• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 17614)
چهارشنبه 10/7/1392 - 7:43 -0 تشکر 657747
اشعار مناجات با خدا

با عرض سلام در این تاپیک به گرداوری اشعار مناجات با خدا میپردازم.

خلوت با خدایم میکنم و یاری از او می طلبم...

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:44 - 0 تشکر 657748

مناجات با خدا



ایمان ما دو نیمه شد ونان ما دو نیم


دست من و نگاه تو یا سیّدالکریم


روحم تمام زخمی و جانم تمام درد


یک امشبم ببخش به آرامش نسیم


از شعله های روز قیامت رها شدیم


افتاده ایم باز در این ورطه ی جحیم


چیزی بگو شبیه سخن گفتن شبان


حکمی بده به سادگی حکمت حکیم


ما راهیان کوی چپ و راست نیستیم


ما راست آمدیم سر راه مستقیم


ما عاشقان شهید تو هستیم تا ابد


ما سالکان مرید تو بودیم از قدیم


برقی بگو وزان شود از سمت یا لطیف


اشکی بگو فرو چکد از ابر یا کریم


ما را ببر به رویت لبخند عید فطر


ما را بخوان به خلوت یا رب و یا عظیم


----------------------------------------------------------------------------
علیزاده قزوه

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:44 - 0 تشکر 657749

عمریست که در میکده ی عشق مقیمیم
روزی خور خان کرم و جود رحیمیم

بی شک بُود از یُمن ولای شه ابرار
کز دوزخ دادار چنین طرد و رجیمیم

با خاک ره یار گل ما بسرشتند
پس مستحق روضه ی رضوان نعیمیم

در روز جزا لحظه ی موعود خداوند
بی واسطه چون حضرت موسای کلیمیم

صد شکر خدا را که علی قسمت مان کرد
صد شکر خداوند که محرم به حریمیم

***

بر دایره ی عشق تو پرگار خدا شد
محصور شما بنده ی دربار خدا شد

افتاده به زحمت ملک بر سر دوشت
تا لایق فهمیدن اسرار خدا شد

کرار خدا باشی و از یمن وجودت
صد ها دل فرار گرفتار خدا شد

گفتند که با توشه ی ایمان به ولایت
بخشیدنمان سهل ترین کار خدا شد

آن کس که به سینه ندهد مهر تورا جا
پس در صدد اذیت و آزار خدا شد

هر دل که نشد رام شما کرده جفایی



مغلوبه ی چشمانت عجب کرده صفایی

ما می زدگان سر بازار تو هستیم
مستیم در آن لحظه که هوشیار تو هستیم

هر چند فقیریم ولی حضرت بابا
ما طالب می از کم بسیار تو هستیم

اصلا به جز از نام شما را نتوان برد
وقتی به سر دار هوادار تو هستیم

عجل فرجی را به کف دست گرفتیم
یعنی که در اندیشه ی تکرار تو هستیم

فردای قیامت به خدا شاد ترینیم
تا گریه کن روضه ی غم بار تو هستیم

حقا ز شما معتبریم و بَرِ محشر



کنجی بزنیم تکیه برای غم مادر

آن روز که یاری ز پی یار زمین خورد
از جور و جفای شه کفار زمین خورد

بغضی به دل سینه ی مان شد که بگوییم
آن مادرما بود که با بار زمین خورد

گفتند: بیایید و تماشا بنشینید
حیدر به ره خانه ی نجار زمین خورد.

