بیچاره سرآشپز فال نیك
گور خودت را با دستان خود كندی !
تو مگر نمی دانی كه من غذاهای سنتی دوست ندارم ؟
ننه ام بارها سرب داغ در حلقم ریخته .
آقاجونم بارها مرا تحریم به نخوردن فست فود كرده
اما من باز هم فست فود می خورم در حالیكه تظار مرا به خوردن فست فود تشویق می كند
اگر می خواهی یادم نیاید از این به بعد باید برایم پیتزا درست كنی با پنیر پیتزای زیاد
فهمیدی ؟ اگر نفهمیدی من الان با فرمانده نیكادل بزرگ كاری بس مهم دارم
می ترسم آن كار چندش آورت ییهو به ذهنم خطور كند و از دهان مباركمان در رود !
این از تو س ف ن !
...
و من باز در این فكرم كه چرا فرمانده نیكادل در را باز نمی كند ؟
یحتمل از اون ماهی ها خورده . اسمش چه بود ؟ سیانور .. نه بابا .. سیانیده
بله . به طور حتم از این ماهی خورده كه سقط شده و جواب مرا نمی دهد .
...
این معاون ارشد هم كه دیگر چه بگویم ؟ عشقش به ماشینش است و بس !
همه فرماندهان یك رارنده از برای خود دارند اما این معاون سویچ ماشین اتوماتش را به هیچ احدی نمی دهد ! نمی دانم چرا یاد اخلاق آقاجونم افتادم ؟! او هم جانش به مال و اموالش بند است و بس ! هر چه پیرتر می شود ، حریصتر می شود . این معاون باید از آقاجون من درس عبرت بگیرد .
...
بقیه كجا هستند ؟ دایی .. داییییییییی . نكند با پادشاه ششم بود یا هفتم داری آب هویج می خوری ناقلا ؟
این شاه شوریده سران چه شد ؟ چواد پانچو چه شد ؟ شیپورچی نه همون سوتچی نسیم شمال چه شد ؟ مهسا نه یعنی همان لایك مون چه شد ؟ این ح.ط هم كه از روز اول معلوم بود مرد بشو نیست و فرار از این پادگان را به مرد شدن ترجیح داده . به قول آقاجونم كه با زیبایی خاصی میگه : زشته زشته . تو باید بیای سربازی تا مرد بشی ! 
ورود سربازان جدید را نیز تبریك می گویم
...
س ف ن ! آن چه كار زشتی بودی كه مرتكب شدی ؟اگر تمرین نشانه گیری داشتی صبر می كردی ما را می بردند میدان تیر ! هی یادم می آید حالم به حولی متحول می شود .
...
راستی این اموزشی ما از كی شروع می شود ؟ مگر قرار نبود از ما امتحان بگیرند . من كه نمی ترسم چون آمادگی دفاعی را 19.5 شدم . آن نیم نمره هم نمی دانم چرا معلم به من ندادش ؟!
...
دیدید فونتم عوض شد ؟! من قلمم را شكسته بودم كه دیگر چیزی ننویسم اما خانواده همت كردند و برایم قلمی نو خریدند . مباركم باشد
...
خوب ما می رویم
جاوید باد فرمانده فرمانده هان فرمانده نیكادل بزرگ 
