• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 1609)
يکشنبه 17/6/1392 - 2:40 -0 تشکر 640947
پرونده ای برای هـیس ...


ایده "هیس" از داستان واقعی یک پسر گرفته شد
 
نگذاریم ترس راه گفتن حقیقت را ببندد


فیلم "هیس! دخترها فریاد نمی زنند" آخرین ساخته پوران درخشنده است که این روزها در سینماهای تهران و شهرستانها اکران عمومی شده است. این فیلم در جشنواره فجر سال گذشته نیز به نمایش در آمد و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را از آن خود کند بنابراین از همان زمان پیش‌بینی می‌شد که فیلم با فروش خوبی در اکران عمومی روبرو شود.

در بخش نخست این نشست که با حضور پوران درخشنده و نیما صفایی بازیگر فیلم در دفتر کارگردان برگزار شد از تبلیغات این فیلم، لزوم نمایش "هیس" برای اقشار مختلف و توجه آموزش و پرورش به فیلم‌هایی از این دست، واکنش مردم نسبت به چنین فیلمی که به موضوع تعرض به یک دختربچه و تاثیر آن در زندگیش می‌پردازد، تماس‌ها و پیامک‌های مردم به درخشنده و ... صحبت کردیم.

در بخش دوم و پایانی گفتگو با پوران درخشنده کارگردان و نیما صفایی بازیگر فیلم سینمایی "هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند" مباحثی چون چگونگی شکل‌گیری موضوع این فیلم سینمایی در ذهن درخشنده، آگاهی که این نوع فیلم‌ها در خانواده‌ها برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین بحران‌هایی ایجاد می‌کنند، لزوم آموزش کودکان و نوجوانان برای مراقبت از خود و انتخاب نیما صفایی و طناز طباطبایی برای حضور در این فیلم سینمایی و.... مطرح شد.

* شاید این چندمین بار باشد که از شما درباره سوژه فیلم و چگونگی رفتن به سمت چنین موضوع حساسی سوال می‌کنند اما خوانندگان این مطلب دوست دارند بدانند این ماجرا از کجا در ذهن شما شکل گرفت و آیا به نمونه‌های واقعی در این زمینه برخورد کردید؟ به  نظر می رسد موضوعات اینچنینی راهشان را خود به خود به سمت شما پیدا کرده‌اند چون شما دغدغه عنوان کردن چنین مسئله ای را داشتید.

درخشنده: سال 68 دفترچه ای از شهر بوکان به دست من رسید که هنوز هم اینجاست. در این دفترچه پسری توضیح داده بود که مورد آزار قرار گرفته است. آن زمان من سر فیلم "زمان از دست رفته" بودم. این موضوع همینطور در ذهن من ماند تا سر فیلم "شمعی در باد" که موضوعی از طرف شخصی که من او را می شناختم برایم تعریف شد و دوباره ذهنم را به خود مشغول کرد.

ماجرا از این قرار بود که اتفاقی برای دختر این شخص افتاده بود که با موضوع آن دفترچه که چند سال قبل به دستم رسیده بود ارتباط داشت. من روزی وارد دفتر این خانم شدم و دیدم که بسیار آشفته و پریشان است. بعد مشخص شد فردی که مورد اعتمادشان بوده و دخترشان را به مدرسه می برده و آورده به مدت یک سال این دختربچه را مورد آزاد و اذیت قرار می‌داده است. این مسئله واقعا یک شوک بزرگ است. من بسیار متعجب شدم که چطور چنین اتفاقی می تواند از طرف یک فرد قابل اعتماد رخ دهد.

احساس کردم بعد از شنیدن این ماجرای تلخ دیگر نمی توانم ساکت بمانم. تا 10 روز انگار پتک محکمی به سرم خورده بود و نمی توانستم داستان را باور کنم. این موضوع همراه من ماند و یک گوشه از ذهن من ثبت شد. تا اینکه چند سال پیش در ایام جشنواره فیلم فجر دختری به من مراجعه کرد و ابتدا گفت مشکلی مشابه برای دوستم پیش آمده اما بعد متوجه شدم که برای خودش این اتفاق رخ داده است.

البته سرگذشت این دختر با آن دختربچه متفاوت بود و سالها این اتفاق ناگوار برایش رخ می داده و آن شخص هم به منزل آنها رفت و آمد داشته است و خانواده آن دختر به او اعتماد داشته‌اند. البته من نمی توانستم روی آن موضوع کار کنم چون پرداختش بسیار مشکل بود. اصولا تابوشکنی درباره این مسائل بسیار سخت است. چون آن شخص نسبت خانوادگی با دختر داشت و موضوع را بسیار بغرنج می کرد. از آن زمان من شروع به تحقیقات در این زمینه کردم. تحقیقاتم که شروع شد دیدم که انگار دست در لانه زنبور کرده‌ام. آنجا بود که احساس کردم هرطور شده باید این فیلم را بسازم چون موضوعی است که ریسک بزرگی را می طلبد.

بعد دیدم کسی حاضر به سرمایه گذاری روی این موضوع نیست بنابراین تصمیم گرفتم دفتر کاری را که خریده بودم بفروشم و پولش را برای ساخت این فیلم هزینه کنم. البته واقعا از خدا کمک خواستم اگر مسیری که می روم درست است به من کمک کند. پس از آن، اتفاقات خیلی خوبی برایم افتاد و مشکلاتم یکی یکی حل شدند. مثلا برای دریافت پروانه ساخت و نمایش با مشکلاتی مواجه شدم که برطرف شدند. در هر مقطعی مشکلاتی به وجود می آمد اما این مشکلات حل می شد. انگار یک نفر داشت به ما کمک می کرد. این که می گویم خدا به ما کمک کرد بدون اغراق است.


