• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 16421)
سه شنبه 22/11/1387 - 16:38 -0 تشکر 89263
صندلی داغ "شاه شوریده سران" کاربر قدیمی و طنزپرداز انجمن‌

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "شاه شوریده سران" به روی صندلی نشستن.

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از آقای شاه شوریده سران خواهش می‌کنیم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن.

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

مسئول2 انجمن مکانیک و روباتیک

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

يکشنبه 4/12/1387 - 21:32 - 0 تشکر 92868

به نام خدا

سلام به دوستان

می بینم بچه ها سردتونه!برای همین آتییش روشن کردین دورش جمع شدین تا گرم شین؟

به به.چه خوب میسوزه! عجب زغالی بشه!چوبای صندلیو میگم با شاه کاری نداشتم

شوریده جان چطوری؟خوبی شاه پسر؟

اول درباره آواتارم یه توضیح بدم.

این بابا همون لنگ دراز خودمون خیسوندمش تا آب بره.مشخص نیست؟

تحلیلت درمورد من جالب بود خوشم اومد.خیلی نکته بینی.آفرین!

من طرفدار کتاب بابالنگ دراز هستم که احتمالا تو هم خوندیش

سوالا شروع می شود:آماده ای شاه گل پسر؟ خودت گفتی جو گیر باش

1.نظرت درباره ی امضام؟

2. میدونم شاعر نیستی..می دونم برات افتخاره، منت که نمی ذارم ولی بیا با هم یه شعر بگیم. راستشو بخوای یدونه شعر درست و حسابی هم نگفتم برای همین میخوام از این فرصت استفاده کنم

مصراع های خواسته شده را پر کن.هر جا خواستی اختیاری بیت اضافه کن.

گوش گیر پند شاه پیران را                                مصرع؟

هر چه باشد شدست جهان برایش خار                       مصرع؟

     مصرع؟                              از فحش بد تر است اینکه گفت بتو

شاه پیران و کم خردان کم چه دارد ز جهان                   مصرع؟

3.تا حالا شده سوار تراکتور بشی؟ تیلر چطور؟

4.چه انجمنی اینجا اضافست؟ جای چه انجمنی خالیه؟

5.اگه مدیر سیستم بشی چه کارایی می کنی؟

6.به نسیم گفته ایی تا بوی گلهای وحشی را برایت بیاورد؟

7.یه جمله احساسی -رمانتیک-عاطفی-عاشقانه-ادبی بگو.لطفا.

8.وقتی پرندگان کوچک در آشیانه هستن، کرمها چیکار میکنن؟

9.راز این رفتار مردان در نهانگاه مانده است               در خفا با خود به خلوت گریه دارند،ما نیز آدم بوده ایم

 10.دوستای انجمنی و تبیانی را دعا کن.

12.می خواستم بگم حالا فقط منو دعا کن ولی دلم نیومد پس دوباره همه رو دعا کن.

13.جورابت خیلی بد جور سوراخه.نمازت داره قضا میشه.تو دانشگاه هم هستی.نماز خونه هم شلوغه.چیکار میکنی؟

14.جوراب سوراخه هنوز یادته؟ خب حالا بنظرت پرسپولیس یا استقلال؟

15.دوست داری مدیر کدوم انجمن تبیان باشی؟فرض کن دوست داری مدیر بشی.بابا اینقدر شکسته نفسی نکن!

16.دست توو دماغ مثل الاغ! اینو یه کوچولو گفت

17.من اصلا از کارتون موش و گربه خوشم نمیاد.تو چطور؟

18.توو دانشگاه رفیق از جنس مخالف داشتی؟ جای دیگه چطور؟

فرارررررررررررررررررر!

19.یه ناسزا بگو.

20.انگشت اشارتو به سمت یکی بگیر.هم مجازی و هم حقیقی.بهش یه چیزی هم بگو.

21.من الان ناهار نخورده دارم برات سوال مینویسم تو چرا برای جواب دادن خونسردی؟چرا دیر جواب میدی؟

22.می خواستی رو صندلی داغ نشینی؟

23.نظر مساعدت درباره این سوالا چیه؟

منو ببخش اگه سوالام خیلی بد بود.

شاه پسر؟ من از این کلمه خیلی خوشم اومده تو چطور؟

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

دوشنبه 5/12/1387 - 15:38 - 0 تشکر 93015

سلام

ببخشید یه خورده دیرشد!

