آداب غذا خوردن
امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود:
از لقمه بسیار داغ و سرد نخور و قبل از هر خوردن و آشامیدن بدینگونه دعا كن:
أللّهُمَّ انّى أسْألُكَ فى أكْلى وَشُرْبى السَّلامَةَ مِنْ وَعْكِهِ والْقُوَّةَ بِهِ عَلى طاعَتِكَ وَذِكْرِكَ وَشُكْرِكَ فیما بَقَّیْتَهُ فى بَدَنى، وأنْ تُشَجِّعَنى بِقُوَّتِها عَلى عِبادَتِكَ، وَأنْ تُلْهِمَنى حُسْنَ التَّحَرُّزِ مِنْ مَعْصِیَتِكَ، فَانَّكَ إنْ فَعَلْتَ ذلِكَ أمِنْتُ وَعْكَهُ وَغائِلَتَهُ «3».
«پروردگارا! از تو مىخواهم در خوردن و آشامیدنم، سلامت از مرض قرار بده و بر طاعت و ذكر و شكرت از آن غذا مرا قوت و یارى ده و از قدرت غذا شجاعت در بندگى به من كرامت كن و راه پرهیز از گناه را به من بنمایان، چون بدینگونه در حقّم عنایت كنى از مرض و فساد و افتادن در مهلكه در امان خواهم ماند».
در اسلام سفارش شده كه غذا را پس از بدست آوردن از راه حلال فقط براى خود نخواهید، با غذاى خود مهمان، مسكین، اسیر، فقیر، یتیم، بیوهزن و درمانده را نیز رعایت كنید كه خداوند دست فراوان را بر سر سفره دوست دارد.
عَنِ الصّادَقِ علیه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّه صلى الله علیه و آله: الطَّعامُ اذا جَمَعَ أرْبَعَ خِصالٍ فَقَدْ تَمَّ.
اذا كانَ مِنْ حَلالٍ، وَكَثُرَتِ الْأیْدى، وَسُمِّىَ فى أوَّلهِ وَحُمِدَاللّهُ فى آخِرِهِ «4»:
«امام صادق علیه السلام از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل مىكند: وقتى چهار برنامه در طعام باشد آن طعام كامل است:
از حلال به دست آمده باشد، خورندهاش زیاد باشد، در ابتدایش بسم اللّه و در پایانش حمد حضرت حق باشد».
در روایات سفارش زیاد شده كه سفره غذا را روى زمین پهن كنید؛ زیرا به تواضع نزدیكتر است، هرگاه براى پیامبر صلى الله علیه و آله طعام مىآوردند، آن حضرت سفره را روى زمین مىچید.
دوازده خصلت در سفره غذا
امام صادق علیه السلام از پدرانش، از حضرت مجتبى علیه السلام نقل مىكند:
در سفره غذا دوازده خصلت هست كه هر مسلمانى واجب است بداند، چهار خصلت آن فرض و چهار خصلتش سنت و چهار دیگر ادب است:
اما فرض آن: شناخت غذا كه از كیست و براى چیست و رضا به عنایت صاحب غذا كه حضرت حق است و بسم اللّه و شكر.
و آن چهار سنت عبارت است از: وضو قبل از طعام و نشستن بر جانب چپ و خوردن با سه انگشت و لیسیدن انگشتان.
و اما ادب: خوردن از آنچه پهلویت در سفره قرار دارد، كوچك گرفتن لقمه، جویدن حسابى و كم نظر كردن به صورت مردم «5».
معرفت به غذا در قرآن
مسئله معرفت به غذا كه راهنماى بسیار مهمى به جانب خالق غذاست در روایات و اخبار زیاد سفارش شده و این سفارش متكى بر یكى از آیات كتاب الهى است، آنجا كه مىفرماید:
[فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ] «6».
پس انسان باید به خوراكش با تأمل بنگرد.
نظر یك دیدن و بررسى علمى است و با رؤیت فرق دارد، حالات زیر در قلمرو نظر است.
باید توجه داشت این غذا از راهى بدست آید حلال، نه حرام تا همه به یكدیگر اعتماد داشته و در نتیجه امور اجتماعى، به ویژه بازرگانى به هرج و مرج نیفتد.
