• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
ورزش و تندرستی (بازدید: 1251)
پنج شنبه 4/7/1392 - 10:32 -0 تشکر 653030
فلسفه ورزش سخن از چیست؟

www.fardanews.com/fa/news/265356/



مشرق:

امروزه، انجمن‌ها و نشریات فلسفه‌ كاربردی افزایش یافته‌اند. هر كس كه به تازگی وارد حوزه‌ی فلسفه‌ ورزش شود، دچار شگفتی خواهد شد.
رفتار اجتماعی‌ای مانند ورزش چگونه می‌تواند علاقه فلسفی اصیلی ایجاد كند؟ این شكاكیت تا چه اندازه استحكام دارد؟ این تنها یك پیش‌داوری است؟

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:32 - 0 تشکر 653031

وقتی رفتارهای فرهنگی‌ای را كه با درجات مختلف خطوط زندگی مدرن را ترسیم می‌كنند، بررسی می کنیم، بی‌شك ورزش یكی از آنها خواهد بود. برخی نیز ممكن است بگویند ورزش در همه جا حاضر است. این تصور كه ورزش برای كنجكاوی‌های فكری علاقه‌ خاصی ایجاد نمی‌كند، با آمارهای پیش رو بی‌اثر می‌شود: 160 كشور جهان المپیك زمستانی سال 2002 در سالت لِیك سیتی آمریكا را پوشش تلویزیونی دادند؛ و المپیك تابستانی آتن در سال 2004 بیش از 34.4 میلیارد ساعت بیننده داشته است. این در حالی است كه فینال جام جهانی فوتبال در سال 2006 در آلمان 5.9 میلیارد نفر تماشاچی داشته است. به‌علاوه برخورد جهان ورزش و فلسفه دست‌كم از زمان افلاطون، با پیشنهادات او به ورزشكاران در آموزه‌ی اولیه‌ی فیلسوف پادشاهان در جمهوری وجود داشته است.

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:32 - 0 تشکر 653032

فلسفه‌ی ورزش به‌ عنوان یك خرده‌ نظام فلسفی از گردهمایی انجمن فلسفی آمریكاییان در 28 دسامبر 1972 در بوستون به‌ وجود آمد. از آن زمان انجمن فلسفی مطالعات ورزشی (PSS) با تلاش‌های پروفسور وارن فرالِی از دانشگاه ایالتی بروك‌پورت، نیویورك تأسیس شد. پروفسور پاول وِیز از دانشگاه كاتولیكی آمریكا اولین رئیس این انجمن در آن سال بود. وی پیش‌تر در سال 1969 كتابی با موضوع ورزش، با عنوان پژوهشی فلسفی به چاپ رسانده بود. فلسفه‌ی ورزش یكی از اولین مطالعات نوپا درباره‌ی ورزش و هم‌چنین یكی از اولین موضوعات جدید دانشگاهی در مورد ورزش بود. PSS در سال 1999 برای نشان دادن رشد گوناگونی در عضویت‌اش در كنار دیگر موارد، نامش را به انجمن بین‌المللی مطالعات ورزشی تغییر داد. این انجمن از سال 1974، سال‌نامه‌ای با عنوان نشریه‌ی فلسفه‌ی ورزش به‌چاپ می‌رساند؛ هم‌چنین از سال 2001 یك دوسال‌نامه با همین عنوان توسط این انجمن چاپ و منتشر می‌شود. بیل مورگان و كلود میرر چند تا از بهترین مقالات این نشریه را جمع‌آوری كرده اند (1988؛ 1995). در حالی كه این موضوع پایه‌ای استوار در ایالات متحده و كانادا به‌دست آورده بود، بستر جهانی تا حدی ناهموار بود. تا همین اواخر انجمن‌های ملی رسمی برای فلسفه ورزش وجود نداشت؛ البته به جز انجمن ژاپنی فلسفه‌ی ورزش و تربیت بدنی كه درسال 1978 شكل گرفت و بخش فلسفه‌ی ورزش در انجمن آلمانی علوم ورزشی كه از دهه‌ی 70 تأسیس شده بود. اخیراً در كنفرانسی كه در دانشگاه گلوسسترس‌شایر برگزار شد، در جلسه‌ای در سال 2002 سازمان جدیدی با عنوان انجمن فلسفه‌ی بریتانیایی ورزش (BPSA) شكل گرفت. امروز این نشریه، نشریه‌ای رسمی است.

