این جنبش كه در سالهای آخر قرن نوزدهم با جنش آرتنوو آمیخته شد و هنر جدیدی را پایهگذاری كرد، را گروهی از پیشهوران، هنرمندان، طراحان و معماران اروپایی نیمه دوم قرن نوزدهم به وجود آوردند كه با هدفی مشترك و رها از هر قید و بندی با یكدیگر پیوند یافتند.
تا با رجعت به صنایع دستی و ارتقای مفاهیم هنرهای كاربردی به رتبه هنرهای زیبا، به اصلاح طراحی و نهایتاً اصلاح شرایط اجتماعی بپردازند.
از آنجا كه این هنرمندان در جستوجوی زبانی بودند كه با آنچه در هنر آن زمان رایج بود، متفاوت باشد و برای تمدن اروپایی، تازه و نو به شمار رود، به مطالعه تزئینات زیبا و باشكوه هنرهای اسلامی و به ویژه ایرانی عصراسلامی پرداختند.
هنر ایرانی ـ اسلامی میتوانست به بهترین نحو، بیانگر تفكرات و اندیشههای اخلاقی و معنوی آنها در مقابله با سیطره روزافزون ماشین باشد.
ویلیام موریس
ویلیام موریس سردمدار جنبش هنر و صنایع كه خود را قبل از هر چیز طراح نقشهای تزئینی میدانست، به پژوهش و تحقق در آثار هنری تزئینی ایرانی ـ اسلامی چون قالی، پارچه، منسوجات و ظروف سفالی روی آورد و شیفته شكوه، عظمت و زیبایی تزئینات ایرانی به ویژه نقوش قالیها شد. به نظر موریس، فرشهای شرقی تنها پوشاننده مناسب برای كف اتاق بودند.
به همین دلیل او از این فرشها به عنوان كفپوش «خانه قرمز» كه در 1860، طراحی دكوراسیون آن را به عهده گرفته بود، استفاده كرد. او به حراج خانهها و كلكسیونهای فرشهای شرقی، مخصوصاً به موزه South Kensing Ton كه در 1870، پیشرفت زیادی در این زمینه كرده بود، رفت و آمد میكرد.
او همچنین با جیاچ میدلتون كه باستانشناس و متخصص فرش بود، معاشرت داشت.
در آن زمان، فرشهای ایرانی به تعداد بسیار زیاد به وسیله بازرگانان تبریزی وارد غرب میشد. در همین ارتباط، موریس در 13 آوریل 1877 در نامهای به دوستش توماس واردل نوشت:
«من دیروز یك قطعه فرش قدیمی ایرانی متعلق به زمان شاه عباس را دیدم كه مرا بسیار شگفتزده كرد؛ من تا به حال هیچ ایدهای شبیه آنچه در اعجاز این فرشها وجود دارد، نداشتهام.»
این هیجان و شگفتزدگی باعث شد كه موریس سالهای متمادی به طراحی نقوش فرش بپردازد. فرشهای هامر اسمیت او شباهت زیادی به طرحهای شرقی دارد؛ گرچه تأكید میكرد كه میخواهد آنها به وضوح حاصل افكار غربی و مدرن باشند
از نمونه كارهای كاغذ دیواری موریس، میتوان به طرح كاغذ سقفی ایرانی اشاره كرد كه به طور واضحی گویای نقوش تزئینی ایرانی است
اوئن جونز
اوئن جونز یكی از معروفترین هنرمندانی است كه تفكرات و طرحهایش به ویژه در زمینه نقشمایهها و تزئینات، الهام بخش طراحان و هنرمندان جنبش هنر و صنایع بوده است.
او در كتاب ارزشمند خود به نام (دستور زبان تزئین) نقشمایهها و تزئینات ملل شرق، به ویژه تزئینات اسلامی را به تصویر كشید و نظریات خود را در باب اصول زیباشناسانه تزئین ـ كه عمدتاً برگرفته از قوانین شكلگیری تزئینات اسلامی بود در سی و هفت اصل برشمرد
ویلیام دمورگن
ویلیام دمورگن (1917 – 1839) یكی از بزرگترین و معروفترین هنرمندان نهضت هنر و صنایع و از دوستان ویلیام موریس بود كه بسیار تحت تاثیر سفالگری ایرانی قرار داشت. او سبك خود را «سبك پارسی» مینامید و از رنگهای سفالهای ایزنیق تركیه استفاده میكرد. همچنین درخشندگی و تابناكی رمزآمیز موجود در كاشیهای ایرانی، مهمترین منبع و سرچشمه الهام آثار او بودند.