*وقتی فیلم را در میان مردم دیدید از اینکه شاهد واکنش های غیر معمول باشید واهمه نداشتید؟ چقدر فکر می کردید فیلم می تواند با مردم ارتباط برقرار کند و درد قشری از جامعه را به زبان آورد؟

درخشنده: اولین روزی که می خواستم فیلم را ببینم با ترس و لرز این کار را کردم چون نمی دانستم برخورد مردمی که هرکدام از قشر و فرهنگ‌های مختلف هستند با این موضوع چگونه است. فکر می کردم اگر یک نفر در سکوت سینما از جایش بلند شود و بخواهد با فریاد رازش را فاش کند چه اتفاقی می افتد؟ نکند که جلو نمایش فیلم گرفته شود.

سکوتی که در سالن سینما حکمفرما بود من را بیشتر به سمت این فکر می برد. اما این سکوت مطلق تا زمانی ادامه داشت که مریلا زارعی که نقش وکیل را برعهده داشت در دادگاه شروع به دفاع کردن کرد. آن موقع بود که مخاطبان شروع به دست زدن کردند و خیال من کمی آرام شد. چون می دانستم آنقدر عمق این درد زیاد است که ممکن است تماشاگران عکس العمل صریح و آنی نشان دهند.

البته اتفاقاتی هم افتاد و شنیدم که در سالنی هنگام نمایش فیلم خانمی حالش بهم خورده و او را با آمبولانس به بیمارستان برده اند. فیلم که تمام شد و زمانی که به سمت مردم رفتم متوجه نگاه های بهت زده و چشمان گریانشان شدم. سوالهای زیادی در ذهنشان بود؛ مادری که فقط از من تشکر می کرد. پیرمردی که نمی دانست باید به من چه بگوید و دخترانی که من را بغل می‌کردند و فقط تپش قلبشان را حس می کردم و نمی توانستم صحبت کنم. خانمی را در سینما دیدم که 68 سال داشت و بار این اتفاق را سالها با خود حمل کرده بود. 

بالاخره زمانی که در برج میلاد این فیلم برای رسانه ها و هنرمندان اکران شد 6 هزار نفر همزمان در چهار سالن سینما این فیلم را دیدند. حتی جلو پرده هم خبرنگاران به نشانه اعتراض نشسته بودند چون جایی در سالن برایشان باقی نمانده بود. خوشبختانه در سالن مطبوعات هم فیلم در سکوت مطلق دیده شد. این بازخوردها نشانه هایی بود که به من نشان می داد راهم را درست رفته ام.

من این فیلم را برای مردم ساختم تا بدانند که پدر و مادر، مدرسه و جامعه چه نقشی در تربیت و آموزش فرزندان دارند. زمانی که بازخوردها را گرفتم با آرامش تمام در اختتامیه حاضر شدم و صحبت کردم. تا الان هم هنوز نشانه هایی مبنی بر درست بودن راهم می گیرم. این مسئله نشان‌دهنده این است که راه ما نباید با این فیلم متوقف شود و در فیلم بعدی ام هم باید نشانه هایش وجود داشته باشد و به طرف طرح یک تابو یا مشکل دیگر بروم تا روی آن کار فرهنگی بشود.

*در کنار اینکه این فیلم یک تابوشکنی در سینمای ایران است و باعث شده سکوت خیلی ها شکسته شود فکر می کنید تا چه حد "هیس" می تواند به فردی که در معرض این اتفاق قرار گرفته کمک کند تا لب به سخن بگشاید. یا اینکه فیلم شما چقدر به خانواده ها کمک می کند تا فضای گفتگو برای بیان برخی مسائل اینچنینی را در خانه باز کنند و فرزندانشان بتوانند به راحتی با آنها درد و دل کنند. چقدر فیلم شما می تواند به آماده شدن این فضا کمک کند؟ چون شما مثال زدید زنی 68 ساله سالها در سکوت این راز را با خود داشته است.

درخشنده: به نظر من خیلی می تواند کمک کند. چند روز قبل با یکی از نشریات گفتگو داشتم که این نشریه خودش یکی از خانم های آسیب دیده را پیدا کرده و فیلم را به او نشان داده بود. بعد این خانم در این نشست با من شرکت کرد. در این نشست آن شخص آسیب دیده عنوان کرد که تنها با یک صحنه از فیلم ما مشکل داشته و آن هم سکانسی بوده که شیرین آن مرد را از پشت پنجره می بیند و می خواهد او را بکشد.

چون این خانم معتقد بود هیچگاه نمی تواند کسی که این کار را با او کرده به قتل برساند چون از او می ترسد و نمی تواند نزدیکش شود. این شخص به من گفت که فرد متجاوز هنوز در خانواده شان رفت و آمد دارد ولی او می ترسد که موضوع را با خانواده اش در میان بگذارد. افرادی مثل این خانم سالها با این درد زندگی کرده اند و حالا هم که موضوع را بیان می کنند باز هم از یادآوری اش ترس دارند.

پدر و مادرها با دیدن این فیلم به این آگاهی می رسند که باید با فرزندشان دوست و رفیق باشند و حتی برخی مسائل را برایشان باز کنند و یک سری چیزها را به آنها یاد دهند. مثلا تشریح کنند که محدوده نزدیک شدن آدم ها به یک نفر باید چقدر باشد. خانواده ها می توانند به فرزندشان یاد دهند که یک نفر تا چه حد حق دارد به آنها نزدیک شود؛ حتی نزدیک ترین فرد خانواده. بچه ها هم باید به پدر و مادرها بگویند که چه اتفاقاتی برایشان می افتد. مادر باید این آمادگی را داشته باشد که روزی فرزندش نزد او بیاید و مسائلی از این دست را برایش بازگو کند. مادر نباید فرزندش را به خاطر بیان این مسائل تنبیه کند، نباید به او کشیده بزند و انگشت اتهام را رو به فرزندش بگیرد.