این سازمان از سال پس از تأسیسش اولین جلسه‌ی سالانه‌اش را برگزار كرد كه پس از آن نیز این جلسات ادامه دارند. این سازمان سخنرانانی از سراسر دنیا به‌ سوی خود جذب كرد و كارگاه‌هایی به‌وجود آورد تا انجمن فلسفه‌ی ورزش اروپایی را راه بیاندازد. انجمن اخیر با BPSA تعاملات بسیاری دارد. این دو انجمن در زمینه‌ی این نشریه و كنفرانش‌های مشترك ارتباطی رسمی بایكدیگر دارند. پیش از تأسیس انجمن اروپایی، یكی از مهم ترین موانع عنوان انجمن بود. در حالی كه این مشكل آن قدر منحصر به فرد نبود تا انجمن‌های اختصاصی ایجاد كند، اما بازتاب دهنده‌ی ناهنجاری فرهنگ‌های آكادمیك و تاریخ‌های فلسفی بود.

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:33 - 0 تشکر 653033

در ژاپن نیز مانند بریتانیا، تحقیقات فلسفی قابل توجهی در مورد ورزش در فلسفه‌ی آموزش و پرورش انجام شد. در این كشور مطالعات ورزشی در تربیت بدنی به یك رشته‌ی دانشگاهی تبدیل شد. به‌علاوه در بریتانیا تحقیقات مهمی در مورد حوزه‌های نوپای حركت انسانی، اوقات فراغت و پس از آن ورزش و علوم ورزشی انجام شد. فیلسوفان در این كشور فی‌نفسه نقش مهمی در شكل‌گیری این حوزه‌های جدید داشتند. در اروپای قاره‌ای شكلی قابل توجه از ادبیاتی متفاوت در زبان‌های ملی‌ شكل گرفت؛ به‌ویژه در جمهوری چك، آلمان، مجارستان، لهستان و اخیراً اسلونی. اصطلاحی كه در اروپای شرقی رایج است، «فلسفه‌ی فرهنگ جسمانی» نام دارد؛ در حالی كه اصطلاح رایج در اروپای غربی «فلسفه‌ی فرهنگ حركت» است. این اصطلاحات چیزی بیش از تفاوت‌های زبان‌شناسانه را نشان می‌دهند. در وهله‌ی اول، آنچه عموماً در غرب «ورزش» نامیده می‌شود، مبتنی بر تاریخ غنی ورزش‌های رومی ویونانی است تا به تجسم ورزش‌های تربیتی در عصر ویكتوریا در بریتانیا می‌رسد و نهایتاً به تجدید حیات ورزش‌های المپیك توسط بارون پیر دو كوبرتین و دیگران منتهی می‌شود. آن سوی اروپا علاوه بر ورزش‌های نمونه‌ای كه آنها را در ورزش‌های المپیك مشاهده می‌كنیم، فرهنگ‌های تحركی دیگری مانند فعالیت‌های تناسب اندام و سلامتی و ورزش برای هر تشكیلاتی وجود دارد كه با فعالیت‌های قاعده‌مند و رقابتی‌ای كه ما در غرب آنها را در مقوله‌ی «ورزش» قرار می‌دهیم، تنها شباهتی خانوادگی دارند. 

