• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 1882)
جمعه 5/7/1392 - 12:17 -0 تشکر 654000
دریای مازندران در گذر تاریخ

www.iranboom.ir/didehban/maaz/9607-daryaye-mazandaran-dar-gozar-tarikh.html
برگرفته از فصلنامه علمی – تخصصی تاریخ، سال یکم – شماره چهارم، صفحه 5 تا 38.
دکتر علاءالدین آذری استاد تاریخ دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر به کوشش فریدون حسینی


سخن از دریا یا دریاچه‌ای است مشهور که از گذشته‌های بسیار دور با نام‌های مختلف همواره مطرح بوده و ساکنان کرانه‌های نیلگون آن، رویدادهای تلخ و شیرین فراوانی را پشت سر نهاده‌اند. بر طبق نظریه برخی از زمین‌شناسان و جغرافی‌دانان، این دریاچه بقایای دریائی عظیم بنام تتیس بوده که پس از خشک شدن، دریاچه‌های متعددی از آن بر جای مانده که یکی از آنها همین دریای مازندران است. در میان اقوام گوناگون که در اطراف این دریا سکونت داشتند. ترک‌ها و خزرها و روس‌ها بیش از دیگران متعرض همسایگان خود بویژه ایرانیان می‌شدند و شواهدی در دست است که روس‌ها متجاوز از هزار سال پیش با کشتی‌های خود به کرانه‌های جنوبی و جنوب شرقی و غربی ایالات گیلان و مازندران و گرگان و ارّان به دفعات حمله‌ور می‌شدند و همانند دزدان دریائی (1) به قتل و غارت و چپاول اموال مردم بیگناه پرداخته و به سرزمین خود باز می‌گشتند، آنها آرامشی را که قرن‌های متمادی براین دریا حکم‌فرما بود بر هم زده بودند، همین کاری که در سده‌های بعد پرتغالی‌های استثمارگر در مورد اقیانوس هند اعمال کردند.
این دریا تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال (91 ـ 1990 م) بر طبق عهدنامه‌های 1921 و 1940 به ایرانیان و روسها تعلق داشت، در حالی که همسایه شمالی حداکثر بهره‌برداری ارا از این دریا می‌نمود ما در این مسئله بی‌تفاوت بودیم تا اینکه مدعیان تازه‌ای در اطراف دریا پیدا شدند که هر یک در اندیشه تملک بخشی از این دریا برآمدند، ما در این زمینه به تفصیل سخن خواهیم گفت.


جمعه 5/7/1392 - 12:18 - 0 تشکر 654001

مقدمه


به نظر می‌رسد دریای مازندران در شمال ایرانشهر در طول تاریخ به ندرت مورد توجه و عنایت ما ایرانیان قرار گرفته است، همین بی‌تفاوتی سبب شده است که بیگانگان بیش از ما از مواهب خدادادی این دریای نیلگون بهره‌مند شوند.


نگارنده در بسیاری از کتابخانه‌های معتبر این مملکت، تعداد معدودی کتاب و مقاله مستقل به زبان فارسی درباره این دریا یافته است که به ذکر برخی از آنها می‌پردازیم:
دریای مازندران تألیف مهندس احمد بریمانی که در حدود پنجاه سال پیش انتشار یافته و بار دیگر چندین سال قبل از انقلاب اسلامی از سوی دانشگاه تهران با تغییراتی تجدید چاپ شده است، این کتاب در همه زمینه‌ها مطالب جالب و دست اولی درباره این دریای خروشان ارائه می‌دهد.


کتاب سرگذشت دریان مازندران تألیف دکتر ناصر تکمیل همایون که از سوی دفتر پژوهش‌های فرهنگی در سال 1379 چاپ و انتشار یافته و تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است، این کتاب کوچک حاوی مطالبی ارزنده درباره دریای مازندران است بویژه سرگذشت آن بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل سه جمهوری به ظاهر مستقل که هر یک سهم خود را می‌طلبند.


