• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
ایران سرای من (بازدید: 2261)
يکشنبه 16/5/1390 - 7:7 -0 تشکر 348901
مراسم خاص در بلوچستان

بنام خدا

مراسم ویژه ماه مبارک رمضان دربلوچستان


پژوهش و نگارش: عبدالسلام بزرگ زاده

قبل از شروع ماه مبارک رمضان مردم بلوچستان خود را برای حضور در مهمانی سفره خداوند آماده می کنند واصطلاح(سررجب ونیمه شعبان)
را که ریشه در اعتقادات دینی و مذهبی آنان دارد انجام و باروزه گرفتن در روز اول ماه رجب ومراسم ویژه نیمه شعبان یعنی نذر مخصوص که در شب پانزدهم ماه شعبان می دهند وبا غذای محلی مخصوص و حلوای خرما برای اطعام مساکین در مسجد محل توزیع می کنند و ثواب آن را برای اموات و مردگان خود از خداوند طلب می نمایند و معتقدند که در شب نیمه شعبان یعنی شب پانزدهم ماه شعبان که به اعتقاد برادران تشیع شب تولد امام زمان(عج)می باشد لیست افرادی که درطول سال تا ماه شعبان بعدی قرار است قبض روح شوند وجزء مرده ها محسوب شوند در این شب تهیه
و مشخص می گردد و از ناحیه خداوند متعال به عزرائیل ابلاغ می شود به همین دلیل نذر مخصوص مرده گان در این شب معمول است.روزه گرفتن اول رجب و مراسم نیمه شعبان در واقع یک نوع تمرین وآماده شدن برای حضور در مهمانی خداوند است که در ماه مبارک رمضان مسلمانان مهمان این سفره سراسر رحمت و خوان گسترده معرفت ومعنویت هستند.
مراسم رویت ماه مبارک رمضان :
درقدیم برای رویت ماه افراد خاص درهر روستا وجود داشت که آنان معروف بودند به(چمروک)یعنی کسانی که چشمان روشن وتیزبینی دارند که اغلب شکارچیان آن روستا بودند از دو روز قبل هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب حلال ماه را در سمت شرق رصد می کردند چنانچه دو روز متوالی حلال را درهنگام صبح در شرق رویت نمی کردند تقریبا مطمئن می شدند آن روز هنگام غروب حلال باریک ماه را در سمت غرب روی آسمان رویت خواهند کرد به همین دلیل شب سی ام ماه شعبان از پله های مارپیچ مناره مسجد به سمت بالا حرکت و دربالای مناره خشتی مسجد که در اصطلاح محلی به آن(ٹول)می گفتند بالا رفته و به هراه دو یا سه نفر دیگر بعنوان شهود مشغول رصد حلال باریک ماه می شدند در قدیم بدون امکانات و دوربین بلکه فقط با چشمان تیزبین این شکارچیان ماه رصد می شد که اغلب هم موفق می شدند پس از رویت ماه توسط یک یا چند نفر که در بالای ٹول مستقر بودند از همانجا جار می زدند (آ ماه و آ ماه و) یعنی آن ماه است و ماه را دیدیم در این هنگام سایر مردم در مسجد و در منازل خود نیز نگاه می کردند چنانچه آنها هم ماه را می دیدند همین جمله را تکرار می کردند اگر مردم خودشان موفق به دیدن ماه نمی شدند بر اساس اعتمادی که به چمروک داشتند بلافاصله جار می زدند (آ ماه وآماه و) و این آواز بصورت دسته جمعی از طرف تمام اهالی محل به مدت 2الی 3 دقیقه در تمام روستا طنین انداز بود و مردم خوشحال که ماه مبارک رمضان را دیده اند. اولین اقدام پس از رویت ماه دعایی است که به زبان بلوچی(سری سلامتی جان وشی دل وشی په خیر په برکتی کنات) خوانده می شود و ترجمه آن این است (خداوندا این ماه را برای ما به ماه صحت ماه سلامت ماه دلخوشیها ماه روزی وبرکت وماه رحمت تبدیل کن) پس از دعا مردم آذوقه و مایحتاج ماه رمضان را اگر قبلا آماده نکرده بودند خرید می کردند تا غذای سحر به موقع پخت شود
مراسم ماه مبارک رمضان :
از ابتدا ماه رمضان پس از نماز عشاء مردم بلوچ واهل سنت نماز تراویح را که بیست رکعت می باشد و بصورت نماز جماعت پشت سر یکی از حافظین قرآن کریم می خوانند هر شب در این بیست رکعت تراویح یک جزء قرآن یا حتی بیشتر با صدای خوش حافظ خوانده می شود و طوری تنظیم می شود که تا شب 19 ماه مبارک رمضان ختم قرآن و مراسم آن انجام شود در برخی مساجد شب 21 ودربرخی مساجد شبهای 23 یا25 یا27 ویا29رمضان مراسم ختم قرآن انجام می شود در این مراسم پس از پایان نماز تراویح امام جماعت به سخنرانی می پردازد و سپس دعای ختم قرآن ودعا برای اسلام و مسلمین و شفای مریض ها و...خوانده می شود.
در ماه رمضان هر شب پس از نماز عشاء نماز تراویح با جماعت خوانده می شود. پس از نماز عشاء ونماز تراویح مردم به استراحت و خواب می پردازند تا به موقع برای سحر بیدار شوند هنگام سحر در قدیم که ساعت و رادیو تلویزیون نبوده برای بیدار باش سحر توسط افرادی که با دهل بزرگ در تمام کوچه و پس کوچه های روستا دور می زدند و با صدای دهل و آواز مخصوص که در اصطلاح محلی به آن صلات می گفتند و شامل جارزدن و بیان جملاتی به زبان بلوچی که معنی آن این بودکه(آهای مردم بیدار شوید موقع سحر فرا رسیده چیزی به پایان سحر نمانده زود بیدارشوید)صدای دهل وریتم آهنگ آن مشخص کننده آن بود که تقریبا چند ساعت و چند دقیقه به پایان سحر مانده است یعنی هنگامی که به پایان سحر نزدیک می شدند ریتم دهل تندتر وتندتر نواخته می شد تا اینکه پایان سحر با ضربه مخصوص با چوب به دو طرف دهل هم زمان کوبیده می شود و برای همگان مشخص بود که پایان سحر است. علاوه بر بیدار باش با دهل برای سحر روش دیگری هم وجود داشت که یک فرد که عموما مؤذن مسجد در روستا بود و یا فرد مخصوصی که آواز خوش داشت و ابیات زیادی از شعرای معروف ایران و نیز شعرای محلی که در مدح پیامبر(ص)وائمه(ع)و نیز در خصوص ماه مبارک رمضان را حفظ بود بالای ٹول (مناره مسجد که با خشت خام ساخته واز داخل راه پله های مارپیچی داشت تا به بالای آن که حدود 40الی50متر ارتفاع داشت)می رفت و با صدای بلند صدا می زد و مردم را برای سحر بیدار می کرد و شروع به خواندن اشعار وابیاتی با آواز بلند و خوش و ریتمیک می کرد به این عمل صلات می گفتند و به فردی که این عمل را انجام می داد صلات کش گفته می شد.پایان سحر با اذان صبح توسط صلات کش بالای ٹول بصورت رسمی اعلام می شد سفره سحری شامل غذاهای محلی بود از جمله برنج و تباها-کشک وشلو و...که در بخش غذاهای مخصوص ماه رمضان روش پخت آنها توضیح داده خواهد شد
