مى‏گردد، لذا براى حل اين مشكل از همان ابتدا بايستى اشياء را در جاى مناسب و كارها را در حدود مشخص جايابى نمود. با اين روش يك گوشه دنج و آرام ولو كوچك را براى خودِتان در اين دنياى پهناور مى‏سازيد. مكانى كه هميشه باعث آرامش روح و آسايش فكر و جان شما خواهد شد. T}سارقان زمـــان{T 1T}. تعارفات{T از جمله سارقين زمان تعارفات بيش از از حدّ و فقدان شهامت «نه گفتن» است به همين خاطر آدمى اسير و منقاد اين سارق بزرگ زمان و فرصت‏ها مى‏گردد چون نمى‏تواند جواب رد يا نفى بدهد، لذا حتّى‏ اين استيصال و درماندگى بر روح، روان و جسم آنها اثر مى‏گذارد. اكثر افراد شكست خورده در برنامه‏ها كه با انبوهى از كارهاى نيمه تمام و فعاليت‏هاى زخمى رودررويند اين دسته از افراد هستند كه اسير اين سارقِ احساسى هستند. روان شناسان مى‏گويند8: «بعضى از مردم نمى‏دانند (يا نمى‏توانند) كه چگونه، چه زمانى، به چه شيوه‏اى پاسخ منفى بدهند و تنها راهى كه براى پاسخ منفى دادن بلد هستند بيمار شدن است». T}2. تلفن{T‏ تلفن يك ابزار ضرورى و يك وسيله ارتباط حياتى در زندگى امروز است امّا نحوه استفاده صحيح و حساب شده از آن بهره ورى آن را دو چندان مى‏كند و آن را به عنوان تسهيل‏گر تبديل مى‏كند وليكن استفاده غلط از آن مى‏تواند سارق زمان باشد. گفتگوهاى طولانى و حاشيه روى‏هاى بى‏مورد و حتّى‏ دفعات استفاده غير ضرور باعث ضايعات زيادى از جمله: خستگى روانى انقطاع كار، عصبانيت، ابهام و تحليل جسمانى مى‏گردد. نكته ديگر اين‏كه وقفه‏هايي كه تلفن‏هاى غير ضرورى در كار به جود مى‏آورند، موجب هدر رفتن وقت مى‏گردد. T}3. ملاقات كنندگان‏ {T در منزل، محيط كار، خيابان و محيطهاى ديگر اجتماعى با افراد گوناگونى در تعامل و ديدار و صحبت هستيم وليكن بعضى از افراد فرصت‏هاى مرده خويش را براى ملاقات با ما انتخاب مى‏كنند كه چه بسا ما در اوج مشغله بوده و نياز شديدى به تمركز9 داشته باشيم به همين جهت بسيارى ملاقات‏ها عامل سرقت زمان و كشتن وقت است. 4T}. اطلاعات اضافى{T‏ اغلب ما چه در ذهن و چه در محيط كار و يا ميز كار و در منزل با اطلاعات، يادداشت‏ها، و مطالب اضافى رو در رو هستيم، مقدار فروانى مدارك، نامه‏ها و كاغذهاى ادارى ما را احاطه كرده است و بى‏نظمى در اين موارد وقت زيادى را جهت بررسى وگاه مراجعات مكرر و بيهوده تلف مى‏كند كه به نحوى سارق زمان هستند، لذا بايد اطلاعات كيفى موجود به صورت دسته بندى شده و نه بسته بندى در جاى مناسب قرار داده شوند. و اطلاعات كمى نيز بايد به صورت فهرست، نمودار، جدول و غيره خلاصه شوند تا در مراجعات ضرورى بعدى مجبور به كنترل همه اطلاعات و اتلاف وقت نشويم. T}5. خود محورى‏ {T از عمده‏ترين سارقين زمان خود محورى و خود را قطب و ناظر و