کتاب دریای مازندران تألیف کمال محمودزاده که از طرف انتشارات سازمان جغرافیائی کشور در سال 1350 به چاپ رسیده است.
کتاب دریای خزر تألیف لطف‌الله مفخم پایان ترجمه خمامی‌زاده که از سوی مؤسسه انتشاراتی هدایت رشت در سال 1357 خورشیدی انتشار یافته است.
دریای خزر کهن‌ترین قلمرو دریانوردان ایران نوشته عنایت رضا ـ تهران شهریور ماه 1364 و تعدادی مقاله که از ذکر آن خودداری می‌شود.
اما پژوهشگران روسی که از دیرباز خود را مالک و صاحب این دریا می‌پنداشتند، کتب متعددی درباره آن انتشار داده‌اند که ما ایرانی‌ها از آن بی‌خبریم. بویژه از سیصد سال قبل به این طرف تحقیقات و پژوهش‌های علمی گسترده‌ای درباره دریای مازندران توسط آنها انجام شده که یکی از آنها کتابی است تحت عنوان خزر در سه قرن که متن تایپ شده آن در اختیار نگارنده است.
نمی‌دانم این مطلب حقیقت دارد یا نادرست است که حاجی میرزا آقاسی وزیر محبوب محمد شاه قاجار در آنزمان که روس‌های تزاری ما را از نعمات دریای مازندران محروم می‌کردند گفته بود: «ما چه احتیاجی به آب شور داریم!»

جمعه 5/7/1392 - 12:18 - 0 تشکر 654003

بهر تقدیر بی‌تفاوتی همیشگی ما درباره این دریائی که مخازن عظیم نفت و گاز را در اعماق خود دارد و شاید ترس از تهاجم همسایه قدرتمند شمالی (چه روسیه تزاری و چه روسیه شوروی) سبب شده بود که در این دریا کمتر به دریانوردی بپردازیم و از حقوق قانونی خود برخوردار گردیم. چه باید کرد که در روزگار ما آن هم در آغاز هزاره سوم میلادی، چهار کشوری که در اطراف این دریا حضور فعال دارند و در حقیقت ید واحده‌اند یعنی روسیه و قزاقستان و ترکمنستان و آذربایجان بدون توجه و اعتنا به منافع همسایه جنوبی خود (ایران) مشغول بهره‌برداری کلان از این دریا می‌باشند. با اینکه تا کنون جلسات و نشست‌هائی پیرامون سهم هر یک از کشورهای حاشیه دریا در مورد چگونگی بهره‌برداری از آن تشکیل شده ولی تاکنون به نظر می‌رسد نتیجه مطلوبی برای ما حاصل نشده است. گفتنی است که منطقه دریای مازندران یکی از مهمترین مناطق حساس جهان از نظر راهبردی است و همین امر باعث شد تا این منطقه همواره توجه قدرت‌های منطقه‌ای و حتی ابرقدرت‌ها را به سوی خود جلب نماید بویژه وجود منابع سرشار نفت و گاز بر اهمیت ژئوپولیتیکی آن بسیار افزورده است.
نگارنده در این کار پژوهشی نخست به اوضاع و احوال جغرافیائی و اقلیمی دریای مازندران پرداخته آنگاه در مورد حوادث و رویدادهای پیرامون آن از گذشته‌های بسیار دور تا عصر حاضر مطالبی ذکر خواهد نمود.
در اینجا لازم می‌دانم که از مؤسسه تحقیقات آب و مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر در ساری مرکز استان مازندران و مدیر محترم آن آقای دکتر جواد ملک و همکاران ایشان جهت ارائه رساله ارزشمند خزر در سه قرن به اینجانب تشکر و سپاس خود را ابراز نمایم و همچنین از آقای دکتر رحیم مصاحب و خانم دکتر آناهیتا آذری مترجم زبردست که از طریق اینترنت اطلاعاتی دست اول در مورد دریای مازندران در اختیار نگارنده قرار داده‌اند کمال تشکر را دارم.