پس از پایان سحر مردم مشغول خواندن قرآن و در بیشتر خانواده ها کلاس درس قرآن دایر بود به این ترتیب که پدر خانواده قرآن را روی رحل قرآن قرار داده و پسران خانواده اطراف پدر حلقه زده و مشغول یادگیری قرآن بودند همین عمل در اتاقی دیگر توسط مادر خانواده و دختران خانواده نیز انجام می شد در خانواده هایی که پدر و مادر مهارت کامل برای تدریس قرآن نداشتند پدر به همراه پسران به مسجد محل می رفتند و از پایان سحر تا شروع نماز صبح کلاس درس قرآن توسط روحانی و امام جماعت مسجد و یا یکی از حافظین قرآن در مسجد محل دایر بود سپس نماز صبح بصورت جماعت در مسجد خوانده می شد و از نماز صبح تا طلوع آفتاب مردم به سخنرانی و تفسیر قرآن وبیان احادیث که توسط روحانی محل انجام می گرفت گوش فراداده و پس از طلوع آفتاب دو رکعت نماز اشراق بصورت انفرادی می خواندند و برای انجام امورات روزانه آماده می شدند کشاورزان به سمت زمینهای کشاورزی و نخلستان می رفتند و کسبه نیز به محل کسب و درآمد خود رفته و تا بعداز عصر مشغول کار بودند بعداز نماز عصر بازار سبزی فروشی ها و فروشگاههای مواد غذایی داغ بود و مردم مشغول خرید برای آماده کردن سفره افطاری و زنان نیز مشغول پخت نان با تنورهای محلی وپخت غذاهای محلی مخصوص افطار ودرست کردن انواع حلوای خرما و شربت لیمو تا زمان فرا رسیدن وقت افطار که بوی عطر نان ودود تنورهای محلی تمام روستارا معطر می کرد.همه خانواده ها از نان و غذاهایی که برای افطار آماده می کردند مقداری برای سفره افطاری که در مسجد محل پهن می شد می فرستادند زنان و پیرمردانی که نمی توانستند به مسجد محل بروند در منزل افطار می کردند ومردان قبل از اذان مغرب در مسجد محل حاضر می شدند و سفره افطاری بزرگی در مسجد محل پهن بود که حلواها و غذاها وشربت سفره را همه مردم بصورت اشتراکی تهیه و برای افطاری مؤمنین وروزه داران به مسجد محل فرستاده و سفره رنگین مسجد محل میزبان روزه داران بود قبل از اذان مغرب فضای بسیار معنوی وروحانی حاکم بود و مردم مشغول دعا و نیایش بودند پس از اذان مغرب وافطار و ادای نماز مغرب جوانان محل سفره افطاری را جمع آوری و باقی مانده غذاهای سفره را بصورت نوبتی هر روز برای یکی از نیازمندان و مساکین روستا به منازل آنها برده و تقدیم می کردند.پس از نماز مغرب مردم خودرا برای خواندن نماز عشاء و نماز تراویح آماده و هر شب تا پایان ماه مبارک رمضان این عمل تکرار می شد ده شب آخر ماه رمضان یعنی از صبح بیستم تا پایان ماه مبارک رمضان یک نفر از اهالی محل داوطلبانه در مسجد محل معتکف می شود یعنی واجب کفایی است به این معنی که یک نفر در مسجد محل تا ده شب در گوشه ای از مسجد بصورت شبانه روز اسکان پیدا می کند و اعتکاف برای سایر اهالی محل واجب نخواهد شد مگر اینکه افرادی به صورت داوطلب این فرد را همراهی نمایند در مدت اعتکاف فرد معتکف اجازه خروج از مسجد را ندارد و نمی تواند به امورات روزانه یعنی کشاورزی و کاسبی بپردازد یا به منزل خود برود در طول روز نیز اجازه حرف زدن با دیگران را ندارد بلکه فقط مشغول نماز خواندن قرآن خواندن و ذکر می باشد و مردم محل هر شب بصورت داوطلب غذا و خوراکی های لازم برای شام وسحری او را می آورند فرد معتکف بر سر سفره افطاری مسجد که هر روز هنگام افطار پهن است مینشیند و افطار می کند .
در دهه سوم ماه مبارک رمضان یعنی از نوزدهم تا بیست و نهم مراسم شبهای قدر برگزار می شود یعنی مهمترین مراسم در این شبها مراسم ختم قرآن است که با شکوه خاصی در یکی از مساجد محلهای مختلف برگزار می شود یعنی هرکدام از مساجد که حافظ قرآن توانسته با قرائت قرآن در بیست رکعت نماز های تراویح هر شب یک الی دو جزء از قرآن کریم را قرائت نماید وچنانچه شب نوزدهم سی جزء قرآن را قرائت نموده در آن مسجد آن شب مراسم ختم قرآن برگزار می شود و تمام مردم روستا و یا روستاهای اطراف و حتی از مناطق دور دست در این مراسم معنوی شرکت می کنند و در شب بعد در مسجدی دیگر این مراسم برگزار وتا پایان ماه مبارک همراه با دعا و نیایش در مساجد مختلف برگزار می شود.
در روزهای پایانی ماه رمضان فردی که هر شب با صلات و غزل و شعر خوانی بر بالای مناره مسجد مردم را هر سحر بیدار می کرد این شبها شروع به خواندن اشعاری در خصوص وداع ماه مبارک رمضان و بیان جملات الوداع الوداع ای ماه رحمت الوداع الوداع ای ماه برکت الوداع مینماید و با گریه وزاری افسوس می خورد که این ماه رحمت و ماه مهمانی خداوند به پایان رسیده است .