فاعل همه كارها دانستن است، حال اين‏كه در انجام كارها از واگذاري اختيار، كمك گرفتن از همكاران و دوستان مى‏توان استفاده نمود خود محورى هم سارق زمان است و هم آزاردهنده اعصاب و عامل تنش‏هاى رواني شديد مى‏گردد. انسان‏هايى كه در امور، (خود محور) باشند در انبوهى از اطلاعات دست و پا مى‏زنند و دائماً اعلام مى‏كنند كه كمبود وقت دارند. لذا متخصصينِ برنامه‏ريزى مى‏گويند: «خود را درگير كارهايى كه ديگران نيز مى‏توانند انجام دهند يا بايد انجام دهند نكنيد.»10 T}6. عدم تقسيم انرژى‏ {T همه ما انسان‏ها در طى شبانه روز ظرفيت‏هايى داريم و انرژى تعريف شده و محدودى را مى‏توانيم مصرف نماييم. لذا شايسته است كه با توجه به امور و وظايف و فعاليت‏هايمان انرژى خود را تقسيم نماييم. استفاده مؤثر از وقت به ميزان تقسيم صحيح انرژى در طى شبانه روز بستگى دارد. بسيارى افراد از ساعات اوليه صبح مثلاً ساعت 8 صبح تا 11 فوق العاده انرژى مصرف مى‏كنند تا جايى كه انرژى جايگزين هم نمى‏تواند آنها را براى فعاليت‏هاى بعدى آماده كند و علاوه بر آن استهلاك روانى آنها را بى‏حال مى‏كنند لذا ساعات باقى مانده در طى شبانه روز تحت تأثير اين خستگى مفرط و طاقت فرسا عملاً تلف مى‏گردند، لذا اين تندى و خستگى به سرقت زمان‏هاى باقيمانده مى‏انجامد. T}7. عدم اولويت گذارى‏ {T از سارقين عمده زمان نداشتن فهرستى از كارها بر اساس رتبه تفضلى اولويت‏هاست عملاً ما روزانه با بسيارى از امور سر و كار داريم كه سه حالت دارند: 1. امور ضرب الاجلى و سريع؛ 2. امور و كارهاى روزانه متوسط؛ 3. امور عادى و معمولى. اگر اوليت گذارى صحيحى صورت نگيرد. وقت زيادى را صرف موضوعات جزئى و بى‏اهميت مى‏كنيم و در نتيجه نمى‏توانيم به قدر كافى روى وظايف عمده و حساس متمركز شويم. T}8. نوع نگرش به زمان‏ {T نوع نگرش به زمان گوياى استفاده بهينه يا عدم استفاده صحيح از آن است. نگرش روز، هفته، ماه به زمان نوعى (سرقت پنهان) زمان است براى جلوگيرى از اين سرقت مخفيانه بايد به زمان به عنوان دقيقه، لحظه و ثانيه نگاه كنيم. برنامه ريزى دقيق زمان بندى شده يعنى نجات دادن و ذخيره سازى وقت است و نتايج زير از آن حاصل مى‏گردد. 1. اهداف حرفه‏اى و شخصى سريع‏تر و مطمئن‏تر حاصل مى‏گردند؛ 2. عامل ذخيره وقت است؛ 3. براى پيگيرى تمام پروژه‏ها، كارها، وظايف و فعاليت‏ها وقت خواهيد داشت؛ 4. از فشارهاى روزمره زندگى كاسته مى‏شود و شما عادت‏ها و شيوه‏هاى روزانه قابل اتكاى بيشترى در اختيار خواهيد داشت. عموماً افراد موفق در مديريت وقت خويش موفق بوده‏اند. آنها از آن‏جا كه فعاليت‏شان را تحت كنترل در مى‏آورند تا در نتيجه (وقت بيشترى) براى كارهاى اساسى داشته باشند همواره كامياب مى‏گردند. راز موفقيت بسيارى