• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 3412)
شنبه 16/6/1392 - 23:34 -0 تشکر 640867
صنعت نساجی و گیاهان مربوط به آن

اقتباس از: http://moderntextile.blogfa.com/category/

نساجی،دانشی است كه درباره موارد زیر به تحقیق می پردازد:

الیاف کاربردی در صنایع نساجی،
نخ های کاربردی در صنایع نساجی،
پارچه های بافنه شده،
منسوجات بی بافت،
پوشاک،
کاربردهای غبر پوشاک از تولیدات نساجی،
روشهای تولیدی و کنترل کیفی مرتبط.
صنعت نساجی در بخش‌های زیر فعال است:
تولید الیاف نساجی مصنوعی،
تولید نخ از الیاف نساجی طبیعی یا الیاف نساجی مصنوعی و یا ترکیبی از آنها،
تولید پارچه بافته شده از نخ،
تولید منسوجات بی بافت از الیاف یا نخ،
رنگرزی پارچه، چاپ پارچه و تکمیل پارچه،
تولید منسوجات خاص مورد نیاز در سایر صنایع.
صنایع نساجی ، مهندسی نساجی ، نخ ، الیاف ، پارچه

شنبه 16/6/1392 - 23:34 - 0 تشکر 640868

تاریخچه صنعت نساجی 


بافتن و دوختن تن پوش از جمله نیازهای نخستین بشر بوده است، ولی این که در چه زمانی تن پوش گیاهی و سود جستن از پوست نباتات و حیوانات برای پوشش بدن، به صورت تن پوش پارچه ای درآمده و بشر پیروز به فراگرفتن فن بافندگی شده است به درستی روشن نیست. در فلات ایران همراه با دیرینه ترین نشان های زندگی بشر، نشانه ها و ابزارهایی از فن بافندگی به دست آمده که می رساند از چندین هزار سال پیش، تیره های ایران باستان، با فن ریسندگی و بافندگی آشنایی داشته اند. 
گیرشمن می نویسد: «شمار شایان نگرش، چنبره های دوک که از گل رس یا از سنگ ساخته شده، در سیالک کاشان، نشان آن است که انسان قدیم، مبادی صنعت بافندگی را می شناخته است.»
ایرانیان باستان، رفته رفته در صنعت ریسندگی و بافندگی چیرگی یافتند، به گونه ای که در روزگار پیشدادیان و پیش از آنها به پارچه بافی دست یافته و پارچه های رنگارنگ و زیبایی می بافتند ( در مرز 12000 سال پیش). در روزگار مادها این صنعت پرارزش، خود دانشی را برپا می کرده است، زیرا در روزگار مادها، پارچه و پوشش های گوناگون علفی، پوستی و پشمی، چه از دیدگاه جنس و مواد نخستین آن و چه از دیدگاه رنگ آمیزی و نقش و نگار، دریافت و طرح پدیدار بوده است.
مادها در بافندگی پشم، کتان و دیگر الیاف گیاهی را به کار برده و از پشم علاوه بر ریسندگی و ساختن نخ و پارچه های پشمی به وسیله مالیدن آن، نمدهایی بسیار خوب می ساختند و از نمد گونه های تن پوش، از جمله کلاه درست می کنند.
هرودت از تن پوش های مادی چنین یاد می کند و می گوید: «کلاهی نمدین که خوب مالیده بودند و آن را (تیار) می گفتند، بر سر، قبایی آستین دار رنگارنگ در بر، زرهی که چنبره های آهنین آن به فلس های ماهی همانند بود بر تن، شلواری که ساق پاها را می پوشانید در پا ...»
ساختن نمد به روشی که هنوز در ایران ساخته می شود، پیشینه ای بس دیرینه دارد و از روزگاران بسیار دور، این فن در ایران باستان رواج داشته است تا در روزگار مادها، که علاوه بر سود جستن از نمد، برای ساختن کلاه، فرش و پوشش های دیگر از آن بهره ور می شدند و به ویژه در ساختن زین اسب، از آن سود می جستند.
از شکل و ساختمان ابزار و وسایل پارچه بافی در ایران باستان که پدیدار بوده، افسوس که نمونه ای از آنها به دست نیامده است، ولی از گونه های لباس مادها و هخامنشیان و ساسانیان که در نقش های تخت جمشید و کرانه های دیگر دیده شده، این گفتار آشکار می گردد که صنعت پارچه بافی در یاران باستان راه های پیشرفت خود را می پیموده است، به گونه ای که اندک اندک به گوناگونی رنگ ها و گونه های بافت پارچه افزوده شده و پارچه های گوناگون، خشن و نرم و نیز ابریشمی بافته می شده است، تن پوش های گوناگون که جایگاهداران و کارگزاران بزرگ می پوشیدند، نمودار پیشرفت و گسترش این صنعت می باشد.