تیر دراپ چنان روحیه ی و شادی داره که اوایل به ذهنم هم نمی رسید بیش از بیست سال داشته باشه. جداً شما فکر میکردی من زیر بیست سالم؟ (خوش به حالمان میشود) هرچند خیلی تبیان شانس آورد که من تو اون سن اینجا نبودم. چون اونوقت در و دیوار

سالم واسش نمیموند.(دوستای قدیمیم که الان منو می بینن همه میگن چقد پژمرده شدی؟)

من تو 20 سالگی از دیوار صاف هم میرفتم بالا. (جدی جدی میرفتما!  امکانات نبود وگرنه من باید صخره نورد میشدم)

روحیات فمینیستی شدید که باعث میشه دلم فوق العاده به حال کلیف بسوزه.اما زیاد هم دلتون واسه جناب کلیف نسوزه!! ایشون خودش به تنهایی یه دنیا فمنیست رو حریفه!!

لطف کرده و بیت جالبی در مورد شاه شوریده سران نوشته که احتمالا بعد ها ازش استفاده خواهد شد

به تبیان یکی شاه شوریده دیدم

بدو گفتم اسمت؟ بگفتا حمیدم

ببخشید فکر کنم گفته بودین یه بیت. اینم یه بیت شعر  اورژانسی!( زیادجالب نیست ولی بعداً جبران خواهم کرد)!!

اما سئوال:

1- تو جواباتون چقدر صادق بودین؟

2- چقدر اسمتون مسمی داره؟

3- تا حالا از خودتون بدتون اومده؟

4- خدا روچطور دیدین؟

5- به مهریه چقدر اعتقاد دارین؟

6- اگه بهترین گزینه رو برای ازدواج پیدا کنید حاضرید چقدر مهرش کنید؟

7- اصلاً تاحالا به ازدواج فکر کردین؟

8- شما چقدر به حقوق خانوما احترام میذارین؟

9- روزی چند بار جلو آینه وای میسین؟

10- اونی که تو آینه می بینیدش چقد آشناس؟

11- تا حالا شده به جا نیارینش؟

12- شاه شوریده سران چقد از شخصیت شمارو ساخته؟

13- شما چقد به شاه شوریده سران حیات و زندگی دادین؟

14- حمید و شاه شوریده سران یه روحن تو دوتا کالبد یا دوتا روحن تو یه کالبد؟

15- تا حالا با شاه شوریده سران حرف زدین؟

16- اون چی ؟ با شما حرف زده؟

17- اگه جوابا مثبته ، میشه حرفای ردو بدل شده رو بذارین؟

18- نظرتون راجع به شعرم چیه؟

19- به نظر شما من بالاخره شاعر میشم یانه؟

این یه مصرعم الان خودش اومد ، نوشتمش شاید بقیه شو بعداً گفتم:

شوریده سری دیدم دلش شوریده تر بید...

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

چهارشنبه 7/12/1387 - 17:11 - 0 تشکر 93482

botanist

در مورد مکه، عرض کردم که "محل برداشت"، این جمله با اون جمله "دنیا مزرعه ی اخرت هست" فرق داره....یکم بیشتر فکر کنید و تفسیر کنید جمله رو.

خوب ما سعی میکنیم هرجا که میریم در حال کاشتن باشیم. حالا اگه چیزی واسه برداشت بود و متوجه اش شدیم برداشت هم می کنیم. (ما توی این کاشتنش هم موندیم شما از برداشت صحبت می کنید؟)

در مورد توسل به دروغ،(برگرفته از سری سوالات حس غریب عزیز)؛ با دروغ گفتن که گناه عمومی هست فرق داره... این که پرسیدم"توسل" خیلی قضیه جدیه! یعنی راهی نباشه برای رهایی، جز تسلیم!

آهان این گناه خصوصیه! در کل سعی میکنم راستش رو نگم تا اینکه به دروغ متوسل بشم.

خب بعد از مدتی که صندلی شما رو مطالعه کردیم پی بردیم دوستان رو هم رایگان نقد میکنید...خب پس بی زحمت ما رو هم نقد کنید و ویژگیهای منحصر به فردمون رو وصف کنید...

باتنیست، Botanist-2، و 3-خودم!)

کاربر فعال انجمن انگلیسی (در واقع من توی خیلی از انجمن ها دیدمش اما بیشتر انجمن انگلیسی توی ذهنم هست.) همون طور که از شناسه اش پیداست علاقه ی زیادی به رشته ی تحصیلیش داره اما معادل فارسی شناسه اش رو نمی پسنده.خیلی کم حاشیه حتی توی تاپیک های رجز خونی آقایون و خانم ها سعی میکنه موضع تندی نگیره. امضای قشنگی هم داره اما در اصل جمله از شیخ ابولحسن خرقانی هست نه دکتر شریعتی.