از افراد موفق، استفاده بهينه و كار آمد و روزانه از لحظات و فرصت‏هاى زندگى است (كه بسيار محدودند) و به آنها اجازه مى‏دهد تا: 1. نگرش جامع و فرا گيرد داشته باشند؛ 2. روشمند برنامه ريزى كنند؛ 3. مراقبت از زمان را در حد بالايى به عمل آورند؛ 4. به پيشرفت حرفه‏اى و شخصيتى خويش بپردازند؛ 5. در زندگى هماهنگ عمل كنند. 6. هر روز آمادگى بهترى براى انجام كارها نسبت به گذشته داشته باشند؛ 7. داراى خرسندى و تسلط در مواجهه با تمام بحران‏ها و حوادث غير مترقبه باشند؛ 8. احساس مثبت بودن در پايان روز؛ 9. و بالاتر از همه «زمان ذخيره و حفظ شده به وسيله رعايت برخى جوانب» حاصل مى‏نمايند. 10. ابهام در اهداف و مقاصد از عوامل ديگر مؤثر در سرقت زمان ابهام در اهداف و مقاصد و غايات است. مارك تواين مى‏نويسد: «اگر اهداف روشن نباشد، بايد دو چندان زمان صرف نموده و دو چندان تلاش كرد»11 مديريت زمان از زاويه اهداف روشن و فعاليت‏هاى تعريف شد چه مى‏گذرد چون اهداف افراد را به مبارزه مى‏خواند و محرك و مشوق فعاليت‏ها هستند. برنامه ريزى مبتنى بر هدف روشى بهينه و پاسخگو است. شخصى كه در برنامه‏هاى خويش اهداف، آگاهانه و هوشمندانه دارد و آنها را پيروى مى‏كند با استفاده از انضباط و انگيزش شخصى بُعد جديدى را ر خويش به حركت در مى‏آورد كه اصطلاحاً به آن نيروهاى ناخودآگاه گفته مى‏شود. اهداف و اوليت‏ها ارتباط تنگاتنگى با هم دارند هر كسى كه اهداف روشنى داشته باشد و اين اهداف نسبت به ساير اهداف مهمتر باشند اولويت آنها بيشتر محسوس مى‏گردد در نتيجه ابهام در اهداف و مقاصد نوعى غلطيدن در يكى از عوامل سرقت زمان است. بعد از مطرح كردن 9 سارق زمان بايد بگوييم كه براى به سازى و كيفى كردن برنامه‏ها اين شعار را فراموش نكنيد كه هميشه برنامه هايتان را روى كاغذ بياوريد ما حتّى‏ در طبيعت مشق مى‏كنيم، زمين را خط كشى، دانه پاشى، نهر بندى (جوى و پشته) و سپس (كاشت، داشت، برداشت) محصول اين پروسه است در ضمن مراقبت و سمپاشى نشان دهنده دقت و حذف يا تغيير و اصلاح است، زمان بهار زندگى است و برنامه بذر فرصت‏هاست، لذا هر كسى در بهار به موقع نكارد، در پاييز درو نخواهد كرد. در نتيجه هر چه وقت خود را بهتر سازماندهى كنيم (برنامه ريزى) بهتر مى‏توانيم از آن، جهت دستيابى به اهداف شخصى و شغلى و حرفه‏اى ستفاده كنيم. باز تأكيد مى‏كنيم «برنامه ريزى يعنى نجات دادن و ذخيره سازى وقت است». ----------------------- پى‏نوشت: V}1. نادرقلى قورچيان، برنامه ريزى آموزشى و درسى، مقطع دكترى (d - ph) (1379). 2. همان، (1379). 3. كيت احپسون، دامين گال، نظارت و راهنمايى كلينيى، ترجمه دكتر محمدرضا بهرنگى (1372). 