باید نظر كند این غذا كه از موادّ چربى و قندى و سفیدهاى درست شده، چگونه بدل ما یتحلل مىشود و در معده و رودهاش چه مىكند و چرا او را از فساد و تباهى و لاغرى نجات مىدهد و چه مىشود كه یك قسمت از آن ناخن و یكجا مو و جایى به مصرف گوشت و استخوان مىرسد، خون مىشود، رگ و پى و چشم و گوش و... مىشود، خلاصه این كه مسلمان باید با شرایطى به علم فیزیولوژى و معرفة الاعضا وقوف حاصل كند.
انسان باید نگاه كند به غذایش، یعنى باید هنگام غذا خوردن به خوراك خود چشم بدوزد تا به سوء هاضمه دچار نشود.
به غذاى خود بنگرید تا هستهاى و مویى و اجزایى غیر قابل اكل در میانش نباشد.
به طعام نگاه كنید تا مهمان ناراحت نشود و به رغبت مشغول خوردن باشد.
بنگرید، شما چه مىخورید و همسایه گرسنهتان چه خورده، آیا اینجا از كثرت نوع غذا نمىدانید چه انتخاب كنید و آنجا از قلت غذا در فكر است جواب عیال و كودكان خود را چه بدهد؟
به غذاى خود نظر كنید ببینید وضع طبخ كشورتان چگونه است، برداشت برنج و محصول گندم و احوال صادرات و واردات چگونه مىباشد؟
به غذاى خود نظر كنید كه از چه تركیب شده، چه اعمالى انجام مىدهد كه بخورد شما مىرسد و با ساختمان بدنتان سازگار است، خلاصه از علم فیزیك و دانش شیمى و دانستنىهاى بیولوژى بىبهره نمانید.
باید توجه داشت آب و خاك و خورشید چگونه در خدمت تهیه غذا دست كمك به یكدیگر دادهاند.
چگونه و چرا فصلى به نام بهار بیدار مىشود و براى تهیه غذا بیشتر از ایام دیگر بهره مىرساند.
به غذایتان بنگرید كه گاه كمبود یك عنصر از آن «كلسیم» باعث تغییر شكل اندام مىشود، كار دختران را هنگام زایمان به جراحى مىكشاند و كمبود عناصر دیگر نیز هر كدام اثر مخصوصى بر بدن دارند.
آیا غذایى كه مىخورید سبب طول عمر و شادابى است یا اثر سویى بر بدن دارد؟
تأثیر غذا بر جوارح و جوانح
درباره موریانه نوشتهاند كه:
چون كمبود نفرات در یكى از قسمتها (سرباز، انباردار، نظافتچى) مشاهده كند با دادن غذاى مخصوص همان عده به وجود مىآیند و امروز این فرضیه مطرح است كه آیا بشر مىتواند با غذا به دلخواه خود فرزندانى هوشیارتر، شجاعتر به وجود آورد؟
اما در اسلام این موضوع حل شده و سابقه چهارده قرنى دارد كه انسان مىتواند با انتخاب بعضى از غذاها اوصاف مخصوصى براى فرزندان خود در نظر بگیرد.
نوع غذا با طول قامت نسبت و اثر مخصوص دارد، در ممالك اسكاندیناوى كه اندامها بلندتر شدهاند، این مسئله را پذیرفته و هم چنین بر روى اشخاصى كه در یك محل مجاور یكدیگر بودهاند (در مدرس از شهرهاى هندوستان) بر روى سیكها و پاتانها آزمایش به عمل آمده و سرانجام علّت غایى بلندتر بودن قد سیكها را تغذیه مخصوص آنها دانستهاند.
آدمى را غدد كوچكى است كه اثرات بزرگى دارند، یكى از آنها تیرویید است كه اگر خوب كار نكند شخص كودن و خمود بوده، به گوشهنشینى و عزلت رغبت مىكند و به نظافت خود نمىپردازد و در نقاطى كه آب و غذایشان یُد ندارد این ابتلا پیش مىآید.
هر غدهاى اثر مخصوصى داشته و اعمال چندى از بدن با آنهاست و چون مىتوان بر هر كدام از غدد و اعصاب به نوعى به وسیله غذاى مخصوصى اثرى گذاشت، لذا غذا اثر غیر قابل انكارى بر شخصیت و دگرگونى آن دارد.
خلق و خوى بىارزش هیتلر را كارشناسان تغذیه و روانپزشكان از افراط در خوردن شیرینىجات دانسته و در كتابهاى چندى كه درباره زندگى وى نوشتهاند، مانند ظهور و سقوط رایش سوم و مذاكرات محرمانه هیتلر و... به علاقه بىحد و حصرش به شیرینى اشاره گردیده است.