یک سوال از فرد سوال کننده فعلی بپرسید.

اگه ببینید یه حیوان در حال انقراض در حال خوردن یه گیاه در حال انقراض هست، چی کار می کنید؟

بهترین درس عمومی دانشگاه؟چرا؟ بدترین؟ وبازهم چرا؟!

بهترین ادبیات.چون علاقه دارم. بد ترین زبان چون استادش واقعا از مرحله پرت بود!

فکر کنید یه دوست صمیمی دارید تو دانشگاه، شما هم قصد دارید یه همکاریهایی با استادتون بکنید طوری که هیچ کس از همکلاسیهاتون متوجه نشن...میشه دوست صمیمیتون رو هم جزو اونا بزارید و بهش هیچی نگید؟

بستگی به این داره که استاد بخواد کس دیگه ای بدونه یا نه. اون دوستم(هر چند صمیمی) چقدر رازدار هست. لو رفتن قضیه چقدر میتونه مضر باشه و مواردی از این دست.

اگر بهش نگفتید، و یه روزی ماجرا رو فهمید و گفت: عجبا شاه! دستت درد نکنه! ما هم ؟؟؟

خب... این موقع شاه چه پاسخی خواهد داشت؟!

خوب سعی میکنم منطقی باهاش صحبت کنم و بگم چرا بهش نگفتم. به هر حال امیدوارم دوستم به اندازه ای درک و گذشت داشته باشه که این مسئله مشکلی ایجاد نکنه.

شما خودتون چه کار میکنید تا پدر ومادر رضایت داشته باشند؟ و نشان رضایت؟!

من سعی میکنم حتی المقدور مطابق خواسته هاشون عمل کنم. اما خوب خیلی بچه ی خلفی نیستم. اونها هم بیشتر گذشت میکنن به هر حال پدر و مادرن با کوچکترین بهانه سعی میکنن از فرزندانشون راضی باشن.

اگر مدیر یکی از انجمنها بودم، کدوم انجمن بود؟ چرا؟ به نظر شما کدام یک با روحیه ی عجیب و غریب باتنیست سازگارتره؟

نمیدونم. انگلیسی یا دانش آموزی میتونست مناسب باشه.

مهربانترین؟

خدا

راستیییی اون ادامه ی داستانتون چقدر جالب بود...اصلا فکر نمیکردم اینجوری تموم شده باشه! کاش زودتر تعریف میکردید؛ از اون شب هر وقت یادم می اومد رنگم مثل گچ سفید میشد! غیبتتون رو هم کردم! راضی باشید....هستید دیگه؟(این"هستید دیگه؟" واسه این بود که دیدم شماره گذاشتم و همش حرف زدم اماااا بدون سوال! گفتیم حفظ آبرو بشه!)

خوب اون شب فرصت نشد که داستان رو تموم کنم و این باعث شد که بهترین قسمت داستان ناگفته بمونه و متوجه طنز بودنش نشید. نکته ی جالب اینجاست که این مطلب رو توی سایتی که خوندم نوشته بود یک داستان واقعی شبح در استرالیا و این حوادث واقعا برای یه بنده ی خدایی اتفاق افتاده.

دیدم که یکی از دوستان سوالات صندلی را به کل کپی کردند اینجا، بله! در نوعش خودش جالب بود...

بله قبلا هم گفتم کپی رایت اون سوالا روی قبض تلفن این دوره ی ایشون لحاظ میشه

جواباتون همش با من فرق اساسی داشت!."چطوری میشود که اینطوری میشود؟"...نظرم اینه که خودمون خواستیم...اما شما برعکس!، چقدر معتقدید؟ اصلا نظر منو قبول دارید؟ نقدش کنید....-

به قول سعدی:

اگر تیغ عالم بجنبد ز جای

نبرد رگی تا نخواهد خدای

اینکه ما خواستیم اشتباه نیست. اما اراده ی ما محدوده. ما راه رو انتخاب میکنیم ولی اینکه با توجه به اون راه و تصمیمات ما چه اتفاقاتی برای ما می افته بنا به اراده ی خداونده.

از صندلی داغتون راضی هستید؟ گاهی اوقات داغ هم میشید؟(صادقانه!). تا الان صندلی داغ چه کمکی کرده؟

خدا رو شکر. ناراضی که نیستم ولی اگه بهتر بشه راضی تر خواهم بود. بله سوالات تمام دوستان به نوعی داغ کننده بود اما اون دوستانی که نیومدن بپرسن دارن باعث میشن که جوش بیارم.