4. جان بروح وگرى‏گر او نيتزكى (M.I.S)مديريت سيتم‏هاى اطلاعات ترجمه منوچهر غيبى، تهران: انتشارات مركز مديريت دولتى (1372). . متغير مزاحم در تحقيق ناشناخته است ولى بمحض شناخته شدن بايد كنترل و تحديد (محدود) گردد. .6.Chanye .Reform. . لوئيزهى - افكار خلاق درون، دكتر اباذر حبيبى نيا، تهران، نشر مهرداد (1372)، ص 122. .Centeralization. 10. راجيو، ستى، مديريت برتر زمان، تهران، نسل نوانديش (1377)، ص 106. 11. لوتارجى سى ورت، مديريت زمان، توكلى نيا، نشر عصر ظهور، (1378).{V
کد سوال : 1088
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : روشي براي غلبه بر خشم و خونسردي به من بياموزيد. در لحظات عصبانيت كارهاي منفي زيادي ميكنم، حتّي خواهر كوچك‏ترم و پدر و مادرم از دست فرياد زدن من در عذاب قرار ميگيرند.؟
پاسخ : براي تقويت بردباري بايد طبق برنامه‏اي جدي در تقويت اراده خود بكوشيد و همواره سعي كنيد برخود مسلط باشيد. در اين‏باره راه‏هاي مختلف وجود دارد؛ ولي مهم آن است كه در مسير درمان كاملا جدي و قاطع باشيد و آنچه پيشنهاد ميشود بدون كم‏ترين كاستي به اجرا گذاريد: 1. كاملا به خود مطمئن باشيد كه ميتوانيد روحيه خود را تغيير دهيد؛ ولي براي نتيجه گيري عجول نباشيد. با خود فكر كنيد بايد دست كم يك‏سال روي خود كار كنيد. اگر چنين كنيد حتما پس از آن دگرگون خواهيد شد. 2. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد. 3. همواره در هر مسأله‏اي ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براي تحمل آن آماده كنيد. اين مساله سبب ميشود برخوردهاي بهتر از مورد انتظار در شما خشنودي پديد آورد. در حالي كه اگر هميشه انتظار برخورد خوب داشته باشيد، چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت. 4. با خود شرط كنيد كه در هيچ موقعيتي برخورد تند نداشته باشيد؛ و اگر ناگهان از شما چيزي سرزد خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد يا در صورت امكان نذر كنيد، اگر بر سر كسي فرياد زديد، فلان مبلغ صدقه بدهيد، و يا يك روز روزه بگيريد. كارآيي اين روش بسيار بالا است و بسياري از بزرگان بدين‏سان خودسازي ميكردند. 5. از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده، مانند كوهنوردي، نيز استفاده كنيد. 6. در تصميم‏گيريها حتي الامكان با افراد عاقل و پخته مشورت كنيد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد. 7. بيش‏تر با افراد خوش خلق و غير عصبي معاشرت كنيد. 8. شرح موارد فوق را در جدولي بنويسيد؛ موارد موفقيت يا شكست را در هر روز يادداشت كنيد و در تقليل موارد تخلف بكوشيد. 9. در مواردي كه ناراحتي عصبي بر شما فشار ميآورد، در فضاي آزاد يا دربسته فرياد بكشيد و با مشت زدن به بالشت يا اشياي ديگر فشار عصبي را تخليه كنيد.
