ترجمه درس دوم عربی سوم راهنمائی به شعر
درس دوّم: كلاس سوّم /
اِسْتِراقُ السَّمْعِ !
هستند امیـــرانی در چــادر فرمانده / فرمانده سخن مـی گفت باحالت آشفته/
گفتا كه سـران دانیـدروحیه زسربازان / بسیارضعیف گشته یك حمله كمندبازان/
محتـــاج یكی حمله بر زد عدو باشیم/ تا دفع كنیم او را در جنگ نكو باشیم/
گفتنــد سـران به به این فكر نكوباشد/ لیكن ز عدو باید صد نكته به رو باشد/
گفتند صحیح باشــد دریافت هر سِری/ سرباز فرسیتـم ما از تا بهر بریم مهری/
پس شب به فرستادندسربازقوی دستی/ تا گوش كند بینــد بالائی و هر پستی/
سرباز رسیـــد تنها بر سنگر و نیروها/ كردی نظری نیكو هر سنگرو سوسوها/
در چـادر نیروها صد نكته بـُـدی بر پا/ در مـــدت بسیاری هستیم همین جاها/
كم گشته زمــا نیروبسیاربود معلــول/ بایدكه عقب گردیم فرمانده ام ومسؤل/
مســـؤل منـم اینجا امشب ز ره دریا/ برگشت كنیم سنگر نی از ره این صحرا/
كردی چونكودركی ازنكته ی فرمانده / گفتی به دلش احسن ازنكته ی خوش گفته/
خوشحال بشدسرباز از سری معلومات / بیسم ندا در داد فرمانده به محسوسات
ازگرگ ندااحسن برسمع عقاب است این/ گرمی شنوی برگوزین نكته مشو پرچین/
ای سرور ولا قدراین نكته بدان اینقدر/ اخبار مهـم است این برگو تو به بالاتر/
باگوش شنیدم من چندنكته زسِرای یار/ رزمنده بود بسیارخوشحال وهمه دركار/
مسعـــود بود سرور رزمنده بود رهبر/ امشب همه می آیندبرجانب این سنگر/
پارو به زنند دریــا تا راه كننـد اینجا / حال كه تـــوبشنیـــدی پیغام نما بالا/
فرمانده چنین فهمیدازترس به خود لرزید/ گفتا كه عقب گردیدغافل شده ایم فهمید/
قواعد: ز وزن نكته در درس عیان آمده/ سه حرف اصل باشد چنان آمده /
كه حـــرفِ( فِ و عین ولام) بسنجنــد وزنـی كـه آن آمده /
چو ناصر بـه وزن فا عل است/ زمنصور مفعول گمــان آمـده/
نویسنده و شاعر: منصور مقدم