وصیت نامه شهید محمد رضا ترابی عروس محله
بسم الله الرحمن الرحیم
برهنه زخمهای سخت خوردن ، پیاده راه های دور رفتن
میان لرز تب وبا جسم پر زخم ، زمستان توی آب شور رفتن
به پیش من هزاران بار بهتر ، که یک جو زیر بار زور رفتن
وصیت نامه شهید سرباز ترابی سرباز آقا امام زمان ( عج )
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا حضرت امام خمینی ( روح خدا ) و با سلام و درود بر امت شهید پرور ایران که همانند کوهی استوار در برابر تمامی ناملایمات کمر خم نکردند و نمیکنند و با آرزوی پیروزی رزمندگان کفر ستیز اسلام در جبهه های نبرد حق علیه باطل .
خداوند سبحان انسانها را خلق نمود تا او را ستایش کنند و در فطرت او جذبه ایی از عشق خلوص معنویت خود گذاشت تا او را به سوی خود فرا خواند . گه گاه برای یاران و عاشقان اسلام لحظاتی پیش می آید که اساس اسلام و حقوق و شرافت انسانی آنها توسط دشمنان مورد هجوم قرار می گیرد اذا واجب می شود که برای دفاع از آن اهداف مقدس به پیکار بر خیزند ، این پیکار و نبرد مقدس در اسلام ، همانا جهاد نام دارد . فرض الله الجهاد عز الاسلام ، قصاد 244 ص 197
خداوند جهاد را واجب نمود تا موجبات عزت و سربلندی اسلام فراهم آید .
اینک میگوییم جهاد چیست که خداوند آن را واجب نمود و موجب عزت و سربلندی اسلام فراهم آورد همانا جهاد عبارت است است از هرگونه تلاشی که توام با رنج و مشقت باشد و جنگ را هم از آن جهت ما جهاد می گوییم زیرا آن تلاش توام با رنج و مشقت است در نبرد و جهاد کردن یک اصل مهم را نباید هرگز فراموش کنیم و آن مسئله نیت است . اگر نیت نباشد فرق میان دو رزمنده یکی بسیجی و دیگر سرباز صدای چه می تواند باشد همان نیت است که این دو گروه را از هم مشخص می نماید و راه آن دو راه متضاد می کشاند و همچنین است در حدیث که می فرماید : الاعمال بالنیات ( یعنی ارزش عمل به نیت است .)
لبیک یا خمینی در آن زمانی که سرور شهیدان حسین ( ع ) در کربلای خون و آتش در میان آن گودال پر از خون در مقابل یزید نابکار فریاد هل من ناصر کشید کسی نبود که به او جواب دهد و یاری فرزند رسول الله نماید اما امروز بعد از چند قرن صدای لبیک یا حسین تشنه لب از حلقوم تشنه رزمندگان به گوش می رسد .پس همانا ما آماده ایم بهر شهادت در جوار رحمت خداوند منان و در کنار یگانه باقی مانده فرزند رسول الله .
ای حسین ای سرورم منم آماده ام تا در رکابت علیه کفر وطنم و جهل بجنگم با همه وجود خود آمده ام اگربا ریختن خون من کمک و یاری میشود پس من با تمام وجودم آمده ام .
خدایا تنها آرزویم شهادت است نه آن هادتی که برای طمع بهشت تو یا ترس از جهنم تو باشد .
خدایا تو شاهد باش که من می خواهم با ریختن خون خود ثابت کنم که حق زنده است و پیرو دارد و حامی دارد و رزمنده و جان بر کف دارد .
خدایا اگر حضرت ابراهیم پسرش اسماعیل را به گودال قتلگاه برد و او را آزمایش کردی پدر من دعای خیر برای پیروزی او کرد انشاالله پدر من نیز از آزمایش تو سربلند بیرون آمده باشد .
خدایا اگر در راه رضای تو شهید شدم انشاالله که قبولم کنی ، تو خود شاهد باش که من همواره حامی دین و رسول تو بوده ام مرا بپذیر و با آغوش گرم چون تحمل ندارم که از رحمت تو دور باشم .