کد سوال : 1089
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با عرض سلام و خسته نباشيد جا دارد ابتدا از شما كه حداقل چنين طرحي را براي رفع گوشه‏اي از مشكلات ما اجرا كرده‏ايد تشكّر كنم... بدون مقدمه و خيلي خلاصه عرض كنم كه جواني هستم دنبال آرامش رواني. با توجّه به اين‏كه شهرستاني ام دو سالي است كه هر چند روزي يك بار در محيط خوابگاه دچار كسالت ميشوم و هيچ كاري نميتوانم انجام دهم. وقتي به اين درد مبتلا ميشوم، متأسفانه امكان دست زدن به هر كار ناشايستي برايم وجود دارد. بنده قبل از اين‏كه وارد دانشگاه بشوم، اين‏طور نبودم. تقريباً پايبندي خوبي حداقل در ظاهر نسبت به شؤون اسلامي داشتم، ولي حال وقتي اين حالت به من دست ميدهد كاري كه ميكنم اين است كه ميروم اتاق رفقايي كه زياد پايبند مسائل اخلاقي نيستند و موسيقي مبتذل گوش ميدهم. گاهي اوقات حتّي شو ميبينم. آخرش هم ميفهمم اين آرامش بخش نبوده. حتّي يك وقتي يكي از آن‏ها پيشنهاد سيگار به من داد و تا مرز سيگاري شدن رفتم. نميدانم؛ شايد اگر نظم داشتم، مشكل نداشتم. آخر هفته يك تفريح سالم خوب است؛ ولي تفريح سالم را چگونه برايم تعريف ميكنيد كه هم نشاط آور باشد و هم جذاب و بقيه را خودتان حتماً ميتوانيد حدس بزنيد. دوست دارم راهنمايي كنيد.؟
پاسخ : از حسن اعتمادتان خرسنديم. اميد است بتوانيم پاسخگوي خوبي براي مشكل شما باشيم و با ارائه راه حلّ مناسب مقدماتِ خشنودي و كمال شما جوانان كمال خواه و حق طلب را فراهم سازيم تا با كسب آرامش روحي به سوي خوشبختي گام برداريد. هر فردي در طول زندگي تحت تأثير عوامل مختلف دروني و بيروني به نوسانات مختلف روحي دچار ميشود. گاهي شاد و با نشاط است و گاه غمگين و كسل و افسرده خاطر ميشود. بنابراين، انسان از يك حالت رواني يكنواخت برخوردار نيست و با توجّه به فضاي رواني حاكم بر او و حوادثي كه اتّفاق ميافتد، حالات روحي مختلفي بر وي غلبه ميكند. امّا اگرحالت كسالت و غمگيني و بينشاطي به گونه‏اي بر او چيره شود كه زندگي عادياش را مختل كرده، به كاهش عملكرد، عدم تمركز فكر، بيخوابي، كم اشتهايي و سستي و كسالت در انجام امور بينجامد و چنين حالتي دست كم شش ماه به درازا كشد، بايد مسأله را جدي گرفت؛ زيرا احتمالاً چنين شخصي دچار افسردگي است و بايد با مراجعه به كارشناسان و مشاوران و روان‏شناسان باليني به درمان بپردازد. در عين حال، ميتوان با به كارگيري راهكارهاي عملي زير در جهت آرامش فزون‏تر گام برداشت. اميد است رعايت اين دستور العمل‏ها در بازگشت به حال عادي و نشاط قبلي سودمند باشد و شما بتوانيد با آرامش روحي كافي به زندگي عادي ادامه دهيد: 1 - سعي كنيد از قرار گرفتن در تنهايي اجتناب كنيد. 2 - هر روز به طور مرتب نيم تا يك ساعت ورزش كنيد. 3 - هرگاه احساس كسالت كرديد، دوش آب و لرم بگيريد. 4 - سعي كنيد در فعاليت‏هاي دسته جمعي مثل اردوها، گردهماييهاي علمي و شبيه آن و ورزش‏هاي دسته جمعي شركت فعال داشته باشيد. 