نام
درباره نام گیلان و معانی واژه گیل نظرات مختلفی ابراز شدهاست. لغت نامه دهخدا گیلان را ماخوذ از واژه "گیل" به اضافه پسوند "ان" دانسته و افزودهاست در پهلوی گلان به معنی مملکت گلها و نزد یونانیها گلای.
زبانشناسانی چون آندرآس گیلان را تحول یافته وارنای اوستایی دانستهاند. دیگرانی چون امیل بنونیست این نظر را رد کردهاند. شرق شناسان در خصوص تعیین محل وارنا و تطبیق آن با گیلان هم اختلاف دارند . هرچند ژمیز دارمستر حدود صدسال پیش منطقه وارنا در اوستا را کرانه کاسپین ایران میدانست اما اوستاشناسان نوین مانند والتر هنینگ آن را در منطقه بورنو شمال پیشاور (واقع در پاکستان امروزی) میدانند
در زمان باستان به مناطق کوهستانی گیلان دیلمستان اطلاق میشدهاست اما گاهی این واژه به تمام گیلان و یا حتی کل کرانه جنوبی دریای خزر اطلاق میشدهاست. ساکنین دیلم اغلب دشمن بومیان واقعی گیلان بودند. در سدههای بعد از اسلام تا سدههای هفتم، هشتم و نهم هجری، که با افول قدرت دیلمیان، و برآمدن تدریجی گیلها همراه بود، این نام به تمام پهنه گیلان اطلاق میشد.
نام این ایالت، که ساکنانش گاهی آن را گیل، زمانی گیلان و گاهی گیلانات مینامند، در واقع معرّف سرزمینی باتلاقی است. در لهجهٔ محلی مردم این سرزمین، گیل به معنای گِل به کار برده میشود. گیلان و گیلانات هر دو صورت جمع این اسم هستند.
از سده هفتم به بعد با حمله مغول و قرار گرفتن مراکز قدرت در جلگه کاسته شدن از اقتدار حکام دیلم و کوهنشین، نام گیلان به جای دیلم استفاده شد و در متون تاریخی جایگزین آن شد.