شنبه 16/6/1392 - 23:34 - 0 تشکر 640869

این سیر پیشرفت در صنعت بافندگی و پارچه بافی نشانگر آن است که ایرانیان دانش و آگاهی های خویش را در بافندگی، رفته رفته به فرزندان خویش می آموختند و آن اندازه پیشرفت کرده بودند که گونه هایی از این پارچه ها را به انگیزه بسیار خوب بودن و زیبایی ویژه به خود، در کشورهای همسایه و سرزمین های دیگر، خریداران بسیار داشته است.
ایرانیان در روزگار باستان، بیشتر پارچه های مورد نیاز خانواده را در خانه می ساختند، پس هر خانواده در خانه خود، ابزار و دستگاه ریسندگی و بافندگی داشته و زنان همه گروه ها، پوشاک مورد نیاز خانواده را خود تهیه می کردند و کمتر زنی بوده است که از ریسندگی و بافندگی سررشته نداشته باشد.
امروزه هم در شهرستان و دیه ها و روستاهای ایران، خانواده ها، از راه صنایع دستی ساده به بافتن گونه های پارچه و فرش با روش باستان سرگرم هستند. در ایران باستان، دانش فنون بافندگی و دوزندگی علاوه بر کنار کردن نیازمندی های خانواده، جزو شخصیت زن ایرانی بوده است و زنان خانواده های بزرگان نیز گرچه به آن نیازی نداشتند، برای سرگرمی و هنرنمایی و ابراز دلبستگی به شوهر و فرزندان، دوزندگی و بافندگی را از همان خردسالی فرا می گرفتند، تا آنجا که ملکه آمیس تریس زن خشایارشا هم، با این که از همان آغاز کودکی و فراگیری بافندگی که شاید نیازی هم به آن نداشته، از دیدگاه نشان دادن ذوق و نشانه کمال برای این آهنگ که بانویی با شخصیت و هنرمند است، به آن دست برده بود و برای شاه نیز با دست خود، پارچه بافته و لباس می دوخته است، آیا می توان گمان کرد، کردار ملکه ها وزنان باشخصیت ایران قدیم برای بانوان ایرانی سرمشق نبوده و زنان برای پیروی از کارهای آمیس تریس ها و همچشمی در ابراز هنرمندی و وانمود نمودن به کدبانویی، کوشش در بافندگی نداشته اند؟ صنعت پارچه بافی از روزگار هخامنشیان وارد دوران تازه ای می شود، بدین معنی که پارچه های ظریف و گرانبهایی که در ساختن و بافتن آنها، پایانه هنر و ذوق را به کار می برده اند، ساخته می شد.
در نشریه یونسکو (ایرانشهر) درباره بافندگی و پارچه بافی روزگار هخامنشی چنین آورده شده است:«پارچه بافی ایران در روزگار هخامنشی به ویژه در زمینه بافت پارچه های پشمی نرم و بسیار خوب، نامور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباس های گرانبها نامبردار بوده اند... وقتی اسکندر مقدونی به دیدن آرامگاه کوروش رفت، دید که تابوت طلایی آن پادشاه از پارچه و فرش های ظریف و قشنگی پوشیده شده است.»
بنابراین همچنان که فرآورده های هر پیشه و صنعتی نشان دهنده هنر و دانش تیره های مردم در دوره های گوناگون تمدن است، باید گفت که آموزش صنعت پارچه بافی و بافندگی در روزگار هخامنشی جنبه آغازین نداشته و گسترش آگاهی ها و دانش آنان در این باره، آموزش هایی را در سطح بالا، پذیرا بوده است.
بهره و نتیجه دانش و چیرگی هخامنشیان در پارچه بافی و ساختن بافته های گوناگون که تنها به وسیله آموزش و پرورش استادان چیره دست، می توان بر آن دست یافت. تا آن اندازه شایان نگرش بوده است که برخی از نویسندگان می گویند: «نخستین ملتی که صنایع پارچه بافی و بافندگی آن هر چند گز به هزار تومان می ارزید، ایران هخامنشی بود، از جمله دست آوردهای جنگی اسکندر در شوش، یک تخته قالی مخملی بود که یک صد و نود سال از عمرش می گذشت، ولی رونق و رنگ و رویش نیز شالوده اش، فرقی نکرده بود و پنج هزار تالانت طلا ارزشیابی شد. (ایران نامه شوشتری) علاوه بر آموزش های مربوط به صنعت پارچه بافی و بافندگی و آموزش، آگاهی های نظری و آموزش عملی فنون لازم، در ایران باستان، آموزش و تربیت شاگردانی برای بافتن فرش های پشمی و ابریشمی گرانبها معمول بوده است.
آموزش هنر قالی بافی به ویژه قالی های ابریشمی، بسیار دشوار و به کار بردن دقت فراوان و دردسر بسیار است و استادان زمان هخامنشی کلاس های ویژه ای برای آموختن به نوجوانان در کرانه های گوناگون برپا کرده بودند. از فرش های بسیار کهن ایران، در موزه ها و کوشک های جهان چون: موزه واتیکان، کوشک مترنیخ در چک اسلواکی موزه های روسیه و کشورهای اروپا و امریکا پدیدار است.
در کاوش های پسین، چند تخته فرش از روزگاران ایران باستان که از دیدگاه نقش، همانند فرش های هخامنشی است، ولی از دیدگاه دیرینگی، گویا از سده های خیلی پیش از آن است، در کوهستان آلتای در جنوب روسیه به دست آمده است. رودنکو باستان شناس روسی در دره پازیریک و کرانه های شمالی کوهستان آلتایی در جنوب روسیه، نزدیک مغولستان که به انگیزه سرمای بیش از اندازه، بیشتر سال یخبندان است، به چند تپه باستانی برخورد نمود و در کندوکاو این تپه ها پیروزی یافت، گورهایی از سکاها را پیدا کند. در این گورها، رودنکو به آلات و ابزار و وسایلی از ساکنان آن کرانه دست یافت که از همه مهمتر فرش و پارچه ای است که بر نشان یخبندان، سالم مانده است. گفته های رودنکو حاکی از این بود که این فرش، کار ایران و در کرانه های ماد، پارت یا پارس، در زمان هخامنشی بافته شده و از آن سده پنجم یا چهارم پیش از میلاد است. این فرش اکنون در موزه آرمیتاژ لنینگراد نگهداری می شود.
