• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 1012)
سه شنبه 26/6/1392 - 17:22 -0 تشکر 647175
زندگینامه ی سنایی غزنوی و شعرهایش

منبع : مردان پارس



ابوالمجد مجدود بن آدم  سنایی غزنوی در سال 459 در شهر غزنین پا به عرصه‌ی هستی نهاد، و در سال529 در همان جا در گذشت . او‌ در آغاز جوانی،‌ شاعری‌ درباری‌ و مداح‌ مسعود بن‌ ابراهیم‌ غزنوی‌ و بهرام‌ شاه‌ بن‌ مسعود بود. ولی‌ بعد‌ از سفر به‌ خراسان‌ و اقامت‌ چند ساله‌ در این‌ شهر‌ و نشست و برخاست با مشایخ‌ تصوف،‌ در منش، دیدگاه و سمت‌گیری اجتماعی وی دگرگونی ژرفی پدید آمد. از دربار بریده و به دادخواهی مردم برخاست، بر شریعت مداران و زاهدان ریایی شوریده و به عرفان عاشقانه روی آورد.

سه شنبه 26/6/1392 - 17:24 - 0 تشکر 647176

سنائی‌ در دوره‌‌ی اول‌ فعالیت‌‌های‌ ادبی‌ خویش‌ شاعری‌ مداح‌ بود، روش‌ شاعران‌ غزنوی، به ویژه‌ عنصری‌ و فرخی را تقلید می‌کرد. در دوره‌‌ی دوم‌، که‌ دوره‌‌ی دگرگونی وی بود

، به‌ نقد اجتماعی و طرح اندیشه‌های عرفان عاشقانه پرداخت. درباره‌ی دگرگونی درونی و رویکرد او به عالم عرفان، اهل خانقاه افسانه‏های گوناگونی را ساخته و روایت کرده‌اند که یکی از شیرین‌ترین افسانه‌ها را جامی در نفحات‏الانس این گونه روایت کرده است: «سلطان محمود سبکتکین در فصل زمستان به عزیمت گرفتن بعضی از دیار کفار از غزنین بیرون آمده بود و سنایی در مدح وی قصیده‏ای گفته بود. می‏رفت تا به عرض رساند. به در گلخن که رسید، از یکی از مجذوبان و محبوبان، آوازی شنید که با ساقی خود می‏گفت : «پر کن قدحی به کوری محمودک سبکتکین تا بخورم

ساقی گفت: «محمود مرد غازی است و پادشاه اسلام!»

گفت: «بس مردکی ناخشنود است. آنچه در تحت حکم وی درآمده است، در حیز ضبط نه درآورده می‏رود تا مملکت دیگر بگیرد.»

یک قدح گرفت و بخورد. باز گفت: «پرکن قدحی دیگر به کوری سناییک شاعر!»                                                       ساقی گفت: «سنایی مردی فاضل و لطیف است.»

گفت: «اگر وی لطیف طبع بودی به کاری مشغول بودی که وی را به کار آمدی. گزافی چند در کاغذی نوشته که به هیچ کار وی نمی‏آید و نمی‏داند که وی را برای چه کار آفریده‏اند.»

سنایی چون آن بشنید، حال بر وی متغیر گشت و به تنبیه آن لای خوار از مستی غفلت هوشیار شد و پای در راه نهاد و به سلوک مشغول شد».

در واقع سنایی اولین‌ شاعر ایرانی‌ پس‌ از اسلام‌ بشمار می‌رود که‌ حقایق‌ عرفانی‌ و معانی‌ تصوف‌ را در قالب‌ شعر ارائه کرده است.او درسرودن مثنوی، غزل و قصیده توانایی فوق العاده‌ای داشت. بد نیست بدانید که سنایی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و منتشر شد که این خود حکایت از منش انسانی او دارد.

سنایی در عصر خودش یک شاعر نوگرا بود. بیشتر پژوهنده‌گان او را پایه گذار شعر عرفانی می دانند. کاری که او آغاز کرد، با عطار نیشابوری تداوم یافت و در شعر جلال الدین محمد بلخی به اوج خود رسید.

