مدیریت مكتبی و هوشیاری انقلابی
با پیروزی انقلاب اسلامی عناصر التقاطی و چپ گرا به ویژه فدائیان خلق شاخه گیلان با تكیه به تهاجم مسلحانه گروه خود در 19 بهمن 1349 به پاسگاه سیاهكل میكوشیدند تا آن رابه عنوان سوژهای داغ و مهیج برای جذب و جلب نیروهای پرشور در منطقه گیلان بهرهبرداری نمایند. آنان با تبلیغ و درشت نمایی این رخدادها سعی در تثبیت سیاسی و تشکیلاتی خود داشتند.هدف نهایی آن ها از این امور رویارویی و براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی بود.
شهید كریمی به جهت مدیریت قاطع و مكتبی و سوابق روشن مبارزاتی و شناخت وسیع و همه جانبهای كه از گروههای سیاسی مخالف و معارض نظام و برخورداری از پایگاه برجسته در متن نیروهای انقلابی و اسلامی، از سوی شورای انقلاب اسلامی شهرستان لاهیجان به عنوان فرماندار به استانداری گیلان پیشنهاد گردید. او با موافقت و تصویب استانداری و وزارت كشور، مسئولیت فرمانداری شهرستان لاهیجان با چهارصد آبادی و بخشهای تابعه سیاهكل و آستانه اشرفیه و بندر كیاشهر را به عهده گرفت.
در این ایام لاهیجان و دیگر شهرها و بخشهای گیلان در آتش خودخواهیها و كینه توزیهای گروههای معاند از سویی و بی كفایتی و سوء تدبیر استاندار غیر مكتبی و ملی ماب وقت گیلان از سوئی دیگر میسوخت.
با رفتن دولت موقت و روی کار آمدن دولت شورای انقلاب آقای داوران استاندار وقت گیلان بر كنار گردید. پس از آن از سوی وزیر كشور جناب حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، شهید مهندس محمد علی انصاری به عنوان استاندار جدید استان منصوب گشت.
با آمدن استاندار مکتبی به گیلان صفحه جدیدی از مجاهدتها و پیشرفت در مدیریت استان ایجاد شد. با تقاضا و پیشنهاد مهندس انصاری و تعدادی از مسئولین ارگانهای انقلابی ، شهید كریمی با حفظ سمت فرمانداری به سمت دادستان كل انقلاب استان گیلان از سوی آیت الله قدوسی برگزیده شد. از این پس فصل جدیدی در برخورد با گروهک های معاند و زالو صفتان اقتصاد در استان ایجاد شد و امنیت انقلابی با حاكمیت قسط و عدل اسلامی در استان برقرار گشت .
البته این موفقیت به بهایی سنگین بدست میآید، چرا كه گروهكهای خودكامه و نیروهای جاه طلب سیاسی به این سادگی حاضر به عقب نشینی در برابر اراده انقلاب و اسلام نبودند و به انحاء وسایل میكوشیدند تا مانع موفقیت برنامه انقلاب و استقرار نظام در این ناحیه مرزی كشور گردند.
برای آگاهی از عمق استقامت و اوج رهبری هوشیارانه سیاسی ایشان در این دوره بحرانی كه همزمان با حاكمیت لیبرالها در صدر نظام (ریاست و فرماندهی او بر كل قوای مسلح جمهوری اسلامی) و كارشكنی و معركه گردانیهای متعدد گروهكهای چپ و منافق در سراسر كشور است به گواهی یكی از فقهای عضو مجلس خبرگان عنایت شود كه میگوید:
این ابوالحسن كریمی شاید هنوز چهرهاش برای شما ناشناخته باشد و هنوز این شهر و اطراف، ابوالحسن كریمی را خوب نشناخته باشد من گوشهای را میگویم و میگذرم.
آن روزی كه در پست فرمانداری بود، در پست دادستانی بود، یك مرد ساده در كمال سادگی حركت میكرد اما آنچنان «اشداء علی الكفار» مصداق واقعی آیه «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار» با كفار سخت بود.
شما اهل این شهر شیطان كوه را فراموش كردهاید، دكههای كمونیستها را فراموش كردهاید؟ كی بود توانست جلوی اینها را بگیرد؟ حزب اللهیها و در راس حزب اللهیها ابوالحسن كریمی بود. بنده باید بگویم روحانیون این شهر، عمامه به سرهای این شهر! این (شهید) عمامه نداشت اما خدمت به عمامه شما كرد. مگر همینها نبودند ناسزا میگفتند؟ بی احترامی میكردند، آبروها میبردند، اما ابوالحسن كریمی سینه را سپر كرد جلوی همینها ماند و بالاخره صدای همه اینها را در سینههایشان خفه كرد.
عملكرد مردمی و ضد استكباری او در فرمانداری و دادستانی بعد از تصدی فرمانداری همانند ایام قبل از انقلاب بدون آلایش و تفاخر با كمال تواضع و فروتنی به خدمت مردم منطقه همت گماشت و با پالایش فرمانداری از مظاهر طاغوتی و تجملات اشرافی آن همراه با نظارت عمیق به نحوه ارتباط كارمندان فرمانداری در ارتباط با ارباب رجوع فرمانداری را به خانه مردم مبدل كرد و اغلب اوقات بعنوان یك خدمتگزار صادق و تلاشگر به روستاهای متعدد لاهیجان رفت و آمد داشت و كارها را خود پیگیری مینمود.
او هیچگاه به متنفذان و قدرتمندان طاغوتی روی خوش نشان نمیداد و حاضر نبود به خاطر رضایت مرفهین بی درد آرمان انقلاب و عدالت را فدای امیال شخصی آنان نماید، هر چند خود اولین قربانی این سازش ناپذیری نسل انقلاب گردد.
او در دادستانی انقلاب برای استقرار عدالت الهی با خوانین مترف و هوسران به شدت برخورد می نمود. وی با اجرای مصوبات شورای انقلاب به واگذاری زمین های طاغوتیان فراری و زمین های متروكه بین كشاورزان تا حدودی گرد فقر و محرومیت را از چهره سوخته آنان زدود و توانست موضع مستكبر ستیز و مستضعف از اسلام ناب محمدی(ص) را در مقابل دیدگان منتظر محرومین منطقه به نمایش بگذارد و از این رهگذر حربه دروغین دفاع از رنجبر و برزگر را از دست چپ گرایان و منافقان خارج كرد. او با این کار اركان توطئههای تبلیغاتی آنان را خنثی ساخت، هر چند بعدها تاوان و پاداش این خدمت را از حامیان بی نام و نشان مستكبران دریافت كرد.