* رضا یزدانی، متولد سوم شهریور 1363. خودت را کامل معرفی میکنی.
اصالتا سوادکوهی هستم و در شهرستان جویبار به دنیا آمده ام. کشتی را از 12 سالگی شروع کردم زیر نظر مربی خوبم، حاج محمود اسماعیل پور در باشگاه شهید فقیهی جویبار. پدرم خیلی علاقمند بود به کشتی اما خودم نه و به طور اتفاقی زمانی که کلاس سوم ابتدایی یودم همراه دایی ام، که خودش کشتی می گرفت، به باشگاه رفتم و حاج محمود در یک جایی که بچه ها اشتباه می کردند آنها را تنبیه می کرد. همین مسئله باعث شدم من بترسم و دیگر به محل تمرین نروم. البته با همان یک جلسه تمرین حاج محمود از عملکرد من خوشش آمد و پرس و جو کرد که من کی هستم که دایی ام گفته بود خواهرزاده من است و حاج محمود تاکید داشت این بچه استیلش به کشتی می خورد و یک چیزی می شود و او را بیاورید که دایی ام گفت با پدرش صحبت می کنم. خلاصه بازگشت دوباره من به تشک کشتی بیش از دو سال طول کشید و حدود 12 سالگی دوباره تمرین را شروع کردم و با تشویق های پدرم، پدر بزرگم و دایی هایم کم کم علاقمند شدم به کشتی. در چندین مسابقه آموزشگاهی و پایه به قهرمانی رسیدم تا اینکه پدرم فوت کرد و شرایط برای من عوض شد و کمی از کشتی فاصله گرفتم. پس از مدتی با تشویق های خانواده ام و مربیانم دوباره به تشک کشتی بازگشتم و با جدیت شروع کردم و همان سال به عضویت تیم ملی جوانان در آمدم و در مسابقات آلماتی قزاقستان سوم شدم. پس از آن به بزرگسالان آمدم و پس از یکسال در وزن 84 کیلوگرم به عضویت تیم ملی در آمدم و در رقابت های جهانی سال 2006 به مدال برنز رسیدم.
سال بعد هم مدالم را تکرار کردم ولی در المپیک پکن ناکام ماندم. پس از آن مشکلاتی به وجود آمد که یکی، دو سالی که می توانستم مدال بگیرم، از دستیابی به آن باز ماندم و در معیت تیم ملی نبودم که البته نمی خواهم درباره آن حرف بزنم.
در بازگشت دوباره به تیم ملی به وزن 96 کیلوگرم رفتم و در بازی های آسیایی اول شدم و در جام جهانی هم همراه تیم ملی دوم شدیم. در 2011 در استانبول ترکیه در وزن 96 کیلوگرم قهرمان جهان شدم. در المپیک 2012 لندن هم تجربه ناکامی 2008 را داشته و قصد جبران داشتم ولی قبل از مسابقات رباط صلیبی ام پاره شد که با این حال عبدالسلام گادیسوف، جدی ترین رقیبم در مسابقات، را شکست دادم و سپس از سد موسی اف قرقیز گذشتم و ثابت کردم به چیزی جز طلای المپیک فکر نمی کنم و دور از دسترسم هم نبود اما یک آسیب دیدگی باعث شد من با آن شرایط تشک را ترک کنم و دست حریفم بالا برود و شرمنده مردمم شوم. مسئولین که همیشه بی توجه بودند به کار بچه ها و پس از المپیک که رباطم پاره شد که بی توجهی بیشتر شد. جایی که مدال می گرفتیم توجهی نمی شد و حالا که اینجا مدالی هم نگرفتم که مشخص است چه رفتاری داشتند. اما تشویق دوباره همه کسانی که به گردن من حق داشتند و مردم عزیز کشورمان که واقعا حال ورزشکارانشان را خوب می فهمند و درک می کنند باعث شد که من دوباره بعد از عمل جراحی و 10 ماه پس از المپیک تمریناتم را از سر بگیرم. وقتی به انتخابی تیم ملی نرسیدم، کادر فنی یک انتخابی درون اردویی برای من گذاشتند که خدا را شکر در آن شرکت کردم و توانستم دوباره در معیت تیم ملی قرار بگیرم و در مسابقات جهانی 2013 مجارستان روی تشک بروم و قهرمان جهان شوم.
البته همه برنامه های من به المپیک 2016 برزیل معطوف است ولی چند مسابقه جهانی و آسیایی نیز پیش رو دارم که باید در آنها نیز موفق ظاهر شوم تا بتوانم برای المپیک شرایط بدنی ام را به گونه ای برسانم که از شرمندگی مردم و همه کسانی که برایم زحمت کشیده اند خارج شوم.