باید پدر و مادرها آموزش ببینند. بچه ها نیز باید از زمان پیش دبستانی آموزش ببینند چون پدر و مادر تمام مدت با آنها نیستند که کنترلشان کنند. همان آموزش هایی که مریبان و معلم های آموزشی می‌بینند خانواده ها هم باید ببینند تا بدانند که چه آموزش هایی به فرزندانشان بدهند.


*خود من در این مدت با افرادی روبرو شده ام که نسبت به این مسئله آگاهی پیدا کرده و حساس شده اند. که البته این حساسیت ها بسیار هم خوب است و باعث می شود خانواده ها حواسشان بیشتر به فرزندانشان باشد.

درخشنده: این مهمترین تاثیری است که سینما می‌تواند بگذارد. نقش تربیتی سینما خیلی بالا است. سینما فقط سرگرمی نیست و مخاطب امروزی هم با مخاطب دهه 60 بسیار تفاوت پیدا کرده است. نگاه دهه هشتادی‌ها کاملا با متولدان دهه 50 و 60 فرق دارد. ترس از آبرو در دهه هفتاد با دهه هشتاد بسیار متفاوت است. الان مسائل راحت‌تر بیان می شود و دیگر ترس های قبلی وجود ندارد.

*اطلاعات دهه هفتادی ها نسبت به نسل های گذشته بسیار بیشتر است و مثلا درباره مسائلی اظهار نظر می کنند که باعث تعجب است. در نسل قبلی شاید شرم و حیا باعث می شد خیلی از این مسائل مطرح نشود اما امروزه بسیار راحت تر با مواردی به این شکل روبرو می شوند.

درخشنده: درست است. نسل امروز بسیار آگاه‌تر و دانسته‌تر عمل می کنند ولی چه خوب است که باز هم این آگاهی به آنها داده شود. به هر حال بحث ترس از آبرو در یک جامعه سنتی و اخلاق‌مدار بسیار مهم است و چه خوب است که توجه ویژه ای به آن شود تا تغییر نگرشی را در این حیطه شاهد باشیم. حفظ آبرو مسئله بسیار مهمی است اما باید دید در کجا و درباره چه مسائلی این حفظ آبرو اهمیت دارد. آیا حفظ آبرو باید تا این اندازه مهم باشد که یک خانواده زمانی که با چنین مشکلی برخورد می کند همانطور که در فیلم هم شاهد هستیم حاضر نباشد آن را به زبان بیاورد و مطرح کند، چون می ترسد آبروی خانواده اش برود و جایگاهش خدشه دار شود. بنابراین همین ترس از آبرو مانع می شود که بتوان جلو اعدام یک نفر را گرفت.

*شما در این فیلم به سراغ بازیگران ستاره و حرفه ای سینمای ایران رفتید. استفاده از این هنرمندان به این دلیل بود که تصور کردید موضوع به این ملتهبی با حضور این ستاره‌ها بیشتر دیده و درک می شود؟ کمی درباره دلیل حضور بازیگران شناخته‌شده در این فیلم و مخصوصا نقشی را که طناز طباطبایی ایفا کرد توضیح می دهید؟

درخشنده: همانطور که می دانید من می خواستم برای نقش شیرین از نابازیگر استفاده کنم چون دوست نداشتم هیچ نوع پیش داوری درباره او وجود داشته باشد. می خواستم بازیگرم انقدر پاک و منزه و به دور از حاشیه باشد و انقدر ناشناس باشد که بشود به راحتی با او همذات پنداری کرد. از افراد زیادی تست گرفتم اما نقش، نقش حساسی بود و زمان من هم داشت می گذشت. حتی با چند بازیگر حرفه ای هم قرارداد بستم اما آن را به هم زدم. در نهایت تصمیم گرفتم از یک بازیگر استفاده کنم که هیچ پیش زمینه ای پشت سرش نداشته باشد. ستاره نباشد و چهره اش خیلی نزدیک به عامه مردم باشد. فقط نگاهش برایم خیلی مهم بود که معصوم باشد. در نهایت با عکسی که در یک فیلم از طناز دیدم او را انتخاب کردم. البته قبلا هم او را دیده بودم ولی نقش یک دختر معتاد و فراری را بر عهده داشت بنابراین آن موقع مد نظرم قرار نگرفته بود.

*البته حتی در فیلم "مرهم" هم نگاه طناز طباطبایی این ویژگی را دارد که شمایل معصومی از او به تماشاگر نشان می دهد.


درخشنده:‌
درست است. من عکس طناز را در فیلم "نارنجی پوش" مهرجویی دیدم و حتی نمی‌دانستم که او بازیگر "مرهم" است. اما وقتی که به دفترم آمد دیدم خودش است و همان نگاه معصومی را دارد که من دنبالش بودم. مخصوصا طناز پلک های متورمی دارد که احساس می کنید هر روز این غم و اندوه و گریه و درد را با خودش حمل می کند. این پلک های متورم به ایفای نقشش کمک می کرد.

