درگذشت موسى بن بغا - سال 264 هجرى قمرى
موسى بن بغاى كبير، يكى از فرماندهان نظامى و تركنژاد متوكل )دهمين خليفه عباسى( بود و از سوى او، جهت سركوبى قيامها و شورشهاى مردمى به مناطق مختلف اسلامى اعزام گرديد و با شدت و خشونت، اعتراضات مردمى را سركوب كرد.
وى در خلافت معتز عباسى )سيزدهمين خليفه عباسى(، مأموريت يافت براى از ميان بردن نخستين حكومت شيعى در شمال ايران، با داعى كبير )حسن بن زيد علوى( حاكم طبرستان، به نبرد پردازد.
وى در آغاز باجستان بن وهسودان، عامل داعىكبير در قزوين، برخورد كرد و با وى جنگ سختى نمود و بر سپاهيان علوى پيروز شد و شهرهاى قزوين، زنجان و ابهر را بار ديگر از دست مخالفان خليفه بيرون آورد و در سيطره سپاهيان خليفه درآورد.
وى، آن گاه به "رى" رفت و پس از تصرف آن، در آن جا اقامت گزيد و سپاهيان خود را به فرماندهى "مفلح" به جنگ داعىكبير در طبرستان فرستاد.(1)
مفلح، در آغاز به سمنان لشكر كشيد و آن را از تسلط علويان خارج ساخت. در همين هنگام، احمد بن محمد سكنى كه از سوى طاهريان، حاكم منطقه بود، به سپاه خليفه پيوست و به همراه مفلح به طبرستان هجوم آوردند.
آنان، پس از سمنان و مناطق جنوبى سلسله جبال البرز، به گرگان هجوم آوردند و آن را تصرف كردند. سپس به شهرهاى سارى، آمل، چالوس و سراسر مازندران هجوم آوردند و آنها را از دست داعى كبير بيرون آوردند. داعىكبير، به ناچار، در اطراف كلاردشت، در غرب مازندران پناه گرفت و از ديلميان استمداد جست. ولى ديلميان، وى را يارى نكردند. تا اين كه در سال 255 قمرى، پس از خلع معتز عباسى از خلافت و مردن او، سپاهيان خليفه، طبرستان و مناطق ديگر ايران را ترك كرده و به سوى بغداد روان شدند. پس از خروج سربازان مفلح و موسى بن بغا از طبرستان، داعىكبير، دوباره اين مناطق سرسبز را به تصرف خود درآورد.(2)
موسى بن بغا، در عصر خلافت مهتدى )چهاردهمين خليفه عباسى( به يكى از قدرتمندترين فرماندهان نظامى و سياسى تبديل شد. وى، خليفه را وادار به پذيرش شرايط خود كرد و با دسيسههايى چند، صالح بن وصيف را كه از نزديكان و فرماندهان عالىرتبه مهتدى بود، كشت و از اين طريق، رقيب خود را از ميان برداشت.(3)
وى در عصر معتمدعباسى )پانزدهمين خليفه عباسى( نيز از اقتدار كافى برخوردار بود.
موسى بن بغا در سال 259 قمرى، از سوى معتمد عباسى مأموريت يافت كه با جنبش زنگيان در جنوب عراق مبارزه كند. ولى تلاش وى، سودى در بر نداشت.
وى در سال 260 قمرى، از سوى معتمد عباسى، مأمور لشكركشى به "رى" شد و در اين شهر با هواداران حسن بن زيد طالبى كه بر اين شهر تسلط يافته بود، مبارزه كرد و آنان را شكست داد و شهر را به تصرف خود درآورد. هم چنين در سال 261 قمرى، حكومت مناطق جنوبى ايران و عراق، همانند اهواز، بصره، بحرين و يمامه را از معتمدعباسى دريافت كرد و پس از مدتى، از منصب خود بركنار گرديد.(4)
سرانجام، پس از سالها خدمت به خلفاى عباسى و خيانت به مردم، و جنايتهاى بيشمار به مسلمانان، در 28 صفر سال 264 قمرى، در عصر معتمد عباسى، به هلاكت رسيد. جنازهاش به سامرا منتقل شد و در آن جا به خاك سپرده شد.(5)
1- تاريخ دمشق (ابن عساكر)، ج60، ص 401
2- تاريخ طبرستان (بهاءالدين بن اسفنديار)، ص 243
3- تاريخ ابنخلدون، ج2، ص 462
4- همان، ص 528
5- تاريخ دمشق، ج60، ص 401