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:33 - 0 تشکر 653034

به هر جهت اختلاف سلیقه‌ی فلسفی بیشتر و عمیق‌تری وجود دارد. در غرب (و بنابراین در نشریه‌ی فلسفه‌ی ورزش) تمایلی در مسلط شدن یك سنت فلسفی وجود دارد: فلسفه‌ی تحلیلی. شكی نیست كه فلسفه‌‌ی قاره‌ای نوعی ادبیات فلسفی درباره‌ی ورزش را بسط نداده است. در واقع همان طور كه برنارد ویلیامز یك بار بیان كرده است، برچسب‌ها فی‌نفسه گمراه كننده‌اند؛ و هر دو سنت فلسفی در غرب توجهی به فلسفه شرق ندارند؛ جایی كه به‌طور برجسته در ژاپن نسخه‌ای قابل توجه از ادبیات فلسفی درباره‌ی ورزش شایع شده است. کار فلاسفه در سنت قاره ای برعکسِ علوم بیومدیکال ورزشی كه زبانی کلی را ارائه می دهند که در عقلانیت تکنیکی مسکن دارد، پژوهش گسترده ای را در حوزه های اگزیستانسیالیسم، هرمنوتیک و پدیدارشناسی به همراه دارد. هر چند که این برچسب فی نفسه از ملاحظات جغرافیایی سر بر آورده است (کارهایی که از متخصصان فرانسوی، آلمانی و دیگر کشورهای اروپای قاره ای سر برآورده است)، فیلسوفان ورزشی ای را می‌توان درست آن سوی دنیا پیدا کرد که از همین سنت ها کمک می گیرند. به همین نحو، گفتن اینکه فلسفه حاکم در سرزمین های آنگلوساکون، فلسفه ی تحلیلی است، گمراه کننده خواهد بود زیرا برخی از پایه گذاران این فلسفه از اهالی اروپای قاره ای بودند. ترسیم خطوط ممیزه برای ارائه ی تجربه مان از جهان در میان همه ی مکاتب و سنت های فلسفه ی ورزش رایج است.

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:33 - 0 تشکر 653035

فلسفه تحلیلی پژوهشی اصالتاً مفهومی است که اهدافی بنیادین دارد. منشأ این فلسفه را اغلب اظهار نظر معروف لاك می‌دانند كه معتقد بود كار فلسفی همان كارگری در باغ معرفت است. هدف اصلی فلسفه تحلیلی، در مقام یك فعالیت دست دوم، ارائه مبانی استوار برای نظام های دیگر به واسطه تفصیل جغرافیایِ ادراکی آنها است. امتیاز این فلسفه این است که بر تقدم کار مفهومی بر هر پژوهش تجربی ای اصرار می کند. نمایندگان این فلسفه مجهز به ابزار تحلیلیِ تشریح مفاهیم برای موضوعات اصلی و سازنده هستند و با دستور زبان منطقی شان تمایزهایی مفهومی ایجاد کرده، در پی تفاوت های ظریف در کارشان هستند. این نظام فلسفی در برخی جاها تا تجزیه کردن کاربردهای زبان شناسانه معمول و شرایط لازم و کافی در یافتن معنای مناسب برای مفاهیمی که دیگران باید از آنها استفاده کنند، تحلیل می یابد. در اینجا با وجود این بعد «جدید» هنوز معنای قوی ای از ادامه ی سنت گذشته ی دور باقی مانده است. فلاسفه ای چون افلاطون و ارسطو هم با نشان دادن تمایزات، و ایجاد وضوح در جاهایی که پیش تر مبهم بوده و از آن بدتر ، ایجاد وضوح در تصدیقات عقل عرفی سر و کار داشتند.