مىدانیم رژیم قندى نامبرده ذخایر ویتامینى گروه ویتامینهاى «ب» را از بین برده و در نتیجه با انهدام عناصر آرامبخش اعصاب كه قسمتى از آن ویتامینهاى گروه ب هستند، شاید علت هیجان و ستیزهخویى وى بوده باشد.
ایوان مخوف «ایوان چهارم» تزار روسیه كه در كودكى به بزرگوارى و انصاف معروف بود، پس از رسیدن به قدرت بتدریج به عدم تعادل روحى و خونخوارى دچار گردید و علّتش را چنین دانستهاند كه در كودكى با از دست دادن پدر كه سرپرستش بود، تغذیه ساده و متناسبى داشت و پس از كسب قدرت با افراط در غذا بویژه شیرینىجات و مواد چرب آن چنان شد كه در چهل سالگى آثار پیرى در او ظاهر گشت و روز به روز بر بىرحمى و خونریزیش افزوده شد تا آن گاه كه پسر خود را به قتل رسانید به بهانه این كه چرا از همسر خود در برابر پدرش «ایوان» كه لباس او را جلف خوانده دفاع نموده است و بالاخره در پنجاه و یك سالگى وفات یافت و نظایر مشاهیر فوق كه هر كدام به علت تغذیه نامناسب موجبات ناراحتى اجتماع و خود را فراهم كردهاند، فراوان بودهاند.
[فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ] «7».
پس انسان باید به خوراكش با تأمل بنگرد.
به غذاى خود بنگرید كه اگر مىخواهید بخندید محرك آن در غذاست (با خوردن زعفران و...)، اگر طالب اشك ریزش هستید (با خوردن عدس و...)،
مىخواهید غمتان برطرف شود (انگور شیرین و...)، مایلید روح شجاعت داشته باشید (خربزه شیرین و...).
به غذاى مخصوص كودكتان بنگرید كه اثر آن بر روحیه وى قطعى است، اگر مرتب غذاى حرام و نجس به او داده شود در اخلاق و صفاتش اثر بدى مىگذارد، لذا مىتوان گفت تا حدى سعادت و شقاوت در انتخاب غذاست.
امروزه بعضى دردها را با غذا درمان مىكنند و در اروپا و آمریكا مراكزى به همین منظور وجود دارد و در قرآن است.
همسر حضرت ابراهیم به فرشتگان گفت: نازا هستم، اتفاقاً سخن از خوردن گوشت گوسالهاى كه بریان شده بود به میان آمد، باشد كه علم در دنیاى آینده چگونگى اثر گوشت گوساله را بر نازایى كه علّت مخصوصى دارد معین نماید.
به غذایتان بنگرید از لحاظ كمیت و كیفیت، توجه نمایید معده شما به اندازه چند دهان پر شده شما، باید فضا داشته باشد.
آیا حاضرید هر چه را بر یك سفره مىخورید، از نان، سوپ، كباب، برنج، دسر، شیرینى و غیره همه را قبلًا برداشته در ظرفى بریزید، چند دقیقه به آنها نگاه كنید، با ظرفیت معدهتان بسنجید و سپس مشغول خوردن شوید؟!
از لحاظ كیفیت نیز متوجه باشید نسج معده خیلى ظریف و لطیف و زودرنج است، آیا با ادویههاى زننده و انگل او را پر خواهید نمود؟
غذا در وضع چهره و زیبایى كه خواسته همگانى مىباشد مؤثر است، قبلًا گفته شده در میان همه خوبىها و نیكىها آدمى سعى مىكند دو تا را مقدم بر همه انتخاب كند: تندرستى و زیبایى و هر دو با غذا ارتباط دارند.
آمار دقیقى نشان داده كه 75 درصد مردم امریكا كه سنشان از پنجاه تجاوز مىكند به هفت یا هشت بیمارى مبتلا مىشوند كه سرچشمه آن بىنظمى و بىترتیبى در نوع غذاست، یعنى معدهشان همانگونه كه نبى گرامى صلى الله علیه و آله فرموده:
ألْمِعْدَةُ بَیْتُ كُلِّ داءٍ «8».
معده خانه همه دردهاست.