جمعه 5/7/1392 - 12:19 - 0 تشکر 654004

1 ـ نظری به اوضاع طبیعی و جغرافیائی دریای مازندران
دریای مازندران در حقیقت بزرگترین دریاچه روی زمین است که به علت عظمت آن را دریا می‌نامند، طول و عرض آن را به تفاوت نوشته‌اند که ما در اینجا به ذکر آن می‌پردازیم. طول آن از شمال به جنوب 1260 کیلومتر و حداکثر عرض آن از شرق به غرب 550 کیلومتر می‌باشد. مساحت آن را در حدود 378390 کیلومتر مربع ذکر کرده‌اند.
اما نویسنده کتاب خزر در سه قرن، ارقام دیگری ذکر کرده است از آن جمله طول آن را 1030 کیلومتر و عرض آن را 200 تا 400 کیلومتر و حجم آب آن را 76 ـ 78 هزار کیلومتر مکعب می‌داند که در حقیقت 44% ذخایر آبی دریاچه‌های کره زمین را تشکیل می‌دهد. همین مؤلف خاطر نشان می‌سازد که حداکثر عمق دریای مازندران 1025 متر است که در مناطق جنوبی آن اندازه‌گیری شده است.‌(2) 
نباید فراموش کرد که روس‌ها از دیرباز تحقیقات و مطالعات علمی فراوانی درباره دریای مازندران انجام داده‌اند که ما به کلی از آن غافل بوده‌ایم.
گفتنی است که دریای مازندران 5/6 برابر دریاچه آرال و 13 برابر دریاچه بایکال و 20 برابر دریاچه لادوگا می‌باشد. (3) 
سطح دریای مازندران نوسانات متناوب و فصلی دارد که علت آن را احتمالاً تغییرات آب رودخانه ولگا می‌دانند، سطح آن سالیانه حدود 3/20 سانتی‌متر پائین می‌رود و در طی هفتاد سال اخیر کاهش آب آن فزایش یافته است و سبب خشک شدن سواحل شمالی آن گردیده و فعلاً سطحش 28 متر پایین‌تر از سطح اقیانوس است. (4) 
از اوایل دوران چهارم زمین‌شناسی سیمای کنونی دریای مازندران شکل گرفته است و در طول نصف-النهار کشیده شده است. حدود 20 درصد وسعت این دریا در مناطق شمالی دارای عمقی کمتر از 1 متر است. (5) 
با نگاهی به نقشه‌های این دریا در پنجاه سال اخیر به نیکی درمی‌یابیم که بخش‌های شمالی و شرقی دریای مازندران به مرور ایام به خشکی گرائیده و این روند کمابیش ادامه دارد.
مهندس احمد بریمانی مؤلف کتاب دریای مازندران که شاید نخستین پژوهشگری باشد که مستقلاً درباره این دریا به تفصیل سخن گفته است، می‌نوسید که سطح این دریا سابقاً از دریای سیاه و بالتیک بزرگتر بوده اما اکنون کوچکتر شده است زیرا تنزل ارتفاع سطح آن از سال 1929 آغاز گردیده است. (6) 
شوری آب این دریا قابل قیاس با دریای آزاد نیست و درجه شوری آن در نواحی مختلف متفاوت است در مصب رودخانه ولگا از 3% در هزار در جنوب شرقی 13 در هزار و در خلیج قره بغاز بیش از 300 در هزار می‌رسد. در این دریا در نواحی تقریباً کم‌عمق جزایر متعددی وجود دارد که بیشتر در قلمرو روسیه و کشورهای اقماری آنست، در کرانه‌های جنوبی آن (ایران) به علت ژرفای زیاد دریا جزیره‌ای مشاهده نمی‌نمائیم در حالی که تعداد پنجاه جزیره را روس‌ها در این دریا در کتب جغرافیائی خود ذکر کرده‌اند از آن جمله: تولنسی، کول علی، چچن، آرتم، اگوچنسکی، ژیلو و ....
مساحت این جزایر را بر روی هم 350 کیلومتر مربع ذکر کرده اند.
ذکر این نکته ضرورت دارد که تعدادی از این جزیره‌ها بهم پیوسته و مجمع‌الجزایری بنام‌های مجمع-الجزایر باکو و آبشرون بوجود آورده‌اند. (7) 
از نظر بریدگی‌ها و خلیج‌هائی که در اطراف این دریا وجود دارد باید گفت که برخی از آنها دارای وسعت بسیارند از آن جمله: خلیج  قره بغاز، کامسومولتس، منقشلاق قزاقستان، کراسنوودسک، ترکمنستان، قیزیل آغاج، آگراخان و گیزلار (8) 