آن شیر، یل عرصه ی میدان شجاعت
با دیدن رنگ رخ مسمار زمین خورد

بگذار که پایان بدهم قصه ی خون را
دیگر قلمم با دل بیمار زمین خورد

ای کاش که این فاصله ها کم شود ای کاش



 یاری برسد تا گله ها کم شود ای کاش


  فرشید یارمحمدی




چهارشنبه 10/7/1392 - 7:45 - 0 تشکر 657750

آخر عشـق تو مرا اهل سحــر خواهد کرد


چشم خشکیده ام از مهر تو تر خواهد کرد


بندهء خوب شدن بسته به یک غمزه توست


گوشه چشمت دل ما زیر و زبر خواهد کرد




حب تـو گـر بنشــیند بـه نهـــانخــانه دل



حب دنیــا دگر از ســینه به در خواهد کرد




دلـم از فرط گنــه سنـگ شده کــاری کن



که نفس های تو در سنگ اثـر خواهد کرد




دسـت بـالا ببـر و جــانم از آتـش برهــان



که خـدا محض تو از بنـده گذر خواهد کرد




کیمیـایی است عجب تعزیـه داری شما



که نصیـب دل عشــاق گهر خواهد کرد




عــاقبت نوکـرتـــان بـا نظــر مـادرتــان



به سوی کرب وبلای تو سفر خواهد کرد




                       ***




تـا علـمـــدار بود اهــل حــرم آرامـنـــد



که نثــار ره تـو دیــده و ســر خواهد کرد




طفل شش ماهه تان نیز خودش عباسی است



گوش تا گوش سر خویش سپر خواهد کرد







وای از آن لحظه که با رو به روی خاک اُفتی



پیش چشـمان همه بـا تن صد چاک اُفتی



 ----------------------------------------------------------




 مصطفی هاشمی نسب

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:45 - 0 تشکر 657751

مناجات با خدا



دلی آئینه ای و دیدۀ تر می خواهی


بنده ای مخلص و مشتاقِ سحر می خواهی


سهمِ دل های شكسته است اقامتگاهت


قدری هم صحبتی و سوزِ جگر می خواهی


دستگیری نظرِ لطف بها بخشیدن


حسّم این بود مرا هم به نظر می خواهی


پرده پوشیدی و هر بار نفهمیدم كه


غافر الذنب مرا هم چقدر می خواهی


كوسِ  بی آبرویی ام به صدا می آید


همه را در هم و نا دیده بخر، می خواهی؟


چه شلوغ است سرِ سفره ی مهمانیتان


سرِ این سفره مگر چند نفر می خواهی؟


نامه ی زندگیم پیشِ شما معلوم است


بابِ مِیلت عملی نیست اگر می خواهی


من فقط گریه ی بر خون خدا را بلدم


جگرم سوخت در این كسبِ هنر می خواهی؟


---------------------------------------------------------
علیرضاشریف

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:45 - 0 تشکر 657753

مناجات با خدا



بارالهـا بـر درت اشـک و آه آورده‌ام


هم سرشک خجلت و هم گناه آورده‌ام


هـم گنـاه آورده‌ام هـم پنـاه آورده‌ام


دیده از جرمم بپوش اشک و آهم را ببین


یـا الـه‌العالمین یـا الـه‌العالمین


با همـه بـار گنـاه بـا همـه فعـل بدم


تو صدا کردی مرا من به سویت آمدم


دست دل بر دامن لطف و احسانت زدم


آسمانی کن مرا که چه خوردم بر زمین


یـا الـه‌العالمین یـا الـه‌العالمین


وای اگر این روسیاه رو به محشر آورد


نامـه‌ای از صـورت خـود سیه‌تر آورد


با گنـاه بی‌شمـار رو به ایـن در آورد


با گناهانم شوم روز محشر هم‌نشین


یـا الـه‌العالمین یـا الـه‌العالمین


سایۀ لطفت مرا در دو عالم بر سر است


از گنـاه بی‌حـدم عفـو تـو بالاتـر است