به غذا بنگرید كه اثر تغذیه در ازدیاد جمعیت دنیا و در نتیجه برخوردها و جنگها، یك اثر غیر قابل انكارى است.
اثر سوء تغذیه در مرگ و نابودى همه به ویژه كودكان قطعى است، كمبود غذا به طور انفرادى ناتوانى و مرگ و به طور دسته جمعى قحطى و مرگ را به دنبال دارد.
به عقیده بعضى پزشكان، حماقت و سفاهت علل تغذیهاى دارد و هم اكنون علم پزشكى به بیست و دو مورد ناهماهنگىهاى مغزى پى برده كه ریشه و عامل اصلىاش در تبدیل و استحاله غیر عادى مواد غذایى نهفته است.
شاید یك روز دانشمندى بتواند از كودكان عادى مردانى بزرگ بسازد، همان طور كه زنبورهاى عسل از یك تخم، به كمك غذاهاى مخصوص كه خود مىشناسند ملكه كندو را پرورش مىدهند.
انسان باید به غذایش بنگرد؛ زیرا لازم است بداند، چه باید براى تهیه غذا به منزل آورد و چگونه باید پخت، چگونه باید خورد، با كه باید خورد، در چه باید خورد، چه وضع باید خورد، با چه عضوى باید خورد، چه مقدار باید خورد و چه و چه...؟
انسان باید به غذایش آن چنان به واقعیت نظر كند و آن را مورد بررسى قرار دهد كه مطمئن باشد، غذاى را كه برگزیده است هم به درد جسمش مىخورد و هم بكار جانش مىآید و هم براى اجتماعش نافع است «9».
خوراك اندازه
پس از توجه به شرایط غذا، اینك لازم است به مسئله اندازه خورى كه در تعابیر شرع و طب و حكمت به عنوان كم خورى آمده است توجه كنید.
قرآن مجید در زمینه خوردن و آشامیدن آیه مهمّى دارد كه امیرالمؤمنین علیه السلام درباره آن آیه مىفرماید: همه طب در آن جمع است.
مراعات دستورى كه در آن آیه است، در صدر اوّل اسلام به وسیله مردم، باعث شد كه بسیارى از امراض معالجه و از هجوم بسیارى از امراض پیشگیرى شود.
وضع سلامت مردم آن چنان شد كه وقتى یكى از بزرگان به عشق پیامبر صلى الله علیه و آله طبیبى به مدینه فرستاد تا مردم را معالجه كند، از این كه خیلى كم به او مراجعه مىشد، نزد پیامبر صلى الله علیه و آله شكایت برد، حضرت بر اساس آن آیه فرمودند، من به مردم گفتهام تا گرسنه نشدهاند دست به غذا نبرند و تا سیر نشدهاند دست از غذا بكشند، این است كه در میان مردم مریض كم است، عرضه داشت: شما تمام طب را در همین دستور خلاصه كردهاید و آن آیه این است:
[كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا] «10».
و بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید.
مىتوان گفت هر چه درباره غذا و تغذیه هست در چهار چوب این دو كلمه قرار دارند.
مرحوم ملا احمد نراقى رضوان اللّه علیه در «معراج السعّادة» در این زمینه جمله بسیار جالبى دارد:
حدّ اكل و شرب آن است كه طعام و شراب حامل این كس باشد نه این كس حامل آن. اگر انسان حامل بلكه حمّال خوردنىها و آشامیدنىهایش باشد اسراف كرده است «11».
خداوند بزرگ فرموده:
بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید، اگر با بىاعتنایى به دستور آسمانى، اسراف كردیم، با توجه به این كه نسبت به مقررات وضع شده از طرف صانع و خالق انسانها و دستگاه گوارش انسانها بىاعتنایى شده، نسبت به بزرگترین دستورهاى غذایى ممكنه بىاعتنایى گردیده و همه رنجها و دردها به سراغمان خواهند آمد كه تازه دانش روز توانسته است مكانیسم و این كه چگونه این عدم اعتنا درِ خانه رنجها و دردها را بر روى انسان خواهد گشود كشف نماید.
مگر نیست كه همه پزشكان و دانشمندان مىگویند: عمر ما همان عمر شرایین ماست و اگر رگهاى بدن بتوانند به همه قسمتهاى بدن خوب خون برسانند و خوب از عهده تغذیه اعضا برآیند، آدمى عمرى بسیار دراز خواهد داشت كه قسمت اعظم آن را دوران جوانى تشكیل مىدهد.