جمعه 5/7/1392 - 12:20 - 0 تشکر 654005

رودخانه‌های متعددی به این دریا می‌ریزند که تعداد آنها را متجاوز از 130 رودخانه ذکر کرده‌اند، مهمترین و پر‌آب‌ترین آن در خاک روسیه و کشورهای تازه استقلال یافته جریان دارد. بزرگترین و معروف‌ترین این رودها رود ولگا است که بزرگترین رود اروپا هم به شمار می‌رود. و چند ماه از سال هم سطح آن یخبندان است، بر طبق عقیده صاحب‌نظران 75 الی 80 درصد آب دریای مازندران را رودخانه ولگا تأمین می‌نماید، در حقیقت اگر این رودخانه نبود دریای مازندران مردابی بیش نبود. مقدار آبی که رودخانه‌های ایران به این دریا می‌ریزند تنها در حدود 3 درصد است. ما در اینجا اسامی چند رودخانه پرآب را که به این دریا می‌ریزند ذکر می‌نمائیم: ولگا و اورال در شمال، کوما و ترِک و کورا (کوروش) در غرب، سفیدرود در جنوب و اترک در جنوب شرقی.
گفتنی است که در روزگاران گذشته، رودخانه جیحون یا آمودریا (آمویه) به دریاچه آرال می‌یخت اما در اواخر سده چهاردهم میلادی (هشتم هجری قمری) این رود مسیر تازه‌ای برای خود گشود و به دریای مازندران ریخت، اما در سال 1575 میلادی برابر با 982 و 983 قمری جیحون دیگر بار راهی دریاچه آرال شد. (9)
ارتفاع سطح این دریا در دوره یخبندان 80 متر از سطح کنونی آن بلندتر بوده است. (10) 
دریای مازندران را دریای دیوانه ذکر کرده‌اند و بر طبق گزارش جغرافی‌دانان روس در سنوات گذشته به علت طوفان‌های شدید کشتی‌های متعددی در آن غرق شده و سرنشینان آن جان باخته‌اند. (11)  قوی-ترین امواج در کرانه‌های غربی این دریا روی می‌دهد که گاهی هر 8 الی 10 سال امواجی به ارتفاع 8 تا 10 متر و طول 100 تا 150 متر تشکیل می‌شود، علت اصلی طوفان وجود بادهای شدیدی است که دریا را متلاطم و مواج می‌سازد. (12)  دریای خروشان و خودکامه صفت دیگری است که به این دریا که امروزه منبع ثروت فراوانی است، داده‌اند.
اما درباره دمای آب دریای مازندران باید گفت که دمای آن در نقاط مختلف متغیر است در جنوب یعنی در نزدیکی کرانه‌های ایران در فصل زمستان از 10 تا 13 درجه و در شمال کمتر از صفر درجه و یخبندان است و در تابستان به 25+ الی 28 درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در اعماق دریا دمای آب آن بین 5 الی 6 درجه می‌رسد.
روس‌ها مقدار نزولات جوی را در این دریا اندازه‌‌گیری کرده‌اند، از آن جمله در شمال نزولات جوی کمتر از 300 میلی‌متر، در جنوب غربی 1600 میلی‌متر و در شرق تا 90 میلی‌متر و در غرب از 400 تا 600 میلی‌متر ذکر کرده‌اند اما مقدار نزولات جوی در جنوب را که در محدوده ایران است، ذکر ننموده‌اند. (13) 
می‌دانیم که دریای مازندران به علت کشیدگی در جهت نصف‌النهاری و قرار گرفتن در میان قاره‌ دارای آب و هوای متغیر و گوناگون است که به جزئیات آن اشاره نمی‌نمائیم، رنگ آب‌های دریان مازندران در نزدیکی رودخانه‌ها بلوطی و قسمت دور از ساحل سبز رنگ است. (14) 
در گذشته‌های دور تصور می‌کردند که دریای مازندران به دریاهای دیگر متصل است اما هرودت و ارسطو منکر این قضیه بودند.
در مورد گیاهان و جانوران دریای مازندران و تفاوت آن با دریاهای آزاد به ذکر چند جمله بسنده می-نمائیم: گیاهان و جانوران این دریاچه با دریاهای جهان و اقیانوس‌ها تفاوت زیادی ندارد و شاید از پاره-ای جهات تنوع آنها بیشتر و چشم‌گیرتر باشد. ماهی خاویار و تهیه فراورده‌های جدید آن به اندازه‌ای اهمیت و اعتبار یافته که ساحل جنوبی آن (سواحل ایران) در اروپا و آمریکا بنام ساحل خاویار شهرت دارد، این دریا بر خلاف دریای عمان و خلیج فارس از داشتن لؤلؤ و مرجان و جواهر دریائی محروم است و از قدیم‌الایام نیز جغرافی‌دانان مسلمان به آن واقف بودند. (15)
باید خاطرنشان ساخت که دریان مازندران یکی از بی‌همتاترین بوم‌شناخت‌های آبی جهان بوده که محیط مناسبی برای زندگی و رشد مرغوب‌ترین ماهی‌های خاویاری جهان است. به طوری که 90 درصد ماهی‌های خاویاری مختص به این دریاست. (16) 
اما جهت جریان آب این دریا از سمت شمال غربی به سوی جنوب شرقی است به همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانه‌های میهن ما ایران باعث کندی حرکت جریان می‌شود و منجر به تجمع انواع آلودگی‌های این دریاچه در سواحل ایران به میزان بیش از کرانه‌های کشورها می‌گردد.

