majority the larger number; greater part; more than half
-The majority of people prefer to pay wholesale prices for meat.
assemble gather together; bring together
-The rioters assembled outside the White House.
explore go over carefully; look into closely; examine
-Lawyer Spence explored the essential reasons for the crime.
topic subject that people think, write, or talk about
-Predicting the weather is our favorite topic of conversation.
majority به معنی اکثریت و قسمت اعظم، متضاد minority یا اقلیته.
جملش هم مشخصه مطلبش و چیز خاصی راجع بهش به نظرم نرسید مگر اینکه فعل برا majority به صورت جمع اومده.
assemble یعنی سرهم کردن و سوار کردن و مونتاژ کردن یا تجمع کردن. یه برنامه نرم افزاری هست به نام assembly که کارش باید مرتبط باشه با این کلمه. کسی میدونه این برنامه چیکار میکنه؟
riot معنیش شورش و آشوب و rioter هم که فاعلش میشه معنی آشوبگر و شورشی میده.outside the ...معنی بیرون از ... میده.
نکته دیگه ترکیب white house هست که حتما میدونید یه اسم خاصه و به همین دلیل با حروف بزرگ نوشته شده و معنیش "کاخ سفید"ه.
یه ترکیب دیگه هم یادم اومد green house که معنیش گلخانه است.
explore به معنی مشاهده و معاینه دقیق و کاوش. crime میشه جنایت و war crime جنایت جنگی.
و یه کلمه مرتبط باهاش criminal به معنی جانی و گنهکار.
topic هم که دیگه همتون بلدید میشه مبحث یا موضوع.