• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 1039)
شنبه 23/9/1392 - 9:48 -0 تشکر 675685
از جشن سده تا جشن آتش در گیلان و مازندران

guilan-e-ma.ir/2013/11/از-جشن-سده-تا-جشن-آتش-در-گیلان-و-مازندران/
جهانگیر دانای علمی

چکیده:

از دیرباز مردم ایران نسبت به آتش و خورشید و آن چه را که در ارتباط با نور و روشنایی و گرما بود، به دیده‌ی احترام می‌نگریستند و برای آن مراسم ویژه‌ای برگزار می‌کردند که در دوران کهن هر مراسمی با شکوه خاصی اجرا می‌شد که در ارتباط با مطلب یاد شده می‌توان از جشن سده یا جشن مهرگان یاد کرد که همانند عید نوروز جلوه‌ی خاصی داشت. در شمال ایران از قدیم الایام به علت زمین مستعد برای کارهای کشاورزی باعث می‌شد، تا مردم گیلان و مازندران نسبت به این کار مبادرت ورزند که آثار بازمانده و نوشته‌های سفرنامه‌نویسان یا سفیرانی که به این منطقه می‌آمدند، بازگو کننده‌ی این ادعا است مانند بازدید سفیر و سردار چینی به نام «چانگ كی ین» در زمان اشکانیان كه از عشق به زراعت برنج و از کاشتن زیاد آن در هوای رطوبت یاد کرده است (پیرنیا، 1370: 2263) و غیره…

شنبه 23/9/1392 - 9:49 - 0 تشکر 675686

در شمال ایران به واسطه‌ی کارهای کشاورزی و بارندگی بسیار شدید، خورشید و آتش و روشنایی از زمان‌های دور بسیار مورد احترام بوده است. چنان که هنوز هم به واسطه‌ی احترام به روشنایی در هنگام تحویل سال در بعضی از مناطق شمال سعی می‌کنند خانه روشن باشد. یا در کنار آب یا طویله، فانوس یا شمعی را به عنوان روشنایی قرار می‌دهند یا در هنگامی که باران به شدت می‌بارید و باعث جلوگیری از کار کشاورزی می‌شد. مراسم «خُرده‌تابی (خورده‌تابی)» یا آفتاب‌خواهی را به مرحله‌ی اجرا در می‌آوردند. (دانای علمی، گیله‌وا ش 16و17) یا در بعضی از مناطق مازندران در هنگام اعیاد مذهبی بر سر چوب پارچه‌هایی قرار می‌دادند و آن را به صورت مشعل در می‌آوردند تا در هنگام شب روشنی بخش محیط شود که اجرای چنین مراسمی را می‌توان بازمانده‌ای از آیین‌های کهن دانست که به مرور از آن شکل اصلی خارج شده و فقط کورسویی یا بازمانده‌ی اندکی از شکل اولیه است که ممکن است همین چند مراسمی که باقی مانده است در چند سال دیگر با توجه به عصر تکنولوژی رفته رفته از بین برود و دیگر از آن یادی نشود.

شنبه 23/9/1392 - 9:50 - 0 تشکر 675687

واژه‌ی سده :


سده واژه‌ای است فارسی، در پهلوی باید به شکلی از این اشکال: ست- سَتک- سَندَک- یا سَند بوده باشد. در عربی به صورت سَندق یا سَدَدق کتابت و تلفظ می‌شود. (جشن‌های آتش، 1383 :99) جلال همایی در زیرنویس شماره‌ی 13 التفهیم نوشته است که در آن را در عربی: سَدَق و سذق گویند (التفهیم، 1367: 258 و 259). معمولاً واژه‌هایی که از فارسی میانه به فارسی جدید در آمده و به های غیر ملفوظ ختم می‌شود، در اصل به حرف «گ» یا «ک» تمام می‌شده، هم چنین حرف «ت» در پهلوی در فارسی جدید به «د» و در عربی به « ذ» تبدیل می‌شود. در فارسی میانه و فارسی باستان و اوستا به هر حال واژه «ست» به معنی سد، عدد سد می‌باشد چنان که درفارسی نیز سَده به معنی سد سال دربرابر قرن به کار می‌رود (جشن‌های آتش: 99).