جمعه 5/7/1392 - 12:20 - 0 تشکر 654006

2 ـ نام‌های دریای مازندران در طول تاریخ:
در طول تاریخ به این دریای خروشان یا دوانه حدود هفتاد نام داده‌اند که قابل قیاس با هیچ یک از دریاهای جهان نیست. ما در اینجا به بهره‌گیری از منابع متعدد به ذکر برخی از آن نام‌ها می‌پردازیم.
دریای زرایا واروکشا (در اوستا به این نام آمده است که به معنای آبگیر وسیع می‌باشد)
دریای خزر (در کتاب حدودالعالم من‌المشرق الی المغرب که در سال 372 هجری تألیف شده نام دریای خزر آمده است. مؤلف کتاب گمنام است ـ ص 13 به کوشش دکتر منوچهر ستوده)
دریای مازندران (واژه مازندران در قرن دوازدهم میلادی (ششم هجری قمری) به جای طبرستان به کار رفته است)
دریای کاسپین (نام دریای کاسپین از اوایل قرن هیجدهم یعنی در زمانی که آب‌شناسی در آن سیستماتیک شروع شد، متداول گردید.) (ر.ک کتاب خزر در سه قرن ص 11)
دریای آبسکون (از روی نام شهر آبسکون و جزیره مفقوده آبسکون به آن داده شده است)
دریای قلزُم (در کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، دریای قلزم ذکر شده است، ص 18)
دریای خوالینسکی (نام روسی این دریا) (17)
دریای باکو (باربار و سفیر اعزامی و نیز به ایران، آن را دریای باکو نام نهاده است. Mar di Bachu )
دریای ارقانیا (ارسطو فیلسوف بزرگ یونانی و معلم ارسطو آن را به این نام ذکر کرده است که گمان می‌رود ارقانیا همان هیرکانیا یا گرگان باشد)
بقیه نام‌های مربوط به شهرهائی است که در مجاورت این دریا قرار داشته‌اند که از ذکر آنها خودداری می‌شود.
بهرحال همانطوری که در آغاز این مبحث به آن اشاره کردیم هیچ دریائی در جهان این همه نام بخود ندیده است آن هم دریائی خروشان و مواج و به قولی دریای دیوانه!
در روزگار ما هم در فصل تابستان، صدها مسافر گرمازده که اغلب از فن شنا بی‌بهره‌اند طعمه این دریا می‌شوند و کسان آنها به چشم نفرت به این دریا می‌نگرند. در پایان این بحث لازم به ذکر است که بسیاری از مورخان و جغرافی‌نویسان اسلامی با وجودی که از این دریا دیدن کرده‌ و یا از کرانه‌های جنوبی آن برخاسته‌اند کمتر توجهی به آن نموده‌اند از آن جمله مولانا اولیاءالله آملی که در کتاب خود تحت عنوان ـ تاریخ رویان ـ تنها در دو جا از این دریا تحت عنوان «دریای بنفشه‌گون» یاد کرده است. (18)