*دو تا از انتخاب های خوبتان در این فیلم به بابک حمیدیان و امیرآقایی مربوط می شود. شاید هیچکس مثل امیرآقایی نمی توانست این نقش را به این خوبی ایفا کند؛ پدری سنتی که از ترس آبرو تا آخر سر حرفش می ایستد. درباره انتخاب این دو هم توضیح می دهید؟

درخشنده: امیرآقایی هم واقعا به این شخصیت خیلی نزدیک بود و من احساس کردم توانایی هایی که در او سراغ دارم برای ایفای نقش "منزلتی" خیلی مناسب است. در طول کار هم بسیار با ما همراه بود و به خوبی ویژگی های نقش را برجسته کرد.

*برای نقشی که حمیدیان ایفا کرد این ریسک هم وجود داشت که بازیگری حاضر نشود به دلیل حساسیت‌هایی که نقش داشت آن را بر عهده بگیرد. شما می توانستید برای نقش مراد از بازیگری که شناخته شده نیست استفاده کنید که این کار را نکردید.

درخشنده: بابک حمیدیان زمانی که آمد چیزهایی را با خودش آورد که نقش را غنی تر کرد. او هر روز یک پیشنهاد و نشانه تازه داشت و نگاه تازه ای را برای شخصیت طراحی کرد. زمانی که خلاقیت های او را دیدم احساس آرامش کردم. چون هیچ نشانه بیرونی نمی توانستیم برای چنین شخص متجاوزی نشان دهیم بنابراین همه چیز به خلاقیت و بازی زیرپوستی بازیگر باز می گشت. بابک حمیدیان فوق العاده بود و با خودش همه چیز را آورد و به نقش اضافه کرد. همه پرش های عصبی و نگاه عصبی این شخصیت را بابک به نقش اضافه کرد. به نظر من او یک هنرمند خلاق است و آینده بسیار خوبی را برایش پیش بینی می کنم.

*انتخاب نیما صفایی به چه شکل صورت گرفت. چطور در کنار این همه بازیگر حرفه ای ترجیح دادید از یک نابازیگر برای نقش امیرعلی استفاده کنید؟

درخشنده: کلا من می خواستم فرصتی به یک نابازیگر در پروژه ام بدهم چون عمدتا این کار را در کارهای دیگرم هم کرده ام. همیشه فکر می کردم که یک نفر باید در این فیلم سهمی از سینما ببرد که حقش است. طبیعتا خیلی کم اتفاق می‌افتد که کارگردان ها فرصتهایی برای علاقمندان به سینما که استعداد و توانمندی هم دارند به وجود بیاورند. من دنبال این بودم که این فرصت را به یک دختر بدهم اما وقتی بازیگر دخترم از میان افراد حرفه ای مشخص شد تصمیم گرفتم این فرصت را به یک پسر بدهم. چون برای من مهم بود که شخصیت این پسر چگونه است و چه گذشته ای داشته و حالا که متوجه می شود دختر مورد علاقه اش برایش این مسئله رخ داده است چه برخوردی می کند.

بنابراین فکر کردم حاشیه داشتن و چهره نبودن این فرد می تواند به باوراندن شخصیتش کمک کند. البته غیر از نیما بازیگران دیگری مثل میلاد کی‌مرام، امیرعلی دانایی و حمید گودرزی هم برای این نقش آمدند اما در آخرین لحظات این قرعه به نام نیما افتاد چون دیدم اینجا را ول نمی کند و بسیار علاقمند است در این فیلم بازی کند. البته فیزیکش هم مناسب نقش بود و توانایی‌هایی هم داشت که می شد رویش حساب کرد. ابتدا او را فرستادم تا برای نقشش شناسنامه درست کند. در نهایت پیشنهاداتی که برای نقشش آورد باعث شد تا از میان آن بازیگرها که تا آخرین لحظه هم هرکدام فکر می کردند نقش متعلق به آنهاست، نیما صفایی انتخاب شود. نیما آینده خوبی خواهد داشت چون بسیار علاقمند و حساس است و نسبت به نقشی که بر عهده اش گذاشته می‌شود پیگیری لازم را دارد.


صفایی:
همین جا باید به این نکته اشاره کنم که خانم درخشنده هنرمند فرهیخته ای هستند چون به یاد دارم برای این نقش 4- 5 بازیگر و چند سرمایه گذار وجود داشت که حاضر بودند پول بدهند و نقش امیرعلی را بازی کنند اما خانم درخشنده گفتند من هنرم را نمی فروشم. اگر شده خونم را بفروشم اما هنرم را نمی فروشم. این نقش قرار است به کسی برسد که حقش است.

هیچگاه ندیدم که بگویند فیلمم. همیشه عنوان "فیلممون" را بکار می بردند و من هم واقعا این فیلم را فیلم خودم می دانم و فکر می کنم چون این حس از تولید، پیش تولید و اکران در فیلم وجود دارد مردم هم این حس را دارند و می گویند "فیلممون". من خیلی از دوستان بازیگرم را دیدم که این فیلم را به همه توصیه کرده اند. افرادی که هیچ ربطی به این فیلم ندارند اما احساس می کنند فیلم خودشان اکران شده است. مخاطب انقدر با اثر ارتباط برقرار کرده که دلش می خواهد خودش برای فیلمش تبلیغ کند. این همان ادامه روند خدا با ماست، است که اگر شهرداری حمایت نمی‌کند مردم خودشان از فیلم خودشان حمایت می کنند. اگر هیات داوران حمایت نمی کنند بازهم مردم حمایت می کنند.

*آقای صفایی شغل شما در ارتباط با سینماست یا در حرفه دیگری مشغول به کار هستید؟

صفایی: شغل من در ارتباط با سینما نیست اما در هنر فعال هستم و مجسمه سازی و سفالگری می کنم. سالها قبل هم در چند قسمت کوتاه از یک سریال بازی کردم. در دوره ای هم نزد آزیتا حاجیان تئاتر کار می کردم اما چون پایم شکست نتوانستم در نمایششان حضور داشته باشم. به صورت پراکنده هم در چند سریال بازی کردم اما کار سینمایی نکرده بودم. از طریق یکی از دوستانم به خانم درخشنده معرفی شدم و بالاخره نقش را گرفتم.

