حلیم بوقلمون با گوشت تازه گوسفندی موجود است . این جمله ای بود که سه سال تمام هر بار که از پنجره ساختمانی در نزدیکی میدان فردوسی بیرون را نگاه می کردم، می دیدم و بالاخره صبح یکی از همان روزها که هوس خوردن حلیم مرا به آن مغازه کشانده بود به صرافت افتادم از صاحب مغازه که پیشبند سفید و چرک مرده ای بسته بود، بپرسم: می دونید حلیم یعنی چی؟ و صاحب مغازه چنان چشم هایش را تا سرحدامکان باز کرد و ابرو بالا انداخت که فکر کردم احمقانه ترین سؤال جهان را پرسیده ام.
- چی؟
- حلیم. منظورم اینه که می دونین حلیم یعنی چی؟
خندید و با دو دست به داخل دیگ بزرگ پر از هلیم اشاره کرد.
- یعنی همین که بنده هر روز می فروشم.
- ولی حلیم، یعنی بردبار، صبور. توی فرهنگ لغت هم همین رو نوشته. حلیم خوردنی رو با ه دو چشم می نویسن نه با ح جیمی.
یک کاسه هلیم داغ کشید و گذاشت روی پیشخوان.
- برو بخور صفا کن به دو چشم و یه چشمشم کاری نداشته باش. حلیم یعنی این. توی این تهرون هرجای دیگه ای هم بری حلیم بخوری آخرش میای پیش خودم.