بیشترین نقوش و تزئینات به كار رفته در آثار دمورگن متشكل از گلهای میخك، سنبل، لاله و نیز برگهای گیاهان است كه از نقوش موسوم به ایزنیق الهام گرفته است. اگر به گلدان سفید و قرمز او با نقش گل میخك بر زمینه سفید توجه شود، مشخص خواهد شد كه تا چه حد تحت تأثیر موتیفهای تزئینی ایرانی و تركی است
همچنین بشقابی با تصویر یك غزال كه بین سالهای 1882 و 1888 با طراحی او و در كارگاه وی در مرتون ساخته شده، به خوبی تأثیرپذیری وی از موریس و طرحهای ایرانی را نشان میدهد.
در این اثر ترسیم تزئینی و جسورانه درختی كه در پشت پیكر حیوان آمده و امواج آب در پسزمینه ماهیها، به صورت شگفتآوری ابتكاری و در عین حال الهام گرفته از هنر ایرانی است ویلیام دمورگن علاوه بر طراحی ظروف سفالین به كاشیكاری نیز میپرداخت. در یك كاشیكاری متعلق به دمورگن كه از 48 قطعه ساخته شده، از رنگهای ایرانی به كمال استفاده شده است؛ فیروزهای، آبی تیره، سبز پستهای و سبز روشن.
همچنین باید گفت كه بعضی از رنگها و برخی از عناصر تزئینی این كاشیكاری از سفالهای ایزنیق تركیه الهام گرفتهاند. تركیب درخشانی از طاووسهای بزرگ در برابر شاخههای میخك و گیاهان دیگر، نمونهای از دمیدن روح تزئینی نقوش اسلامی به وسیله دمورگن در آثار آرت نوو است.
كریستوفر درسر
كریستوفر درسر(1904ـ 1834) نیز از سرشناسترین طراحان منسوب به جنبش هنر و صنایع است كه خلاقیت و ابتكار خارقالعادهاش او را به سوی نوآوری در طراحی ظروف فلزی، سفالینهها و شیشهها به ویژه با الهام از شیشهگری و هنر ایرانی رهنمون ساخت. شكل طبیعی و فرم گلدان شیشهای زردرنگ درسر با نمونههای شیشه ایرانی برابری میكند.
درسر یك گیاهشناس برجسته نیز بود كه به قوانین هندسی موجود در طبیعت و كلیه ساختارهای خلق شده بر مبنای اصول هندسی علاقه ویژهای داشت. از این رو در برابر طرحها و نقوش اسلامی احترام و شیفتگی خاصی از خود نشان میداد.
او در كتاب خود به نام «اصول طراحی تزئینی» (1873) ستایش خویش را از طرحهای ایرانی چنین بیان میكند: «من تزئینی به زیبایی، ظرافت و در هم پیچیدگی تزئینات ایرانی سراغ ندارم.»
آرتور لثنبی لیبرتی
آرتور لثنبی لیبرتی (1917ـ 1843) را میتوان مهمترین شخصیت جنبش هنر و صنایع در نیمه دوم قرن نوزدهم نامید كه معروفترین مؤسسه تجاری لندن را به منظور معرفی آثار هنری شرق، پایهگذاری كرد. وی كه اهمیت ویژهای برای احیای آثار هنری شرق قائل بود، مؤسسات هنری انگلیسی را تشویق میكرد تا ضوابط، معیارها و فنون موجود در این آثار ـ به ویژه فنون رنگرزی ایرانی ـ را به درستی مورد پژوهش و بررسی قرار دهند.
لیبرتی، برخلاف موریس، اهمیت فراوانی برای روند تولید ماشینی قائل بود؛ چرا كه از این طریق امكان تهیه منسوجات ارزانقیمتی فراهم میشد كه از طراحی خوب برخوردار بودند و در عین حال میتوانستند در دسترس بخش وسیعی از اقشار مختلف مردم قرار گیرند.
بدین ترتیب، شركت تجارتی لیبرتی كه بیشتر به طراحی، ساخت، تهیه وتوزیع كاغذ دیواری و مبلمان، با ویژگیهای برگرفته از هنر اسلامی میپرداخت، نقش ارزندهای در جلب توجه همگان به تولیدات شرقی ایفا نمود
هنر مشرقزمین با برخورداری از پیشینه باشكوه تاریخی، غنای فرهنگی و زیباییشناسی كمنظیر خود، همواره علاقه و كشش غربیها را به خود جلب كرده است.
در اواخر قرن نوزدهم در پی شكلگیری جنبش آرتنوو و در راستای به هم پیوستگی هنر و صنعت در اروپا، گرایش به هنر تزئینی اسلامی كه برای بیان حقایق معنوی به وجود آمده بود، بیشتر شد.
هنرمندان این جنبش با تحقیق در اصول هنری اسلامی و احیای مبانی موجود در هنرهای تزئینی جهان اسلام، آثاری آفریدند كه به لحاظ نوع كاربرد نقوش و استفاده از رنگهای درخشان و تابناك گاه به رقابت با آثار مشابه اسلامی برمیخیزند.
منبع :سایت تبیان زنجان