آنچه رگها را خراب مىكند در درجه اول بالا بودن كلسترل پلاسماست كه سابقاً زیادى كلسترل را در انحصار اختلال متابولیسم چربىها و در نتیجه رسوبشان در دیواره شرایین مىدانستند.
كسانى هستند همین كه سنشان به حدود پنجاه رسید، احساس اختلالاتى در بدن مىنمایند، سرگیجه، اختلال بینایى، سنگینى و خواب رفتگى اعضا.
اینها از هوش و حافظهشان گله مىنمایند و گاه نیز به علت دردسر یا به عنوان نا رسایى كبد مراجعه مىكنند و پزشك آنها را براى آزمایش كلسترل فرستاده و در صورت صحت تشخیص و بالا بودن كلسترل دستورهاى لازم براى مراقبت عروق خونى بیمار مىدهد.
در تمام اعضاى بدن ما به غیر از استخوانها و دندانها كلسترل وجود دارد و در غدد فوق كلیه و ماده سفید مغز از همه جا بیشتر و در خون تقریباً در هر لیتر 8/ 1 گرم مىباشد.
وجود كلسترل در اعضا یك عمل دفاعى و ضدّ سمى است و آزمایشها نشان داده است نسجى كه كلسترلش كم است دفاع آن در برابر سم مار كبرى 20- 30 مرتبه كمتر مىباشد.
كلسترل وسیله حمل و نقل اسیدهاى چربى است، كلسترل در حفظ تعادل آب بدن رل مهمّى دارد و...
كلسترل به مقدار زیاد در تخم طیور به ویژه اردك، مغز دل و قلوه وجود دارد، اینك با مختصر آشنایى نسبت به كلسترل به سه مطلب زیر در این باره توجه فرمایید.
1- اسیدهاى موجود در غذاها كه تمام اسیدهاى آلى مىباشند اهمشان از این قرارند: اسید استیك، اسید لاكتیك، اسید ستریك، اسید اكزالیك، اسید تارتاریك.
2- اسید استیك كم و بیش در تمام خوراكىها یافت مىشود.
3- كبد آدمى از اسید استیك كلسترل مىسازد.
با آن كه با توجه به همین سه قسمت هر چه را باید بدانید، دانستید و به اثر نامطلوب پرخورى در اعضا به ویژه در عروق توجه نمودید، باز گفته شود، كلسترل در مواردى كه زیاد نباشد مهم نبوده و باشد كه در قشر پوست جمع مىشود كه به شكل كیسههاى نرم «كیست سباسه» و یا برجستگىهاى كوچك زرد گزانتوم در روى پوست ظاهر مىگردد.
گاه كلسترل در كیسه صفرا جمع شده ایجاد سنگ كیسه صفرا مىنماید، ولى عواقب و عوارض خطرناك كلسترل همان رسوبش در روى جدار داخلى رگهاى خونى است كه از ابتدا تصلب و سختى جدار آنها را پیش آورده سپس سبب تنگ شدن مجارى گردیده، بعد جریان خون كند شده و بالاخره تغذیه بعضى بافتها به قدر كافى انجام نخواهد یافت كه در این حالت احتمال پیشآمد سكتههاى دماغى یا سكتههاى قلبى فراوان است.
در سال 1964 برابر با 1343 شمسى در جهان پزشكى كشفى به عمل آمد كه به واسطه اهمیت زیادش، به كاشف آن جایزه نوبل داده شد، به موجب این بررسى معلوم گردید: كبد آدمى از اسید استیك كلسترل مىسازد و آن را مستقیماً وارد خون مىكند.
چون اسید استیك كم و بیش در تمام خوراكىها یافت مىشود، مگر جز این مىتوان گفت؛ چون كلسترل تركیبى است از اسید استیك و این كلسترل است كه جدار رگها را آزرده مىسازد، لذا پرخورى است كه بیمارى تصلب شرایین و حمله قلبى و خلاصه مرگ را زودرس مىنماید، بر اساس این كشف، انسان هر چه كمتر غذا بخورد طبعاً میزان كلسترل خونش نیز كاهش مىیابد و عمر بیشترى خواهد كرد و چنانچه حضرت على علیه السلام فرموده:
چون گیاهان بیابانى كه كمتر تغذیه مىشوند محكم و ریشهدار و پابرجاتر است «21».