پژوهش و نگارش: عبدالسلام بزرگ زاده

خوراکی های مخصوص ماه مبارک رمضان

يکشنبه 16/5/1390 - 7:19 - 0 تشکر 348904

کاروتلاش وتعاون درفصل برداشت خرما در بلوچستان

هامین و همّتکاروتلاش وتعاون درفصل برداشت خرما در بلوچستان عبدالسلام بزرگ زاده بنام خداکاروتلاش وتعاون درفصل برداشت خرما(هامین) در بلوچستان منظره شالی کاری و کاردرفصل هامین روستای کله گان سراوان بلوچستان هامین کلمه ای است در زبان بلوچی که به فصل برداشت خرما گفته می شود .هامین فصلی است که کشاورزان نخلدار پس از یک سال کار و تلاش و آبیاری و نگهداری از درخت خرما که در زبان بلوچی مچ نامیده می شود نتیجه شیرین همت و تلاش مضاعف خود را به گرمی احساس می کنند .فصل هامین یا همان فصل برداشت خرما خود به چند مرحله تقسیم میشود . مچ ایوار، مچ بند، مچ سند، مچ بر.مرحله اول: که مچ ایوار نامیده میشود در این مرحله عمل لقاح و باروری انجام می شود به این ترتیب که پودر یا خوشه درخت خرمای نر داخل خوشه های درخت خرمای ماده قرار میگیرد به گفته شاعر نامی بلوچ حاج خدا رحم شکل زهیوهدی که مچ ایوار بیت فصل لقاح نخل هاجهد و تلاش و کار بیت فصل جهد و تلاش و کار میشودزردء چمن گلزار بیت در این فصل چمن دل گلزار میشودپلیت و جلوه دار بیت طبیعت و چمن دل زیبا و جلوه دار میشود عکس مربوط به مچ ایوار مرحله دوم:این مرحله از فصل هامین .مچ بند نامیده می شود یعنی زمانی که دانه های سبز خرما بزرگ شده و خوشه های سنگین و بزرگ رو به پائین آویزان می شوند و امکان شکسته شدن ساقه خوشه خرما که به ان در زبان بلوچی کانزگ گفته می شود وجود دارد.برای جلوگیری از شکسته شدن کانزگ انرا با ریسمان یا طناب حصیری که چیلک نام دارد به شاخه های بالاتر درخت خرما می بندند به این مرحله مچ بند می گویند که همان شاعر می گوید:وهدئ که مچان رنگ بنت هنگامیکه خوشه های نخل خرما رنگین میشوندهوش اش مان گوشان درنگ بنت همچون گوشواره به گوشهای نخل آویزان میشونددیم په زمینا چنگ ء بنت به سوی زمین آویخته میشوندزردء طبا هم تنگ ء بنت بسیار دل پسند و موزون و خوشنما میشوند عکس مربوط به مرحله مچ بند درفصل هامین مرحله سوم:مرحله سوم از فصل هامین که دانه های رنگین خرما شروع به پختن می کند و خرماپزان است برای محافظت دانه های خرما از حشرات و جلوگیری از ریختن ان در اثر وزش باد خوشه های خرما را به وسیله سبدحصیری که به ان سُند می گویند می پو شانند.سند به سبد حصیری که از برگدرخت خرما وحشی به نام داز بافته میشود میگویند و برای پوشاندن خوشه خرما و محافظت ان مورد استفاده قرار میگیرد. عکس مربوط به مچ سند درفصل هامین عکس مربوط به مچ سند درفصل هامین در قدیم در این فصل همه مردم محل زیر سایه درختان خرما و کنار جوی اب ضمن نظارت بر تقسیم اب که به روش سنتی انجام می گرفت و به ان طاس کپل می گفتند مشغول بافتن سبد خرما بودند و هر روز همه برای یک نفر میبافتند و فرهنگ حسنه تعاون را در عمل زنده نگه داشته بودند . عکس مربوط به سند بافی. مردم مشغول بافتن سبد حصیری خرما به نام سند هستند برای تقسیم اب یک ظرف مسی به نام طاس را در داخل ظرف سفالی که پر از اب است و به ان کپل گویند رها کرده از انجائیکه وسط ظرف مسی سوراخ ریز تعبیه شده پس از گذشت زمان طاس پر از اب شده و سنگین می شود در این هنگام داخل ظرف سفالی یعنی کپل فرو می رود و این نشان دهنده یک طاس اب است.که با معیار زمان سنجی امروزی تقریبا یک ساعت اب است.در مرحله مچ سند سبد های حصیری به نام سند که قبلا با همکاری و تعاون مردم محل بافته شده توسط یک فرد ماهر که کمربند مخصوص دور کمر دارد و به این کمربند حصیری پر بُند می گویند از درخت خرما بالا رفته و خوشه های درخت خرما را با سبد حصیری می پوشانند. این مرحله را مچ سند می گویند که شاعر شیرین سخن می گوید:گرد گونگ و پر گنجین ثمر نخل جوان با خوشه های گرانبارشکنت جامگا سندین مگور پیراهن سند(سبد حصیری)را می پوشدتا که مگندنتی بشر تا از چشم حسود و نظر بد دور باشدبیگانگءِ چمّ و نظر و چشم و نگاه بیگانه به او نیافتد سبدهای حصیری بافته شده به نام سند مرحله چهارم: مرحله چهارم از فصل برداشت خرما یعنی مرحله پایانی فصل هامین و مرحله برداشت خرما در این مرحله که به ان مچ بر می گویند خوشه های درخت خرما بریده می شوند و با ریسمان و طناب حصیری به سمت پایین هدایت و در محل مخصوصی که به ان بُشِنگ می گویند نگهداری شده وپس از افتاب گیری انواع خرما ها که به صورت خرمن خرما هر نوع ان جداگانه در بشنگ چیده شده اند پس از چند روز و پایان افتاب گیری در قدیم بصورت سنتی بسته بندی می شدند یعنی در داخل کوزه ،مشک و حلب نگهداری می شدند اما امروزه داخل کارتن و سرد خانه و در کارخانه فراوری خرما بصورت مدرن بسته بندی وبه بازار عرضه می شوند. شیره گیری خرمابرخی از انواع خرما از جمله خرمای ربی برای شیره گیری مناسب هستند به همین دلیل داخل هر بشنگ یک کار گاه شیره گیری سنتی خرما وجود دارد .این نوع خرماها را درون سبد های کوچک حصیری که از برگ سفید درخت خرما که مغز برگ درخت خرما می باشد بافته و به ان دله زیر می گویند گذاشته و تخته سنگهای بزرگ و سنگین را بالا دله زیرهای پر از خرما می گذارند. در اثر فشار سنگها و تابش افتاب پس از چند روز شیره خرما از درون جوی کوچک بالای کارگاه شیره گیری جاری شده و در ظرف مخصوص که در پایین قرار دارد میریزد.از این شیره هم بطور جداگانه استفاده می شود که بسیار مقوی و خوشمزه است هم درون کوزه یا مشک که خرما ی نوع دیگر در ان نگهداری می شود مقداری کمی از این شیره درون کوزه یا مشک می ریزند و تا زمستان نگهداری می شود که به ان خرمای شیره میگویند . مچ بر موسم و مرحله بسیار شیرین فصل هامین است .