هر چه هستم سینه‌ام پر ز مهر حیدر است


خود گناهم را ببخش بر امیرالمؤمنین


یـا الـه‌العالمین یـا الـه‌العالمین


من که با تو دم‌به‌دم عهد خود بشکسته‌ام


از تـواَم شرمنــده و از گنـاهم خستـه‌ام


هم ز تو کردم فرار، هم به تو دل بسته‌ام


بسته راهم را گناه از یسار و از یمین


یا الـه‌العالمین یا الـه‌العالمین


من گنـه کردم ولی، آبرو دادی به من


از عنایت مرحمت گفت‌وگو دادی به من


باز خواندی بنده‌ام باز رو دادی به من


تو عطا کردی چنان من خطا کردم چنین


یا الـه‌العـالمین یـا الـه‌العـالمین


جـرم سنگیـن مــرا ای خـدای عـالمین


هم ببخشا بر حسن هم ببخشا بر حسین


دست خالی ریختم اشک خجلت از دوعین


هر که هستم ای خدا بر درت سودم جبین


یـا الـه‌العـالمین یـا الـه‌العالمین


---------------------------------------------------------
غلامرضاسازگار

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:45 - 0 تشکر 657754

مناجات با خدا



فقط برای نگاه نگار آمده ام


برای اشك دل بی قرار آمده ام


كویرتر شده چشم از همیشه، از هر وقت


دونیم قطره ی باران ببار، آمده ام


اگر گناه، مرا سر به زیر بار آورد


ولی به عشق شما سر به دار آمده ام


بهار قلب زمین آمده، بساط كجاست؟


دو دست خالی و با قلب زار آمده ام


ببین كه غرق تمنّام، خواهشی دارم


اجابتم كن و منّت گذار، آمده ام


تمام كوله ی معصیّتم بگیر و ببر


دو كیسه نور برایم بیار، آمده ام


"بس است خلف به وعده، كمی خدایی شو"


به نفس گفتم و با خود كنار آمده ام


امید لطف تو دست مرا كشید اینجا


تو خواستی كه به اینجای كار آمده ام


دعای اول و آخر، ظهور حجت توست


برای اوست كه چشم انتظار آمده ام


ببخش، جان همان خواهری كه گفت: حسین


كشان كشان به روی این مزار آمده ام


رمق به پام نمانده چرا كه همراهِ


هزار عقده ی از نیزه دار آمده ام


سرت مقابل چشمم گذاشت عمداً، گفت:


تو با حقارت و من با وقار آمده ام


-------------------------------------------------------------------
حمیدرمی

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:46 - 0 تشکر 657755

مناجات با خدا



دیگر از سوز و نوایم خبری نیست که نیست


دیگر از صدق و صفایم اثری نیست که نیست


در مناجات سحر ادعیه بال و پر ماست


بهر رفتن به سما بال و پری نیست که نیست


سابق از دیدۀ من اشک روان جاری بود


ولی امروز دگر چشم تری نیست که نیست


همه درها به رویم بسته شده جز این در


به جز این باب دگر هیچ دری نیست که نیست


وقت آن است که دیگر تو به دادم برسی


غیر تو در دو جهان دادگری نیست که نیست


روزۀ من تهی است و سپر نفسم نیست


بهر این نفس خرابم سپری نیست که نیست


ظلمت محظ شده قلب من از فعل حرام


ولی افسوس که نور قمری نیست که نیست


به خداوند قسم غیر حسین ابن علی


در جهان اسم سزاوارتری نیست که نیست


تا که در دایره ی رحمت این آقاییم


با نگاه کرم او خطری نیست که نیست


ولی افسوس که در کرببلا می دیدند


بدنش روی زمین بود و سری نیست که نیست


----------------------------------------------------------------------
حبیب باقرزاده