جمعه 5/7/1392 - 12:20 - 0 تشکر 654007

3 ـ جغرفیای تاریخی دریای مازندران در عهد باستان
در عهد باستان، مورخان و جغرافی‌نویسان یونانی در کتب خویش به این دریا اشاره کرده‌اند از آن جمله هرودت پدر تاریخ و استرابون (استرابو) جغرافی‌نویس نامدار و پولی بیوس و پلوتارک و همچنین فیلسوف بزرگ یونانی، ارسطو و غیره.
هرودت معتقد بود که این دریا به دریاهای دیگر متصل نیست. استرابون دریای مازندران را خلیجی از اقیانوس منجمد شمالی دانسته و پلوتارک نه تنها این نظر را پذیرفته بلکه گوشه‌ای از دریای مازندران را در پیوند با دریای آزوف بررسی کرده است. بطلمیوس جغرافی‌دان بزرگ که در قرون وسطی مورد توجه کلیسا و علما و بزرگان آن بود در قرن دوم میلادی دریای مازندران را دریای جدا و مستقل ذکر کرده است. (19)
در میان یونانی‌هایی که در خدمت سلوکی‌ها (312 ق.م ـ 64 ق.م) بودند دریانوردانی هم مشاهده می-شدند که در باب دریاها و رودخانه‌های سرزمین‌های شرقی مطالعاتی انجام داده‌ بودند از آن جمله پاتروکلس Patrocles  دریاسالاری بود که در دریای مازندران خدمت می‌کرد و در زمان بنیانگذار سلسله سلوکی یعنی سلوکوس نیکاتور می‌زیست. این دریانورد معروف درباره دریای مازندران مرتکب اشتباهی فاحش شده بود به طوری که می‌پنداشت دریای گرگان یا خزر به اقیانوس هند متصل است. (20) در کتاب ایران باستان می‌خوانیم که اشتباه پاتروکلس را در باب دریای مازندران چهار قرن بعد بطلمیوس کلودیوس رفع کرد. (21) در همین زمینه مطلب دیگری می‌خوانیم به این معنا که سلوکوس نیکاتور می‌خواست دریای آزوف را به دریای مازندران متصل سازند زیرا تصور می‌کرد که دریای مازندران به دریای عمان راه دارد و با این کانال می‌توان از دریای آزوف به اقیانوس هند سفر کرد. (22)
آگاتانژ (آگاتانجلوس) مورخ معروفی که تاریخ ارمنستان را نوشته بر این عقیده بود که دریای مازندران یا خزر را از هر طرف مستملکات دودمان اشکانی در احاطه داشته است (ممالک اشکانی از درون آسیای میانه تا دریای آزوف و خلیج پارس امتاد می‌یافته است). (23) 
رومن گیرشمن باستان‌شناس معروف فرانسوی به مسائل اقتصادی و داد و ستد بیشتر توجه دارد. او در کتاب ایران از آغاز تا اسلام خود می‌نویسد که «در نظر رومیان که ظاهراً در صدد تأمین رفت و آمد عادی جاده تجارتی که می‌بایست مبادلات بین روم، چین و هند را تأمین کند در حالی که از سرزمین پارت احتراز شود مسئله فرعی و ثانوی به شمار نمی‌رفت، بازرگانان محصولات این ممالک شرقی را از رود سیحون به بحر خزر می‌رساندند و از آنجا عبود داده به سوی رود کوروش (کورا = کُر) می-بردند و پس از حمل آنها در مدت پنج روز در ساحل فازیس Phasis  به کشتی انتقال می‌دادند و از آنجا به بحر الاسود (دریای سیاه) می‌بردند». (24) 
برتولد اشپولرخاورشناس مشهور آلمانی که پژوهش‌های عالمانه فراوانی درباره ایران و ایرانیان دارد اشاره مختصری درباره مبلغان نسطوری در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران می‌نماید و خاطرنشان می‌سازد که حتی در زمان ساسانیان جمعیت‌های مذهبی مسیحی در آن مناطق وجود داشته است به طوری که در زمان استیلای قوای عرب، دسته‌هائی از قبائل مسیحی در طبرستان (مازندران) می-زیسته‌اند. (25)  در جای دیگر اشاره به زردتشتی بودن ساکنان مناطق جنوبی دریای مازندران می‌نماید که حتی تا مدت پس از غلبه مسلمین بر ایران استقلال خود را حفظ کرده بودند.
آب و هوای مرطوب و گرم آنجا به کرات موجب این می‌شد که فاتحان بیگانه به ترک آن اراضی ناگزیر گردند. (26)
پس از نابودی مانی پیامبر ایرانی توسط بهرام اول، پیروان او واره شدند و گروهی از آنها به سرزمین-های اطراف دریای مازندران و آسیای میانه پناه بردند. (27) 
گفتنی است که در دوران شکوهمند ساسانی به دفعات از دریای مازندران و ساکنان اطراف آن سخن به میان آمده است اما از خود دریا و تغییرات و تحولات آن کمتر مطلبی عنوان شده است.
ما نمی‌دانیم در آن زمان دریای مازندران چه وسعتی داشته و سطح آب و ارتفاع آن تا چه حدی بوده است آیا جلگه ساحلی ایران در آن روزگار دستخوش تغییرات و نوسانات آب دریای مازندران می‌شده است از طوفان‌های این دریا و پیش‌روی و یا پس‌روی‌های آن هیچ گونه آگاهی نداریم در حالی که در جغرافیای تاریخی آنچه مهم است اوضاع و احوال جغرافیائی و اقلیمی در روزگاران گذشته است که باید به آن پرداخته شود. همچنین ما نمی‌دانیم در عهد باستان دریای مازندران در کرانه‌های جنوبی آن تا چه حدی به سلسله جلال البرز نزدیک شده بود. آیا گیلان و مازندران همین وسعت امروزی را داشته‌اند یا خیر؟
بهر حال می‌توان حدس زد که این دریای خروشان در طول زمان با پیش‌روی یا پس‌روی خود تغییرات فراوانی در کرانه‌ای وسیع و گسترده خویش بوجود آورده است.