زیرا مردم شیرینی همت وتلاش خود را می چشند و به همین دلیل جشن میگیرند یعنی جشن هامین راگرامی میدارند و هم صدا با شاعر بلوچ حاج خدا رحم شکل زهی میخوانند:مچ برءِ وشین مدتا زمان خوب و شیرین برداشت خرمادل وشیانی نوبتا نوبت شادی و جشن و دل خوشی هاچه حاصلانی برکتا از برکت برداشت محصول خرماهر بزگی بیت راحتا هر مستمند و مستضعفی راحت میشوددر همین فصل برداشت خرما یعنی مرحله پایانی هامین است که بلوچ نخلدار شاد است زیرا این امکان برایش فراهم شده تا شیرینی محصول همت و تلاش خود را با همسایگان ،برادران و آشنایان دور و نزدیک خود تقسیم کند و برای هر کدام سوغات بفرستد و به قول همان شاعر:نا موصلی مان پات بیت خرمای مضافتی بسته بندی می شودپه برادران سوغات بیت برای برادران و دوستان سوغات فرستاده میشودمیرین بلوچا شات بیت بلوچ اصیل از این بابت خوشحال میشوددل از غمان ازاد بیت دلش از دام غم ازاد می شود در همین فصل شیرین هامین است که اکثر جشن های عروسی برگزار می گردد و همه در این فصل سرخوش و شاد و خوشحالند و با ساز و اواز می خوانند: بیلان گو ساز و زیملا دوستان با ساز و اواز خوشمچانی چیرا وژدلا با خوشحالی و خوش دلی زیر سایه نخلهانازینی انچو بلبلا می ستایند و نوازش می کنند همچون بلبلبانورین نخلانی گلا عروس زیبای نخلستان را و در همین فصل است که جشن مقدس هامین برای شکر ایزد از آفرینش نخل و اهدای برکت و رحمت بدون منت به بندگانش در دل کویر برگزار می شود و دست نیایش به سمت خدای نخل و نعمت دراز می شود و می خوانند:هامین خدائِ رحمتن هامین رحمت خداستپر برکت و پر نعمتن پر برکت و پر نعمت استدادخدا بی منتن عطای خداوند بی منت استهر کسا باجی گون وتن برداشت و بهره هرکس به اندازه همت و تلاش خودش است توصیف فصل برداشت خرما یعنی هامین از زبان شعرای بلوچ قسمتی از شعر مکران مولانا عبدالله روانبد پیشنی در مورد هامین شعر بلوچی ترجمه فارسی هوش چِنَنت کِرءُ گوَران اطراف نخلستان خوشه های خرما را می چینندکَندَ نت گون ذالان اندران ومی برند داخل منزل و می خورند و خوشحال و خندان با زنان مَچ گون گرَکءُ کو کران درخت خرما با شاخ و برگ و ساقه ها یش درِیپانچ ءُ نرمین سیمران و خرما های نرم و رسیده و نارسهامین گون پلین پتران هامین همچون سفره و قالی رنگارنگی استانسان ءُ مرغ ءُ رستران که انسانها و مرغها و حیوانات در این فصلکاینتءُ نندَنت شهرگوَران اطراف نخلستان می ایند وبهره می برندلنجین شگز گون د نگران خرمن خرما که با شاخ و برگ های خشک شده خرما حصار شدهسند گواپ گون جاکءُ جلران در فصلی که سبد های حصیری یعنی سند ها راگپ انت گهین خوش محضران در مجلس بزرگان و دسته جمعی می بافندوش مهلبین دیوان بران و همه مشغول صحبت و دیوان داری هستنددیوان کتگ آزاوران همه مجلس کرده اندگون پاتءُکپاتءُ کمبران با سبد های کوچک ئ بزرگ خرما شعر کامل استاد حاج خدا رحم شکل زهی در مورد هامین و فصل خرماشعر بلوچی ترجمه فارسیازخالق ءگنجین درا ازخزانه درگاه الهیهامین گوپلین پترّا هامین با سفره رنگینگون رنگ په رنگین سربرا با انواع خرماهاچومه لقائین دلبرا چون دلبر مهوشیاتکگ په دابئ امبراامسال به جلوه گری امده استهامین په مراد ومولمئ هامین فصل ارزوهاستپرخیروگنجین موسمئ فصل پرخیروبرکتی استدل وشیّا مرمردمئ از دل خوشی هر کسیآزات بیت از هرغمئ از هرغمی ازاد میشودمان برز و نقشین گواتگرادربالاخانه نگارین وزیباآرام میگیردوهدی که مچ ایوار بیت فصل لقاح نخل هاجهدوتلاش وکار بیت جدّوجهدوتلاش میشود زرد ءچمن گلزار بیت چمن دل گلزار میشود پلّیت و جلوه دار بیت زیبا و جلوه دار میشود گلگرکین مچ گون کوکرانخل سبزوشاداب باغلاف خوشه هاش هامین گنجین موسما درفصل پرنعمت هامین نندنت بلوچان دلجما بلوچهابااطمینان وارامش خاطرشهرانی کرّا په گوما اطراف شهرها سکنی می گزینند دور کننت از دل غما رنگ غم راازدل میشویند چو شهشنابین مهتراچون بزرگان فعال و با همتوهدی که مچان رنگ بنت هنگامیکه خوشه های نخل خرما رنگین میشوند هوش اش مان گوشان درنگ بنت چون گوشواره به گوشهای نخل اویزان میشود دیم په زمینا چنگ بنت بسوی زمین اویخته میشوند زردءطباهم تنگ بنت بسیاردل پسندوموزون وخوشنما میشوند چودلربایئن در مگوراچودلبری که جامه رنگین و منقش برداردمچ گون سپه دارین بران نخل خرماباخوشه های زیبا درخشی چو ماه واختران چو ماه وستارگان میدرخشدکاری گوشی گون زیوران گویا دخترزیبائی است با زیور الات خود درگون چلمبا شهم وران گوشواره با چلمب میدرخشدانچوکه بدر انوراچون درخشش ماه شب چهاردهوهدی که دهقان سیل کنت هنگامیکه کشاورزنخل هایش را تماشا میکند وش تامین نائی میل کنت خرمای لذیذ وخوش طعمی تناول میکند دل چه خوشی سر کیل کنت دلش از خوشی لبریز میشودموجین خیالان ویل کنت خیالات پریشان را رها میکندشکر گریت از قادراوشکر خدای را بجامی اوردزردان و ربّی تازه نا خرمای تازه زردان و ربی وش تامن وسکّ خوشنما بسیار لذیذ و خوشنماستچنگال گو زردین روغنا حلوای خرما با روغن حیوانی هر کس بوارینی منا هر کس مرا بخوراند زحم جنان چو قنبرامن چون قهرمان قنبر شمشیر می زنمگردگونگ و پرگنجین ثمر نخل جوان باخوشه های گرانبارش کنت جامگا سندین مگور پیراهن سند را بر میکندتا که مگندنتی ،بشر تا ادمیزاد او را نبیند بیگانگ ءچمّ و نظر و چشم و نگاه بیگانه مسکین سرو جانی درابرموهای عنبرین و جسم برهنه اش نیفتدمچّ بّرءوشین مدّتا زمان برداشت محصول خرمادل وشّیانی نوبتا نوبت شادی ودل خوشی استچه حاصلانی برکتا از برکت محصول خرماهر بزگی بیت راحتا هر مستضعفی راحت میشود نندیت گوسیتان هم گوراوهم نشین ثروتمندان میشودناموصلی مان پات بیت خرمای مضافتی کارتن میشود په برادران سوغات بیت برای دوستان وبرادران سوغات فرستاده میشود میرین بلوچا شات بیت بلوچ انرا شایسته ودرخورمیدانددل از غمان آزات بیت دل از دام غم ازاد میشود نندیت گو چارین خاطراو شاد و اسوده خاطر میگرددبیلان گو ساز وزیملا دوستان باسازو اواز خوش مچانی چیرا وژدلا با خوشی زیر سایه نخل ها نازینی انچو بلبلا چون بلبل به ستائید بانورین نخلانی گلا عروس زیبای نخلستان را گون چنگ و نازینک وسرابا چنگ و رباب و اهنگ وخوش هامین خدائ رحمتن هامین رحمت خداست پر برکت و پر نعمتن پر برکت وپر نعمت استدادخدا بی منتّن عطای خداوندی بی منت است هر کسی باجی گون وتن بهره هر کس با خودش است ائ تحفه ائ از شاکرااین سرود تحفه ای از شاکر است شعر کامل استاد قادربخش آبسالان در مورد هامین و فصل خرما هر