الآن که داغم حالیم نمیشه! بعدا معلوم میشه که اثر صندلی چی بوده.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 7/12/1387 - 17:11 - 0 تشکر 93483

چقدر برای زبان انگلیسی وقت میذارید؟ از کی شروع کردید؟

توی سه- چهار سال اخیر خیلی کم. شاید کمتر از هفته ای یک ساعت. تقریبا از پنجم دبستان به صورت جسته و گریخته کلاس هایی رو رفتم. اما به صورت مداوم از اول دبیرستان و در کانون زبان ایران شروع و با پایان پیش دانشگاهی دوره ی کامل کلاس های کانون رو تموم کردم. بعد از اون هم دو-سه ترمی آلمانی خوندم. اما الآن نیمی از انگلیسی یادم رفته و از آلمانی هم چند کلمه ای بیشتر یادم نیست.

بهترین خاطره از دوران دانشجویی(یکیش خنده دار ، یکیش هم آموزنده، یکیش غمناک ترجیحا! البته اون وسطی میتونه اونای دیگه رو هم شامل شه!)

- توی آزمایشگاه شیمی وقتی خواستم ظرف آب مقطرم رو پر کنم دیدم مخزن اصلی آب مقطر خالیه. به استاد که گفتم گفت از توی اون دبه پرش کن. در دبه رو که باز کردم بویی به مشامم رسید. گفتم: استاد مطمئنید که آب مقطره؟ بوی عرق میده ها! استاد چشماش از تعجب گرد شد یه چند لحظه خیره به من نگاه کرد و گفت: بوی چی میده؟ گفتم: دقیقا مطمئن نیستم ولی فکر کنم عرق نسترن باشه. استاد یه نفس راحتی کشید و گفت: آهان! عیبی نداره بریز.

- غمناک ترین خاطره ها میتونه خبر فوت دانشجویانی باشه که از اولین سالی که من اونجا قبول شدم هر سال حد اقل یک نفر از دانشجویان توی اون جاده بر اثر تصادفات ناشی از رعایت نکردن مقررات راهنمایی و رانندگی جونش رو از دست داده.

چقدر صندلی داغ منو خوندید؟ اون قسمت شعرها رو هم یه جورایی مثلا موزون جواب دادم! چطوربه؟به نظر شما چقدر شمه ی شاعری تو وجودمه؟

راستش چند تا صندلی اخیر رو همین طوری یه نگاه انداختم و جاهاییش که توجه ام رو جلب کرده خوندم. راستش اگه همه ی اون جوابا از خودتون بوده باید بگم درون مایه اش رو دارید چون بعضا به نظرم میومد که از شاعر خاصی نقل قول کردید.

نظرتون در مورد شیخ صنعان ؟ اگر شما شیخ بودید، چه میکردید؟

شیخ صنعان معشوقش رو اشتباه انتخاب کرده بود به قول حافظ:

به خط و خال گدایان مده خزانه ی دل

به دست شاه وشی ده که محترم دارد.

اما حداقل در عشقش صادق بود و برای اون از همه چیزش گذشت.

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمار داشت

اگه من شیخ بودم طرفم رو درست انتخاب میکردم.

چقدر از عاشقی (زمینی و هوایی!) فرار میکنید؟ چرا؟

فرار نمی کنم. میدونم که به اون حد نرسیدم. عاشقی معنای خیلی عمیق تری نسبت به اون چیزی که جا افتاده داره. هفت شهر عشق رو که شنیدید؟ شعر خانه ی دوست کجاست رو بخونید میبینید که سوار تازه به شهر اول عشق یعنی طلب رسیده. تازه طالب دوست شده. و سهراب برای راهنمایی یه آدرس پیچ در پیچ به اون میده و آخرش میگه تازه اونجا که رسیدی بپرس خانه ی دوست کجاست. ما خیلیامون هنوز برای اولین بار سراغ خانه ی دوست رو هم نگرفتیم ادعای عاشقی می کنیم. من چنین ادعایی ندارم.

عروسک دارید؟!

نه. البته یه پازل سه بعدی به شکل قورباغه دارم اگه عروسک حساب میشه دارم.

به نظرتون چه دخترا  وچه پسرا، چرا عروسک دارن؟

برای بچه های کوچک میتونه تمرینی برای ارتباطات با دیگران باشه. همین طور تمرینی برای پذیرفتن مسئولیت و نگهداری از یه موجود دیگه. در سن های بالاتر میتونه یادآوری خاطرات کودکی باشه.