آرى، به فرموده وجود مقدس حضرت صادق علیه السلام در ابتداى روایت باب اكل: [قِلَّةُ الْأكْلِ مَحْمُودٌ فى كُلِّ قَوْمٍ لِأنَّ فیهِ مَصْلَحَةَ الْباطِنِ وَالظّاهِرِ]
كم خورى در هر ملّتى امر پسندیده و محمود است؛ زیرا مصلحت باطن و ظاهر آدمى در كمخورى است.
آثار كمخورى
كمخورى یا اندازه خورى مورث سلامت و معالج بسیارى از امراض است و همین عمل سبب طول عمر است و براى آنان كه عشق به بندگى حق و كار خیر دارند عاملى بس گران و برنامهاى بسیار پسندیده است.
آثار معنوى اندازه خورى آن قدر زیاد است كه باید درباره آن جزوهاى مستقل نوشت، در یك كلمه مىتوان گفت: اندازهخورى در صورتى كه از راه حلال باشد، زمینهساز تجلى نور حق و بسیارى از صفات مثبت در وجود انسان است و سعدى به همین معنا در «گلستان» اشاره كرده است:
اندرون از طعام خالى دار
|
| تا در آن نور معرفت بینى
|
|
|
|
عَنْ أبى جَعْفَرٍ علیه السلام قالَ: اذا شَبِعَ الْبَطْنُ طَغى «22». امام باقر علیه السلام فرمود: شكم وقتى پر شد طغیان مىكند، كنایه از این كه پرخور، پرخواب، پرمرض، پرشهوت و پرگناه است.
وعنه علیه السلام: ما مِنْ شَىءٍ أبْغَضُ الىَ اللّهِ مِنْ بَطْنٍ مَمْلُوءٍ «23».
و نیز آن حضرت فرمود: چیزى مبغوضتر از شكم پر نزد خداوند نیست.
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:
خداوند نزد ملائكه به آدم كمخور مباهات مىكند و مىفرماید: به بندهام بنگرید طعام و نوشیدنى در اختیارش گذاشتم و او به خاطر من ترك كرد، اى ملائكه من! شاهد باشید، لقمهاى را ترك نمىكند مگر این كه به خاطر آن درجهاى در بهشت به او مرحمت مىكنم «24».
و نیز آن حضرت صلى الله علیه و آله فرمود:
قلب را با زیادى طعام و آشامیدنى نمیرانید كه قلب هم چون زمین زراعتى است، وقتى آب آن زیاد باشد از بین مىرود «25».
اسامة بن زید از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل مىكند:
نزدیكترین انسان در روز قیامت به حضرت حق، آن كسى است كه گرسنگى و تشنگى و حزنش در دنیا طولانى باشد، اینان آگاهان و پرهیزكارانى مىباشند كه در بین مردم شناخته نیستند و اگر غایب شوند از آنان پىجویى نمىشود، قطعات زمین آنان را مىشناسد و ملائكه آسمان آنان را در محاصره دارند، مردم دلخوش به نعمت مادى دنیایند و اینان دلخوش به طاعت حق، فرش مردم فرش نرم و پر گوشت ولى فرش آنان پهنه زمین و راه است.
مردم زحمات انبیا و اخلاقشان را ضایع مىكنند و اینان در مقام حفظ واقعیت نبوت و اخلاق انبیا در كردار و افعال و اخلاق خود هستند.
زمین بر مرگ آنان مىگرید و خداوند بر هر شهرى كه اینان در آن نیستند غضب دارد.
صدایى و خواستهاى چون صداى سگان بر جیفه دنیا نسبت به دنیا و شؤونش ندارند، غذایشان روییدنى زمین، لباسشان كهنه و سر و رویشان غبارآلود است.
چون مردم به آنان نظر افكنند، تصور مىكنند اینان را مرضى است كه دوا ندارد، در حق آنان مىگویند، بیچارها وضعشان از نظر فكرى در هم و عقل از سرشان پریده، در حالیكه نه از نظر فكرى درهمند و نه عقلشان از دست رفته، بلكه بر اثر تابش نور الهى به قلبشان از محبتهاى غلط نسبت به دنیا خالى شده و به این خاطر وضع دیگرى پیدا كردهاند، آن وقت مردم كوتاه فكر، تصور مىكنند اینان بىعقلند، بلكه عاقل اینان و آلودگان به دنیا بىعقلند.
