به زبان آوردن کلمه «انضباط»، در بسیاری از افراد حالت انقباض ایجاد میکند زیرا برای بسیاری، انضباط یعنی کتکخوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرار گرفتن.
متأسفانه اغلب ما انضباط را با تنبیه اشتباه میگیریم؛ با وجود اینکه این کلمات، معانی کاملاً متفاوتی دارند. اگر چه یک روش کامل و معین برای منضبط کردن بچهها وجود ندارد و فقط آنچه ما میتوانیم انجام دهیم این است که خودمان را به رویکرد مثبتی در ارتباط با انضباط متعهد سازیم؛ رویکردی که دربرگیرنده احترام، انتظارات روشن، محدودیتها و پیامهای منطقی و اختیار باشد.
نکته حائز اهمیت در این ارتباط آن است که ما نباید اعتماد به نفس بچهها را خدشهدار کنیم بلکه باید با رفتاری جدی توأم با عشق و محبت، انضباط شخصی را پرورش دهیم.
بعضی مواقع موقعیتهایی پیش میآید که آن را پیشبینی نکردهایم. به طور مثال، با فرزندمان به خرید میرویم و در راه خرید، دختر یا پسرمان شروع به غر زدن میکنند که ما فلان چیز را میخواهیم و این موضوع باعث میشود که او در تمام طول مسیر، قیل و قال و گریه و زاری کند و شما هم مجبور شوید دست او را بکشید تا یک قدم بردارد. ولی اگر قبل از خروج از منزل میتوانستید این موقعیت را پیشبینی کنید، این مشکل هرگز پیش نمیآمد. مثلاً به فرزندتان بگویید که ما الان میخواهیم برای خرید بیرون برویم و من میدانم که ما هر وقت خرید میرویم، تو دوست داری یک خوراکی برایت بخرم ولی امروز از شکلات خبری نیست. در عوض در راه بازگشت، میتوانی یک کتاب برای خودت بخری و با این روش میتوانیم از وخامت وضعیتی که ممکن است رخ دهد، از قبل بکاهیم و برای این کار کافی است که به آنها بگوییم چه انتظاری از ما میتوانند داشته باشند و برای ما مقدور است چه کاری را انجام دهیم و چه کاری را انجام ندهیم.