بهترین هدیه ای که دوست دارید بگیرید؟(با جزئیات ترجیحا)

هر هدیه ای به جای خودش قشنگه. بهترین هدیه اونیه که به تعالی من کمک بیشتری بکنه.

بهترین هدیه ای که دوست دارید تقدیم کنید؟(و باز هم با جزئیات)

گفتار یا رفتاری که به تعالی هدیه گیرنده کمک کنه.

شهید آیت الله دستغیب توی کتاب داستان های شگفت نوشته که توی مجلس درس ملا هادی سبزواری شخصی وارد میشه و میگه یه نفر توی قبرستان نیمی از بدنش توی زمینه و نیمی هم بیرون و دائما به آسمان نگاه می کنه و هر چی هم بچه ها اذیتش میکنن توجه نمیکنه.

ملاهادی سبزواری به سمت قبرستان به راه می افته و به اون شخص میرسه. میپرسه: تو کی هستی که به نظر دیوانه نمیای ورفتارت هم عاقلانه نیست. شخص جواب میده که من شخص بیخبر و نادانی هستم که تنها به دو چیز یقین کردم. یکی اینکه خالقی بزرگ برای من و این جهان وجود داره که باید در شناخت و بندگی او کوتاهی نکنم و دوم اینکه من از این جهان به جهان دیگه ای میرم و نمیدونم سرنوشت من در اون جهان چگونه خواهد بود. من از این دو علم بیچاره شدم و به این روز افتادم. شما که عالم مسلمانان هستید و این همه علم دارید چرا دردی ندارید.

این حرف تاثیر عمیقی بر ملاهادی سبزواری گذاشت و باقی عمرش به فکر سفر آخرت بود.

چنین چیزی که یه نفر رو مثل ملاهادی سبزواری رو دگرگون میکنه بهترین هدیه به ایشون بوده. بهترین هدیه برای هر یک از ما هم چیزیه که ما رو به خدا نزدیک تر کنه و ممکنه برای هر کدوم متفاوت باشه.

از بین همه ی اونایی  که میشناسید حتی با شناخت کم، چند درصدشون تو قلب شما، واقع در میدون مهربونیش جا دارند؟

اگر مهربونی به معنای عام رو در نظر بگیریم ان شاءالله اکثرشون.

اما به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

با دیدن botanist یاد چی می افتید؟ سریعترین پالس ممکن که به سلول مغزی هدایت میشه.

یاد یه گلخونه ی پر از گل و گیاه.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 7/12/1387 - 17:12 - 0 تشکر 93484

endless_road

end less road ؟؟ تعریفش کنید

هر چی که فکر می کنید

راه بی پایان، راهی که هرچی میری ادامه داشته باشه. به قول حافظ راه عشق:

تو خسته ای و نشد عشق را کرانه پدید

تبارک الله از این ره که نیست پایانش

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 7/12/1387 - 17:14 - 0 تشکر 93486

هوای دوست

در مورد جملات زیر نظرت رو بگو :  ( اگر در قالب طنز باشه بهتره

در سال جدید و با عنایات ریاست دانشگاه آزاد ، این دانشگاه مجهز به صندوق ذخیره ارزی میشود .

فکر کنم دکتر جاسبی میخواد بازم کاندیدای ریاست جمهوری بشه. حالا از این صندوق چه سودی به دانشجو ها میرسه؟ (و البته چه سودی به رای دهندگان؟)

در مراسم روز آمار مطرح شد : 43 درصد مدیران دولتی تحصیلات دانشگاهی ندارند – خبرگزاری مهر 2 آبان 87

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به حیرتم که چگونه مدیر دولت شد!

(ولی انصافا باید میگفت سابقه ی کار سرانه این 43 درصد چقدر هست و میزان موفقیتشون رو هم با معیاری برآورد میکرد.)

دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر : شربت اعتیاد بر روی 2000 معتاد آزمایش شده است – جراید

لابد بعدش هم مثل آنتی هیستامین میگن ازش اکستازی استخراج میشه و سهمیه بندیش میکنن!

یک مسئول  : خداوند آمریکا را مجازات اقتصادی کرده است .

این آمریکای لامصب هم فوری همه رو با خودش کشید پایین.

شترها هم بیمه میشوند .

بدنه یا شخص ثالث؟ راستی نگفتی کدوم بیمه این کار رو میکنه.

سرعت اینترنت در مالزی 160 برابر ایران است – جراید

در عوض قیمت اینترنت در ایران چند برابر مالزیه! این به اون در!

هورمون پولدار شدن در مردان کشف شد – جراید

حالا برای تزریق این هورمون چقدر میگیرن؟

ایلنا : استامینوفن کدئین از داروخانه ها جمع میشود و آنتی هیستامین سهمیه بندی .