پیدا شدن فرش مزبور گذشته از آنکه نشانه ای از پیشرفت فن قالی بافی از روزگار دیرین تا زمان هخامنشی است از دیدگاه آشنایی با این فن و چگونگی بافتن قالی در آن روزگار و آراستگی بافت و رنگ، دارای ارزش تاریخی بسیار می باشد. اگرچه نمونه های زیادی از قالی های هخامنشی و پیش از آن در دست نیست، ولی با توجه به نقش و طرح و بافت قالی پازیریک می توان گفت که در روزگار هخامنشیان گونه های فرش های زیبا و قالی ها را می بافتند و در کارگاه های قالی بافی، این پیشه و فن را به دیگران می آموختند، زیرا قالی پازیریک فرشی آغازین و ساده نیست، بلکه گذشته از طرح و رنگ و نقشه آن که با تصاویری چند، زنان روزگار هخامنشی را نشان می دهد، بافتی استادانه هم دارد و نشان می دهد که بافندگان آن از آزمودگی و آموخته های نیاکان خود، سود جسته و در نتیجه آموزش های گوناگون در این پیشه چیرگی یافته اند.
در روزگار اشکانیان به انگیزه پیوندهای بازرگانی و رونق داد و ستد با کشورهای همسایه از جمله ورود ابریشم طبیعی از چین، صنعت بافندگی به ویژه بافته های ابریشمی پیشرفت بسیار نمود.
تن پوش های زنان و مردان پارتی با نقش و نگارهای گوناگون و زیور آلات رنگارنگ، نشان می دهد که در بافتن پارچه و پوشاک پایانه دقت و چیرگی را به کار می برده اند. گونه های تن پوش از دیدگاه دوخت و شکل و رنگ و آراستگی نقش و نگار آنها روشن می سازد که هنر و صنعت بافندگی در دوره اشکانیان، آموزش داده می شده و بافندگان و دوزندگان پارچه های رنگین و گرانبها، دوره های آموزشی ویژه ای می گذرانده اند، زیرا اگر ابزاری بسنده برای بافندگی و همچنین آموزش های نظری و عملی پارچه بافی این روزگار نبود، هرگز این همه پارچه ها و تن پوش های رنگارنگ و گوناگون بافته نمی شد.
در کرانه گرمی مشکین شهر در آذربایجان خاوری ضمن کندوکاو، گورهایی از روزگار اشکانی پیدا شده که درون آنها نشانه هایی از آن روزگار به دست آمده و از جمله این نشانه ها ، پاره ای پارچه می باشد. پارچه پیدا شده، بخشی از لباس مرده است و آنچه که بازمانده بیش از بیست سانتی متر نیست، ولی همین اندازه پارچه، خود نمونه ای است بسیار مهم. این پارچه که امروزه در موزه تهران نگهداری می گردد، پس از تخته فرش هخامنشی پازیریک، کهن ترین و زیباترین پارچه نقش و نگاردار و رنگین جهان است و از دیدگاه باستان شناسی شایان اهمیتی فراوان بوده. این پارچه جای بین پارچه هخامنشی و پارچه های ساسانی را پر می کند.
نمونه های زیادی از پارچه های ساسانی در موزه ها پدیدار است، ولی از پارچه های ساخت اشکانی، جز پاره مزبور به دست نیامده است. در روزگار ساسانیان صنعت پارچه بافی در زمینه ساخت پارچه های زربفت و قلابدوزی با پروژه های بسیار خوب و شایان نگرش، پیشرفت بسیاری نمود. کارخانه های ریسندگی و بافندگی ایرانی ناموری به سزا داشت و گونه های پارچه های زربافت و تن پوش های ابریشم که به کرانه های دیگر برده می شد، می ساختند.
در این روزگار بافندگی نه تنها در بیشتر خانواده ها معمول بود، بلکه مراکز بزرگ ویژه هنر بافندگی پدیدار شد و با تولید بسیاری از گونه های پارچه ها، خواست های مردم را برآورده می کرد.
بافته های ایران نه تنها در روم، بلکه در اروپا تا مرزهای گل خریداری داشته و شمار شصت پاره از پارچه های گرانبهای آن روزگار در موزه های بزرگ جهان چون: موزه آرمیتاژ لنینگراد و موزه برلن و موزه آلبرت ویکتوریا در لندن پیدایی دارد.
قالی بافی در روزگار ساسانی همراه با دیگر رشته های بافندگی پیشرفتی شگرف نموده است و می توان گفت که زیبا ترین زیباترین قالی های جهان از آن این روزگار است.
ثعالبی می گوید: تخت طاقدیس خسرو پرویز، از چهار قالی زربافت مرواریددوز و یاقوت نشان پوشیده بود و هریک از این فرش ها فصلی از سال را نشان می داد. قالی بزرگی را که در تالار باریکی از کوشک های شاهی تیسفون بوده و وهاری خسرو (بهار کسری) نام داشته و یا بنا به گفته بلعمی، آن را فرش زمستانی می گفته اند از همان جنس زربفت بوده است. این فرش که شصت ارش درازا و شصت ارش پهنا داشته، در فصل زمستان دیدگاه های بهاری در برابر شاه می گسترده است. در متن آن خیابان ها و جدول های آب ساخته بودند، جوی ها از میان باغی خرم می گذشت، که کشتزارها و باغچه های پر میوه و سبزی آن را فراگرفته بودند. شاخ و برگ این درختان از زر و سیم گوهرهای رنگارنگ بود. این فرش ها که گفته شده تنها یک تخته بوده که هر گوشه آن یک فصل را نشان می داد. به هر حال این فرش ها یا فرش، هنگام چپاول دربار ساسانیان به دست اعراب یورشی افتاد و آن را پاره پاره نموده بین بزرگان و سران لشکری بخش کردند.
گسترش آموزش هنر بافندگی و پارچه بافی در روزگار ساسانی، امکان به کار بردن نخ های زرین و سیمین را در پارچه و فرش فراهم می سازد و ذهن آفریننده و بافنده پارچه و قالی ایرانی را به عرضه داشت پارچه و فرش هایی می نمایاند که دارای ارزش هنری بسیار بوده است. پیدایی هنر و بافندگی انگیزه ای برنده بر پیدایی دانش شیمی، رنگ شناسی، نبات شناسی (بوتانیک)، پزشکی، دامپزشکی، نقاشی و جز آنهاست.