خدایا در زیارت عاشورای تو پیمان بسته ام که همراه و همگام با فرزند پیغمبر باشیم و او را همانند کوفیان تنها نگذاریم ، و با عمل خود و رفتن به جبهه ثابت می کنیم و به ندای ملکوتی تو لبیک یا امام می گوییم که چنان لبیکی باشد تا لرزه بر اندام شیاطین بیگانه و عذابی باشد برای آنها ( ستمکاران )
و همچنین عهد کردیم که ای اباعبدالله من دوستم با کسی که شما با شما دوست است و دشمنم با کسی که با شما دشمن است تا روز قیامت . یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه .
خدایا تو شاهد باش و ای فرمانده گروهان عزیز شهید غلامرضا ادبی و ای فرمانده گردان شهید ما حجت نظری شما شاهد باشید که ما این پیمان را در صحرای خشک ، غریب و بی آب و علفشوشتر با هم بستیم و شما ای سرداران تا آخرین قطره خونتان بودید و اما من نیز قول خواهم داد که دنبال رو راهتان باشم .
به همه توصیه می کنم که امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید ، جاهلان و کوردلان به راه راست بیایند که وقت تنگ است هدفتان را الله کنید همه کارهایتان خدایی می شود .
خدایا من بنده شرمنده توام ، بنده ایی هستم گنه کار و خجل که با این توشه نیکی کم و توشه بدی زیاد به نزد تو آیم .
خدایا تو خود بهتر از من می دانی نه شکوه و سپاس نعمتهای تو را کرده ام و نه دستورهای تو و نائبان بر حقت را ، من دیگر طاقت دیدن عکس قبر مطهر عزیزان شهید را ندارم هر وقت به گلزار شهدا می رویم نگاه می کنم باز هم غنچه ای در نور شیدایی پر پر گشته و هر وقت به گلزار شهدا می روم نگاه به چهره های پاک و معصوم می افتد که خود با گفتن هر کلامشان تیغ برنده ای بودند و به قلب سیاه کافران و هر موقع که به مسجد جامع می روم یاد آنها در دل من زنده می شود .
از خود شرمگین هستم و نمی دانم چه کنم .
خدایا روحیه ایی به من بده که در پیش تو که بیایم با مقام بالایی باشد و در آن دنیا خجالت از شهدای عزیزمان نکشم . همان عزیزان را می گویم : پاسداران ، محمد صالحی ، جلال درود ، محمد علیزاده ، سید موسی آقایی ، احمد نخستین ، رضا ربانی ، سبحان آقایی و .. دیگر عزیزان را .
خدایا تو بهتر می دانی که چقدر ناسپاسی ها کرده ام آگاه باشید که با دادن پسرتان محمد حالا شروع و آغاز رسالتی بس بزرگ و عظیم بر دوش گرفته اید و خدای نکرده مبادا غافل شوید و خود را از صحنه جنگ و حمایت فرزند پیغمبر دست بردارید میدانم همیشه همراه امام هستید و یاری نکردن رهبر عزیزمان برایتان مفهومی جز ننگ ندارد .
و بدانید که خون پسرتان هدر نرفته و همانا خون پسرتان همانند خون های دیگر جوانان شهر و گشورمان خونی است ناقابل برای اسلام . ما م ن قطره احب الی الله من قطرة دم فی سبیل الله حضرت محمد ( ص )
ای مادر و ای پدر من شرمنده ام در برابر شما ، درست است که زحمتهایی برایم کشیده اید و حق بزرگی بر گردن من دارید ولی باید بدانید که من امانتی بودم در دست شما و خدا با این کار می خواست شما را آزمایش کند ، از شما معذرت می خواهم و دوست دارم که مرا مورد عفو و بخشش خود قرار دهید و از خداوند بالا مرتبه آرزوی توفیق عمر و سلامتی ، درستی اعمال شما را خواهانم .