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:33 - 0 تشکر 653036

این رویكرد در بیست سال اول، رویكرد حاكم در نشریه‌ی فلسفه‌ی ورزش بود. یك استثناء قابل ملاحظه كار اسكات كرچ‌مار درباره‌ی رابطه‌ی آزمون-رقابت بود. این اثر در پی طرح ریزی پارامترهای اخلاقی و مفهومی بازی‌ها و ورزش‌ها و مسائل وابسته به آنها بود (كرچ‌مار 1975). مفاهیم بازی و ورزش فی‌ نفسه از لحاظ درونی پیچیده بودند و ارزش موشكافی داشتند. بررسی بازی نه تنها منابعی کلاسیك مانند افلاطون داشت، بلكه از تحقیق‌های مدرن‌تری مانند هومو لودنز كلاسیك جان هویزینگا نیز بهره می‌گرفت(هیلاند 1977؛ 1984). البته مفهوم بازی برای مناقشات اصلی فلسفی نیز بیگانه نبود. در پژوهش‌های فلسفی ویتكنشتاین این مفهوم در مقابل نظریه‌ی تصویری زبان و ارتباطش با جهان قرار گرفت. این مفهوم می‌توانست محور یك مناقشه‌ی باستانی باشد: آیا بازی‌ها در مجموع می‌توانند چیزی جز این واقعیت را در بر نداشته باشند كه همه‌ی آنها بازی نامیده می‌شوند، یا اینكه ماهیتی وجود دارد كه در تمام آنها مشترك است؟ همان‌طور كه می‌دانیم، موضع دوم كه موضعی واقع‌گرا بود مورد حمله‌ی ویتكنشتاین قرار گرفت. پروفسور برنارد سوئیت كه خارج از فلسفه‌ی ورزش شهرتی ندارد، این نظریه‌ی ویتكنشتاین را به چالش كشاند كه همه‌ی بازی‌ها در مجموع در میان همه‌ی فعالیت‌هایی كه ما آنها را بازی می‌نامیم با یكدیگر شباهتی خانوادگی دارند. اولین بیانیه‌ی سوئیت در بیان موضع‌اش «بازی چیست؟» بود كه در 1967 در فلسفه‌ی علم به‌چاپ رسید كه بعدها به كتابی با عنوان آتش‌بازی: بازی‌ها، زندگی و مدینه‌ی فاضله در 1978 تبدیل شد. موضع او واكنش‌ها انتقادی گوناگونی را پذیرا شد و بخش بزرگی از مجله‌ی فلسفه‌ی ورزش را در دهه‌های 80 و 90 به خود احتصاص داد. ویرایش دوم این كتاب در سال 2006 به‌چاپ رسید و دوبار مورد بازنگری قرار گرفت؛ یك بار توسط فیلسوفی خارج از این حوزه(استیون ادواردز) و بار دیگر توسط ویراستار كنونی نشریه‌ی فلسفه‌ی ورزش(جان راسل). مطابق با اهداف این نشریه «ورزش» و «فلسفه‌ی ورزش» هر دو در شكلی جامع درك می‌شوند. این مقاله در پی چاپ مقالاتی است كه با كار فكری تحلیل و بررسی تصورات و مسائل اصلی بازی‌ها و ورزش‌ها و هم‌چنین فعالیت‌های حركتی مرتبطی مانند مربی‌گری و ترویج و آموزش سلامتی در ارتباط باشد. هم‌چنین در این نشریه مقالاتی در مورد حوزه‌های فكری مرتبطی هم‌چون فلسفه‌ی بدن، فلسفه‌ی آموزش و تربیت بدنی، فلسفه‌ی سلامتی و پزشكی، فلسفه‌ تكنولوژی و مانند آن به‌چاپ می‌رسد؛ البته تا جایی كه بتوانند ورزش را به‌عنوان عملی اجتماعی به ما معرفی كرده و به چالش بكشند. این گشودگی در طبقه‌بندی ورزش تا شاخه‌های گوناگون فلسفه امتداد یافته است. فلسفه‌ی ورزش هم مانند بسیاری از شاخه‌های فلسفه وابسته به روشی خاص نیست. اگر پژوهش‌های فلسفی این ادبیات را در آن واحد به بازی‌ها و ورزش‌ها تحكیم كرده است، پیش‌تر زیبایی‌شناسی و فلسفه‌های اجتماعی نیز در این ادبیات ارائه شده بودند. بنابراین در دهه‌ی 1990 اخلاق – و فلسفه‌ی اخلاق- به موضوع غالب در پژوهش‌ها و تحقیق‌های فلسفه‌ی ورزش تبدیل شد.