جمعه 5/7/1392 - 12:21 - 0 تشکر 654009

4 ـ پژوهشی درباره ساکنان کرانه‌های دریای مازندران در گذشته‌های دور
از دیرباز، اقوام مختلفی در اطراف این دریای پرخیر و برکت که ماهیان خاویاری آن شهرت جهانی دارد سکونت داشتند که از نام و نشان برخی از آنها آگاهی‌های فراوان داریم، یکی از اقوامی که کمتر به آنها عنایت شده و تقریباً گمنام مانده‌اند کاسپی‌ها می‌باشند که می‌گویند در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران سکونت داشتند، با این حال نام دریای مازندران را تمام فرنگیان دریای کاسپین می‌نامند. La mere caspienne = Caspian See 
به قول برخی از مورخان کاسپی‌ها از قدیمی‌ترین ساکنان اطراف دریای مازندران بودند که پیش از مهاجرت آریاها به سرزمین ایران روزگار می‌گذراندند، محل اقامت آنها از ملتقای رود ارس و کورا تا جنوب غربی و جنوب دریای مازندران بود. (28)
در سواحل جنوبی این دریا از شرق به غرب اقوام تپور و آمارد (مرد) و کادوسی می‌زیستند که در تواریخ ایرانیان به کرات از آنها یاد شده است. ما در این فصل به اختصار از آنها سخن خواهیم گفت. گفتنی است که جلگه‌های ساحلی دریای مازندران اغلب کم‌عرض و در برخی از نقاط کوه‌های سر به فلک کشیده البرز فوق‌العاده به دریا نزدیک می‌شود از آن جمله در منطقه تالش و رامسر، کوه‌ها پوشیده از جنگل‌های سرسبز و خرم است، عمق دریا هم در این مناطق بیش از نواحی دیگر است. در گذشته-های نه چندان دور در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران به علت وجود مانداب‌ها و باطلاق‌ها و نیزارها و رودخانه‌های کوچک و بزرگ متعدد و فراوانی حشرات موذی بویژه در خطه گیلان، دول مهاجم و متجاوز به این نواحی همواره از کرده خود پشیمان شده و با دادن تلفات فراوان بازمی‌گشتند از آن جمله سپاهیان متجاوز روسی بارها و بارها طعم تلخ اقامت در این مناطق را چشیده‌اند. آنها در بیشه‌زارهای مملو از پشه و حشرات گزنده دیگر بدون اینکه با دشمنی مواجه گردند دسته دسته به هلاکت می‌رسیدند که ضرب‌المثلی در این باره به یاد ما مانده است که «اگر مرگ می‌خواهی برو به گیلان !» و همچنین نوشته‌اند که در نیمه دوم سده سوم هجری قمری، قوای نظامی یعقوب لیث صفار در رویاروئی با سپاه حسن بن زید علوی (داعی کبیر) همه جا فاتح بودند اما استران و شتران آنها به علت هجوم مگسان و زنبوران و حشرات موذی و بدی اوضاع جوی جان دادند و یعقوب ناچار به بازگشت شد.

