• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 784)
سه شنبه 9/7/1392 - 0:12 -0 تشکر 656489
شعرهای عاشقانه از مولانا


fun276_www.jahaniha.com_

شعرهای عاشقانه از مولانا


ای عاشقان ، ای عاشقان ، من از کجا ، عشق از کجا

ای بیدلان ، ای بیدلان ، من از کجا ، عشق از کجا

گشتم خریدار غمت ، حیران به بازار غمت

جان داده در کار غمت ، من از کجا ، عشق از کجا

ای مطربان ، ای مطربان ، بر دف زنید احوال من

من بیدلم ، من بیدلم ، من از کجا ، عشق از کجا

عشق آمده است از آسمان ، تا خود بسوزد بی گمان

عشق است بلای ناگهان ، من از کجا ، عشق از کجا

اشعار عاشقانه,اشعار عاشقانه مولانا



منبع : http://www.jahaniha.com

سه شنبه 9/7/1392 - 0:13 - 0 تشکر 656492

یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا


یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مرا


نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی


سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا


نـــور تـــویی سـور تــویی دولت منصور تـویی


مـــرغ کـــه طــور تــویی خســته بــه منقار مرا


قطـــره تویی بحــر تویی لطـف تــویی قهــر تویی


قنــد تـــویی زهـــر تــویی بیــــش میـــازار مرا


حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی


روضــه اومیــد تویـــی راه ده ای یــار مرا


روز تــویی روزه تـــویی حـاصل دریوزه تـویی


آب تــویی کــوزه تــویی آب ده این بـــار مـــرا


دانـــه تویــی دام تــویی بــاده تویی جام تـویی


پختـــه تویی خـــام تــویی خـــام بمگـــذار مرا


این تن اگـــر کـــم تــندی راه دلــم کــم زندی


راه شــدی تــا نبــدی ایـــن همـــه گـــفتار مرا

سه شنبه 9/7/1392 - 0:14 - 0 تشکر 656493

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد


از جـداییــهـــا حکـــــایت مـــی‌کــــنـد


کــــز نیستـــان تـــا مـــــرا ببریــــده‌انـد


در نفیــــــرم مــــــرد و زن نالیـــــده‌انـد


سینه خواهم شرحـــه شرحـــه از فراق


تـــا بگـــویــم شـــرح درد اشتیـــــاق


هـــر کسی کو دور ماند از اصل خویش


بـــاز جویـــد روزگــــــار وصـــل خـــویش


مــن بــــه هــــر جمعیتی نالان شـــدم


جفــت بــدحالان و خوش‌حالان شـــدم


هــر کســی از ظن خــود شــد یـار من


از درون مـن نجســت اســـرار مــن


ســـر مــن از نالـــه‌ی مـــن دور نیست


لیـک چشم و گوش را آن نور نیست…

سه شنبه 9/7/1392 - 0:14 - 0 تشکر 656494

من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم

نـــه از اینم نــه از آنم مــن از آن شهر کـلانم

نـــه پـــی زمــــر و قمــارم نه پی خمر و عقارم

نـــه خمیـــرم نــــه خمـــارم نــه چنینم نه چنانم

مـــن اگـــر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم

نه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهــــل زمــــانم

خـــرد پـــوره آدم چـــه خبـــر دارد از ایــن دم

کــــه مــن از جمــله عالــم به دو صد پرده نهانم

مشنـو این سخن از من و نه زین خاطر روشن

که از این ظاهر و باطن نه پذیرم نه ستانم…

سه شنبه 9/7/1392 - 0:15 - 0 تشکر 656495

 روزها فکر من این است و همه شب سخنم


که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟


ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست


به هوای سر کویش پر و بالی بزنم


روزها فکر من این است و همه شب سخنم-


که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟


از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟-


به کجا می روم آخر ننمایی وطنم؟


مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا!


یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم!


نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم


آن که آورد مرا باز برد در وطنم


مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک


چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.

سه شنبه 9/7/1392 - 0:15 - 0 تشکر 656496

ای خداوند یکی یار جفا کارش ده


دلبر عشوه گر و سرکش و خونخوارش ده


چند روزی ز پی تجربه بیمارش کن


با طیبان دغا پیشه سر و کارش ده


تا بداند که شب ما به چسان میگذرد


درد عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

سه شنبه 9/7/1392 - 0:15 - 0 تشکر 656497

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم


وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم


صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم


چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم


تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری


یا آنکه کنی ویران هر خانه که می سازم


جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو


چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم


هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید


با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم


در خانه آب و گل بی توست خراب این دل


یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم

سه شنبه 9/7/1392 - 0:16 - 0 تشکر 656498

شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم


تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم


ای چشمه آگاهی شاگرد نمی خواهی


چه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم


باری ز شکاف در برق رخ تو بینم


زان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم


یک لحظه بری رختم در راه که عشارم


یک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم


گه در گنهم رانی گه سوی پشیمانی


کژ کن سر و دنبم را من همزه مهموزم


در حوبه و در توبه چون ماهی بر تابه


این پهلو و آن پهلو بر تابه همی سوزم


بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو


در ظلمت شب با تو براقتر از روزم


بس کن همه تلوینم در پیشه و اندیشه


یک لحظه چو پیروزه یک لحظه چو پیروزم

سه شنبه 9/7/1392 - 0:16 - 0 تشکر 656499

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟


معشوق همین جاست بیایید بیایید


معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار


در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟


گر صورت بی صورت معشوق ببینید


هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید


ده بار از آن راه بدان خانه برفتید


یک بار از این خانه بر این بام برآیید


آن خانه لطیفست نشان هاش بگفتید


از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید


یک دسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید


یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید


با این همه آن رنج شما گنج شما باد


افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

سه شنبه 9/7/1392 - 0:17 - 0 تشکر 656500

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم


شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم


در عشق که او جان و دل و دیده ماست


جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم

سه شنبه 9/7/1392 - 0:17 - 0 تشکر 656501

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم


بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم


جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم


خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم


تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم


کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم


سخن راست تو از مردم دیوانه شنو


تا نمیریم مپندار که مردانه شویم


در سر زلف سعادت که شکن در شکن است


واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم


بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت


گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم


گر چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم


گر چه شمعیم پی نور تو پروانه شویم


گر چه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم


تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم


در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم


محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم


ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم


تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم


گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم


ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم


مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند


شاید ار ناله کنیم استن حنانه شویم


نی خمش کن که خموشانه بباید دادن


پاسبان را چو به شب ما سوی کاشانه شویم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.