*قرار گرفتن در کنار بازیگران چون مریلا زارعی، شهاب حسینی، بابک حمیدیان و حتی طناز طباطبایی برای شما که تجربه زیادی در عرصه سینما نداشتید مشکل نبود؟

صفایی: اولین سکانسی که بازی کردم واقعا تا مرز سکته پیش رفتم. شهاب حسینی را هم تا به حال از نزدیک ندیده بودم بنابراین روز اول فیلمبرداری خیلی ترسیده بودم اما از روز دوم ترسم ریخت و این به خاطر خود شهاب حسینی بود. این آدم انقدر نازنین و آگاه است که به ندرت نمونه اش را دیده ام. شهاب حسینی به لطف خانم درخشنده یک ماه تمام از صبح تا شب با من کار می کرد و ساعت ها با من اتود می زد. روز دوم فیلمبرداری من را کناری کشید و به من اطمینان داد که نباید بترسم چون همه چیز قرار است مثل زمان تمرینها باشد. این اعتماد به نفس را شهاب حسینی به من داد.

*چقدر امیر علی و تصمیمش را قضاوت می کنید؟ اگر شما جای او بودید در چنین شرایطی چطور برخورد می کردید؟

صفایی: از این نظر من مثل امیرعلی هستم یعنی قضاوت دیگران تفاوتی در نظر و تصمیمم به وجود نمی آورد. با خانم درخشنده هم درباره امیرعلی خیلی بحث کردیم. روزی خانم درخشنده به من گفت که برو تحقیق کن اصلا چطور این دختر با کسی مثل تو دوست می شود. من از چندین دختر دوست و آشنا پرسیدم که اگر آنها در چنین شرایطی بودند چطور حاضر می شدند با یک نفر ارتباط برقرار کنند و همه آنها به من گفتند که اگر آن پسر نگاه جنسیتی به آنها نداشته باشد حاضرند با او دوست شوند.

با تحقیقاتی که کردم واقعا عاشق شیرین شدم. عاشقی که نمی تواند شک کند. دور و بر من کسی نبود که مورد آزار جنسی قرار گرفته باشد اما خودم عاشق بودم و می دانستم یک شخص عاشق در چنین شرایطی چه می کند. اگر من هم جای امیرعلی بودم همین تصمیم را می گرفتم.

*بعد از حضور در این فیلم پیشنهادی را برای بازی قبول کرده اید یا ترجیح می دهید فعلا شاهد بازخوردها باشید و بعد تصمیم بگیرید؟

صفایی: بعد از این فیلم فعلا پیشنهادی را قبول نکردم و ترجیح دادم بازخوردها را ببینم بعد به سراغ یک نقش دیگر بروم. دوست دارم عوامل فیلمی که قرار است در آن بازی کنم به اندازه من دغدغه داشته باشند. مطمئنا برای من بعد از این فیلم کار کردن بسیار سخت تر خواهد شد چون دلم نمی آید تصویری را که تماشاگر از امیر علی دارد به این راحتی خراب کنم.

مهر

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 17/6/1392 - 10:30 - 0 تشکر 641000

جالب بود 
فکر کنم باید برم این فیلم رو ببینیم 
فقط بخشهایی که توو آنونسش نشون میده یک حس وحشتی رو به آدم القا می کنه که البته بادی هم اینگونه باشه 
راستی کسی جدیدا نرفته این فیلم رو ببینه 
؟




خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 17/6/1392 - 20:47 - 0 تشکر 641224


«هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند



محبوب‌ترین فیلم جشنواره سی‌و‌یکم فیلم فجر از نگاه بینندگان‌ و برنده سیمرغ کریستال تماشاچیان، در حالی از فردا (پنجشنبه) آهسته آهسته اکران می‌شود که احتمالاً جریان‌ساز‌ترین فیلم سال ۱۳۹۲ و جزو ده فیلم جریان‌ساز تاریخ سینمای اجتماعی ایران لقب خواهد گرفت و اتفاقی فراموش ناشدنی در سابقه پوران درخشنده به واسطه شجاعت در پرداخت مضمون حساس و ملتهب خواهد بود.

به گزارش «تابناک»، در دوره‌ای که همچنان مضامین اجتماعی، پیشتاز سینمای جدی ایران هستند، دو فیلم در جشنواره سی و یکم به شدت مورد توجه تماشاچیان سالن‌های جشنواره قرار گرفت؛ «حوض نقاشی» به کارگردانی مازیار میری که واقعاً از سوی داوران مورد ظلم قرار گرفت و به هر صورت در اکران عمومی به حقش رسید و «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» اثر پوران درخشنده که سیمرغ کریستال بهترین فیلم با رأی تماشاچیان به طور مشترک با ساخته میری به دست آورد.



فیلم: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند



هرچند گمان می‌رفت‌ به واسطه حساسیتی که پیرامون مضمون و محتوای آخرین ساخته پوران درخشنده وجود دارد، ممیزی‌های پی‌درپی بر این فیلم وارد شود، تیزهوشی خانم کارگردان در پردازش غیرمستقیم به بخش‌هایی از روایت فاجعه‌باری که دستمایه ساخت این اثر شده، «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» را از گزند توقیف یا کشمکش‌ها بر سر کیفیت اکرانش دور ساخته و از فردا (پنجشنبه) کم کم شاهد آغاز اکران فیلم خواهیم بود.