شنبه 16/6/1392 - 23:35 - 0 تشکر 640870

مواد اولیه صنعت نساجی :


الیاف (نساجی)


الیاف، رشته‌های بسیار باریکی هستند که دارای طول بلندی نسبت به قطر خود بوده و کاربرد‌های متفاوتی دارند که در اینجا فقط به الیاف نساجی اشاره می‌شود:
الیاف نساجی در دو گروه تقسیم بندی می‌شوند:
۱) الیاف نساجی طبیعی
۲) الیاف نساجی مصنوعی

شنبه 16/6/1392 - 23:35 - 0 تشکر 640872

الیاف نساجی طبیعی


الیافی هستند که از طبیعت و بدون نیاز به تغییری کلی در ماهیت و یا شکل آن بدست می آیند.
الیاف زیر از الیاف طبیعی هستند:
پنبه 
پشم 
ابریشم 
کنف 
چتایی 
شاه‌دانه 

کاربرد الیاف طبیعی:


1- تولید نخ
2- تولید منسوجات / پارچه های بی بافت

شنبه 16/6/1392 - 23:35 - 0 تشکر 640874

الیاف نساجی مصنوعی


به گروهی از الیاف نساجی گفته می شود که توسط روشهای خاص تولیدی و بصورت مصنوعی تولید می شوند و بطور معمول در طبیعت وجود ندارند ولی ممکن است ریشه طبیعی داشته یاشند.
الیاف زیر از الیاف نساجی مصنوعی شناخته می شوند:
1- الیاف سلولز
2- الیاف استات سلولز
3- الیاف ویسکوز
4- الیاف اکریلیک
5- الیاف پلی پروپیلن

شنبه 16/6/1392 - 23:36 - 0 تشکر 640875

الیاف طبیعی


پنبه 


پنبه از محصولات مهمی است که برای رشد مطلوب نه تنها به عناصرماکرواحتیاج دارد بلکه استفاده ازعناصر میکرو باعث بهبود کیفیت آن میگردد
●تاثیر عناصر مختلف بر پنبه وعلائم کمبودآنها▪ازت(N):باعث افزایش رشد عمومی گیاه شده تعداد غوزه ها ونیز اندازه آنها راافزایش میدهد ورشد را طولانی ترمینماید. درصورت کمبود برگهای پایینی سبز مایل به زرد شده واندازه آنهاکوچک مانده وازرشد بازمی ماند
▪فسفر(P):درتوسعه سیستم رشد ریشه ای گیاه نقش داشته وباعث تسریع درظهورغوزهای پنبه شده ورشد گیاه راکامل میکند . درصورت کمبود فسفرگلدهی به تعویق افتاده رشدغوزه هاباتاخیرصورت گرفته وکیفیت الیاف شدیدا کاهش میابد
▪پتاسیم (K):باعث افزایش اندازه غوزه شده طول الیاف واستقامت آنها را زیاد نموده و باعث سفید تر شدن رنگ الیاف می گردد. اگر پنبه کمبود پتاسیم داشته باشد برگها دچار پیری زود رس می شود.حاشیه آنها نکروز شده شاخه دهی گم وکیفیت الیاف افت پیدا می کند 
▪روی (Zn):مهمترین نقش ان بهبودکیفیت الیاف پنبه است. درصورت کمبودروی برگها فنجانی شده برگهای کوچک به سفید رنگی بین رگبرگی دچار می شوند. رشدبوته های جوان متوقف گشته وتعداد گلها کاهش می یابد .
▪بر(B):درتقسیم سلولی بافتهای مریستمی وترمیم بافتهای آوندی نقش داشته وباعث رشد بهترریشه می گردد. در صورت کمبود رشد جوانه انتهای متوقف شده وگیاه زرد می شود . همچنین گلها وغوزه های جوان تغییرشکل پیدا می کنند.
▪آهن (Fe):درساخت کلروفیل نقش مهمی دارد واگر گیاه دچار کمبود آهن شود برگهای جوان حالت بی رنگی به خود می گیرند ولی رگبرگهاسبز باقی مانده گیاه قدرت خود را از دست می دهد ومحصول کاهش می یابد.

شنبه 16/6/1392 - 23:36 - 0 تشکر 640876

ابریشم 


ابریشم یکی از بهترین الیافی است که سابقه کاربرد آن به چندین هزار سال پیش می‌رسد. اصل ابریشم به چین باستان بازمی‌گردد. از برخی افسانه‌ها برمی‌آید که شاهزاده خانمی چینی به‌هنگام صرف چای در باغش به ناگاه پیله کرم ابریشمی به میان فنجانش افتاد و گرمای چای سبب شد که از پیله الیاف ابریشمی به‌دست آید. طبق افسانه‌ای دیگر در ۲۶۰۰ ق.م پرورش کرم ابریشم و استفاده از الیاف ابریشم مورد توجه قرار گرفت و چینی قرن‌ها، پرورش و تهیه الیاف ابریشم را از دید و دسترس خارجیان دور نگه داشتند.
ساختن یک یارد پارچه حدود ۳ هزار پیله لازم است. قرن‌ها ابریشم دور از دسترس و استفاده عامه مردم بود و تنها ثروتمندان، اشراف و فرمانروایان و اطرافیانشان می‌توانستند پوشاک ابریشمین داشته باشند. زیرا هر کسی قدرت خرید آن را نداشت. امروزه نایلون و پلی‌استر را در معنی ابریشم مصنوعی دانسته‌اند و از جهات مختلف از آنها در پارچه‌بافی استفاده می‌کنند. با این حال تاکنون از ارزش و اهمیت ابریشم طبیعی کاسته نشده است. 
ابریشم مصنوعی - نایلون در کمپانی دورپونت به‌وسیله والاس هامه کاروترز و گروه تحقیقاتیش کار روی نایلون گسترش یافت. دوپونت در اندیشه و اقدام ساخت ماده‌ای برای ابریشم مصنوعی بود. آنان می‌دانستند که بازار برای تهیه جوراب ابریشمی با درخواست خرید فراوان و عرضه نسبتاً کم ابریشم، جوراب تهیه شده ابریشمین گران تمام می‌شود. از این رو به فکر ابداع و اختراع ماده‌ای افتادند که خواص ابریشم را داشته اما بهاء آن مناسب باشد. سرانجام پس از چندین سال تحقیق کاروترزوتیم او تقریباً ماده موردنظر و دلخواه را کشف کردند. 
در ۱۹۳۰ کاروترز و جولیان هیل، دستیارش پلی‌استر را کشف کردند. رفته رفته با تلاش‌های همه‌جانبه کار ساخت ابریشم مصنوعی که همان نایلون باشد، عملی و اقتصادی شد. چه در ۱۹۳۴ دونالد کافمن، دستیار دیگر کاروترز نخستین لیف نایلون را به‌دست آورد و سرانجام در ۱۹۳۵ نایلون عرضه و نخستین جوراب نایلونی ساخته و در ۱۹۳۸ بافته نایلونی وارد بازار ایالات متحده آمریکا شد و در ۱۹۴۱ شصت میلیون جفت جوراب نایلونی فروخته شد. در جریان جنگ جهانی دوم، چتر نجات، چادرهائی برای حفظ سربازان از پشه مالاریا، ریسمان و دیگر لوازم و وسایل را از نایلون ساختند. 
امروزه نایلون را از سوراخ‌های ریز دستگاه‌های مخصوص تولید الیاف نایلونی می‌گذارنند و با این روش نخ‌های نایلونی ظریف و نازک را از نوردها بیرون می‌کشند که نخ‌های بسیار سختی می‌باشد. چه پاره‌ای از نخ‌های تولیدی نایلون را که با روندها و شیوه‌های خاص به‌دست می‌آوردند تقریباً به استحکام هموزن خود با فولاد می‌باشد. از نایلون مسواک، آلات موسیقی، بادبان، تور ماهیگیری، فرش ماشینی و دیگر وسایلی که با استحکام و با وزن سبک باید باشد می‌سازند.