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:46 - 0 تشکر 657757

مناجات با خدا



امان از غربت قبر و قیامت


فغان از وحشت قبر و قیامت


اگر ارباب من دستم نگیرد


ندارم طاقت قبر و قیامت


اجل در ره عمل کوته چه دارم


به غیر از حسرت قبر و قیامت


گنه کاری چو من فرمانبرِ نفس


چه داند حرمت قبر و قیامت


من از تنهاییِ خود خوف دارم


امان از ظلمت قبر و قیامت


اگر مولای من دستم بگیرد


چه خوف از محنت قبر و قیامت


غم و درد و بلا را می شناسم


که باشد زینت قبر و قیامت


پس از مرگم به زیر سایۀ یار


بگیرم هیئت قبر و قیامت


برای گریه بر سلطان عطشان


عطا کن مهلت قبر و قیامت


بهشت کربلا را کن نصیبم


که بینم جنت قبر و قیامت


رضای توست نصب العین عاشق


ندارد نیّت قبر و قیامت


ز دنیا می روم با دست خالی


امان از حسرت قبر و قیامت


ندارم خُلق و خوی اهل بیتی


ندارم فرصت قبر و قیامت


فقط با مومنین قرآن بگوید


سخن از بهجت قبر و قیامت


بمیرم تا ببینم روی حیدر


جمالش لذت قبر و قیامت


اگر" اَلْفَقرُ فخری " شد شعارم


توّلا مکنت قبر و قیامت


بجز لطف شفیعان دو عالم


چه باشد نصرت قبر و قیامت


به دنیا هیچ اقبالی ندارم


که دارم دولت قبر و قیامت


تمام لذت دنیای فانی


فدای عزّت قبر و قیامت


غلام آل زهرایم بگردان


شهید راه مولایم بگردان


-------------------------------------------------------


 محمود ژولیده


چهارشنبه 10/7/1392 - 7:46 - 0 تشکر 657758

مناجات با خدا



گوشه چشمی اگر از جانب دلبر برسد


دست من نیز به آن چشمه ی کوثر برسد


اگر از شانه ی من بار گنه بردارید


پای این بنده هم از عرش فراتر برسد


باز هم توبه شکستم! بگذارید فقط


باز هم فرصت یک توبه ی دیگر برسد


همه ی ترس من این است که هنگام گناه


عُمر این بنده ی آلوده به آخر برسد


بس که آلوده ام «أبکی لِخروج نفسی»


وای از آن لحظه ی سختی که اجل سر برسد


خیلی از تنگی و ضیق لحدم می ترسم


وحشت بیشتر آن است که مُنکر برسد


همه ی خواهشم این است که در موقع مرگ


سر این بنده روی دامن حیدر برسد


مطمئنّم که در آن لحظه ی سخت و حسّاس


حضرت فاطمه با آل پیمبر برسد


چادر مادر ما کار خودش را بکند


بگذارید فقط لحظه ی محشر برسد


مثل هر دفعه به ارباب توسّل کردم


حتماً ارباب به داد دل نوکر برسد


مثل یک باز شکاری طرف میدان رفت


قصدش این بود به داد علی اکبر برسد


به روی نیزه ی لشکر، جگرش را می دید


تکه تکه بدن گل پسرش را می دید


---------------------------------------------------------------
محمد فردوسی

چهارشنبه 10/7/1392 - 7:47 - 0 تشکر 657759




شکر خدای چاره ساز،درای رحمت شده باز

دوباره از راه می رسه،وقت خوش راز و نیاز


آی جوونا آی جوونا،از آسمون صدا میاد


دیگه باید آشتی کنیم ،داره بوی خدا میاد


داره میاد اون ماهی که،باز شبیه مولا می شیم


با آقا افطار می کنیم،باهاش سحر ها پامی شیم


چه خوب می شه تیر دعا،باز بخوره توی هدف


بارفقای هیئتی،شبای قدر بریم نجف


آخ که چه خوب میشه اگه ، دلامونو جلا بده


تا مهمونیش تموم میشه،به ما یه کربلا بده


عجب صفا داره که ظهر،می افته چشمت تا به آب


با لب تشنه بخونی،روضه اصغر و رباب


اینجا نباس روزه باشن،مادرایی که شیر میدن


اونجا جواب عطش،شیر خواره رو با تیر میدن


اینجا برای افطاری،به هم هی اصرار می کنن


اونجا با خون لبشون،روزه رو افطار می کنن


مهمونو اینجا میشونن،روی پر فرشته ها


اونجا غروب می دوونن،اسباشونو رو کشته ها


اینجا کجا اونجا کجا،ما کجا و روضه کجا


تشنگی روزه کجا، قحطی جند روزه کجا


اینجا کجا اونجا کجا،ما کجا و روضه کجا


تشنگی روزه کجا، قحطی جند روزه کجا


آهای خدای مهربون،صاحب هفتا آسمون


چی می شه که به من بگی، تو هم برو اونجابمون


پشیمونم ،پشیمونم، بدیهاموخوب می دونم


یه کاری کن از این به بعد،بنده خوبی بمونم


حالا که لحظه دعاست،وقت عنایت خداست


یکی بیاد به من بگه ،ماه رمضون آقام کجاست


سر به سرم دیگه نزار،گناهامو به روم نیار


بزار که باشه تا ابد،بین ما این قول و قرار


من یه غلام خوب باشم ،براگلای مرتضی


تو هم بگیری دستمو،تو وحشت روز جزا


------------------------------------------------------------
یاسر رحمانی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.