سلام سلام سلام
من عاشق این شعرم گوش کنید
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه كنم
شكنجه می شم از خودم نمی تونم شكوَ كنم
انگاری كوه قصه ها رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترَم
تو رو زگار بی كسی یه عمره كه در به درم
حتی صدای نفسم میگه كه توی قفسم
من واسه آتش زدنت یه كوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یه كم منو حوصله كن
منو كه از این روزگار یه خورده كمتر گله كن
منو به بازی میگیرند عقربه های ساعتم
برگهَ تقویم میكنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نه چرخ كه آرو بگیره یه آدم شكسته تن
منتظر اشعار دل شکسته شما دوستان هستم