• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 10262)
جمعه 2/1/1392 - 20:16 -0 تشکر 595358
"گل" در ادبیات فارسی

سلام
سال نو مبارک

به قول حضرت حافظ :

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

 

دوستان عزیز انجمن واژه ی «گل» در ادبیات ما بسیار بکار رفته است بیایید با اشعاری که از این واژه استفاده شده است بیشتر آشنا شویم.

نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:3 - 0 تشکر 596035



از اوحدی


نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید





گل به باغ آمد و دردش به دوایی برسید







عمر بلبل چو وفا کرد به دوری بنمرد




تا ز پیوستن گل بوی وفایی برسید







گل چه پیراهن زر دوخته بر داد بباد؟




کز میان غنچهٔ مسکین به قبایی برسید







هر که بر بوی گل و نالهٔ بلبل سحری




در چمن رفت، به برگی و نوایی برسید







طالب گل ز چمن پای مکن، گو: کوتاه




که به دستش ز سر خار جفایی برسید







پی همراهی این قافله بودم عمری




تا به گوش دلم آواز درایی برسید







قصهٔ مور پریشان به سلیمان گفتند




اثر نعمت سلطان به گدایی برسید







آفتابی ز سر منظره بنمود جمال




ذره‌ای در هوس او به هوایی برسید







اوحدی دست به وصلش نرسانید آسان





درد سر برد و به خاک کف پایی برسید



نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:5 - 0 تشکر 596036

از اوحدی



وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر




شیشه بیار و قدح، پسته بریز و شکر







جامهٔ زهدی، که بود بر تن ما، تنگ شد




بادهٔ صافی بیار، جامهٔ صوفی ببر







ای صنم چنگ ساز، تن چه زنی؟ رود زن




ای بت عاشق‌نواز، غم چه خوری؟ باده خور







می که تو داری به کف روزی و مقسوم تست




تا نخوری قسم خود وعده نیاید به سر







چون به یقین خورد نیست روزی خود را، تو نیز




دیر چه پایی؟ بنوش، تا برسی زودتر







ای که میان بسته‌ای باز به خون‌ریز ما




چند ز مسکین کشی؟ کار نداری دگر؟







بار تو من برده‌ام، بر دگری می‌خورد




رنج زیادت ببین، کار سعادت نگر







روز و شبم بردرت، دیده به امید تو




از در وصلی درآی، تا ندوم دربدر







در دل من سوز عشق شعله زن آمد و لیک




زانچه مرا در دلست هیچ نداری خبر







باده بیاور، که هیچ توبه نخواهند کرد





مدعی از وعظ خشک، اوحدی از شعر تر



نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:6 - 0 تشکر 596039

از اوحدی



ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار




اختیار اولین یارست و کردیم اختیار







هر زمان مهری و پیوندی نباشد سودمند




هر زمان عهدی و پیمانی نیاید سازگار







سر یکی داریم و دریک تن نمیباید دو سر




دل یکی داریم و در یکدل نمی‌گنجد دو یار







دل چه باشد؟ عشق میباید که باشد بر مزید




سر چه باشد؟ مهر میباید که باشد برقرار







ای نصیحت کن، ملامت چند و چند؟ از دست تو




صد گریبان پاره کردم، دستم از دامن بدار







گر تو هم در سینه داری غیرتی، رشکی ببر




ور تو هم در دیده داری حیرتی اشکم ببار







عاشقم، گر عاشقی شوریده بینی در گذر




بیدلم، گر بیدلی آشفته بینی در گذار







دامنم را چون تهی دیدی ز گل، خاری منه




دلبرم را چون بری دیدی ز من، خوارم مدار







اوحدی، از یار هر جایی چه نالی بیش ازین؟





با تو میگفتم که: این کارت نمی‌آید به کار



نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:7 - 0 تشکر 596040

بابا طاهر



بیته یارب به بستان گل مرویاد




وگر روید کسش هرگز مبویاد







بیته هر گل به خنده لب گشاید





رخش از خون دل هرگز مشویاد



نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:8 - 0 تشکر 596041

بابا طاهر



شوانم خواب در مرز گلان کرد




گلم واچید و خوابم را زیان کرد







باغبان دید که مو گل دوست دیرم





هزاران خار بر گل پاسبان کرد



نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:9 - 0 تشکر 596042

بابا طاهر

لاله کاران دگر لاله مکارید


باغبانان دو دست از گل بدارید


اگر عهد گلان این بو که دیدم


بیخ گل بر کنید و خار بکارید

نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:10 - 0 تشکر 596043

بابا طاهر

گلش در زیر سنبل سایه پرور


نهال قامتش نخلی است نوبر


زعشق آن گل رعنا همه شب


چو بلبل ناله و افغان برآور

نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:11 - 0 تشکر 596044

باباطاهر

دمی بوره بوین حالم ته دلبر


دلم تنگه شبی با مو بسر بر


ته گل بر سر زنی ای نو گل مو


به جای گل زنم مو دست بر سر

نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:11 - 0 تشکر 596045

باباطاهر

بوره بلبل بنالیم از سر سوز


بوره آه سحر از مو بیاموز


تو از بهر گلی ده روز نالی


مو از بهر دل‌آرامم شو و روز

نصرالدین کریمی(مُبین)
جمعه 9/1/1392 - 15:12 - 0 تشکر 596046

باباطاهر



گلی که خود بدادم پیچ و تابش


باشک دیدگانم دادم آبش


درین گلشن خدایا کی روا بی


گل از مو دیگری گیرد گلابش

نصرالدین کریمی(مُبین)
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.