جستجو
در پی گمگشـته خویشـم هنــوز
از میــان کـوچـه های انتـــظار
مـانده ام در جستـجوی یـارخود
با دلی محــزون و قلبی بی قـرار
می رسـدآنی طنیـنی پر طپــش
چون صدای پای اسبی تک سوار
من چنـان پروانه ای مشـتاق درد
شمع یـادش را گرفتـم در کنــار
از حصــار خسته بیـرون می زنم
می روم پیـــدا کنم کـوی نگار
بی حضورش لحظه هایم درسکون
غنـچه ای نشـکفته محتاج بهــار
تا ز قیــد هجــر او گردم ((رهـا))
جویم او را من به هر کوی و دیار
بهروز ((رها))