شنبه 16/6/1392 - 23:36 - 0 تشکر 640877

کنف


گیاهی بوته مانند و دارای ساقه های پوشیده از خار است منشأ اصلی آن نواحی مختلف آفریقا ذکر شده است از دانه آن روغن خوراکی استخراج و از الیاف آن محصولات مختلف منجله کاغذ گونی و چتائی و ... تهیه می شود.
کنف گیاهی است دو لپه و گلدار یکساله با ریشه های متراکم و عمیق و سفید رنگ ، ساقه این گیاه نسبتاً علفی و اکثراً بدون انشعاب و ارتفاع آن از یک تا 4 متر تغییر می کند. ارتفاع متوسط ساقه کنف بین 4/2 تا 6/3 متر است. برگهای کنف متناوب بادمبرگی نسبتاً بلند، رگبرگهای پنجه ای و برگها ساده یا پنجه ای است که هر دو نوع برگ ممکن است روی یک بوته وجود داشته باشد. برگها دارای لبه های دندانه دار بوده و در سطح برگ و ساقه کرکهای ریزی وجود دارد. گل بصورت منفرد نسبتاً بزرگ در روی ساقه در نقطه بین برگ و ساقه قرار دارد. گل کنف کامل و منظم میباشد. کاسه گل از 5 کاسبرگ که در قاعده کم و بیش به یکدیگر چسبیده اند و جام گل از 5 گلبرگ غالباً متقارن که در قاعده پیوسته هستند تشکیل یافته است. کاسه گل دارای کاسچه (کاسه فرعی) که باریک و معمولاً دارای 8 لوب میباشند. جام گل زرد ولی در وسط بنفش رنگ است و گلبرگهاسه تاچهار برابر بلندتر از کاسبرگها می باشد. نافه که از تعداد بسیاری پرچم تشکیل یافته است. مادگی فوقانی از 5 برچه پیوسته تشکیل یافته و تمکن آن محوری است. تخمدان 5 خانه ای مجزا و در هر خانه دو ردیف تخمک واژگون (آناتروپ) قرار دارد. میوه کنف کپسول لوکولیسید، تخم مرغی شکل، نوک تیز کرک دار و اندازه آنها تقریباً برابر نصف کاسبرگ است. هر کپسول دارای 5 برچه است. که در داخل هر برچه حداقل یک دانه وجود دارد. دانه ها به رنگ سیاه و خاکستری و در داخل هرکپسول حدود 18 تا 20 دانه وجود دارد.این گونه دارای چهار واریته به قرار زیر می باشد :
(1) Hici var. Viridis (2) H.c.var.vulgaris
(3) H.c. var purpurea (4) H.c. var sinplox
از ارقام مهم کنف می توان از کوبا 108 و کوبا 2032 ، کوبانو ، مصری ، اورگلاید ، فلوریدا ، رودزین و سودان تر ادیف نام برد.

