جهانگیر سرتیپ پور سه سال قبل از فرمان مشروطیت ، در سال 1282 شمسی در محله سبزه میدان رشت پا به عرصه وجود گذاشت . پدرش عزیزالله خان معروف به آقاخان در این زمان درجه سرتیپ دومی و عنوان آجودان سلطنتی داشت كه یك سال بعد از تولد فرزند به علت عارضه فلج پا در گذشت و مادرش كه بانوئی مدیر ، هوشمند و فداكار بود سرپرستی او را برعهده گرفت .
سالهای كودكی و نوجوانی او مقارن ظهور استبداد محمد علی شاهی و موج آزادیخواهی و مشروطه طلبی بود . تحصیلات مقدماتی را در مدرسه سعادت رشت كه به مدیریت یكی از مشروطه طلبان آن زمان ((اسماعیل پور رسول)) اداره می شد گذراند .
از سال 1290 تا 1300 گیلان هرگز از قشون نظامی بویژه قشون خارجی خالی نبود ، از این رو سرتیپ پور جوان كه روح سلحشوری و عرق وطن پرستی در رگهایش جریان داشت در سن 17 سالگی رسما به نهضت جنگل پیوست و در عداد رزمندگان سردار جنگل ((میرزا كوچك)) درآمد . در جریان درگیری قوای سرخ كودتاچی و جناح كوچك خان ، كارش به اعدام كشید و حكم تیرباران به نام او خوانده شد اما به نحوی از مهلكه جان سالم به در برد .
بعد از شكست نهضت از سال 1300 تا 1320 به خدمات فرهنگی و هنری روی آورد . در اوان سلطنت رضا خان ، رضا افشار فرماندار رشت بود . او در جنگل متهم به جاسوسی و خیانت در اموال بود و روشنفكران جنگلی كه با وی میانه خوشی نداشتند در اداره روزنامه طلوع به مدیریت رضا طلوع گرد آمده مقالاتی بر ضد او و اوضاع نابسامان اجتماعی می نگاشتند كه در تنویر افكار مردم نقش موثر داشت ، سرتیپ پور نیز در زمره این افراد بود و از این رو مورد تهدید و آزار قرار می گرفت .
در سال 1309 اهالی فومنات او را به نمایندگی مجلس نامزد كردند اما او كه سنش كمتر از سی سال بود عذر خواست و نپذیرفت . در خلال این سالها به فعالیت های اقتصادی و كشاورزی روی آورد و در ((دهبنه شاقاجی)) كه جزو املاك موروثی او بود دست به احداث باغ چای زد .