كشته شدن اسود عنسى، به تدبير فرماندار يمن - سال 11 هجرى قمرى
أسود عنسى كه نامش عبهلة بن كعب و ملقّب به "ذوالخمار" بود، در سالهاى آخر عمر پيامبراسلام)ص(، در يمن ادّعاى پيامبرى نمود و خود را به "رحمانيمن" معروف ساخت.(1)
أسودعنسى كاهنى شعبدهباز ، شيرينسخن و خوشگفتار بود كه پيش از درگذشت باذان )حاكم ايرانىنژاد يمن( زمينهاى براى ادعاى دروغين پيامبرى نيافته بود، زيرا تا زمانى كه "باذان" زنده بود و به عنوان استاندار منصوب پيامبراكرم)ص( در يمن حكمرانى مىنمود، چنان استيلايى بر يمن داشت كه همه اهالى آن منطقه، ايمان آورده و به پيامبراسلام)ص( گرويده بودند. امّا پس از درگذشت باذان و تجزيه شدن حكومت يمن در دست چند عامل تازه منصوب از سوى پيامبراكرم)ص(، مخالفان اسلام در آن سرزمين قدرت يافته و مسلمانان را تضعيف نمودند.
أسود عنسى كه مترصد چنين وضعيتى بود، شورش را آغاز كرد و در اندك زمانى سراسر يمن را به تصرف خويش درآورد و عاملان پيامبراكرم)ص( را ناچار به گريز از منطقه كرد و شهر بن باذان را كه پس از درگذشت پدرش بر منطقهاى از يمن حكومت داشت و به جنگ او رفته بود، در جنگ به شهادت رسانيد و با همسرش بنام "آزاد" به اجبار و اكراه ازدواج كرد.
پيامبراكرم)ص( به عاملان خود در يمن و حضرموت، پيام فرستاد كه همه، دست به كار شده و با اتحاد و جهاد خود، از پيشروى كفر و ضلالت جلوگيرى نمايند.
تمامى عاملان پيامبراكرم)ص( و صاحب نفوذان مسلمان و مسيحى در يمن، همداستان شده تا در يك زمان مناسب بر اسودعنسى بتازند و او را از ميان بردارند. ولى او از اتّحاد دشمنان خود باخبر گرديد و جمعيت آنان را پراكنده كرد.
فيروز كه پس از درگذشت باذان و كشته شدن شهر بن باذان به دست اسودعنسى، رياست ايرانيان مقيم يمن را )كه معروف به ابناء بودند( بر عهده داشت، با "آزاد" بيوه شهر بن باذان كه به اجبار به همسرى اسود عنسى درآمده بود و دخترعموى فيروز بود، همپيمان شد تا در فرصتى مناسب اسود عنسى را به قتل رسانند. سرانجام با تدبير اين بانوى شجاع و مسلمان ايرانىتبار )يعنى آزاد(، اسود عنسى در شب 27 صفر سال 11 هجرى قمرى به دست فيروز، به هلاكت رسيد و توطئه بزرگ شيطانى كه مىرفت فراگيرتر گردد و حتّى به حجاز هم سرايت كند، از ريشه كنده شد.
جبرئيل امين، اين خبر مسرتبخش را به پيامبراكرم)ص( رسانيد. آن حضرت در حالى كه آخرين روزهاي عمرش را طى مىكرد و در بستر بيمارى افتاده بود، بسيار خرسند گرديد و فرمود: ديشب عنسى به قتل رسيد، مردى خجسته به نام فيروز او را كشت.
امّا رسولان يمن كه خبر هلاكت اسودعنسى را از سوى فيروز به مدينه مىآوردند، هنگامى به مدينه منوّره رسيدند كه پيامبراكرم)ص( رحلت كرده بود و مسلمانان در رحلت او سوگوار بودند.(2)
فتنه اسودعنسى از آغاز تا پايان آن، به مدت سه ماه و به روايتى، چهار ماه ادامه داشت، تا به دست مردى از تبار ايرانيان كشته شد و غائلهاش پايان يافت.(3)
1- تاريخ اليعقوبى، ج2، ص 15
2- تاريخ ابنخلدون، ج1، ص 464
3- نك: تاريخ الطبرى، ج3، ص 227؛ تاريخ دمشق (ابن عساكر)، ج49، ص 11 و بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج21، ص 412