5 - سعي كنيد براي انجام كارها و فعاليت‏هاي شبانه روزي، برنامه‏اي تنظيم و طبق آن عمل كنيد. اوقات فراغت خود را با پياده روي، ورزش، به نظافت و مرتب كردن اتاق، مطالعه و نظاير آن پر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد. 6 - با قرآن انس بگيريد و به نمازهاي يوميه توجّه بيش‏تر داشته، آن‏ها را اول وقت بخوانيد؛ زيرا ياد خدا و ارتباط معنوي با او آرامش بخش دل‏ها است. 7 - سعي كنيد با تكيه بر نقاط قوت زندگي و موفقيت‏هاي مختلف گذشته خود، تواناييها و استعدادهاي خويش را به خاطر بسپاريد و از ورود هرگونه افكار منفي و مأيوس كننده به ذهنتان جلوگيري كنيد. 8 - سعي كنيد هفته‏اي يك بار به اتّفاق دوستان با نشاط و مذهبي به كوهنوردي برويد و از مشاهده صحنه‏هاي زيباي طبيعت لذت ببريد. دوست عزيز، دستيابي به آرامش رواني - گوهري كه تمام انسان‏ها در پي آن هستند - و حفظ و نگهداري آن در صورتي تحقق خواهد يافت كه بتوان بدون هرگونه افراط و تفريط و با يك برنامه حساب شده و جامع به تمام نيازهاي جسماني و رواني خود پاسخ مثبت و صحيح داد و به تأمين و ارضاي آن پرداخت؛ زيرا انسان موجودي پيچيده و داراي ابعاد مختلف است. عدم توجّه به يك بعد از ابعاد وجودي، سبب از ميان رفتن تعادل و آرامش انسان ميشود. اين نكته‏اي است كه هم انسان شناسان و روان‏شناسان تجربي معاصر بر آن تأكيد ميورزند و هم آموزه‏هاي ديني، با بياني ساده و روشن و متقن، ما را به آن رهنمون شده‏اند. آموزه‏هاي ديني ما را به رعايت دستور العمل‏هايي كه تأمين كننده تمام نيازهاي مختلف جسماني و رواني انسان است، فرا ميخواند. از آن‏جا كه اين دستورها از طرف خالق هستي صادر شده، بهتر ميتواند راه نيل به كمال و آرامش روحي را به انسان معرفي كند. با مطالعه آموزه‏هاي ديني در مييابيم آنچه براي بهداشت و سلامت جسماني و رواني انسان سودمند است، از سوي پيشوايان معصوم با اهتمام و توجّه روبه رو شده است. شايد بر همين اساس، امام كاظم‏عليه السلام ما را به تنظيم اوقات و چگونگي تأمين نيازهاي انسان سفارش ميكند و ميفرمايد: اوقات خودتان را به چهار بخش تقسيم كنيد: بخشي را به ارتباط با خداوند متعال و راز و نياز با او و بخشي ديگر را به كار و تلاش و تحصيل علم و آنچه به معاش و زندگي مربوط است، اختصاص دهيد؛ بخش سوم را به معاشرت با دوستان و افراد مورد اعتماد كه عيوب و زشتيهاي رفتاري و اخلاقيتان را به شما معرفي ميكنند و در باطن از روي اخلاص به شما علاقه‏مندند بپردازيد و بخشي را نيز براي لذت‏هاي حلال و استراحت و تفريح خالي نگه داريد؛ زيرا در پرتو همين ساعات و اوقات تفريح و استراحت ميتوانيد به خوبي در سه بخش ديگر موفق باشيد و حق آن‏ها را بگزاريد.(1) دوست گرامي، آرامش روحي در پرتو رسيدگي و توجّه كافي به ابعاد مختلف امكان‏پذير است. بنابراين، با تنظيم يك برنامه منظم شبانه روزي ارتباط معنويتان با خداي متعال را حفظ كنيد - نمازهاي يوميه را سروقت بخوانيد - به تحصيل علم و مطالعه دروس خود رسيدگي كافي داشته باشيد؛ از تفريحات سالم و ورزش‏هاي مختلف، مثل كوهنوردي و شنا، بهره گيريد و با انتخاب دوستان مذهبي و متدين و با نشاط، از آمد و شد با افرادي كه به قول خودتان به مسائل اخلاقي و ديني پايبند نيستند، جداً بپرهيزيد. چنين دوستاني هرگز نميتوانند به شما آرامش روحي ببخشند؛ چنان كه خود نيز به آن آگاهيد. P}تا تواني ميگريز از يار بد{E}يار بد بدتر بود از مار بد{P P}ما ر بد تنها اگر برجان زند{E}يار بد بر جان و بر ايمان زند{P در پايان تأكيد ميشود با دوستان شايسته و بانشاط خوابگاه پيمان رفاقت ببنديد، از برنامه‏هاي مختلفي كه در بالا بيان شد، بهره گيريد و توصيه‏هاي هشتگانه را اجرا كنيد. مطمئن باشيد بدون مشاهده شو، كشيدن سيگار و هرگونه خلاف ديگر نيز ميتوانيد به آرامش روحي واقعي دست يابيد.