اما اکران رسمی این فیلم سینمایی با حضور عوامل و بازیگران فیلم سینمایی ساعت ۲۲ روز چهارشنبه، شانزدهم مرداد ماه بود و ظاهراً همزمان با عید فطر در سینماهای آمریکا، کانادا، امارات، آلمان، انگلیس و ایران روی پرده می‌رود که در این صورت، شاهد یکی از معدود اکران‌های بین‌المللی فیلم‌های ایرانی به موازات با اکران در ایران خواهیم بود و از این منظر نیز موفقیت تازه برای درخشنده و البته شرکت پخش این فیلم به شمار خواهد آمد.



فیلم: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند



پوران درخشنده در کاتالوگ جشنواره سی و یک فجر درباره دهمین فیلمش نوشته بود: «هیس دختر‌ها فریاد نمی‌زنند بی‌توجهی، سهل‌انگاری پدر و مادر شیرین هشت ساله، ‌ واقعه‌ای را برای او رقم می‌زند. زخم آن‌ سال‌ها بر روح او ‌می‌ماند و همه زندگی‌اش را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. آنچه این زخم را عمیق‌تر می‌کند و واقعه را به فاجعه ختم می‌نماید، آن است که دخترک هیچ کس را نمی‌یابد تا درد و دلش را با او در میان بگذارد...» و این توضیح مبهم، دعوت به دیدن فیلمی است که یکی از تابوهای اجتماعی را به تصویر می‌کشد؛ تابویی که‌ روی صندلی میخکوبتان خواهد ساخت.

آخرین ساخته پوران درخشنده، روایت دختری به نام شیرین (طناز طباطبایی) است که دو بار تا آستانه‌ ازدواج پیش می‌رود؛ اما هر بار ازدواجش به واسطه حوادثی که خود عامل رقم زدنش است، منتفی می‌شود، ولی سومین مراسم ازدواج به نظر می‌رسد، در حال وقوع است که این بار یک بحران بزرگ رخ می‌دهد. داستان فیلم ماجراهایی را پیش رویتان قرار خواهد داد که نخستین پردازش در تاریخ سینمای ایران با چنین دامنه و دقت نظری به مقوله تعرض به کودکان و تبعاتش است؛ فاجعه و پیامدهایی که در خانواده‌های ایرانی بسیاری از اوقات تلاش می‌شود برای حفظ آبرو ‌روی آن سرپوش گذاشته شود و همین رویکرد، فاجعه را وسعت بیشتری می‌بخشد و تجاوز‌ها از ‌شمار‌ خارج می‌شود!


فیلم: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند



اگر از خواندن کلیت داستان این ملودرام اجتماعی شوکه شده‌اید، با دیدن فیلم مو بر تنتان راست خواهد شد و قطعاً نگران فرزندان و کودکان اطرافتان خواهید بود و این نوع اثرگذاری منحصر به فردی است که پوران درخشنده به واسطه مطالعه بر ‌موارد واقعی و قربانیان حقیقی چنین پدیده‌ای بدان دست یافته و به گفته خودش، ماه‌ها برای ساخت چنین اثری با خود درگیر بوده و سرانجام تصمیم می‌گیرد اگر لازم باشد حتی خانه‌اش را بفروشد و سرمایه ساخت این فیلم را تأمین کند؛ فیلمی که ساختش، آن هم در این اوضاع که برخی آثار بی‌دلیل مجوز اکران دریافت نمی‌کنند، شجاعتی عجیب می‌خواسته است و از این زاویه می‌بایست قدردان درخشنده بود.

پوران درخشنده اما تنها در انتخاب مضمون، «شجاعت» و در شیوه پردازش و توزیع مناسب فضای دراماتیک در کلیت اثر، «ذکاوت» به خرج نداده، بلکه در کستینگ نیز با دقت عمل ظاهر شده تا این اثر، محل ثبت یکی از کم نقص‌ترین بازی‌های بازیگران حاضر در این پروژه طی سال‌های اخیر بوده باشد و پس از اکران این فیلم در جشنواره، همه بازیگر با افتخار از حضورشان در این پروژه سخن بگویند.



فیلم: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند



بابک حمیدیان در رفتاری شجاعانه و حرفه‌ای که در سینمای ایران، ‌نادر است، نقش متجاوز را بازی کرده و از پس این نقش آنچنان برآمده که در بسیاری از سکانس‌ها ممکن است از او بترسید و همین ‌باعث شده بود که بسیاری از بازیگران از حضور در این قالب خودداری کنند و دست درخشنده را در پوست گردو بگذارند؛ اما حمیدیان که در چند سال اخیر طیف وسیعی از نقش‌ها را به بهترین شکل ممکن بازی کرده، از پس این نقش نیز به خوبی برآمده و اثرگذار‌ترین بازیگر فیلم شده است.


طناز طباطبایی، بازیگر نقش اول فیلم نیز هرچند بازی‌های اگزجره‌ای را در برخی سکانس‌ها ارائه کرده، در عین حال به عنوان یک قربانی به شدت تأثیرگذار است و ترس قربانی را به خوبی به تصویر می‌کشد. شهاب حسینی، مریلا زارعی، جمشید هاشم‌پور، امیر آقایی، فرهاد آییش و همچنین کودکی که نقش قربانی را دارد، بازی‌های یک دست و پرکششی را به نمایش می‌گذارند که ذهن مخاطب را با پرده نقره‌ای سینما گره می‌زند.