شرف دنیا و آخرت از آنان است، اى اسامه! هرگاه یكى از آنان را در شهرى یافتى، بدان كه براى اهل آن شهر پناهگاه از عذاب آسمانىاند، با بودن اینان خداوند اهل آن شهر را عذاب نمىكند.
زمین از آنان خوشحال است و خداوند از ایشان راضى، اینان را به عنوان برادر خود انتخاب كن، باشد كه به وسیله آنان نجات یابى.
اى اسامه! اگر بتوانى به هنگام رسیدن مرگ شكمت گرسنه و كبدت تشنه باشد، اینطور باش كه به این خاطر به شرف منازل رسى و همنشین با انبیا شوى و با رفتن روحت به عالم بعد، ملائكه خوشحال گردند و حضرت حق بر تو درود فرستد «26»!
[قالَ داودُ علیه السلام: تَرْكُ لُقْمَةٍ مَعَ الضَّرُورَةِ الَیْها أحَبُّ الَىَّ مِنْ قِیامِ عِشْرینَ لَیْلَةً] «27» داود علیه السلام فرمود:
ترك یك لقمه با نیازى كه به آن دارم، نزد من از عبادت بیست شب محبوبتر است.
[قالَ النَّبِىُّ صلى الله علیه و آله: وَیْلٌ لِلنّاسِ مِنَ الْقَبْقَبَیْنِ. فَقیلَ: وَما هُما یا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ: الْبَطْنُ وَالْفَرْجُ]
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:
واى بر مردم از قبقبین، عرضه داشتند: آن دو چیست فرمود: شكم و عضو شهوت.
خطرات پرخورى
لقمان به فرزندش فرمود:
وقتى معده پر شد سه آفت متوجهت خواهد شد.
1- از تفكّر باز مىمانى.
2- زبان حكمت لال مىشود.
3- اعضایت از عبادت باز مىمانند.
بزرگان فرمودهاند:
گرسنگى از گوهرهاى خزاین الهى است، عنایت نمىكند مگر به كسى كه دوستش دارد!
و نیز فرمودهاند:
هشیاران عالم چیزى را براى دین و دنیاى انسان، سودمندتر از گرسنگى نیافتهاند «28».
در گفتار عرفاى الهى آمده:
پرخور را سه خطر در پیش است:
1- از عبادت كسل مىشود.
2- در كسب از آفات حرام سالم نمىماند.
3- و در هنگام مصیبت نسبت به حق انصاف نمىدهد.
علت هلاك مردم، حرص بر دنیاست و سبب حرص، شكم و شهوت است و سبب شهوت غریزى بدون شك شكم مىباشد، كمخورى مایه نابودى حرص و شهوت شكم و غریزه جنسى است؛ زیرا حرص و شهوت بطن و فرج از ابواب جهنّم است.
هر كس به اندازه لازمش قناعت ورزد، در سایر شهوتها هم اهل قناعت مىگردد، در این صورت به آزادى مىرسد و از مردم بىنیاز مىگردد و از رنج و تعب راحت مىشود و براى عبادت آماده مىگردد و براى بدست آوردن نعیم آخرت تاجر مىشود و مصداق آیه كریمه:
[رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ] «29».
مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمىدارد.
مىشود.
آرى، مردان راه حق با توجه به كمخورى و قناعت در امور مادّى، عاشقانه در راه سلوك قرار مىگیرند و از این طریق به لقاى محبوب و وصال معشوق و مقام قرب حضرت دوست مىرسند.
عارف معارف الهیه، خاكى خراسانى گوید:
بود گنج دو عالم در سه گوهر
|
| كز آنها مىشود كامت میسر
|
یكى در جوع دائم دومین جود
|
| سیم در ذكر حق آن اصل مقصود
|
تو را چون گشت دایم ذكرش اى دل
|
| یقین كل مقاصد گشت حاصل
|
چو جوع دائمت گردد مسلم
|
| بباید آن دوئت بىشك فراهم
|
چو نیكو بنگرى در كلّ اوصاف
|
| سبب در جملگى جوع است بىلاف
|
بدون جوع گر صد سال گردى
|
| محال است این كه صاحب حال گردى
|
متاب از جوع روگر مرد راهى
|
| بجو از جوع هر فیضى كه خواهى
|
ز اكل سیر اگر ناقص كنى لام
|
| شود اكسیر و حاصل گرددت كام
|
|
|
|