شنبه 23/9/1392 - 9:50 - 0 تشکر 675688

وجه تسمیه‌ی سده :


در دوران باستان فصول سال شامل: تابستان بزرگ بود که از اول فروردین تا آخر مهر و زمستان بزرگ هم از اول آبان تا پایان اسفند را شامل می‌شد.


جشن سده در دهم بهمن‌ماه برگزار می‌شد و به محاسبه‌ی آنان سد روز از زمستان بزرگ می‌گذشت و ایرانیان بر آن باور بودند که سرمای سخت و توانفرسا کم‌کم رو به اتمام بوده و بعد از آن هوا رو به اعتدال خواهد رفت؛ بنابراین در آن روز هیزم‌ها و خار و خاشاک بسیار جمع‌آوری می‌کردند، تا از طریق آتش اهواریی اهریمن سرما را از بین ببرند.

شنبه 23/9/1392 - 9:50 - 0 تشکر 675689

ابوریحان بیرونی درباره‌ی وجه تسمیه‌ی سده در التفهیم نوشته است:


«آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم روز بود و اندر شبش که میان دهم است و میان روز دهم است و میان روز یازدهم آتشها زنند و بگَوَز و بادام و گرد برگرد آن شراب خورند و لهو و شادی کنند و نیز گروهی از آن بگذرند تا بسوزانیدن جانوران و اما سبب نامش چنانست که از او تا نوروز پنجاه روز و پنجاه شب و نیز گفتند که اندرین روز از فرزندان پدر نخستین صد تمام شود»(التفهیم، 1367: 257).


ابوریحان بیرونی هم چنین در آثارالباقیه در این مورد چنین یاد کرده: «روز دهم این برج روز آبان عید است که آنرا سده گویند، یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شبها را جداگانه بشمارند میان آن و آخر سر عدد صد بدست می‌آید و برخی گویند، سبب اینست که در این روز زادگان کیومرث، پدر بشر درست صد تن شوند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانید و جمعی برآنند که اینروز عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را بدست آورد و دسته‌ای هم گویند، در این روز جهنم از زمستان به دنیا می‌آید و از اینرو آتش می‌افروزند تا شَرآن برطرف گردد وتبختر می‌کنند که تا مضرت آنرا برطرف کنند تا اینکه در خانه‌ی ملوک در این شب رسم شده که آتش بیفروزند و چون شعله‌ور گردد و حوش را بآتش می‌اندازند و مرغ‌ها را در شعله آن می‌پرانند و در کنار این آتش می‌نشینند و بلهب و لعب مشغول می‌شوند.


ایرانیان پس از آنکه کبس از ماههای ایشان برطرف شد در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره‌ی آن منقضی گردد، زیرا ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می‌شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن می‌گذشت می‌شد و اهل کرج این شب را شب گزنه می‌گویند، یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب می‌گزد» (ابوریحان بیرونی،1352: 297 و 561)

شنبه 23/9/1392 - 9:51 - 0 تشکر 675690

جلال همایی نوشته است: «برخی گفته‌اند، این تسمیه بمناسبت صد روز پیش از پنجاهم نوروز است که هنگام بدست آمدن محصول و ارتفاع غلات می‌باشد.» (زیرنویس التفهیم: 257).


گردیزی در زین‌الاخبار نوشته است: «و سده بزرگ چنین گویند، مغان که اندرین روزسد مردم تمام شده بود، از نسل میشی و میشانه {مَشی و مشیانه} و ایشان هر دو مردم نخستین بُوَند چنانکه مسلمانان گویند آدم و حوا، مغان را آن دو تن بودند. باز بعضی گفتند میان این روز و میان نوروز صد شبان روز بود یعنی پنجاه روز و پنجاه شب» (گردیزی،1347: 236)


استاد مهرداد بهار در کتاب جستاری چند در فرهنگ ایران نوشته است: «چون با گذشت یکصد روز از زمستان بزرگ سرما به اوج خود می‌رسد و از آن پس سستی  می‌گیرد» (بهار، 1374: 238).

