در گویش مازندرانی به ویژه در حوزه تجن، تلفظ حرف صدا دار (آ) مانند زبان فارسی نیست . در زبان مازندرانی، متفاوت با فارسی، معمولاً بهنگام تلفظ حرف( آ ) دهان کاملا باز نیست ، بلکه لب و دهان گرد و دایره وار می شود . در چنین حالتی، مثلا آرش در زبان مردم مازندران شبیه به "اورش" تلفظ می شود8.
اگر تهمورث را از دو جزء تهم +آرش بدانیم ، یعنی آرش نیرومند شاید به نتیجه رسیده ایم . واژه یی مثل آرش را چون اورث یا اورس بر زبان آوردن ، رسم مازندرانیان بوده است . حروف بی صدای (س) و (ش)و (ز) در زبان سنسکریت ، سوتی (sibilant ) اند و نزدیک به هم تلفظ می شوند . مازندرانیان امروز هم به عنوان مثال، دو واژه به ظاهر متفاوتِ پیستا و پیشتا را ، به کار می برند که معنای هر دو آن ها شیرینی است . پیستا گندله و پیشتا زیگ هرکدام معرف نوعی شیرینی اند . بنا بر این تهمورث (تهمورس) و تهمورز و تهمورش درزبان مردم مازندران،تلفظی نزدیک به هم داشته اند . درکتابــت مازندرانیان ( کتابت ایرانیان قدیم، از زمان اشکانیان به بعد) ، آرش اگر هم، همان آرش نوشته می شد ، در صحبت مردم این واژه به احتمال، به لفظی نزدیک به اورش و یا اورس بدل می شده است . پس تَهم اورس (تهمورس) می تواند لقبی صحیح برای آرش باشد ، یعنی آرش نیرومند .می بینیم بر خلاف تصورِ قبلی، تهمورث دیوبند شاید همان آرش است .
نکته ای که نگارنده مشتاق دانستن آن است، ریشه یابی نام
آرش است . در سنسکریت که دارای واژگان مشترک فراوان با پهلوی اشکانی است، واژه
آرکشکا(
ArakSika) که کوتاه آن
آرکش است ،به معنی پاسدار و نگهبان و احتمالاً لقب مرزبانان نیز بوده است .گاهی مشاهده می شود که در بسیاری از واژه های مازندرانی، ، در مقایسه با واژه سنسکریت ، حرف بی صدای k(ک) از زبان افتاده است ،مثل شیر(
SIr) در مقابل کشیر(
kSIr ) ، که منظور همان شیر خوراکی است . همچنین واژه مازندرانی ارش به معنی خرس، همان سنسکریت
ارِکش (
RkSa ) می باشد که به همان معنا است و حرف بی صدایk (ک) از آن افتاده است . بعلاوه در مازندرانی واژه " ایـشـنه " به معنی “او نگاه می کند" که در سنسکریت
ایکشنه IkSana است.می بینیم که حرف k از آن افتاده است .( خاطر نشان می شود ، نوشتن واژه های سنسکریت به لاتین، در این مقاله ، با استفاده از فونتیک هاروارد- کیوتوHK است .)
شاید نظائرِ آن چه که گفتیم فراوان باشد و با این مختصرهم، شاید بتوان عنوان نمود که آرش در اصل به واژه ای سنسکریت مربوط می شده است .با توجه به معنای سنسکریت این واژه است که نقش مرزبانی و نگاهبانی اشکانیان را در آغاز، بهتر می توان فهمید . به ویژه نگاهبانی و تامین امنیت برای مهاجرین شالی کاری که بنا به ادعای نگارنده و مطابق نوشته های قبلی او، با رضایت سلوکیان، از شمال هند به مازندران و نواحی جنوب شرقی دریای مازندران کوچانده شدند . حفاظت از این مردم مهاجر به طور حتم، به توسط سلوکیان بسیار جدی گرفته می شد .
در هند و درموطن قبلی مهاجران شالی کار، تامین امنیت بر عهده کاست کشاتریا بوده است . در هندِ قدیم ،آن ها ، یعنی کشاتریا، طبقه (کاست) لشکریان محسوب می شدند .
ممکن است از سوی سلوکیان در ایران ، نقش کشاتریا به اشکانیان سپرده شد21 . این کار یونانیان همراه با دیگراقداماتشان شاید برای ایجاد شرایط ویژه اجتماعی، درمنطقه ای از ایران ، یعنی نواحی جنوب شرقی دریای مازندران بوده است ، تا شرایط ، مشابه شرایط آن روز هند و اطراف رود گنگ باشد .این کارطبعا به استقرار کشاورزان و دامداران ماهر و پیشرفته هندو که سرآمد در جهان آن روز بودند کمک می کرد.
نظام کاستی ایجاد شده مستوجب آن بود که نوشتن و خواندن و کتابت در انحصار برهمنان(دیوان) باقی بماند . ستیزه کردن تهمورث با دیوان ،که بعد ها اتفاق افتاد ، شاید مبارزه یی برای محوِهمین گونه تبعیضات بود، که بزرگان مردم هندو در انحصار خود داشتند .