درون‌مایه‌ی عرفانی و غزل‌سرایی عارفانه- عاشقانه، تنها نوآوری این شاعر بزرگ در ادب پارسی نیست. او در بیش‌تر قالب‌های شعر پیش از خود بازنگری می کند و حال و هوایی تازه ای در کالبد آنان می‌دمد.  برای نمونه اگر به سیر قصیده سرایی از فرخی و کسائی مروزی تا عصر سنایی نگاه کنیم،‌ متوجه تکرار درون‌مایه‌ها و تصویرها می‌شویم. در واقع انگار شاعران دیگر حرف تازه‌ای در شعرهایشان نداشته‌اند. شعر آنان فقط یک درون‌مایه داشت و آن هم ستایش پادشاه و اُمرا و وزرا بود، که حتا از نظر ادبی نیز دیگر چنگی به دل نمی‌زد و تازگی هم نداشت. یعنی اگر در قرن چهارم هجری قمری از خواندن مدیحه سرایی‌های فرخی سیستانی می‌شد از نظر ادبی لذت برد، در دوره سنایی دیگر خواندن این اشعار لذتی نداشت. سنایی با وارد کردن درون‌مایه‌های عرفانی، اخلاقی و اجتماعی، جان و روح تازه‌ای به کالبد بی جان قصیده دمید. سنایی به جز درون‌مایه‌های عرفانی و اندرزهای اخلاقی؛ نوعی نقد اجتماعی را نیز وارد قصیده کرد که پس از او مورد توجه شاعری مثل کمال‌الدین عبدالرزاق قرار گرفت. سنایی در حوزه‌ی قصیده‌ی عرفانی نیز نوآوری‌هایی داشته که خاقانی در این زمینه از او تاثیر گرفته است. غزل‌های عارفانه و عاشقانه‌ی وی نیز راه گشای، غزل عرفان عاشقانه بود. بدین اعتبار می‌توان گفت مولانا در غزل عارفانه، سعدی در سرودن غزل عاشقانه، حافظ در سرودن غزل عارفانه و رندانه همه بهره‌مند از خوان سنایی هستند. مولانا که خویش را وامدار عطار و سنایی می‌داند در بیتی از مثنوی این ارادت را نشان داده و گفته است: «عطار روح بود و سنایی دو چشم او/ ما درپی سنایی و عطار آمدیم»

سه شنبه 26/6/1392 - 17:24 - 0 تشکر 647177

سنایی با غریبه‌گردانی و آشنا زدایی از مفاهیم پُر شور غزل عاشقانه، از شعر بی روح و سرد زاهدانه فاصله می‌گیرد و با دمیدن درون‌مایه‌ی عارفانه به مفاهیم غزل عاشقانه، معشوق ومی زمینی را به حاشیه می‌راند و معشوق و می آسمانی را به مرکز فرا می‌خواند.

شعر سنایی، شعری توفنده و پرخاشگر است. درون‌مایه‌ی بیش‌تر قصاید او در نکوهش دنیاداری و دنیاداران است. او با زاهدان ریایی و شریعت‌مداران درباری و حکام ستم‌گر که هر کدام توجیه‏گر کار دیگری هستند، بی‏پروا می‏ستیزد و از بیان حقیقت عریان که تلخ و گزنده نیز می‏باشد، هراسی به دل راه نمی‌دهد.  البته وی از عافیت طلبی و تن به هر خواری دادن و دِرَم طلبی مردم نیز شکایت می‌کند.

سنایی با نقد اوضاع اجتماعی روزگارش، علاوه بر بیان دردها و معضلاتی که دامن‌گیر زمانه شده است، نشان می‏‏دهد که ، تفکر شبه یونانی بر تفکر شرعی و وحیانی غلبه کرده است؛ در صوفیان، صفایی نیست؛ مجالس ذکر، مجالس برنج و شیر و شکر شده است ؛ حرام‏خواری رایج و پارسایان خوب کردار منزوی شده‏اند؛ و نشانی از جامعه‌ی بسامان و نیک منشی فردی دیده نمی‏شود.

بخش عمده‏ای از درون‌مایه و اندیشه در قصاید سنایی بر مدار انتقادهای اجتماعی می‌گردد. لبه‌ی تیز تیغ زبان او در بیش‌تر موارد متوجه زراندوزان و حکام ظالم است. سنایی با تصویر زندگی زاهدانه‌ی پیامبر و  صحابه و تأکید بر آن در قصاید، سعی دارد جامعه آرمانی مورد نظر خود را نشان دهد.

ترویج آموزه‌های زهد و عرفان نیز از مهم‌ترین محورهای موضوعی در قصاید سنایی است. نکوهش دنیا، مرگ اندیشی، توصیه به گسستن از آرزوهای بی‏حد و حصر، ترویج قناعت پیشه‌گی و مناعت طلبی، کوشش برای به جوشش در آوردن گوهر حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست:


ای مسلمانان! خلایق، حال دیگر کرده‏اند            از سر بی‏حرمتی، معروف، منکر کرده‏اند

شرع را یک سو نهادستند، اندر خیر و شر            قول بطلمیوس و جالینوس، باور کرده‏اند

عالمان بی‏عمل، از غایت حرص و امل               خویشتن را، سخره‌ی اصحاب لشکر کرده‏اند

خون چشم بیوگان است، آن که در وقت صبوح             مهتران دولت اندر جام و ساغر کرده‏اند

تا کی از دارالغروری ساختن دارالسرور                       تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار                                                                                                                                                                       بر در ماتم سرای دین و چندین ناز و نوش       در ره رعنا سرای دیو و چندان کار و بار



آثار او عبارتند از :

:

حدیقه‌ الحقیقه‌ و شریعه‌ الطریقه‌

سیر العباد الی‌ المعاد

دیوان‌ قصاید و غزلیات‌

عقل‌ نامه‌

طریق‌ التحقیق‌

تحریمه‌القلم‌

مکاتیب‌ سنائی‌

کارنامه‌ بلخ‌

عشق‌ نامه‌

سنائی‌ آباد.

