کمدی دو خاستگاه دارد: ادبیات طنز و نمایش های کمدی . در ایران ادبیات طنز قدمتی طولانی دارد، اما در مورد خاستگاه نمایشی می توان به سیاه بازی و روحوضی اشاره کرد .
سینمای کمدی در ایران نمی توانست مسیری را پیش بگیرد که این گونه سینمایی در غرب انتخاب شده بود . البته سازو کار این دو فرآیند به جهت اقلیمی و نه به جهت موضوعی یکی شد .
با این تفاوت که سینمای کمدی غرب براساس ریشه های دراماتیک کمدی شکل گرفت و سینمای کمدی ایران راه تقلید از همین سینمای غربی را پیش گرفت . سینمای کمدی در ایران با آثاری آغاز شدند که در داستان ها و موقعیت ها برگرفته از یک فیلم به خصوص موفق خارجی آن هم در جلب مشتری های عام سینما بودند و تقریبا این مسیر در ساخت پرسوناژ و حتی دوره ای عمل کردن زیر گونه های کمدی نیز ادامه یافت .
مثلا در دوره ای که کمدی موزیکال در اروپا و آمریکای شمالی رونق می گرفت در سینمای ایران هم به آن پرو بال می دادند . اما در اجرای تقلیدی گونه های فاخر کمدی همواره سینمای ایران تا پیش از انقلاب ناتوان نشان داد. این امر شاید به دانش دراماتیک آن دوره مربوط نباشد و بیشتر بخش تجاری کار را شامل باشد .
چیزی شبیه یک صنعت مونتاژی که جسارت خطر کردن ندارد وگرنه که در ادبیات کهن فارسی و فرهنگ اقوامی ایرانی دستمایه های کمدی وجود داشته است .
رویکرد به نمایش با اسلوب مورد پذیرش امروز در تاریخ ادبیات نمایشی ایران قدمت چندانی ندارد و نام های بزرگ این عرصه به همان نام هایی خلاصه می شود که تاریخ حیاتشان به روزگاران ما هم بعضا رسیده است، با این حال این اجماع و خواست وجود نداشته است که در دگردیسی سینمای کمدی و ایجاد یک کمدی ایرانی و فارسی کاری جدی صورت بگیرد .
از میان گونه های نمایشی ایرانی به نقالی، خیمه شب بازی، رو حوضی و سیاه بازی می توان اشاره کرد که کمتر زمانی وجود داشته است که این ریشه های بومی تاثیر اساسی در روند سینمایی نمایش کمدی ایجاد کنند . حتی در ادبیات طنز مردم این سرزمین نیز مبانی تاثیر ارزشمندی وجود دارد که نادیده انگاشته شده اند . ادبیات طنز قطعا با گونه نمایشی کمدی فرق دارد .
خود نگارنده حساب مرتبه هایی که این جمله کلیشه ای را در ارتکاب دست نوشته های تئاتر و سینما آورده است ندارد، اما برای رفع غلط مصطلح سینمای طنز یا فیلم طنز باید از این تکرار اجتناب نورزید . غلط مصطلح فیلم طنز در سینمای ایران و در آثار سینمایی نویس ها از همان جایی می آید که تقلید های بی مایه غربی را باعث و شامل می شود و همان اثری را دارد که بی تفاوتی نسبت به یک کار کمدی تلویزیونی و سینمایی در مدیوم تصویر با امضای ایرانی را شناسا می کند .
ریشه های ادبیات طنز فارسی از این بابت محل مناسبی برای برداشت های آزاد و با کمی اغماض وابسته را به سینمای ایران می دهد که حاوی سرمایه غنی ادبی و ملی است . علاوه بر این ها براساس جامعه شناسی قومی شکل گرفته اند و از این بابت یکی از چهار معیار برآورد تاثیر فرهنگی یک اثر هنری را می توانند شامل باشند .
از طرفی گونه های خیمه شب بازی و سیاه بازی هم به همان میزان می توانند سینمای کمدی بومی را سامان دهند، خصوصا این که تفاوت ادبیات طنز فارسی با نمونه های متنی و اسلوبی مثلا خیمه شب بازی در این است که گونه دوم به حالت نمایشی سینما نزدیک تر است و به روز رسانی و محیط پذیری سهل تری را مطالبه می کند .
شاید رو حوضی و سیاه بازی در متون تحقیقی نمایشی قدمت مکتوبی نداشته باشند، اما دست کم محل مراجعه جامعه شناسانه درستی از وضعیت ذائقه تماشاچی به هنرمندان عرصه سینمای ایرانی می دهند .
سینمای ایران در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز کمتر به سراغ ریشه های تئاترایرانی کمدی رفته است و بیشتر مطلوبش را در تقریب اثر هنرمندان مدرنیست جست وجو کرده است . نمایش های کمدی ایرانی و هم البته فیلمنامه های در تاثیر تئاتر ابزورد یا استحاله به نوعی بکت یا برشت گرفتار آمده اند . از این میان هضم آثار یونسکو گویا برای نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس ایرانی راحت تر بوده است .
منبع : سایت تبیان زنجان