فیلم: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند


موسیقی فیلم اثر کارن همایون فر نیز ‌روی تدوین استادانه هایده صفی‌یاری به خوبی نشسته و همه اجزای فیلم دست به دست هم داده تا به دیدن داستانی بنشیند که به هیچ عنوان شیرین نیست و با خروج از سالن سینما، احتمالاً روز‌ها، هفته‌ها و ماه‌ها از ذهنتان بیرون نخواهد رفت و حتی ممکن است در بخشی از روابط اجتماعی‌تان تاثیرگذار باشد.


زخمی که این فیلم به همگان نشان می‌دهد آنچنان کهنه است که دیدنش می‌تواند، نوستالژی رنج اجتماعی از مخفی کردن فجایع برای تک تک اعضای این اجتماع باشد و از این جهت، توصیه می‌کنیم اگر دنبال یک فیلم سرگرم‌کننده و به اصطلاح یکی از منتقدان، پی فیلم کاباره‌ای هستید، اصلاً سمت سالن‌های نمایش این فیلم نروید، ولی اگر می‌خواهید یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را ـ دست‌کم به لحاظ مضمون ـ ببینید، لحظه‌ای غفلت نکنید.

تابناک

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 17/6/1392 - 20:50 - 0 تشکر 641227


بابک حمیدیان آنقدر طبیعی بازی کرد که شاید از او متنفر شوید!




پوران درخشنده در گفت‌و‌گویی مفصل با «تابناک»، با بررسی برخی ابعاد ساخت «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» به واکاوی ابعاد تأثیرپذیری خود از اجتماع در تولید این اثر اجتماعی تکان دهنده و همچنین ابعاد تأثیرپذیری مردم از این اثر سخن به میان آورد.

در میان گفته‌های درخشنده، حضور او در پشت صحنه و تلاش‌های بازیگران و دیگر عوامل کلیدی در شکل‌گیری چنین اثری به تصویر کشیده شد و به تصاویری از برخی سکانس‌های دیگر فیلم پیوند خورد تا تصاویر کامل از آنچه این فیلم درباره تعرض به کودکان به تصویر می‌کشد و دیدنش را روی پرده سینما‌ها برای خانواده‌ها، امری ضروری می‌سازد، پیش رویتان قرار گرفته باشد.

به گزارش «تابناک»، در بیست و هفتمین سال حضور پوران درخشنده در سینمای ایران، خانم کارگردان، شاهد به نمایش درآمدن دهمین فیلم بلندش است؛ فیلمی که همچون آثار پیشین ناظر بر دغدغه‌های اجتماعی است؛ اما با این تفاوت که سوژه بکر و تابویی که درخشده در پی ساخت اثری از آن برآمد، حتی در سطح مطالعات علمی و پژوهشی و حوزه نشر نیز چندان ‌پردازش نشده بود.


حمیدیان آنقدر طبیعی بازی کرد که ممکن است از او متنفر شوید!


‌«تعرض به کودکان»، به خودی خود سوژه ملتهبی است، حال آن که این سوژه درباره تعرض به دختربچه‌ها شکل داستانی به خود بگیرد و در قالب یک سناریوی مسنجم، مبنای تولید یک فیلم بلند سینمایی قرار بگیرد، در نوع خود کاری بسیار حساس و دشوار ـ آن هم در فضای سینمای ایران ـ است که بسیاری از فیلم‌ها با مضامینی با حساسیت کمتر از این‌ها، امکان اکران نمی‌یابند؛ بنابراین درخشنده که در مقام تهیه کننده و یکی از دو سرمایه‌گذار ساخت فیلم، پا پیش گذاشته، شجاعت به خرج داده است.

خانم کارگردان هر چه پیش می‌رود، پخته‌تر فیلم می‌سازد و به رغم آن که به «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» نیز نقدهای جدی وارد است، نسبت به آثار پیشین درخشنده یک سروگردن بالا‌تر است و البته آنچه از مباحث فنی پراهمیت‌تر است، سوژه‌ای است که پوران درخشنده نتوانسته از دغدغه پردازش به آن بگذرد و ریسک بالای توقیف فیلمش و بر باد رفتن سرمایه شخصی‌اش را به جان خریده و پذیرش این ریسک برای بیان یک معضل اجتماعی مگو، جای تحسین دارد.

‌هم اکنون «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» با کمترین ممیزی، بیست و هفتمین روز نمایشش را پشت سر می‌گذارد و فروشش از مرز یک میلیارد تومان در پایتخت گذشته است. پوران درخشنده نیز در مقام تهیه کننده و کارگردان طی چهار هفته اخیر افزون بر آن که پاسخگوی رسانه‌ها و منتقدان بوده، به دیدن فیلمش در سالن‌های گوناگون نشسته تا مطمئن شود که فیلمش با کیفیت مطلوب در حال اکران است؛ امری که کمتر کارگردانی به آن با این دقت توجه می‌کند.


حمیدیان آنقدر طبیعی بازی کرد که ممکن است از او متنفر شوید!


‌هم‌اینک «تابناک» گفت‌و‌گوی مفصلی با پوران درخشنده انجام داده و بخشی از تصاویر منتشر نشده از پشت صحنه «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» و همچنین برخی سکانس‌های ضبط شده این فیلم را نیز به نمایش درمی‌آورد..

درخشنده در این گفت‌و‌گو پیرامون مدت زمانی که از نسخه کنونی اکران شده به دلایلی اعم از تشخیص کارگردان یا ممیزی نسبت به نسخه جشنواره کاسته شده، عنوان کرد: آنچه مجموعاً توسط ممیزی و همچنین ‌خودم برای اکران عمومی از نسخه جشنواره کوتاه شد، سه تا چهار دقیقه بود.