جادمگ هامین بنت شیر کن دپان تهلین بنت در فصل خرما هر کامی شیرین استشهرءِدراهین مچکدگ کنکءُ کلونت شهدین بنتنخلها سرشار از رطب های شیرین هستندبازیارءُ میرءُ کد خدا لاپ سیر هرپون چین بنتدارا و ندار چون دهقانان و امیران و کد خدایان بی نیازندهامین ءِبوءمهلبان مد هوش ساه ءُگین بنتبوی خرما چون بوی قرنفل مشکبارات وهدی که مچ ایوار بیت مچ ءجنک سینگار بیت وقتی که نخلها را بار می دهند دختر نخل آرایش میشودمیتگ چه بوءکو کران چو عنبرءُ آتار بیتهوا بوی خوشه های تازه نخل پر از عطر میگرددچه پیش عد ازءُکونر سند ء کپات سبک باز بیتو سند و کپات خوشه های خرما را از گردو خاک و حشرات محفوظ نگهداردمچ بندءوهدءمچکدگ بانورء چو دولدار بیتنخلستانها چون عروس آراسته و زیبا میشوندهامین ء وهد ءمکران هر نیمگ ءپیرءجواندر فصل خرما پیر و جوانگر سند ءمچانی بنان پون چین بنتن سر سراندارا و نادار در نخلستانها در پای درختان خرما به سر می برندوشین پروندءتهک ءتیک مچ لانچ دانکانی سرانصدای پروند وسیله صعود به بالای نخلهای بلند چه لذتی داردوهدی په جهلا رئیزبیت کندان بنت موجین دلانوقتی خوشه های خرما را می برند و به پائین می فرستندمچ بر بیت وهدی ختم هوشگ بشنگ ءبنت جماز صدای طناب قلبها شاد می شود در جائی بنام بشنگ جمع می گردند په هیزک ءهنب ءکتل په لاپگ ءمیان ءشکمو در داخل هیزک –هنب و لایک سولین کپاتءُ پیش بند ما کارتن ءَ بنت کم چه کمو یا در کپات و پیش بند و یا در کارتن نگهداری میشودبازارءُ شهرانی تها بریدءُبها بنتن په گومو برای فروش به بازار عرضه میدارند جگر را سرد میکندهامین ءِ وهدان سردان سر کنک ءُ کلونتان ءَ به ورتا میتوانی در فصل خرما رطب بخور هیچ ضرری نداردکونداگ ءُ کنکان ء کلونت چو سارت کنت پُپ ءُ جگرخرما خداءِ نیامت انت نیستی په هیچ پیم ءَ ضررخرما نقشی از نعمت های خداوند است هیچ ضرری نداردپنتی ترا قادر گوشان خرما ورءزیاده مه وراین پند را از یاد نبر در هر کاری زیاده روی خوب نیست شعر کامل استاد عبدالحمید ایرانژاد در مورد فصل خرما و هامین من بلوچانی متیگ ءَ براهان په بلوچ جوانین من مرا گاهانمن برای محله بلوجها نشان خوب و نخلستان زیبا هستم برای بلوچ های خوب من محل آسایش هستمبرزمنی بالادءُ گردمنی هوش انت په منی نایان زهگ هلا هوش انتقد من بلند است(نخل خرما) و خوشه های من گرد هستند برای خرماهای من بچه ها درفصل خرما درجنب وجوش هستندوهدءِ هامین ءَکل بلوچ شاد انت چه گم ءُ رنجان کلان آزاد انتموقع هامین (فصل برداشت خرما)همه بلوچهاخوشحال هستند از غم و رنج آزاد هستند مچکدگ هامین لایق سیل انت هر کجا گردی په دل ءِمیل انتدر فصل هامین نخلستان تماشایی است هر کجا گردش می کنی تفریحگاه وباب میل دل است مچ مان هامینان سمبهیت سیری ایرانت هر ماگان مان پتران میریدر فصل خرما نخلستان بسیار زیبا ومانندعروس است خرماهادرانبارهای شاهانه جمع آوری میشودهرور ین کنک ءُ تازگین هرماگ مچ ترا بکشیت موسم ءِگرماگانواع خرمای تازه در فصل خرما بخشش درخت خرمادر فصل گرماچش که نود بندگ مچ تئی دادانت کولگ ءُکلگ اچ تو آباد انتمانند اسطوره های بلوچ نخل و نخلستانها بخشش خدایی است همه روستاها وآبادیها سرسبزهستندروچ و شپ دهگانان گولایش انت براش چه بارءِکشگ ءَریش انتشب و روز کشاورزان مشغول اند از بس که تلاش میکنند و بار خرما حمل میکنند بازوهایشان زخم شده شادهی جشنی مئی گورا هامین په منی هورانت هرماگ وش تامینفصل خرما (هامین)یک جشن ویژه و جشن برا من خر مای خوش طعم و مانند حور و خوشحالی درنزد ما می باشد عروس است شاد هی دهلان گرومبنت هامنیان سیری یین بچان ءَبناز نیاندر فصل خرما صدای دهل و اواز شاد زیاد است فصل خرما فصل عروس وتمجید از داماد و عروس استمچ نشانی که قدرت ءَداتگ چه بهشت په ماربءَ شکساتگنخل نشانی از نشانه های خداوند است از نمونه های میوه های بهشتی است که خداوند به انسان عطا فرموده یاد بکن ربءَتو بور ناهءَ تو حمید ایمن نند وتی جاهءَ خرما بخور با یاد خداوند و شکر گذار باش آن موقع در امنیت و آسایش کامل بنشین حمید جاه و مکان خود ضرب المثل های در مورد فصل برداشت خرما (هامین)و درخت خرما 1-کروچ دیم خانه بهتر چه موسلی پشت خانه کروچ نوعی خرمای بی ارزش که داخل باغچه خانه است بهتر از مضافتی که نوعی خرما مر غوب است اما دور از خانه باشد. برای ارزش دادن به اندک خود نسبت به کثرت دیگرانچه دورین هلیلگی ،لوگءِ دپءِ کروچاز خرمای مرغوب (هلیله)- نوعی خرمایی شیرین و ارزشمند تر از نوع دیگر خرما به نام کروچ است-که دور از خانه باشد همان خرمای نامرغوب (کروچ)که نزدیک خانه باشد بهتر است کنایه از اینکه شخصی به نزدیکان و خویشاوندان خود اهمیتی نمی دهدو بیشتر به افراد غریبه و بیگانه توجه دارد. 2-چه هشکین نند گءَ ناءِگد گ کنکاز بیکاری هسته خرما جدا کردن بهتر است. این ضرب المثل برای آدمها بیکار گفته می شود 3-مکء مه بوت مک توان ببوت اگر درخت خرما و خرمایی وجود داشته باشد خرما چین پیدا می شود.کنایه برای کسانی است که قبل از اینکه مقدمات کار و شغلی را فراهم کنند برای نحوه اجرای آن برنامه ریزی می کنند. 4-هرماگ هلت گدگی نه هلتخرما تمام میشود اما هسته خرما می ماند اشاره به آناست که ظاهر بین نباشیم بلکه اصل و ریشه را ببینیم. 5-هامین بکن غلامی پدا بنند و بور په واجیدر فصل برداشت خرما یعنی هامین کارو تلاش مضاعف بکن مانند کارگر ها و غلامی بکن در فصل زمستان آقایی بکن و نتیجه تلاش و زحمات خود را بخور6-هرکس وتی بیه ءَ کِشتهر کس در محدوده خودش کشاورزی می کند مشابه آن در فاسی پا از گلیم خود دراز تر مکن 7-هر کونتءِ پَ کوتهرچوب درخت خرما به اندازه استحکامش عمر دارد اشاره به آن دارد که هر کس به اندازه قدرت و توانش سعی و تلاش بکند الا الانسان الاماسعی 8-هشکین شگنز انت ولندجایی که خرماها را خرمن می کنند (شگنز)بعد از جمع آوری خرماها و بسته بندی آنها خالی است و خرمایی وجود ندارد و مانند ویرانه جای لات ها و معتادان است.کنایه از منزلی است که در ان کسی زندگی نمیکند و ویرانه می شود. عبدالسلام بزرگ زاده فرهنگیار و مهندس فنی صداوسیما