سه شنبه 26/6/1392 - 17:24 - 0 تشکر 647178

نمونه‌هایی از قصاید سنایی :



منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا                 زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا


شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه                شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا


گشته‌ست باژگونه همه رسمهای خلق              زین عالم نبهره و گردون بی‌وفا


هر عاقلی به زاویه‌ای مانده ممتحن                 هر فاضلی به داهیه ای گشته مبتلا


آنکس که گوید از ره معنی کنون همی              اندر میان خلق ممیز چو من کجا


دیوانه را همی نشناسد ز هوشیار                   بیگانه را همی بگزیند بر آشنا


با یکدگر کنند همی کبر هر گروه                    آگاه نه کز آن نتوان یافت کبریا


هرگز بسوی کبر نتابد عنان خویش                 هرکه آیتی نخست بخواند ز هل اتی


با این همه که کبر نکوهیده عادتست               آزاده را همی ز تواضع بود بلا


گر من نکوشمی به تواضع نبینمی                  از هر خسی مذلت و از هر کسی عنا


با جاهلان اگرچه به صورت برابرم                  فرقی بود هرآینه آخر میان ما


آمد نصیب من ز همه مردمان دو چیز               از دوستان مذلت و از دشمنان جفا


قومی ره منازعت من گرفته‌اند                       بی‌عقل و بی‌کفایت و بی‌فضل و بی‌دها


بر دشمنان همی نتوان بود موتمن                   بر دوستان همی نتوان کرد متکا


من جز به شخص نیستم آن قوم را نظیر            شمشیر جز به رنگ نماند به گندنا

سه شنبه 26/6/1392 - 17:25 - 0 تشکر 647179

غم خوردن این جهان فانی هوس است             از هستی ما به نیستی یک نفس است


نیکویی کن اگر ترا دست‌رس است                  کین عالم، یادگار بسیار کس است

سه شنبه 26/6/1392 - 17:25 - 0 تشکر 647180

تا این دل من همیشه عشق اندیش است           هر روز مرا تازه بلایی پیش است


عیبم مکنید اگر دل من ریش است                  کز عشق مراد خانه‌ی ویران بیش است

سه شنبه 26/6/1392 - 17:25 - 0 تشکر 647181

آن‌جا که سر تیغ ترا یافتن است                    جان را سوی او به عشق شتافتن است


زان تیغ اگرچه روی برتافتن است                 یک جان دادن هزار جان یافتن است

سه شنبه 26/6/1392 - 17:26 - 0 تشکر 647182

آن کس که بیاد او مرا کار نکوست                با دشمن من همی زید در یک پوست


گر دشمن بنده را همی دارد دوست                بد بختی بنده است نه بد عهدی اوست

سه شنبه 26/6/1392 - 17:26 - 0 تشکر 647183

می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز را 
زنده کن در می پرستی سنت پرویز را 
مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را 
در کف ما رادی آموز ابر گوهر بیز را 
ای خم اندر خم شکسته زلف جان آمیز را 
بر شکن بر هم چو زلفت توبه و پرهیز را 
چنگ وار آهنگ برکش راه مست انگیز را 
راه مست انگیز بر زن مست بیگه خیز را

سه شنبه 26/6/1392 - 17:27 - 0 تشکر 647184

ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را 
تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را 
ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی 
خاک ره باید شمردن دولت پرویز را 
دین زردشتی و آیین قلندر چند چند 
توشه باید ساختن مر راه جان آویز را 
هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشین 
بدره‌ی ناداشتی به روز رستاخیز را 
زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را 
وین گروه لاابالی جان عشق‌انگیز را 
ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود 
بر رخ زردم نه آن یاقوت شکر ریز را

سه شنبه 26/6/1392 - 17:27 - 0 تشکر 647185

چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را 
یا سلامت خود مسلم نیست مر عشاق را 
هر کرا با عشق خوبان اتفاق آمد پدید 
مشتری گردد همیشه محنت مخراق را 
زآنکه چون سلطان عشق اندر دل ماوا گرفت 
محو گرداند ز مردم عادت و اخلاق را 
هر که بی اوصاف شد از عشق آن بت برخورد 
کان صنم طاقست اندر حسن و خواهد طاق را 
ذره‌ای از حسن او در مصر اگر پیدا شدی 
دل ربودی یوسف یعقوب بن اسحاق را 
گر سر مژگان زند بر هم به عمدا آن نگار 
پیکران بی جان کند مر دیلم و قفچاق را 
هر که روی او بدید از جان و دل درویش شد 
زر سگالی کس ندید آن شهره‌ی آفاق را

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.