شنبه 16/6/1392 - 23:36 - 0 تشکر 640878

برای اگاهی از تاریخ پیدایش صنعت ریسندگی و بافندگی بایستی به همراه باستانشناسان و محققین به درون غارها برویم و از روی اثار بازمانده از قرون و اعصار پیشین و بازیافته های باستانی به واقعیتها و اطلاعاتی دست یابیم . اما افسانه های ملی ایران نیز با همه ابهام و ایهامی كه دارند حقایقی را نیز به ما منتقل می كنند. شواهد و قراین موجود حاكی از ان است كه صنعت نساجی در حدود 3000سال قبل از میلاد مسیح در ایران شروع شده و نشانه های مربوط به ان ضمن كاوشهای باستان شناسی در شوش به دست امده است. تا زمان روی كار مغولان نساجی همیشه یكی از صنایع پر رونق ایران بوده وبه علت پر مصرف بودنش در همه ادوار تلاش شده است تا كشور ما در زمینه تولید ان حالتی خود كفا داشته باشد و افزون بر این اسناد ومداركی كه موجود است ثابت می كند كه در مقطعهایی از تاریخ منسوجات ایرانی جنبه صادراتی قوی هم داشته و قدرتمندان از هر وسیله ای بهره میگرفتند تا صنعت نساجی را رونق بخشند .
پس از حمله مغولان به ایران؛ همپای تغییرات متعددی كه در زندگی ایرانیان به وجود امد به دلیل انكه مغولان خراج گذار دولت چین شمالی بودند و اصرار به رواج كالا های چینی در متصرفات خود داشتند منسوجات چینی در ایران رایج شد.به دلیل تنوع رنگ و ارزان بودن قیمت پارچه های چینی مصرف كنندگان استقبال خوبی از انها به عمل اوردند.تولید كنندگان داخلی نیز به جای انكه به بهبود كیفیت تولیدات محصولات خود بپردازند شروع به پایین اوردن قیمت تولیدات خود كردند تا بتوانند از نظر قیمت با بازار انها به رقابت بپردازند و عده ای نیز خواسته یا نا خواسته از گردونه تولید ورقابت خارج شدند.پس از به قدرت رسیدن صفویان با وجودی كه تلاش هی گسترده ای برای احیای صنعت نساجی شد.اما به دلیل تغییر روحیه مصرف تولیدات بیشتر به پارچه های گران قیمت نظیر زری،مخمل و پارچه های ابریشمی گران قیمت منحصر شد و كماكان باتوجه به تلاشی كه دولت صفویه در جهت گسترش تجارت خارجی داشت پارچه های ارزا قیمت مورد نیاز طبقات عادی اجتماع توسط بازرگانان خارجی از كشورهای دیگر وارد می شد.
در سالهای بعد از سقوط دولت صفویه،كریم خان زند هنگام فرمانروایی خود به فكر احیای صنایع بومی وسنتی كشور ،ازجمله نساجی افتاد و در این رابطه كوشید تا بر خلاف پیشینیان خود كه عادت به لباس های تجملی داشتند لباسهای بسیار ساده بپوشد .در دوران بعد از كریمخان زند كه امیركبیر پای بر عرصه مدیریت كشور نهاد ،برحسب معاهده تجارتی كه با سایر كشورها بسته شده بود از امدن اجناس انها به ایران جلوگیری نكرد.ولی در عین حال جنس خارجی را مردود می دانست و متاع ولباس مملكت خود را برتن می كرد.قبل از امیركبیر،لباس سربازها از ماهوت انگلیسی تهیه می شد ولی برای تعالی رشد و توسعه داخلی دستور داد كه لباس نظامیان از چوفای پشمین مازندران تهیه شود. در زمان امیركبیر شالهای دستی كرمانی به قدری عالی بافته می شد كه با شالهای كشمیری رقابت میكرد.در ان زمان سردوشی های نظامیان را از اتریش می اوردند،كه یك روز یك سردوش زیبا توسط یك خانم به نام بانو خورشید دوخته شد به قصر امیر رسد و ایشان ان را پسندیدند و ان را مورد نشویق قرار دادند واعلام كردند كه امتیاز تهیه سردوش را به مدت5سال به این خانم واگذار نمایند.وی دستور داد برای او كارگاه و ابزار كار ایجاد شود و شاگردان زیاد در خدمت او بگمارند تا سردوشی های مورد نیاز ارتش را تهیه كند.در زمینه نساجی كارهای بسیاربزرگی انجام داد كه از ان جمله ایجاد صنایع نوین در ایران بوده است در زمینه نساجی یك كارخانه بزرگ نخریسی و یك كارخانه بزرگ چلواربافی در تهران و چند كارخانه حریر بافی در كاشان و یك كارخانه ریسندگی در ساری راه انداری نمود.
زمانی كه سیدداوود جان برای استخدام تعدادی معلم به اتریش رفته بود،خطاب به وی نامه ای نوشت:ماهوت زیاد به مصرف لباس های ایرانی می رسد ولازم است كه ماهوتسازی را از اهالی اینجا یاد بگیرند تا این صنعت در ایران نیز مستحكم شود و جایگاه خودش را پیدا كند.لذا2نفرماهوت ساز بسیار ماهر كه ماهوت بسیار خوب بسازند معرفی شوند و نمونه ای نیز از اسباب و الات كارخانه ماهوت سازی را با خود بیاورند كه اینجا ساخته شده و مشغول ماهوت سازی می شوند .
امیر در این دوران دستور داد به جای شال كشمیری كه سود حاصله به جیب دیگران عاید می شود شالی ببافند كه منصوب به امیر نمایند واهل كرمان شالی بافتند كه قیمت ان به طاقه ای یكصدوشصت تومان رسید و طاقه شال معمول ومتداول چیزی درحدود سی یا چهل تومان قیمت داشت.
زمامداری امیركبیر بسیار اندك وكوتاه بود،كه این مساله باعث شد نه تنها راه او ناتمام ماند بلكه انچه رشنه بود نیز پنبه شد .چرا كه بعد از رحلت امیركبیر دیگر به ان ترتیب كار نمی كردند وشال نمی بافتند. این مساله باعث شد كه سیل واردات منسوجات به طرف بازارها سرازیر شود و برای انكه حداقل توانسته باشند حمایتی از صنعت نساجی داخلی داشته باشد.،در جلسه مجلس شورای ملی طرحی اریه شد كه در ان كارمندان دولت موظف شدند هر چه برای لباس خود تهیه می نمایند از منسوجات و مصنوعات داخلی و وطنی باشد. در مساعی این طرح استفاده از منسوجات داخلی برای دوخت لباس نظامیان كاركنان شهرداری و دانش اموزان مدارس به مرحله اجرا گذاشته شد این طرح طی سالهای متمادی و تاسال1337نیز ضعف وقوت داشت اما پس از سال1342حمایت از صنایع داخلی بطور كل به دست فراموشی سپرده شد و اگرچه تلاشها و كوشش هایی در این رابطه به عمل امد تا شعار ایرانی جنس ایرانی بخر را بر سرزبانها بیاندازند اما حركت حالتی فرمایشی و مقطعی داشت و انچنان كه لازم بود از ان پیگیری به عمل نیامد لذا نتایج محسوسی از این طرح به دست نیامد.در كتاب معروف ایران از اغاز تا اسلام به تالیف پروفسور گیریشمن دانشمند وایران شناس معروف،ابراز شده است تاریخ هجاری نقوشی كه به3000سال قبل از نیلاد مسیح می رسد وپادشاه لولوبی كه یكی از حكام بخر ایران بوده است با لباس كوتاه بر تن و كلاهی مدور برسر نشان میدهد،به این معناست كه در ان زمان از پیدایش فن ریسندگی و بافندگی زمانی دراز شاید چیزی حدود چند هزار سال گذشته بود. بی شك بافته های اولیه به صورت شالی بردوش افكنده می شد و با بند یا چیزی شبیه طناب در ناحیه كمر بسته می شد كما اینكه هم اكنون هم در بیت قبایل غیرمتمدن و بدوی افریقا تنپوشی به همین شكل رواج دارد كه عموما یك اندازه و یك شكل است و دوخت در ان نقش عمده ای ندارد . همچنین وجود پرز و شرابه بر لباس مذكور نشان می دهد كه تنوع در بافت پارچه و تفكیك پارچه به نوع پشمی وغیر پشمی وهمچنین به كارگرفتن تزیینات مخصوص (شرابعه) در ان زمین معمول بوده است به همین جهت كاملا می توان پذیرفت كه صنعت نساجی و پوشاك در ان محدوده زمانی،عمد نسبتا جوانی را پشت سر گذاشته و به مرحل كمال رسیده بود.بلاخص كوتاهی و بلندی لباس ها را می توان به عنوان نوعی مد اختصتصی پذیرفت و همین مساله نیز به نوبه خود گویای واقعیت تكامل در امر بافندگی پوشاك است . با همه این تفاسیر می توان نتیجه گرفت كه كه اغاز كار ریسندگی و بافندگی در ایران به حدود هشت تا ده هزارسال قبل از میلاد مسیح بر می گردد.