يکشنبه 16/5/1390 - 7:23 - 0 تشکر 348905

به نام خدا« ارزش آب در باورهای مردم بلوچستان » پژوهش ونگارش :عبداسلام بزرگ زاده قوم بلوچ یکی از اصیل ترین اقوام ایرانی و آریایی است و همانند سایر اقوام آریایی و ایرانی باور ها و اعتقادات مشترک با سایراقوام آریایی دارد و برخی از باورها و اعتقادات این قوم متناسب با مهاجرت ها از غرب و شمال غرب به جنوب شرقی و شرایط خاص جغرافیایی تغییراتی ایجاد و با اقوام دیگر که همسایه این قوم اصیل آریایی بوده اند دادوستد فرهنگی داشته وهمانگونه که فرهنگ آریایی قوم بلوچ تاثیر گذار بوده متاثر از فرهنگ همسایگان نیز شده است. از دیرباز آب در باورایرانیان مقدس بوده و در مناطق کویری و کم آب همچون بلوچستان از تقدس و جایگاه ویژهای برخورداربوده و هست. باور و اعتقاد بلوچها به اب و ارزش و احترام به ان زمانی نمایان تر می شود که از باطن و باوردرامده و جلوه های ان به هنگام تقدیم آب به میهمان ظاهرشده و به نمایش در می اید .زیرا قوم بلوچ همانند سایر اقوام ایرانی و آریایی مهمان نواز و یکی از شاخص ترین خصوصیات قوم بلوچ مهمان نوازی و احترام به مهمان می باشد .قوم بلوچ برای مهمان خود که وارد منزل اومی شود بهترین خوراک ،بهترین مکان و بهترین رفا واسایش را ارزومند است وبهترین ها را به میهمان تقدیم می کند .یکی ازبهترین ها که ارزش و جایگاه ویژه ای در بین کویریان و ساکنین مناطق خشک دارد اب است به همین دلیل بلوچ به محض ورود میهمان اولین اقدام یعنی ارائه یک لیوان اب به میهمان را وظیفه اعتقادی وباور فرهنگی خود می داندهر چند در ان لحظه میهمان میل به اب نداشته باشد و بلوچ بداند که میهمان چند لحظه قبل در جایی دیگر اب خورده و میل به اب ندارد باز هم برای رعایت این باور که ریشه در اعماق اعتقادی و فرهنگی بلوچ دارد اب تقدیم می کند .اعتقاد قوم بلوچ قبل از اسلام به وجود الهه اناهیتا خدای اب که در اثار سنگ نگاره ها و سنگ نوشته های باستانی بلوچستان نمایان است اثبات می نماید که اب در جامعه بلوچستان و در باور های قوم بلوچ مقدس بوده وپس از اسلام نیز با توجه به ایه شریفه «وجعلنا من الماءکل شی حی»ایه 30 سوره انبیا یعنی (و هر چیززنده ای را از اب پدیداوردیم )مشخص و بعنوان یک اعتقاد مذهبی و دینی نیزمحسوب می شود.در فرهنگ عامه مردم بلوچستان قصه ها و مثل ها ونقل قول های زیادی وجوددارد که اب را از فرزند و اولاد بیشتر دوست دارند زیرا در گذشته ادامه حیات و زندگی مردم بلوچ و خانواده های عشایر و ساکن در شهر ها و روستا ها به دو عامل مهم یعنی اب وزمین کشاورزی برای کشت گندم وابسته بوده و راه های ارتباطی ووسایل حمل و نقل برای واردات گندم و مایحتاج خوراکی از سایر مناطق فراهم نبوده بنابراین اگر خانواده ای چندین فرزند خود را به دلیل بیماری و یا درجنگ بین قبیله ای از دست می داد کاملا نابود نمی شدو امید این را داشت که خداوند به او فرزندان دیگر عطا کند و ادامه حیات دهد اما اگر زمین کشاورزی ویا سهم اب اورا از وی میگرفتند یعنی نابودی کامل وامکان ادامه حیات نداشت واین خانواده محکوم به مرگ بود به همین دلیل در مثل ها وفرهنگ عامیانه عنوان شده که اب از فرزند برا ی بلوچ عزیز تر و مهم تر است همچنین قنات ،هوشاپ،و ظروف سفالی یعنی کوزه و نیز مشک اب در فرهنگ بلوچ از ارزش و جایگاه خاص برخورد دارند زیرا باعث ذخیره و نگهداشت اب مقدس می شوند . اب در باور بلوچ هم اسمانی است و هم زمینی به این دلیل اسمانی که ریشه دراعتقاد و معنویت داشته یعنی قبل از اسلام اسطوره اناهیتا که همیشه اب حیات است و مادر وپشتیبان مردم با عواملی که اب را حرمت نمی گذارند و باران را عزیز نمی پندارند در نبرد ،جنگ و پیکار است واز دیوهایی که قنات ها و هوشاپ ها و برکه هارا به خشکی می کشانند متنفر وبیزار است و بعد ازاسلام هم باران را رحمت الهی و قطره های باران را معنویی و نزولات اسمانی می پندارد مگر اینکه به دلیل ظلم و اعمال بد انسانی خود او این قطره های رحمت تبدیل به عذاب الهی گردند.واب در باوربلوچ زمینی است یعنی با زور و بازوی خویش وبا زحمت و تلاش دل سنگ،کوه و زمین را باید بکند تا به معدن ومعنویت برسد و سراب بیابان را مبدل به اب زلال و گوارا و دل کویر وبرهوت را به بهشت و نخلستان سرسبز تبدیل نماید پس بی دلیل نیست که بلوچ اب را هم زمینی وهم اسمانی می پندارد. باور های مذهبی اب روان در ایین زردشت که دین و ایین باستانی بلوچها بوده احترام به اب روان واجب بوده و بی حرمتی به ان مجازات های سختی را در پی داشته در اوستا داستانهای زیادی حاکی از مجازات وشکنجه افرادی که به اب روان بی احترامی کردند وجود دارد . در دین مبین اسلام و کتاب مقدس مسلمانان قران کریم نیز اب جایگاه ارزشمندی داردوبا توجه به حوادث تاریخی و در گذر زمان اداب و باور های مقدس و مذهبی خاص در مورد اب شکل گرفته است مثلا موضوع اب وبستن اب برروی یاران امام حسین (ع) که یکی از حوادث مهم تاریخی مذهبی ناجوانمردانه و غیر اخلاقی بود واز ان موقع به بعد عبارات «سلام بر لب تشنه امام حسین (عو«حسین (ع)تشنه لب »و همچنین تفاوت احکام فقهی در مورد اب روان و اب راکد نشانگر جلوه های مذهبی اب در فرهنگ مردم است.مثل های زیربیانگر باور های مذهبی مردم راجع به اب و اعتقادات دینی مردم درخصوصاب می باشند .«اب خوش از گلو پایین نرفتن » به عنوان لعن و نفرین بکار برده می شود «الهی حوضت اب نگیره » که ارزش وجود اب را می رساند مثل های مشترکی هستند که ریشه در باور های مذهبی دارند .مثل های بلوچی اپ په امام رضا نه دنت ءو جان په عزراییل Aap pa emaam razz na dent o jaan pa ezraaeil یعنی اب به امام رضا نمی دهد و جان به عزراییل کنایه فرد بخیل است اپ جان ء پاک کنت ء راستی دل ءAap jaan a paak kant o raasti dela یعنی اب بدن انسان را وراستی قلب او را پاک می کند کنایه از اهمیت راستی و صداقت است اپ که هست تیمم روا نهنتAap ke hast tayamom rave nahent اب که هست تیمم روا نیست کنایه از اینکه با بودن افراد با تجربه کارها را به افراد مبتدی نمی سپارند و مثل های فراوانی از این قبیل بیانگر باور های مذهبی مردم بلوچ در خصوص ارزش و جایگاه اب هستند .اپ که اوشتاتگ بیت پوسیت Aap ke oshtaatag bit posit ابی را که راکد است می گندد ،در مذمت همیشه در یک جا ساکن بودن ودر تمجید مسافرت جایگاه آب در فرهنگ عامه مردم بلوچستان ضرب المثل های مربوط به اب1-ابرو اپ ءجو نه انتaabroo aape oiw nahent ابرو آب جوی نیست اشاره به حفظ حیثیت و ابرواست 2- اپ ءبگندءشلوار ءبه لانچAapa bagend o shalwaara belaaneh آب را ببین سپس شلوارت را بالا بکش اشاره به اهمیت تحقیق وبررسیقبل از عمل3- اپء بگند و پچان به کشAapa begend o pochaan bekash اب را ببین و لباست را در بیار یا به حمام نرسیده لباست را در نیار کنایه از عجله کردن و انجام مراحل پایانی کاری قبل از مقدمات و مراحل ابتدایی ان 4-اپ ءبیارءدستان بشود Aapa beyaar o dastaan be shawd اب را بیاور و دست ها را بشوی وقتی چیزی موجود نباشد 5-اپء په وتی زورء په برزگ ء بارت Aapa pa waei zaura pa borzaga baart اب را به زور به سر بالایی می برد کنایه برای انجام دادن کاری با زور و بدون منطق 6- اپ ءَ دزء نمبء چون کنی ؟ Aapa dozz e nambe chown kane?