کد سوال : 1090
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : سلام عرض ميكنم خدمت شما عزيزان و خسته نباشيد. زماني بود كه دچار حالت خيلي بدي شده بودم؛ مثل يك مرده متحرك دائماً در حال حسرت خوردن به ديگران و سرزنش كردن خود و نااميدي به سر ميبردم. خيلي نااميد از زندگي و از همه چيز شده بودم. عصبي بودم و دلم نميخواست هيچ كاري انجام دهم تا اين‏كه فهميدم همه اين حالت‏ها فقط يك دليل دارد آن هم حسادت است و اين خوي خيلي بد روح و جسم مرا دچار بيماري كرده، مثل آتش به جانم افتاده است. من حتّي اگر سرطان هم داشتم، اول اقدام به معالجه حسادت خودم ميكردم. تصميم گرفتم اين خوي بد را با تلقين و استدلال تا حدي كمرنگ كنم؛ امّا سودي نداشت. خواهش ميكنم به من بگوييد، چه كنم. راه حلّ‏هايي به من بگوييد؛ حتّي اگر از طريق نمازهايي كه در اسلام توصيه شده. من كه نميدانم شما به من كمك كنيد. خواهش ميكنم تمام راه حلّ‏هاي آن را برايم بنويسيد. به من كمك كنيد، خواهش ميكنم.؟
پاسخ : قبل از بيان راه كارهاي عملي براي حلّ مشكل حسادت به ذكر چند نكته ميپردازيم: T}نكته اول:{T از اين‏كه موفق شده‏ايد با اندكي تأمل و دقّت منشأ نااميدي، عصبانيت و كسالت خود را كشف كنيد، خرسنديم؛ زيرا شناخت موضوع و كشف سرچشمه مشكل گام نخست در حلّ آن است. چه بسيارند افرادي كه مشكلي دارند؛ ولي چون نتوانسته‏اند آن را دريابند هميشه در رنج به سر ميبرند. بنابراين، اكنون كه شما به مشكل خود و منشأ اين حالت رواني آگاهي يافته‏ايد، ميتوان گفت نيمي از راه را پيموده‏ايد. دومين گام شما در همين رابطه، تصميم و اراده قاطع براي مبارزه با اين صفت منفي نهفته است و موفقيت شما را تضمين ميكند. ما تصميم جدي و اراده محكمتان را تحسين ميكنيم و از خداي متعال موفقيت كامل شما را خواستاريم. T}نكته دوم{T: براي بيرون راندن صفات رذيله‏اي همچون حسادت و نظاير آن - به خصوص وقتي در وجود فرد ريشه دوانده است - علاوه بر شناخت و اراده جدي، صبر و مقاومت در برابر مشكلات و سختيهاي درمان نيز ضرورت دارد. انتظار نداشته باشيد يك شبه به موفقيت نائل آييد. پيروزي نيازمند گذر زمان است و به تدريج به دست ميآيد. نبايد در راه مبارزه با اين صفت به سستي و خستگي و نااميدي دچار شويد. T}نكته سوّم:{T ريشه اصلي حسادت ضعف فكري در نحوه تحليل امور و بدبيني است؛ يعني فرد با نگاهي غير متقن به نظام هستي و خداي متعال، به انكار وسعت فضل و رحمت الاهي ميپردازد و فكر ميكند خداوند متعال او را دوست نداشته است. همان‏طور كه در آموزه‏هاي دين ما آمده است، براي جبران ضعف شناختي حسود راه‏هاي متعددي وجود دارد. بخشي از اين راه‏ها عبارت است از: T}الف ) توجّه