بیگدلی آذر
مدتی واله و نكهت تخلّص می كرده بعد آذر را انتخاب نمود. اسمش لطفعلی بیك پسر آقاخان. تولدش در اصفهان در سنه ی هزار و صد و سی و چهار هجری آخرین سال سلطنت صفویه.به سبب انقلابات خانواده ی او به قم كوچیدند. در موقع جلوس نادر كه پدر او به حكومت لار و بنادر فارس معین شد به خاك فارس حركت كردند. و پس از دوسال وفات پدر با عمّ خود حاج محمد بیك از مرز عراق به حجاز رفته و مراجعت به عراق نمود و یك سال بعد از آن به مشهد رفته،مقارن مراجعت نادر از فتح هندوستان و عزیمت او به تسخیر لگزیه ی آذر [به] همراهی اردوی نادری از راه مازندران به آذربایجان رفت.
از آنجا مراجعت به عراق و ساكن موطن خود اصفهان گردید.پس از قتل نادرشاه مدتی را در خدمت علی شاه و ابراهیم شاه و شاه اسماعیل و شاه سلیمان به خدمات دیوانی گذرانید.
در اثنای تغییرات این ایام دچار صدمات طاقت فرسایی گردیده كه در نتیجه ی آن نه از خدمت دیوانی بلكه از زندگانی دنیایی صرف نظر نموده در كسوت فقر و درویشی داخل شد.و در این اثنا ملاقات جماعتی از بزرگان برایش دست داد و دارای طبع موزونی چون بود،با مناسبت وضع حال به گفتن شعر مایل گردید و فنون شعر را از میر سیّد علی مشتاق آموخت.
دیوانی داشته مشتمل بر هفت هزار بیت كه در غارت اصفهان به یغما رفته و پس از سوختگی دماغ از این سبب،خاطر خود را به جمع آتشكده پرداخت و در مدت یك قرن به نام كریم خان وكیل،كتاب آتشكده را تمام ساخت.وفات او در سنه ی هزار و صد و نود و پنج هجری بوده [است].
در ابتدای ملاحظه كتاب آتشكده و انتخاباتی كه آذر از اشعار شعرا نموده در صورتی كه به طور كلی این اشعار،پایین تر از مقام صاحبان اوست توهم می شود كه در این طور انتخابات تعمد داشته و توهین آنها را می خواسته، لیكن پس از مدتی منتخباتی كه از اشعار خود نموده مخصوصاً دو شعر اولیه ی آن ها كه نوشته :
خداوندا دری از جود بگشای رهی كان بایدم بنمود بنمای
از آن در سوی خود كش محملم را از آن ره كوی خود كن منزلم را
معلوم می گردد كه به كلی از سلیقه و طبع شعر عاری بوده و اگر كلمات موزونی این شخص كه ایلیّت بر مزاجش غلبه داشته از او سر زده در اثر معاشرت با بزرگان سخن بوده. از اوست:
كنون كه لقمه جوین است و خرقه پشمین است
به من از این چه رسید و مرا از آن چه گشاد
كه من نبودم و بودند شهد نوش،آباء
كه من نباشم و باشند حله پوش،اولاد
مرا كه با سر مخمور شد مقام به قم
مرا كه با لب تشنه رهم به كوفه فتاد
چه سود از این كه سبیل است باده در شیراز
چه سود كه روان است دجله در بغداد
**حاج لطفعلی بیك فرزند آقاخان بیگدلی: پدرش از اعیان عصر،و حكّام زمان،مورد اعتماد سلاطین صفویه بوده،و نسب او به بیگدل خان بن ایلدگز بن آغورخان،از نجبای ایل شاملو می رسد.
صاحب عنوان از ادبا و گویندگان و شعرا و نویسندگانی است كه در بازگشت سبك ادبی به شیوه ی متقدمین با دوستان و معاشرین خود (همچون مشتاق و صباحی و هاتف و رفیق و دیگران) تشكیل انجمنی داده و در این راه رنجها برده تا بالاخره در این راه توفیق حاصل نمود.
صاحب عنوان در اوایل شاعری (واله) و سپس (نكهت) و در آخر تخلّص (آذر) را انتخاب نمود و به همین تخلّص مشهور گردید.
در دستگاه سلاطین افشاریه و زندیه مصدر اموری بوده است.
در تاریخ 20 ربیع الثانی سال 1134 متولد، و در 1195 در اصفهان وفات یافت.
وی مولف تذكره ای است در احوال قریب 840 نفر از شعرا و گویندگان زبان فارسی به نام (آتشكده). كتاب او از این نظر كه درباره ی شعرا نظر انتقادی دارد بر دیگر تذكره ها امتیاز دارد.
كتب زیر از آثار اوست:
1.تذكره ی آذر،یا آتشكده ی آذر 2.دفتر نه آسمان،در شرح حال شعرای معاصر خودش 3.دیوان اشعار 4.مثنوی یوسف و زلیخا،بر وزن گلشن راز،محتوی 12 هزار بیت.
از اشعار اوست .
محل دفن آذر،در اصفهان،در باغ خود در محله ی عباس آباد،در كنار مادی فرشادی قرار داشته،و تا این اواخر به نام تكیه ی آذر معروف بود،و محل آن در ملتقای خیابان آذر فعلی و مادی در سمت شمال غربی قرار داشت.
منبع : سایت تبیان زنجان