فلکلر یا فرهنگ عامه :
از زمانی که « فلکلر» یا «فرهنگ عامه » به عنوان یک رشته ی علمی در جهان معرفی شد ، و مواد فلکلری جزئی از تحقیقات مردم شناسان قرار گرفت « هنر شفاهی » یا «ادب عامه » نیز اهمیت ویژهای یافت و موضوع اساسی تحقیق کارشناسان و محققان علوم اجتماعی و انسانی ، به ویژه فرهنگ عامه شناسان و زبان شناسان واقع گردید .
«هنر شفاهی » یا «ادب عامه »چنان که قبلأ در بخش تعاریف و کلیات اشاره شد ، یکی از سه اصل بنیادی رو ساخت هر جامعه است و همه ی گونه های روایات منثور و منظوم ، مانند اُسطوره ، قصه یا افسانه ، حکایت ، متل ، دوبیتی یا ترانه ، تصنیف ، مثل ، چیستان ، اصطلاح و تشبیه و کنایه را ، که شفاهآ از فردی به فرد دیگری ، یا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود ، در بر می گیرد .
چون « فرهنگ عامه » متعلق به توده ی مردم ما و به زندگی واقعی وابسته است ، از این رو « ادبیات عامه » هم پیوندی با واقعیتهای زندگی عادی مردم دارد . «ادبیات عامه » انکاره هایی از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم ، شیوه ی کار و تولید ، ویژگیهای رفتار و روابط ، سنخ اندیشه و احساس ، نوع گرایش ، مذهب و اخلاق ، و اعتقادات مردم جامعه را که در صفحات تاریخ ثبت و ضبط شده ، تصویر می کند .در هنر « شفاهی » این کیفیات و خصوصیات ما ونیز فلسفه و منطق و قانون زندگی ، و جّویات و هزلیات آن مطابق با نظام اجتماعی جامعه تعبیر و تفسیر می شود.
«ادب عامه» به طور کلی ما زاده ی نوع روابط و مناسبات و شعور جمعی مردمی است که در یک واحد اجتماعی زندگی می کند و با یکدیگر به وسیله مجموعه ای از سنتهای مشترک و عمومی پیوند و همبستگی دارند .
ساختمان «ادبیات عامه » بر دواصل واقع گرایی و خیال پردازی بنیاد گرفته است .این دو جنبه وقتی در « ادب عامه» با هم می آمیزند ، صورتهای گوناگون « ادبیات عامه » را زیباتر و دلپزیر تر و مقبول عام و خواص می کند . «هنر شفاهی » برداشت ها و تلقیهای ساده و بی پیرایه ی اقوام ابتدائی و روستایی را از زندگی و مرگ ، جهان لاهوتی و ناسوتی ، کائنات و طبیعت موجودات عالم را تبیین و تشریح می کند.این برداشتها و تلقیها به گونه پیام و رسالت انسان از معبر زمان و مکان می گذرد و از نسلی به نسل دیگر و از قومی به قوم دیگر انتقال می یابد .
«ادب عامه» زبانی روان و ساخت و ترکیبی ساده و بی پیرایه دارد. بی پیرایگی و سادگی صورتهای «ادب عامه» همچون بی پیرایگی و آزادگی زندگی آفرینندگان آن می باشد . «آریان پور» در جامعه شناسی هنر در باره ی سبک هنر عوام می نویسد :«آثار هنری عوام همیشه ساده و بی پیرایه است . زیرا از زندگی مردم ساده ای که دنیای نظر را صرفاً محض دنیای عمل می خواهند ، بر می خیزد . مردم عادی هنگام سخن گفتن ، جز بیان مطلب غرض دارند » هنر عوام در آغوش جامعه به بار می آید و پیوند مستقیم نزدیکی با زندگی تولیدی جامعه دارد و چون جوامع مختلف از حیث تولید ، مراحل همانندی را می گذارانند ، می توان در فلکلر اقوام مختلف مشابهات فراوان یافت .
یکی از تفاوتهای «ادب شفاهی » با « ادب مکتوب » این است که«ادب شفاهی » یا ادب عامه سرایندگان یا گویندگان شناخته و معلوم ندارد و همه ی گونه های آن حاصل و بازتاب ذهن جمعی افراد جامعه است ، که به منظور ارائه طریق ، و دستورالعمل زندگی ، و راه یابی و راه گشایی ، و شناساندن ارزش های عناصر اجتماعی به اعضای جامعه پدید می آیند پراکنده می شوند . در صورتی که« ادب مکتوب» آفرینندگان شناخته و معلوم دارد ، و غالباً به منظور ارج گذاری و اعتبار دهی به سرایندگان و گویندگان آن یا گروه و قشر خاصی پدید می آید .
اگر گونه هایی از «ادب عامه » یا صورتهایی از فلکلر یک قوم زمانی از رواج بیفتد و دیگر به کار نروند و به این علت است که یا با انگاره های پذیرفته شده و سنتهای « فلکلر» یا فرهنگ آن قوم قابل تطبیق نیستند ، یا اینکه رفع نیاز نمی کنند و برای جامعه مفید و موثر نمی باشند . اگر « فلکلر» یا «ادب عامه » در انگاره های فرهنگی یک قوم یا جامعه پذیرفته شوند ، به همان گونه و شیوه که همه ی عناصر فرهنگی در یک جامعه ی ابتدایی یا روستایی تقریر و باز گو می شوند ، صوتهای « فلکلر» نیز تکرار و بازگو می شوند .