و یارانه ی سرماخوردگی بزرگسال حذف خواهد شد.

کارشناس برجسته مخابرات از مردم خواست : به علت افت فشار در فیبر نوری و قطعی اینترنت در چند شهر ، مردم در مصرف کارت اینترنت صرفه جویی کنند .

بله طبق آمار مصرف کارت اینترنت در ایران چهار برابر چین با اون جمعیت هست با ما تماس بگیرید سازمان بهینه سازی مصرف اینترنت!

یک مسئول : ایرانسل الگوی دیگر اپراتورهای کشور است – جراید

پس بگو چرا یه مدته که همراه اول(بیش از پیش) قاطی پاتی شده، از ایرانسل الگو گرفته.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 7/12/1387 - 17:31 - 0 تشکر 93489

MCLAREN

من ادبیاتم بالای15 نیومده و تو معنی کردن شعر هم اصلا استعداد ندارم و اگه شعر رو هم برام معنی کنی بازم متوجه اصل داستان نمیشم، پس بی‌زحمت یه بارم شده مثل یه بچه خوب جوابم  رو بده، ویژگی‌های بارزت رو بگو، نترس این دفعه نمیام خواستگاریت!!!

مهدی تو مشکوک میزنی. نمیدونم چه خوابی برای من دیدی ولی جدیدا خیلی مشکوک میزنی.

در کل مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.

این رو که دیگه متوجه میشی(مال دبستانه)


اگه یه روزی بعد از چند روز متوجه شی که مک‌لارن فوت شده اولین حسی که بهت دست میده چیه و حالت رو برام تشریح کن؟ بدون فکر کردن جواب بده؟

جا میخورم. بهت زده میشم. میگم تا زنده بود از زیر شیرینی دادن در میرفت حالا از زیر حلوا دادن!

خوب حس اینکه یه دوست خوب رو از دست دادم و چرا نتونستم بیشتر باهاش باشم.

اگه در همین یه ساله یییهو عاشق یه دختر شی آیا با وضع فعلی باهاش همون موقع ازدواج میکنی؟

خوب اینطوری که تو میگی پنجاه درصد قضیه(نظر من) حله باید دید پنجاه درصد بقیه(نظر اون) چی میشه! ولی خوب حداقلش باید یه کاری دست و پا کنم.


به نظرت آدم مسئولیت پذیری هستی؟ نخسوزن اگه مسئولیتش از نوع زندگی مشترک باشه؟

نمیدونم! فکر کنم باشم.

چجوری میشه که حمید ما عاشق یه خانم محترم میشه؟

لطیفه ایست نهانی که عشق از آن خیزد

که نام آن نه لب لعل و خط زنگاری است

جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال

هزار نکته در این کار و بار دلداری است

دیگه شرمنده این روهر کاری کردم نشد بدون شعر بگم. خلاصه اش اینکه طرف باید «آن» داشته باشه.


شیفتگی با عاشقی فرق داره؟ میشه با تعاریف هر کدوم برام تفسیرش کنی؟

ممکنه یه نفر با دیدن چیزی شیفته ی اون بشه. به شدت به اون علاقه مند بشه و برای رسیدن به اون دست به خیلی کارها بزنه. اما این شیفتگی الزاما بر پایه ی شناخت و یه علاقه ی عمیق نیست بلکه بر اساس یه علاقه ی شدید هست. به قول قدیمیا تب تند زود عرق میکنه و این علاقه ی با شناخت کم که شدت زیادی داره هم به سرعت میتونه دگرگون بشه.

اما عشق یک علاقه ی عمیق نسبت به چیزی یا کسی هست. به شکلی که اون تمام ذهن شخص رو میگیره. اون شخص یا چیز رو به خاطر خود اون دوست داره نه به خاطر خودش. اون رو همیشه بر خودش مقدم میدونه و حاضره در این راه پاکبازی کنه.


کارگاه رو یادته؟! می‌تونی برام چند تا کلمه ناز رو به صورت طنز مثل کارگاه بنویسی، دلم ییهو برا کارگاه تنگ شد.

یه چند تا کلمه مینویسم ولی نمیدون ناز هستن یا نه!

کارگاه: کار+گاه= جایی که گاهی کاری در آن انجام میشود.(فقط گاهی)

نارون: نار(=انار، آتش) + ون(= درخت زبان گنجشک، نوعی خودرو) =درخت زبان گنجشک پیوندی که محصول انار بده؛ خودروی ونی که آتش گرفته است(بیخودی هم به خودروسازان داخلی نسبتش ندید)

دوست ناباب: موجودی کمیاب یا حتی نایاب که دارای تمامی صفات رذیله بوده و می توان هنگام گرفتاری تمام تغصیرات رو به گردن اون انداخت. این شخص الزاما وجود خارجی نداشته و میتواند موقع بازخواست شدن خلق شود.