شنبه 23/9/1392 - 9:52 - 0 تشکر 675691

جشن سده بعد از اسلام :


بعد از اسلام این جشن کم‌کم روبه فراموشی رفت، اما قراین نشان می‌دهد که در شمال ایران این رسم به خاطر مناطق سوق‌الجیشی خاص و مردان و زنان دلیرش که به شهادت تاریخ نویسان اعراب را به ستوه آورده بودند، سده همانند آداب دیگر کماکان انجام می‌شده چنان که در زمان حسن بن زید یا داعی کبیرمراسم مهرگان انجام می‌شد که ابن اسفندیار از آن یاد کرده است با توجه به این که داعی کبیر آن چنان از این رسم آگاهی نداشت؛ بنابراین تحت تأثیراشتیاق مردم مازندران قرار گرفت که راضی به انجام این رسم شد زیرا در آن هنگام جلب قلوب مردم و توجه به آداب و رسوم برای به قدرت رسیدن یکی از راه‌های کسانی بود که می‌خواستند به اهدافشان برسند. به نوشته ابن اسفندیار: «در روزگار ابو مقاتل ضریر در برابر حسن بن زید این شعر را خواند:


لاتَقُل بَشرَی ولکِن شَرَیان- عُرُه‌الداعی و یوم‌المَهرَجان (ابن اسفندیار، 1320: 134)


به هر روی آدابی همانند جشن سده در بین مردم شمال ایران کم و بیش در انجام می‌شده که به عنوان نمونه می‌توان از مردآویز یا مردآویج یاد کرد که وقتی به قدرت رسید، این رسم را بعد از سیصد سال احیا کرد و هم چنین بعضی از شاهان آل‌بویه چون از کودکی با این آیین آشنا و خو گرفته بودند آن را به مرحله اجرا در‌می‌آوردند مانند: علی رکن الدله دیلمی یا عضدالدوله که این رسم را حتا در بغداد برگزار کرد.

شنبه 23/9/1392 - 9:53 - 0 تشکر 675692

جلال‌الدین همایی در زیرنویس کتاب التفیم شماره 13 در مورد سده نوشته است: «از جشن‌های بسیار معروف ایرانیان و پس از اسلام هم مسلماً تا عهد سلاجقه معمول بوده است و در کتب فارسی و عرب شروحی درباره شب و روز این جشن نوشته شده و شعرا به فارسی و تازی در وصفش چامه‌ها و چکامه‌ها پرداختند. از جمله دلایل اینکه مراسم این جشن در عهد سلاجقه بکار بوده این است که امام ابوحامد محمد غزالی (450- 505) در کتاب «کیمیای سعادت» در باب منکرات که غالب است در عادت می‌گوید: و منکرات بازارها آن بوده و بر خریده دروغ گویند و عیب کالا پنهان کنند و در کالا غش کنند و چنگ و چغانه و صورت حیوانات فروشند و برای کودکان در عید، شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز وبوق سفالین برای سده و آنچه برای سده و نوروز فروشند چون سپر و شمشیر چوبین وبوق سفالین این در نفس خود حرام نیست، اما برای اظهارشعارگیران حرام است. دیگر اینکه ملکشاه سلجوقی شب 18 ذی الجحه 484 هجری در بغداد جشن سده گرفت» (التفهیم، زیرنویس: 259).

شنبه 23/9/1392 - 9:54 - 0 تشکر 675693

سبب آتش افروختن در جشن سده :


ابوریحان درباره‌ی علت روشن کردن آتش در زمان ضحاک چنین نوشته است:


«و اما سبب آتش کردن و برداشتن آنست که بیور اسب توزیع کرده بود و مملکت خویش دو مرد هر روزی تا مغزشان بر آن دوریش نهادندی که بر کتف‌های او برآمده بود و او را وزیری بود ارمائیل نیک دل و نیک کردار از آن دو تن را یکی را زنده یله کردی و پنهان او را بدماوند فرستادی چون افریدون او را گرفت سرزنش کرد، این ارمائیل گفت توانایی من آن بود که از دو کشته یکی را برهانیدمی و جمله ایشان از پس کوه‌اند پس با وی اُستواران فرستاد تا دعوی او نگرند، او کسی را پیش فرستاد و بفرمود تا هر کسی بر بام خانه خویش آتش افروختند. زیراک شب بود و خواست تا بسیاری ایشان پدید آید پس آن نزدیک افریدون بموقع افتاد و او را آزاد کرد و بر تخت زرین نشاند و مسمغان1 نام کرد ای مه مغان و پیش از سده روزی است او را برسده گویند و نیز نو سده و بحقیقت ندانستم از وی چیزی» (التفهیم: 257).