به گستردگي و فراواني نعمت‏هاي الاهي{T اگر حسود به فراواني نعمت‏هاي الاهي توجّه كند و به نا محدود بودن آن ايمان آورد، بدبينياش به خوش‏بيني تبديل خواهد شد؛ زمينه قناعت و رضايت به آنچه در اختيار او است، فراهم ميآيد و از حسادت به نعمت‏هايي كه در دست ديگران است، باز ميماند بنابراين، توصيه ميشوددرباره نعمت‏هاي بيكران الاهي مطالعه و بيش‏تر دقّت كنيد تا به باوري صحيح و شناختي عميق دست يابيد. T}ب) توجّه به كمال نبودن امكانات مادّي{T اگر حسود به اين باور دست يابد كه صرف داشتن امكانات مادّي كمال نيست و نميتواند انسان را به خوشبختي و سعادت حقيقي برساند، در رفع اين صفت زشت مؤثر است. توجّه داشته باشيد بدون امكانات رفاهي و مادّي فراوان نيز ميتوان به كمال رسيد. در پرتو بردباري و تحمّل محروميت‏هاي مادّي ميتوان به مقامات معنوي و حتّي مادّي دست يافت. T}ج ) توجّه به موقعيت و امكانات موجود{T اگر حسود به آنچه هم اكنون در دست دارد بينديشد و با خود محاسبه كند چه نعمت‏هاي زيادي دارم. اگر فلان نعمت را ندارم، در عوض از موقعيت‏هاي ارزشمند و تواناييها و استعدادهاي ديگر بهره ميبرم و ميتوانم در پرتو تلاش به نعمت‏هاي ديگري دسترسي پيدا كنم، به تدريج ريشه حسادت در درونش ميخشكد. بنابراين، توصيه ميشود درباره توانمنديها و شرايط و موقعيت‏هاي بالفعل خود بيش‏تر بينديشيد. تصويري مثبت از خود داشته باشيد و با تكيه بر آن به سوي اهداف حركت كنيد. T}د ) توجّه به زيان‏هاي حسادت{T همان طور كه خود نيز نوشته‏ايد، زيان‏هاي جسمي و رواني حسادت را ميشناسيد و با توجّه به آن به سوي درمان گام برداشته‏ايد. بنابراين، اميد است با توجّه به اين‏كه نخستين ضربه حسادت بر روان و جسم حسود فرود ميآيد، در زيان‏هاي اين بيماري بيش‏تر بينديشيد و تا اين روش در تضعيف فزون‏تر آن توفيق يابيد. اكنون، با توجّه به نكات و مطالب فوق، توجّه شما را به راهكارهاي عملي زير جلب ميكنيم: 1 - تمرين كنيد به حسادت خود ترتيب اثر ندهيد؛ مثلاً به جاي اين‏كه از ديگري بدگويي كنيد، آگاهانه و با توجّه كامل از او تعريف كنيد. به جاي اين‏كه در برابر فردي تكبر ورزيد، در برابرش متواضعانه رفتار كنيد و به او احترام بگذاريد. 2 - رابطه عاطفي خود را با فرد مورد حسادت خود بيش‏تر كنيد، به او محبت ورزيد و در حلّ مشكلات يارياش كنيد. بدين وسيله زمينه رواني مناسبي بين او و شما پديد ميآيد و زمينه دوستي شما بيش‏تر فراهم ميشود. 3 - در برابر بدگوييهاي ديگران درباره فرد مورد حسادت مقاومت كنيد و اجازه ندهيد ديگران درباره افراد به بدگويي و بدبيني روي آورند. بدين وسيله زمينه بروز حسادت و نگرش منفي به ديگران در ذهن از ميان خواهد رفت.