کاربر ملی: متضاد دوست ناباب. موجودی کمیاب یا حتی نایاب که دارای تمامی صفات حسنه بوده و تنها در یک سایت فعالیت می کند و لاغیر. این شخص نیز الزاما وجود خارجی نداشته و میتواند برای مقاصد خاص خلق شود.


حمید تا حالا شده دلت برا یه خاطره در گذشته تنگ بشه جوری که همین‌جوری بشینی تو ذهنت نگاش کنی فرت و فرت اشک بریزی؟

در اون حد نه! ولی خوب گهگاه یادی از گذشته میکنم.


خاطراتت بیشتر با چه طعمی در آرشیو زندگیت ثبت شده؟

طعم کیوی با روکش شکلات.


حمید اصولا قسم می‌خوری یا نه؟ اگه نمی‌خوری یا می‌خوری من کاری ندارم ولی جون بچت به سوالای بالای من درست و از ته دل و بدون پیچ دادن  جواب بده، باشه؟

تو که میدونی من حتی اگه بخوام هم نمیتونم چرا اصرار میکنی؟


تو این انتخابات به کی رای میدی؟ چرا؟ کلا اولویت‌هات برای رای دادن به شخصی برای ریاست جمهوری چیه؟

هنوز کاندیداها ثبت نام نکردن از کجا بدونم به کی رای بدم.(راستش رو بخوای این چند روزی که همه اعلام کاندیداتوری کردن با محسن مشورت کردم پیشنهاد میکرد من هم برم کاندیدا بشم حالا بذار یه مدت ناز کنم بعدش میگم من هم به خاطر مردم میام)

اینکه چقدر حرفاش رو باور کنم. اینکه سوابقش چی باشه. دوستانش کیا هستن. دشمنانش کیا هستن.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 7/12/1387 - 17:36 - 0 تشکر 93491

صدا و سیما ایران رو چجوری ارزیابی می‌کنی؟ به نظرت چجوری باشه بهتره؟

برون مرزی یا درون مرزی رو؟ آخه این دوتا خیلی متفاوتن. در کل حرکتش رو به رشد به نظر میرسه.
بیشترین پول قبض موبایل؟ پول نت؟

موبایل شانزذه هزار تومن (با هزینه ی تعویض سیم کارت)

نت رو نمیدونم.
بیشترین پولی که تا حالا دستت اومده چقدر بوده

حدود چهار میلیون.
بهترین شغل در ایران؟ در جهان؟ چرا؟
تعلیم و تدریس - چون به قول سعدی:

صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود

تا انتخاب کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش به در می برد ز موج

وین سعی می کند که بگیرد غریق را.

بدترین شغل در ایران؟ در جهان؟ چرا؟

مزدوری. بد تر از اینکه آدم یه خلافی رو برای سود بردن دیگری انجام بده نیست.
حمیده شور شوری زندگی رو به چی تشبیه می‌کنه؟

به یه بازی مثل ایا مسابقات تلویزیونی به این صورت که هرچی امتیاز بیشتری بگیری مراحل بیشتر و سخت تری مقابلت قرار میگیره.
گنده ترین صوابی که تا حالا انجام دادی و خیلی با کارت حال کردی؟ (نترس ریا نمیشه، بگو، دیگه همه ما میشناسیمت!!!!)

خوب حالا که گفتی ریا نمیشه تعریف میکنم:

یه شب نصف شب به نظرم اومد یکی صدام میکنه. بلند شدم. دوباره همون صدا اومد صدا یه طنین خاصی داشت که مو رو به تنم سیخ میکرد.صدا از طرف هال بود. رفتم توی هال دیدم یه نور خیره کننده ای از طرف پنجره میتابید. نمیتونستم بهش نگاه کنم. همون طور که دستم رو جلوم گرفته بودم که نور توی چشمم نزنه. پرسیدم کی اونجاست. همون صدا گفت: هاتف! گفتم عارف کیه!؟ گفت عارف نه! هاتف. اومدم بهت مژده ی یه پاداش عظیم بدم. حرفش رو قطع کردم و گفتم من این پاداش رو به خاطر کدوم عملم گرفتم. گفت: امروز بیرون رفتنت از کلاس نجوم به اندازه ای موجب شادی خلق الله شد که چنین پاداشی گرفتی.(اصولا نمیدونم چرا مردم از رفتن من خوشحال میشن ولی حسنش اینه که با ترک هر نفر کلی ثواب به حسابم میره)

چقدر با خانوادت راحتی؟ مثلا اگه پس فردا(!!!!) با دختری آشنا شی( ایشالله که قصدتون ازدواجه دیگه، خب مبارکه به سلامتی) همون شبش میای همه جیو میگی، یا نه؟ کلا توضیح بده؟

یه روزه که به قصد ازدواج نمیرسن پسر!