اب را می دزدی نم ان را چه کار می کنی؟ کسی که کاری می کند و فکر می کند دیگران نمی دانند ولی اثر و پیامد ان باعث بر ملا شدن ان می شود 7-اپ ءَ دور سری گردیننت ءُ پدا ورانت Aapa doore sari gareenant o pada waraant اب را دور سرش می گردانند وسپس می خورند ،محبوبیت فردی را بین مردم نشان می دهد 8- اپ ءَ لُرد کنت ءُ جندی ماهیگ گیت Aapa lord kant o jendi maahiggitاز اب گل الود ماهی می گیرد 9- اپ ءَ گوربند داریت ءُ کارچ ءَ هڏAapa goorband daant o kaarch ahadh اب را بند محکم نگه می داردو کارد را استخوان نگه می دارد 10- اپ ءِِِِ پرینتین Aapa perenton ابرو او را بردم :برخورد بافرد خلافکار 11- اپءَ ٿپ هشک بیت بلی روگن ءٿب پراه روت Aaea thap hashk bitbale yougen e thap praah rot زخم ا ب خشک ولی زخم روغن بیشتر می شود یعنی زخم برخورد فیزیکی خوب می شود ولی زخم زبان بهبود ندارد 12- اپ زندگانی وارتگ نه مریت Aape zendagaani waartag na merit اب حیات خورده نمی میرد :عمر طولانی داشتن 13- اپ ء که په جوا روت وتی به وارت گهترانت که بیگانگی به وارت Aapey ke pa jowaa raot wati bewaart gehter ent kebigaanngi be wart ابی که در جوی جریان دارد خویشاوندبخوردبهتر است تا غریبه :اهمیت کمک به خویشاوندان 14- اپءُ اچش اینت Aapo achesh ent اب و اتش است ،وسایل نقلیه موتوری که احتمال سو ختن انها هست 15- اپ ءُ شیر انت Aapo shir ant مانند اب و شیر شده ، اختلاط دو گروه یادو چیزکه جدا شدنی نباشند 16- اپءُماهیگ انت Aapo maahig ant مانند اب و ماهی است ،لازم ملزوم یکدیگرند 17- اپ و نان شه منی گٿ ایر نروت Aapo naan sha mani gothaa eyr na rotاب و نان ازگلوی من پایین نمیرود ، اوج غمزدگی و ناراحتی 18- اپ مان تلار او شتیت Aap maan talaraa oshtit اب روی زمین سنگی و سخت می ایستد کنایه فرد بخیل سرمایه دار 19- آپ په بیل پداروت ءُ زهگ په پسء پداروت Aap pa beyl e pada raot o zahg pa pese pada raot اب به دنبال بیل و بچه به دنبال پدرش میرود ،فرزند مانند پدرش عمل می کند 21- اپ که ریست به بینی کودک زیر پا یا اپ تان دپءَکودک چیر پادءءُAap ke rasit be bini Kodak zeyr pa یا aap taan daapa o Kodak cheyr paad a وقتی مساله مرگ و زندگی باشد نزدیک ترین افراد را فدا می کند 22- اپء سرء َکشک کشیت Aape sara kashk ey kashit روی اب خط میکشد کنایه ار فردی که برای حفظ ظاهرحرف میزند ولی به طور جدی نمی خواهد کاری انجام دهد 23- اپء منتگءَروگن در نه بیت Aape mantgaa rugen dar ni bit از ریختن اب در مشک وبه هم زدن ان روغن بیرون نمی اید کنایه از اینکه از هر کسی به اندازه تعدادش انتظار داشت 24- اپ مان چمانی هشک بوتگ Aapmaan chammaani hoshk bootag اب در چشمان او خشک شده است کنایه از ضعف و لاغری است 25- اپ په پگل ءَجوان انت Aap pa pogola jowaanent اب برای قورباغه خوب است کنایه فردیکه قدر امکاناتی را که در زندگی دارد نمی داند 26- اپ جانءَ پاک کنت ءُ راستی دلءَ Aap jaanaa paak kant o raasti dela اب بدن انسان و پاک میکند وصداقت قلب او را ،اهمیت راستی و دوستی 27- اپ چه اسیاب ءَ کپتگAap cha aasiaaba kaptgاب از اسیاب افتاده ،فروکش کردن التهاب و گرمی یک موضوع28- اپ چه بن اپءَ لُردانت Aap cha bon aapa lird ent اب از سر همیشه گل الود است عدم رعایت یک مطلب از جانب بنیان گذاران ان 29- اپ که ریچت نمی درا بیت Aap ke rchit nimbi draa bit اب که میریزد نم ان اشکار میشود ،سرمایه دار بودن یا فقیر بودن وهر صفت خوب یا بد بلاخره خود را نشان میدهد و نمانان میکند 30- اپ که چه سرءَ گوست چه یک سری چه ده سر Aapke cha sara gowst che dah sarاب که از سر گذشت چه یک قد چه ده قد ،دچار مصیبت های متعدد شدن 31- اپءُ ابادانی اولادءُسرگردانی Aap o aabaadani o vlaad sargaardani اب باعث ابادانی و اولاد باعث سرگردانی ،در مذمت اولاد ناصالح و ترجیح اب به اولاد 32- گلاس اپ ءُصد سال وپا Galaase aapo saad saal wapa یک لیوان اب و صد سال وفاداری ،احترام و حرمت نان و نمک خوردن کسی 33- اپ که بیت ابادی بیت Aap ke bit abaadi bitاب که باشد ابادی ایجاد میشود ،اهمیت اب درعمران و ابادانی 34- اپ مان اپدارء َاوشتیت Aap maan aapdaar o shtit اب در استخر جمع میشود اشاره به شخصیت و ظرفیت ووقار 35- اپ نه انت نمبانی سرءَ اشنا کنت Aapna ent nambaani saraa aashnaa kantاب نیست روی نم اب شنا میکند اشاره به کار نابه جا انجام دادن و لاف زدن بی خود زدن 36- اپ که اوشتاتگ بیت پوسیت Aap ke oshtaatag bit posit ابی را که راکد است می گندد ،در مذمت همیشه در یک جا ساکن بودن ودر تمجید مسافرت 37- اپی که همگ وهدمان جوا بروت شونز جنت Aapey ke hamig wahd maan jowaa borot shounz jant ابی که همیشه از یک سو برود جلبک میزند ،اشاره به کسی که روند یکسانی دارد وتصمیم به تغییر ان وضیعت نداسته باشد 38- اپ همگ وهد مان جو نه انت Aap hamog wa hd maan jiwaa na ant اب همیشه در جوی نیست اشاره به فراهم نبودن شرایط برای بلعکس برای همیشه مشاغل مربوط به آب در بلوچستانDehgaan 1- دهگان یا همان میر اب به کسی میگویند که مسولیت تقسیم اب قنات و سرپرستی قنات را به عهده دارد و از نظر طبقات اجتماعی مربوط به طبقه خاص می شود و به صورت موروثی نسل به نسل منتقل که پس از مرگ پدر به پسر بزرگتر ولایق تر این مسولیت واگذار میشود Moggaanni2- مگنّی کسی که معماری و حفاری قنات تخصص اوست و سر پرست تیم لایروبی قنات به عهده او می باشد وی در مکان یابی محل قنات و پیدا کردن ابهای زیرزمینی مهارت ویژه ای دارد Bach aak3- بَچَک کارگر مخصوصی که وظیفه او تحویل اب و باز و بسته کردن (گوربند)یعنی محل تقسیم اب بند مخصوص جوی اب می باشد و وظیفه او ابیاری زمین های کشاورزی ارباب خود بوده و همیشه بیل مخصوص که در اصطلاح محلی به ان کولاڏ می گویند بر دوش او واماده باش می باشد اب را به قسمتهای کوچک زمین یعنی کرت ها هدایت کند Baazeyaar 4- بازیا فردی که علاوه بر وظایف بَچَک وظیفه کاشت و داشت وبرداشت محصول را در زمین ارباب نیز به عهده دارد . مکان های خاص مرتبط با اب 1- بن کهن یعنی همان اولین چاه قنات که حفر می شود و مادر قنات می باشد و تعیین جا و مکان که این اولین چاه یعنی بن کهن حفر می شود بسیار مهم است هم از نظر سفره زیر زمینی اب که شناسایی شود هم از نظر مکانی که ارتفاع حفر اولین چاه مناسب باشد هم از نظر شیب که سایر چاه های قنات با ارتفاع کمتر و شیب مناسب حفر شود تا در اخرین قنات ا ب روی زمین جاری گردد 2- سوپپه به تونل های بین دو چاه قنات در اصطلاح محلی سوپه می گویند وبه اخرین تونل که بعد از ان اب روی زمین ظاهر می شود و سر چشمه می باشد بیشتر اصطلاحات سوپه بکار می رود3- هوشاپ یعنی جایی که اب نگه داشته می شود و به تعبیر امروزی بند ابی که عموما در مناطقی که قنات نبوده و یا امکان حفر قنات مشکل بوده یعنی مناطق کوهستانی در مکانهای خاصی که از دو طرف در محاصره کوه بوده بوسیله سنگ و خاک . بند های سنگی خاکی رامی ساختند تا اب پشت ان جمع شود ودرهمان پشت بند که رسوبات خاک و املاح جمع می شد و خاک رس مناسبی داشت گندم و سایر حبوبات و حتی در دوردست تر ان درخت و نهال خرما می کارند به این مکان هوشاپ یا هوشاب می گویند . 