شنبه 16/6/1392 - 23:37 - 0 تشکر 640879

همچنین میتوان به كشفیات سیلك بر روی ظروف گلی بدست امده كه تصویر پروفسور گیریشمن قدمت انرا به پیش زا قرن هشتم قبل از میلاد مسیح تخمین می زند.در مورد تصویر انسان نقش شده بر روی ظروف گلی پیدا شده ودر سیلك در كتاب ایران از اغاز تا اسلام توضیحاتی داده شده است،كه تصویر انسان بر روی ظروف گلی قدیمی تر از یونان است كه نیم رخ انسانی را در قرن هشتم قبل از میلاد نشان می دهد.این دانشمند در تعریف نقوش حك شده بر روی ظروف گلی سیلك می نویسد :در ظروف سیلك تصاویری از مردان كه پیاده می جنگند و دارای كلاه خود و نیم تنه كوتاه وچسبان هستند نقش شده و همچنین بر روی یك مهراستوانه ای نیز تصویر جنگاوری بر پشت اسب منقوش است كهبا غولی می جنگد.وكفشهای نوك بر گشته پوشیده است.
دانشمند دیگر ایران شناس بنام رنه گووسه نیز بیان می كند كه لباس های مردم اولیه ایران بیشتراز مجسمهایی شناخته می شود كه در حفاری های مختلف پیدا شده ونوع لباس را مشخص كرده است.قدیمیترین مجسمه ی انسانی در فلات ایران پیدا شده است،این مجسمه كوچك بوده و متعلق به 4200سال قبل از میلاد مسیح می باشد لباس این مجسمهدر كاشان به دست امده است.این لباس از پارچه ای است كه به صورت لنگ و كمر بسته شده است.وجوداین پارچه خود دلیل ان است كه ساكنین ان روزگار فلات ایران از پوست حیوانات به طور طبیعی استفاده نمی كردند بلكه از پشم پارچه هایی می بافتند .
در غار كمربندی در نزدیكی بهشهر (مازندران)وسایلی بدست امده است كه قدمت ان به چیزی حدود 6000هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد این وسایل نشان می دهد كه ریسندگی نخ از پشم گوسفند و موی بز در ان زمان متداول بوده است .
اولین پارچه ی بافته شده در ایران به 4000هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد كه در حفاریات شوش بدست امده است از یك تیغه ی مسی كه با سفال های عهد اول در شوش بدست امده است كه معلوم می كند كه در دوره ی تمدن شوش (4500سال قبل از میلاد مسیح)بافتن پارچه معمول بود و فن پارچه بافی یا توجه به ظرافت پارچه ها كمال را طی كرده بود و قسمت هایی از این قطعه پارچه هم اكنون در موزه های لووروبافلو موجود است .
از یك میله فلزی در تپه حصار دامغان با اثار دیگری متعلق به 3000سال قبل از میلاد به دست امده است كه این میله مخصوص ریسندگی بوده و نخ های نازك با ان می تابیدند. این میله نشانه پیشرفت ریسندگی در ان زمان می باشد . اخیرا نیز ایران در كشفیات خود كه فسمتی از ان روشنگر دوران ما قبل از اریایی است بقایای دوك هاو سنگ هایی به دست امده است كه نشان میدهد رسندگی در دوره ی افسانه ای ایران معمول بوده است و اسباب و لوازم داشته است.درحدود2700سال پیش از میلاد مسیح بافندگی ظریفتر در فلات ایران معمول شد و ظرافت پارچه های این دوره به خوبی می تواند به ما ثابت كند كه دوره نسبتا طولانی بافندگی به منظور پوشانیدن تن به پایان رسیده و ابتكار و ذوق بیش از احتیاج رواج پیدا كرده بود.
بدین ترتیب از روی اكتشافات قابل استناد تاریخی و باتوجه به انچه از نوشنه های محققین و تحقیقات و ایران شناسان نقل شده است می توان پذیرفت كه در ان دوران انسانهایی بوده اند كه به فن ریسندگی وبافندگی دست پیدا كردند و از این فن بهره برده اند كه این مساله از حدود10هزارسال پیش از میلاد مسیح بوده است .در ان زمان از پشم گوسفند و بز برای بافتن پارچه استفاده می كردند.
همچنین سیری اجمالی در شاهنامه حكیم ابوالقاسم فردوسی نشان می دهد كه پیشدادیان نخستین ایرانیانی بوده اند كه كار ریسندگی و بافندگی و خاصه دوخت به انان منسوب بوده است.با استناد به بحث باستانی ایرانی به این واقعیت تردیدی نیست كه رشتن نخ از پشم حیوانات و بافتن پارچه و فراهم اوردن فرش از پشم ونخ از زمان پادشاهان پیشدادی در ایران معمول گردیده و به این ترتیب راه كمال را طی كرده است. نویسندگان كتابهای تاریخ طبری و نوروزنامه بر این مساله متفق القول هستند كه پیشدادیان سراغاز بافندگی و پوشاك بوده اند.
اولین كارخانه در زمینه نساجی پشمی با حمایت دولت و همكاری بخش خصوصی در سال1304تاسیس گردید.متعاقب ان شهرهای یزد،كرمان وكاشان و استانهای خراسان،مازندران،گیلان . اذربایجان نیز دارای كارخانجات مختلف صنعتی نساجی شدند. قبل از جنگ جهانی دوم حدود4كارخانه نساجی در رشته های مختلف پنبه،پشم،ابریشم وكنف در كشور مشغول به فعالیت بودند كه تولید انها به حدود 60میلیون متر در سال می رسید.از مجموعه كارخانجات این دوره 4واحد با سرمایه دولت تاسیس گردیده بود.انگیزه اصلی این كار،صنعتی كردن كشور و گسترش صنایع نساجی و ترغیب و تشویق سرمایه داران بخش خصوصی به فعالیت جهت ایجاد واحدهای ریسندگی و بافندگی در این دوره بود .رشد صنایع نساجی در سال های 1320تا1332به اوج خودش رسید و به همین جهت پارچه های خارجی در بازار ایران جولانگاهی یافتند.و ارز فراوانی را از مرز خارج كردند .