به هر حال بهشون میگم.


به نظر حمید وظیفه (نگفتی درجت چی بودا یادم باشه بپرسم!!) روابط دختر و پسر در ایران عزیز چگونه باید باشد؟ در محیط حقیقی، مجازی، در خارج از سطح زمین (به یاد فیلم مارمولک) در هر سه تاش رو بگو.

در مورد خارج از جو که مدیر و جانشین انجمن نجوم اطلاعات بیشتری دارند. اما به طور کلی همیشه باید هنجارها رو در نظر گرفت. همیشه و در هر کاری یادت باشه که اندازه نگهدار که اندازه نکوست!


به میمنت 21اُمین سوال ازت می‌پرسم 21 تو رو یاد چی میندازه؟

یاد 22

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 7/12/1387 - 18:48 - 0 تشکر 93508

به نام خدایی که همین نزدیکی هاست

سلام

ببخشید دیر اومدم، یه سری مشکلات پیش اومده بود دیر اومدم برای پرسش های مجدد.

اومدم چندتایی سوال بپرسم تا صندلی داغ تموم نشده:

1. از کدوم یکی از شکلک های مسنجر خوشت میاد؟

2. فرق لپ لپ با لپ تاپ چیه؟

3. روزانه چند ساعت از اینترنت استفاده میکنی؟

4. ماهینانه چقد هزینه میکنی برای اینترنت؟

5. سرگرمی هات چیه تو خونه و بیرون؟

6. اولین دوستت تو تبیان کی بوده؟

7. اولین انجمنی که برای فعالیت انتخاب کردی؟

8. تا حالا کسی رو با کت و شلوار دار زدی؟

9. اولین مطلبت رو یادته تو انجمن؟

10. تیم فوتبال مورد علاقه تو چیه؟

11. چرا نخواستی تو انجمن ها مسئولیت داشته باشی؟

12. تاحالا شده یکی بهت زنگ بزنه بگه بیا بریم نمایشگاه بعدش برسی بگه نمایشگاه تعطیل شده؟ تو اون لحظه به خاطر اینکه سرکار رفتی چیکار میکنی؟

13. از کاریکاتور سر در میاری؟

14. اشعار کدوم شاعران رو ترجیه میدی؟

15. مدل گوشیت چیه؟

16. یه نصیحت؟

17. یه پیشنهاد؟

18. یه انتقاد؟

19. یه دعا؟

20. به تمام انجمن ها و مدیران انجمن ها جدا جدا نمره بده، برای سهولت کارت برات لیست شده انجمن ها رو میزارم، فقط کافیه نمره بدی بهشون، تو هر انجمن دو نمره باید بدی، یکی به انجمن و یکی به کادر مدیریتی انجمن.

انجمن

نمره انجمن

نمره مدیر

انجمن

نمره انجمن

نمره مدیر

معارف

دانش و فن آوری

ادبیات

فرهنگ و هنر

ورزش و تندرستی

دانش آموزی

فیلم و سینما

اجتماعی

قرآن و عترت

علوم سیاسی

ارتباطات و فناوری

زنان

آموزش و تحقیقات

بهداشت و سلامت

دفاع مقدس

طنز

خانواده

نجوم

تجارت و بازرگانی

انگلیسی

حوزه علمیه

رباتیك و مكانیك

كارآفرینی

ساختار جدید سایت تبیان

روانشناسی

مدیران انجمن

صندلی داغ

دانشجویی

نصف جهان

كار تفریح زندگی

عمومی

دانلود


سربلند و پیروز باشین...

التماس دعا

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
چهارشنبه 7/12/1387 - 19:14 - 0 تشکر 93519

با سلام

مثل اینکه خیلی دیر اومدم

از اونجایی که هنوز همه صندلی داغ رو نخوندم و ممکنه سوال تکراری بپرسم

یه سوال می پرسم تا بعد ...

خب، شناسه رو به آسمان رو در گروه دوم گذاشته بودید

نظرتون رو راجع به رو به آسمان بگید

یا علی

 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.