او سرمایه‌گذاری مشترک با فارابی به قصد عبور فیلم از موانع و رسیدن به پرده نمایش را رد کرد و گفت: خیلی تلاش کردم که ‌با سرمایه خودم فیلم را بسازم و برای همین، با‌‌ همان پول آپارتمانی که قصد داشتم بخرم شروع کردم، ولی خب طبیعی است که پس از این بایداز ‌جایی کمکم می‌آمد. ‌من بار‌ها ‌مورد بی‌توجهی قرار گرفتم و بار‌ها و بار‌ها برای خواب‌های دنباله دار (۱۳۸۸) بچه‌های ابدی (۱۳۸۵)، رویای خیس (۱۳۸۴) که تمام این‌ها آسیب‌های اجتماعی بود، هیچ کمکی به لحاظ اکران به من نشد. همین الان هم مردم دارند ما را جلو می‌برند و تمام تکیه من بر مردم است و هیچ کس به آن شکل کمکی نمی‌کند.


حمیدیان آنقدر طبیعی بازی کرد که ممکن است از او متنفر شوید!


خانم کارگردان در عین حال نافی همراهی فارابی با این فیلم نبود و تأکید داشت: واقعاً باید از حمایت فارابی و شخص آقای میرعلایی تشکر کنم که اگر حمایتشان نبود، شاید اتفاقات دیگری برای این پروژه رخ می‌داد و همراهی شخص آقای میرعلایی را به طور خاص باید قدردان باشم.

او در مواجهه با اینکه چرا تمام فیلم‌هایش ملودرام‌های اجتماعی است و دست ‌روی سوژه‌هایی می‌گذارد که تاکنون در سینمای ایران به آن توجه نشده، ‌‌گفت: من می‌توانستم ‌‌یک پزشک موفق شوم،‌‌ همان گونه که در پزشکی قبول شدم؛ اما سینما را انتخاب کردم، چرا که حس کردم سینما وسیله ارزشمندی برای رسیدن به اوج انسانیت است. واقعاً خودم را آماده کرده بودم که بابت این فیلم هم متضرر شوم. من فیلم نمی‌سازم که پول درآورم، بلکه این تعهد انسانی من به عنوان یک فیلم‌ساز و به ویژه یک فیلم ساز زن است.

وی ضمن تحسین بابک حمیدیان در پذیرش نقش متجاوز، در حالی که بسیاری از بازیگران حاضر به پذیرش این نقش نشده بودند، تأکید کرد: بازیگر ما هم قربانی این شرایط می‌شود. یعنی بازیگر ما هم با بازی نکردنش، شرایط مشابه‌‌ همان شخص آسیب دیده را تجربه کرده و سکوت می‌کند. من می‌خواستم این اتفاق نیفتد، ولی به هر حال به خیلی‌ها پیشنهاد داده شد و ترجیح دادند بازی نکنند تا مورد اتهام قرار نگیرند. اجازه بدهید نام نبرم اما خداوند به من کمک کرد که یک بازیگر خلاق و هنرمند به اسم بابک حمیدیان پیدا شد و هنگامی که آمد‌،‌ این دغدغه را که چطور این نقش ‌جلوی دوربین می‌رود، ‌‌کاملا برطرف کرد.


حمیدیان آنقدر طبیعی بازی کرد که ممکن است از او متنفر شوید!


کارگردان «هیس...» ادامه داد: وقتی جلوی دوربین می‌رفت، همه دست می‌زدند و به واقع بازی نکردن را بازی کرد. حمیدیان خیلی واقعی بازی کرد و واقعاً آنقدر طبیعی بود که لحظاتی ممکن بود از او متنفر شوید. با چنان انعطاف و بدون این که ‌ذره‌ای اغراق در بازی‌اش ‌باشد؛ یک بازی زیر پوستی‌ بسیار رئالی را انجام داد. به نظرم حمیدیان بازیگر خلاقی است.

وی همچنین بازی طناز طباطبایی را نیز به اندازه دانست و در پاسخ به این ‌که گفته می‌شود طباطبایی در برخی سکانس‌ها اگزجره و تئاتری بوده، گفت: فکر کنید، وقتی یک نفر بیست سال واخرده شده و بیست سال زجر می‌کشد و درد را در درون خودش حمل می‌کند و وقتی می‌خواهد از این درد حرف بزند و تخلیه کند، به راحتی نیست و این سنگینی فشار حاصله در این بیست سال پمپاژ می‌شود.

تابناک

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 17/6/1392 - 20:54 - 0 تشکر 641231

heaven_h گفته است :
[quote=heaven_h;612899;641000]
جالب بود 
فکر کنم باید برم این فیلم رو ببینیم 
فقط بخشهایی که توو آنونسش نشون میده یک حس وحشتی رو به آدم القا می کنه که البته بادی هم اینگونه باشه 
راستی کسی جدیدا نرفته این فیلم رو ببینه ؟


سلام
خوب داستان فیلم تلخ هست
داخلش هم شوک موجوده
از دیدن فیلم خوشحال نمیشد (دربهترین حالت)
کمترینش این هست که میبینی تو سینمای کشورت داره از مسائلی گفته میشه که با آینده خیلی ها بازی کرده
متاسفانه ....

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

دوشنبه 18/6/1392 - 1:53 - 0 تشکر 641291

سلام
جالب بود
من هم مشتاقم که زودتر این فیلم رو ببینم
ولی سینمای شهرمون هنوز نیورده این فیلم رو...

کوله بارت را ببند

شاید ابن چند سحر فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا را

و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم...

جمعه 22/6/1392 - 12:16 - 0 تشکر 643868

خیلی مشتاق شدم این فیلم و ببینم فیلمهایی که از داستان های واقعی گرفته میشن جذابیت دیگه ای دارن کارگردانشم پوران درخشندست باید فیلم خوبی باشه...

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.