صنعت نساجی در دوران جنگ جهانی دوم با شكلات عدیده ای روبرو بود. از قبیل فرسودگی ماشین الات ،كمبود قطعات یدكی،عدم امكان ورود لوازم یدكی و مواد اولیه مورد نیاز ،مسایل كارگران وغیره از عمده این مشكلات بود ‍؛با اینكه درامدهای سر شاری عاید صاحبان كارخانه ها می گردید ،اما سرمایه گذاری و اصلاح وتوسعه لازم در این صنعت به عمل نیامد. علی رغم مشكلاتی كه از لحاظ كاهش منابع ارزی و سرمایه های عمومی در طول برنامه عمرانی اول متوجه صنایع نساجی شد و بخش خصوصی پابپای اقدامات درستبه ترمیم نقایص و اصلاح ماشین الات پرداخت،تا جاییكه وضع كارخانه های موجود با یك تغییر و تحول اساسی روبرو گردید و كارخانه های نساجی پنبه ای از30واحدبه41واحد ئ تعداد دوك های ریسندگی و ماشین های بافندگی به ترتیب تا 33584و4437واحد افزایش یافت.
قبل اجرای برنامه عمرانی اول در كشور كارخانه های دولتی پارچه بافی كه در سطح كشور مشغول به فعالیت بودند عبارت بودند از:كارخانه نساجی بهشهر،كارخانه حریر چالوس،كارخانه گونی بافی قایمشهر وكارخانه نساجی قایمشهر .قبل از انقلاب به دنبال بررسی هایی كه صورت گرفت كارخانه چیت سازی تهران نیز با سرمایه دولت و با ظرفیتی معادل 10000دوك ریسندگی و304دستگاه ماشین بافندگی تاسیس شد و به این ترتیب تعدادكارخانه های دولتی به 5 واحد رسید این مساله در طول اجدای برنامه اول بود.در برنامه عمرانی دوم قبل از انقلاب با دیگر توسعه صنایع نساجی مورد توجه قرار گرفت.در اغاز این برنامه كه در سال1334بود اعتباری به مبلغ 3میلیارد ریال به این منظور اختصاص داده شد.از محل این اعتبار نوسازی كارخانجات نساجی بهشهر و قایمشهر انجام گردید و تولید 2واحد نامبرده به این ترتیب از 5میلیون متر و17میلیون متربه24میلیون متر و30میلیون متر در سال افزایش یافت و متعاقب ان این اقدام با سرمایه گذاری مجدد حجم منسوجات تولیدی كارخانه چیت تهران نیز از5میلیون متر به36میلیون متر رسید و كارخانه جدیدی با ظرفیت 25میلیون متر تولید سالیانه در قایمشهر تاسیس شد.كارخانه گونی بافی دیگری نیز با ظزفیت تولید 7میلیون متر در همدان تاسیس گردید.در پایان برنامه دوم مذكور جمعا 75كارخانه بافندگی پنبه ،الیاف مصنوعی ،پشم ،ابریشم و كنف در نقاط مختلف كشور موجود بود. لیكن همه انها در طول برنامه كار فعالیت نداشتند به این معنی كه گروهی تعطیل و گروهی نیز با ظرفیت جزیی مشغول به كار بوده اند .
در پایان برنامه دوم بحث تولید در مقایسه با ابتدای برنامه به میزا ن قابل توجه ای افزایش یافت.یعنی تولید پارچه های نخی از 62میلیون متر تولید محصولات كنفی از 2000هزار تن به دو برابر رسید .از سال 1314به بعد تولید منسوجات پشمی ونخی سیر صعودی داشت تا انجا كه در سال 1345ایران از ورود پارچه های نخی بینیاز شد و در همین سال دو سوم پارچه های پشمی و پتوی مورد نیاز مردم از طریق منابع داخلی و یك سوم بقیه از خارج تامین گردید.در سال1348جمعا 11كارخانه با سرمایه ای معادل 8/1445میلیون ریال ایجاد گردید كه از این مبلق 5/933میلیون ریال صرف تهیه ماشین الات شدونیز تعداد 826نفردر واحدهای مذكور اشتغال یافتند.طی این سال ها 62كارخانه بزرگ نخی و15كارخانه پشم بافی در نقاط مختلف كشور كار فعال انجام می دادند.تعداد خیلی زیادی نیز واحد های نساجی نخی وپشمی كوچك بودند كه در كشور فعالیت داشتند كه بیشتر انها در اصفهان و تهران و یزد استقرار داشتند. 
از مهمترین نكات دیگر در این دوره اموزش كارگران شاغل و ایجاد مدارس حرفه ای و دانشكده های مخصوص این رشته كه در مورد دوم دانشكده صنعتی امیر كبیر (پلی تكنیك تهران)ربایت در شمار مهمترین مركز اموزش صنایع نساجی به خصوص رنگرزی به حساب آوردسال سوم: کنف.برای آنکه کنف محصول کافی تولید نماید با توجه به شرایط آب و هوایی و نوعی که کاشته می شود لازم است از کود های شیمیائی بویژه ازت و فسفر و پتاس به مقدار مورد نیاز استفاده شود.برای استفاده بیشتر گیاه از مواد فسفره و پتاس بهتر است این دوماده را قبل کاشت و به وسیله دیسک در عمق 4 یا 5 سانتی متری خاک قرارداد.لیکن اگر کود ازته (اوره) دردو مرحله و به صورت سرک به زمین اضافه شود نتیجه بهتر خواهد بود. مرحله اول پخش کود ازته همزمان با تنک کردن بوته های اضافی و مرحله دوم 30 روز بعد از مرحله اول است. هر گاه کنف به منظور تولید بذر کاشته شود مصرف بیش از حد مورد نیاز ماده ازته سبب دیرسی گیاه و علفی شدن آن گردیده و به ورس ساقه کمک می کند.در شمال میزان کود شیمیائی به قرار زیر است ازت 100 کیلوگرم در هکتار ، فسفر 60 کیلوگرم در هکتار و پتاس 30 کیلوگرم در هکتار.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.