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:33 - 0 تشکر 653037

باید گفت كه در حوزه‌ی اخلاق ورزشی، تحقیق‌های غیر هستی‌شناسانه ظهور كرد.  اعمال صحیح در ورزش(1984) نوشته‌ی وارن فرالِی كه به تفصیل وظایف ورزشكاران و مربیان می‌پرداخت در این زمینه پیش‌رو بود. در دهه‌ی 1990 نوشته‌های منتخب‌تری ظهور كرد. بسیاری از فلاسفه تحت تأثیر نوشته‌های مك‌اینتیر ورزش را عملی اجتماعی تلقی كردند و از توصیف‌های تحلیلیِ اجتماعی و تاریخی از مؤلفه‌های بازی‌ها و ورزش‌ها دور شدند. آنها اغلب از تفسیرهای غیرهستی‌شناسانه از اخلاق ورزش دور شدند – به‌ویژه در چارچوب ساختارهای نظریه‌های بازی جوانمردانه- و به‌سوی تفسیرهای نظری ورزش و بنابراین اخلاق ورزشی متمایل شدند. در این زمان اخلاق كاربردی گسترشی جهانی یافته بود و چاپ اخلاق و ورزش (1998) (كه توسط نگارنده و جیم پری ویرایش شده بود) در زمان كاملاً مناسبی انجام شد. دست‌كم در بریتانیا، این كتاب موضوعات و رویكردهای فلسفی گوناگونی ارائه داد كه این مهم به شكل‌گیری واحدهای درسی در سطوح آموزش عالی كمك بسیاری كرد. این كتاب در دانشگاه‌های بریتانیا و دیگر جاها پذیرای كارهای حرفه‌ای جدید بود. موفقیت این كتاب باعث شد تا انتشارات راتلج مجموعه‌ای دوازده جلدی از كتاب‌هایی با موضوعات تحقیقی درمورد اخلاق آسیب‌دیدگی، درد، خطر، بهره‌برداری جنسی، ژنتیك و همچنین اخلاق پژوهش در حوزه‌های ورزشی به چاپ برساند. ورزش، اخلاق و فلسفه طبیعتاً از تحقیق در حوزه‌ی فلسفه‌ی ورزش، به‌طور كلی، بسط یافته است و اخلاق ورزشی اندكی خاص‌تر است.

پنج شنبه 4/7/1392 - 10:34 - 0 تشکر 653038

احتمالاً خوانندگان متوجه شده‌اند كه بسیاری از موضوعات این نشریه تنشی فكری را نمایان می‌كنند. هرچند ظهور اخلاق ورزشی به‌ عنوان یك حوزه‌ی پژوهشی در دهه‌ی اخیر به‌نحو قابل ملاحظه‌ای گسترش یافته است،

این نكته حائز اهمیت است كه اخلاق ورزشی از منشأ فلسفی خود جدا نشده است. همان‌طور كه مسائل اخلاقی در یك خلاء فكری موجودیت ندارند، اخلاق ورزشی هم از دورنمایی وسیع‌تر در هستی‌شناسی بهره می‌جوید، یعنی فلسفه‌ی بدن و مباحث فلسفی اقتصاد و سیاست اعمال ورزشی و مسایلی از این قبیل. اما ارزش این ارتباط صرفاً ابزاری نیست. ملاحظه و قرار دادن مسائل ورزشی در حوزه‌های فلسفی وسیع‌تر هدفی است كه فی‌نفسه ارزش پیگیری دارد. عنوان این نشریه نشان می‌دهد كه حوزه‌ی خاص اخلاق ورزشی حوزه‌ی غالب تحقیقات خواهد شد، ولی نه به شکل انحصاری و از دیگر شاخه‌های فلسفه‌ی ورزش كه در 30 سال اخیر گسترش یافته اند نیز به گرمی پذیرایی خواهد شد. باید در فلسفه‌ی آنگلو-آمریكایی ورزش از منظری هستی‌شناسانه، تأمل‌های فلسفی بسیار اندكی در مورد ورزش به‌وجود بیاید. به‌همین نحو كارهای بسیار كوچكی نیز باید در معرفت‌شناسی و فلسفه‌ی عمل انجام شود، یعنی جایی كه می‌توان با كاركردی آماده رو به رو شد. امید است كه این نشریه نقشش را در تحریك حوزه‌های علاقه‌ی فلسفی كه تا به حال بیان شدند، به‌خوبی ایفا كند. در نهایت نگارنده امیدوار است كه فلاسفه از نحله‌های مختلف، ورزش، اخلاق و فلسفه را مأمنی سودمند برای كارهای فلسفی‌شان درباره‌ی ورزش تلقی كنند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.