4- دیوانجاه به مکانی که میر اب یعنی همان دهقان و ریش سفیدان و صاحبان عمده زمین های کشاورزی و کد خداو سایرمعتمدین جمع می شوند و شورایی را تشکیل می دهند وبحث وتبادل نظر درخصوص تقسیم اب ،قیمت اب و نظارت برتقسیم اب همچنین جمع اوری کمک برای لایروی قنات ( حشر) یعنی تعاون و همکاری در خصوص قنات و افزایش اب ان می پردازند دیوانجاه می گویند . دیوانجاه در مسیر اب قنات به زمین های کشاورزی و در زیر سایه درختان ونخل های خرما در محل مناسب دایر میگردد ودهقان وریش سفیدان با لباسهای محلی بصورت دو نیم دایره دو طرف جوی اب و روبروی هم می نشیند و مشغول بافتن سبد حصیری به نام سند که خوشه های خرما را در ان می گذارند تا از باد و حشرات محافظت شود و نیز بافتن طناب حصیری و پذیرایی با خرما و قلیان محلی مشغول بحث وتبادل نظر می باشند . در ابتدای جلسه اخبار روز روستا و خبر های مهم و مرتبط با اب و قنات مطرح و ضمن نظارت به تقسیم اب که به روش سنتی یعنی تاس وکپَل انجام میشود حتی در مواردی به حل اختلافات مربوط به خرید وفروش اب و زمین ها و اختلافات بین دو نفر و یا حتی اختلافات خانوادگی می پردازند یعنی دیوانجاه در قدیم نقش شورا ی محل و روستا ی امروز و شورای حل اختلافات امروزرا داشته است .5- گولم gowlm برکه آبمحلی که مانند حوض یا استخر بزرگ در مسیر جوی اب بطور طبیعی ویا مصنوعی توسط مردم ایجاد می شود که کاربرد های زیادی داشته است از جمله در قدیم اطراف برخی از برکه ها را با حصیری می پوشانند و برای حمام و وضو خانه استفاده می شده و برکه های سرباز محل تجمع و شنای جوانان و مردم در تابستان بوده و همچنین برکه های مخصوص برای استحمام داماد در مراسم عروسی بوده و هنگام استحمام داماد که مراسم خاص و پایکوبی و رقص محلی و اواز خوانی اجرا می شده و در اشعار و ترانه ها اب عنصر اصلی بوده است سر اپ گونان اپ گولمان انت سر چشمه اب زیر سایه درخت است سالونک ناز مکن ناز مه پچان انت دامادچرا نازنکندنازش برای لباسهایش است یا با بئی هلو هالو کن ایت ای باباهمه هل هله کنید سالونک مه اپ انت داماد دراب است ومشغول استحمام روزدامادی وسایل وابزار کارمربوط به آب دربلوچستان وسایل حفرقنات وچاهبیل-کلنگ-سبدحصیری (سپت،saapt)-طناب حصیری (چیلک یا سات saat)-بیل کج که در اصطلاح محلی به آن کولاد kooladhمی گویند-دولdhoolوسیله مخصوص لاستیکی که از لاستیک کلفت ماشین درست میشود برای کشیدن خاک وآب از چاه وسایل وابزار کشیدن آب از چاه چرخ وطنابدول وچیلک وچرخ-دست ودول وچیلک وسایل نگهداری آب کوزه خمب(khoom)کوزه بزرگی که دور تا دور آن را با گونی پوشانده اند وگونه راخیس می کنند تا آب خمب همیشه خنک بماندمشک وسایل تقسیم آب قنات ظرف کوچک مسی که در وسط آن سوراخ کوچکی تعبیه شده ودر اصطلاح محلی به آن طاس می گویند وکاسه بزرگ سفالی که به آن کپل می گویند وطاس کوچک داخل کپل پراز آب قرار می گیرد به محض پر شدن طاس که از سوراخ ریز آن آب کپل وارد آن شده وزن طاس زیاد شده وداخل کپل فرو می رود واین مدت زمان رایک طاس آب می گویند که معادل امروزی حدود یک ساعت آب می باشد. مثل های مشترک اقوام ایرانی در خصوص آب اب خوش از گلو پایین نرفتن الهی حوضت آب نگیره آبم ،گاوم نوبت آسیابم زنم بزایید پسر)کنایه از نعمت فراوان وپشت سر هم برای کسی واولین نعمت هم آب است که برکات دیگر رابه دنبال دارد آب زور سربالا میره کنایه از زور وقدرتی که می تواند مسیرجریانی رادر جهتی غیر قابل انتظار تغییر دهد آب نطلبیده مراده ابی که بدون تقاضا برسد حاجت دهنده وخوش یمن است .بنابراین بلوچها که همیشه بدون تقاضای میهمان به او آب تقدیم می کنند معتقدند که میهمان حبیب خداست وروزی او با خودش همراه است وهمیشه خوش یمن است وبرای میهمان خوش یمنی طلب می کنند به آب وآتیش میزنه اشاره به زرنگی وفعال بودن کسی است آب ندیده وگرنه شناگر ماهریه اشاره به نبود موقعیت مناسب برای انجام کار است آب زیرکاه اشاره به حیله ونیرنگ دنیا مثل آب میاد ومیره یعنی دنیا مثل اب همیشه در گذر است هرکه خوابه حصه اش به آبه یعنی کسی که خواب است از روزی وسهم بی نصیب است ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است اشاره به اینکه برای شروع کار هیچ وقت دیر نیست آب در کوزه وماتشنه لبان می گردیم اشاره به اینکه آنچه خودمان داریم در جای دیگر می گیریم کوزه به راه آب می شکنه اشاره به استفاده همیشگی از چیزی احتمال شکستن وخراب شدن را هم دارد آبشون توی یک نمی رود اشاره به عدم توافق بین افراد است آب که ریخت جمع نمیشه اشاره به ابرو ریزی وحیثیت است حوضی که آب نداره قورباغه کم نداره اشاره به وجود بی ارزش در کنار ارزش است آب میان دلش تکون نمی خوره اشاره به بی تفاوتی وخونسردی وآرامش است صفای خانه آب است وجارو جلای دختر چشم است وابرو اشاره به اینکه آب عنصری با انرژی مثبت است که طراوت وصفا به ارمغان می آورد گل گیوه ات را آب بزن اشاره به اینکه تنبلی را رها کن آب برآسمان برانداختن اشاره به کسی که بسیار خشمگین شده است از آب گل آلود ماهی می گیرد اشاره به کسی که با ایجاد اختلاف به منافع شخصی خود می رسد از آب کره می گیرد اشاره به کسی که بیخودی تلاش مذبوحانه می کند و نتیجه ای نمیگیرد آب از اسیاب افتاده اشاره به اینکه التهاب وگرمی یک موضوع فروکش کرده در ورای این مثل ها ی مبتنی بر باورهای فرهنگی واعتقادی مردم بلوچ فرهنگی غنی نهفته است فرهنگی که هر چند در طول زمان دستخوش ناملایمات وتغییرات جزئی شده است اما هرگز جوهره واصالت خود را از دست نداده وهمیشه ارزشهای خود راحفظ نموده ونیازها را برمبنای اهمیت ارزش گذاری کرده است فرهنگ غنی قوم بلوچ آنچنان صاف وزلال وبکر ودست نخورده باقی مانده است که همچون آبی که از قنات وچشمه ها فرهنگ اصیل آریایی سرچشمه گرفته وبا عبور از شن ها وریگزار ها تصفیه واصالت آن پس از قرنها هنوزاز سینه پدران وماران این قوم اصیل همچون آبی زلال به پسران ودختران جوان منتقل تا با ارج نهادن به این فرهنگ غنی واصیل برای نسل های آینده منتقل شود در این میان وظیفه جوانان امروز ما ارزش دادن به آب واستفاده بهینه از آن با روشهای مدرن ومصرف مناسب واحترام به قطره قطره آن به پاس توصیه بزرگان دینی واجداد وگذشته گان فرهنگی است .با شناخت جایگاه ونقش آب در تامین نیازهای مادی و معنوی می توان به ساختارهای اجتماعی وفرهنگی نوین دست یا وباشناخت این ارزشها والگوهای فرهنگی که در گذشته حاکم بر مصرف آب بوده وشناخت باورها ونگرش های مقدس نسبت به آب در گذشته زمینه را برای ارزش نهادن به این نعمت مقدس در زمان حال فراهم کرد والگوی مناسب برای مصرف صحیح وبرجسته سازی باورها واحیای نگرش ها نسبت به آب ارائه داد تا با جلوگیری از اصراف بی رویه آن کمک بزرگی در زمان کم آبی به جامعه وجغرافیای خشک بلوچستان کرد. پژوهش و نگارش عبدالسلام بزرگ زاده منابع: تحقیق میدانی2- فصل نامه فرهنگ و مردم ایران<اب در مثل ها و باور ها عامیانه مریم منصوری 3- امثال و حکم درمحمد کردی

شنبه 29/5/1390 - 15:6 - 0 تشکر 355882

خوب بود
ممنون

عده ای دائم مینالند که گل سرخ خار دارد، ما باید شاد باشیم که خارها گل دارند.
شنبه 29/5/1390 - 17:25 - 0 تشکر 355953

استفاده کردم. خوب بود

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.