بیرونی همچنین از داستان نجات یافتن افرادی که از سوی ازمائیل به سوی کوه دماوند فرستاده شده بودند مطالبی را نوشته است که: «ازمائیل همراه با رسولی از سوی فریدون به کوه دماوند رفت و آزاد شدگان خواست که بر پشت بام‌های خویش رفته و هر یک آتشی بیفروزند تا شمار ایشان زیاد به نظر آید که آن واقعه را در شب دهم بهمن یاد کرده است و فریدون هم پس از اطلاع یافتن از موضوع ازمائیل را از نزدیکان خود گردانید و دماوند را تیول او قرار داد و او را بر تختی زرین نشانید و نامش را مسمغان (مرد مغان) گذاشت ( آثار الباقیه: 297 و 298).

شنبه 23/9/1392 - 9:54 - 0 تشکر 675694

گردیزی همان مواردی را که بیرونی نوشته را عنوان کرده اما مورد اضافه آن نسبت به شرح بیرونی در ذکر صد مشعلی است که نجات یافتگان در دل شب روشن کردند: «ارمائیل پیش افریدون آمده بدو تقریب کرد و این با وی بگفت افریدون او را استوار نداشت سپس ثقه خویش را افریدون بدان کوه (دماوند) فرستاد تا بنگرد و حقیقت (پدید) کند و او را خبر دهد و ارمائیل بفرمود تا آن مردمان متنکرٌهرکسی آتشی جداگانه بیفروختند پس صد آتش بیفروختند و…» (زین الاخبار، 1347 :236).


در آثار ابوریحان گاهی ازمائیل و گاهی ارمائیل نوشته شده است که در این مورد عبدالحی حبیبی مترجم کتاب «زین‌ الاخبار» در زیر نویس شماره 9 ص236  نوشته است: «هر دو گاهی ازمائیل و گاهی ارمائیل است در آثار الباقیه مکرراً بزای هوز منقوط است قانون ارمائیل و این صحیح است از عبرانی آمده» (زین‌الاخبار زیرنویس شماره9: 236).

شنبه 23/9/1392 - 9:55 - 0 تشکر 675695

پیدایش آتش و سده :


عده‌ای از محققان جشن سده را منسوب به هوشنگ و پیدایش آتش می‌دانند که به طور اتفاقی و غیرمنتظره در  مبارزه بین هوشنگ و مار کشف شد. که در این داستان مار مظهر و نماد مرگ و نیستی یااهریمن بود.2هوشنگ در این رویارویی به یاوری اهورامزدا که آتش را آفرید توانست مار یا اهریمن را بگریزاند که در شاهنامه این داستان و نحوه پیدایش آتش و کاربرد آن از سوی هوشنگ به زیبایی سروده آورده شده است. هوشنگ به همراه یاران و سپاهیانش از کوهی می‌گذشتند که ناگه ماری ظاهر شد و در پی آن هوشنگ سنگی را برداشت و به سوی مار پرتاب کرد که آن سنگ کوچک به سنگی دیگر برخورد کرد و جرقه‌ای نمایان شد که بعد از آن آتش شناخته شد اما مار در سوراخی پنهان و خود را نجات داد:


یکی روز شاه جهان سوی کوه


گذر کرد با چند کس همگروه


پدید آمد از دور چیزی دراز


سیه رنگ و تیره تن وتیزتاز


دو چشم از برسر چو دوچشمه خون


زدود دهانش جهان تیره گون


نگه کرد هوشنگ باهوش وسنگ


گرفتش یکی سنگ وشد تیز چنگ


به زور کیانی رهایند دست


جهانسوز مار از جهانجوی جست


بر آمد به سنگ گران سنگ خرد


همان و همین سنگ بشکست گرد


فروغی پدید آمد از هردو سنگ


دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ


نشد مار کشته ولیکن زراز


ازین طبع سنگ آتش آمد فراز


جهاندار پیش جهان آفرین


نیایش همی کرد وخواند آفرین


که او را فروغی چنین هدیه داد


همین آتش آنگاه قبله نهاد


بگفتا فروغیست این ایزدی


پرستید باید اگر بخردی


شب آمد برافروخت آتش چو کوه


همان شاه در گرد او با گروه


یکی جشن کرد آن شب وباده خورد


سده نام آن جشن فرخنده کرد


زهوشنگ ماند این سده یادگار


بسی باد چون او دگر شهریار (شاهنامه، 1378: 7).

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.