جمعه 5/7/1392 - 12:21 - 0 تشکر 654010

اما درباره بومیان اولیه کرانه‌های جنوبی دریای مازندران تاکنون تحقیقات گسترده‌ای انجام شده است و بسیاری از پژوهشگران براین باورند که سه قوم تپور، آمارد و کادوسی، قبل از ورود آریاها به ایران در مناطق جنوبی دریای مازندران به سر می‌بردند، تپورها یا ناپیرها در مازندران کنونی یعنی مکانی که در اوستا از آن تحت عنوان مازن یاد شده است روزگار می‌گذراندند. آماردها میان تپورها و کادوسی‌ها از حدود رودخانه هراز تا سفیدرود اقامت داشتند. کادوسی‌ها ساکن گیلان کنونی بودند که در اوستا از سرزمین و مردم آنجا تحت عنوان وَرِن یا رزنه نام برده شده است. البته هنوز اسناد و مدارکی مستدل و محکمی وجود ندارد که ما دقیقاً قلمرو این سه قوم را مشخص نمائیم اما یک پژوهشگر گیلانی بنام جهانگیر سرتیپ‌پور مؤلف کتاب «نشانه‌هائی از گذشته دور گیلان و مازندران» معتقد است که این سه قوم از اقوام بومی و غیر آریائی بوده‌اند. (29) اما نباید فراموش کرد که زبان‌شناسان بسیاری از لغات و واژه‌های آریائی و هند و اروپائیرا در گویش مردم بومی کرانه‌های جنوبی دریای مازندران یافته‌اند که از ذکر آن خودداری می‌نمائیم.
ما در اینجا اشاره مختصری به نقش برخی از این اقوام در پیکارهای ایران باستان می‌نمائیم: در جنگ-های کوروش کبیر با دشنمان خود بارها از کادوسی‌ها و آماردها یاد شده است، همچنین در لشگرکشی خشایارشا به یونان ذکری از آماردها و تپورها و کادوسی‌ها به میان آمده است. در نبرد سرنوشت‌ساز کوناکسا (401 ق.م) که میان شاهنشاه هخامنشی اردشیر دوم و برادرش کوروش کوچک روی داد کادوسی‌ها در لشکر اردشیر بر عله کوروش کوچک می‌جنگیدند. اما سال‌ها بعد، به علت شوروشی کادوسی‌ها، اردشیر مجبور شد که با لشگری گران راهی آن سرزمین باطلاقی و پرباران گشته و با آنها بجنگد ولی گویا توفیقی نیافت و سرانجام با تلفات و ضایعات فراوانی ناچار شد به قبول ناخواسته تن در دهد. اردشیر سوم پادشاه هخامنشی که بسیار سختگیر و بی‌رحم بود به سرزمین کادوسی‌تاخت و قوای چریکی آنها را درهم شکست و آن قوم لجوج و پرخاشگر را مطیع دولت مرکزی نمود. (30) 
زمانی که اسکندر گجستک (ملعون) عازم جنگ با ایرانیان در زمان سلطنت داریوش سوم شد همه اقوام کرانه‌های جنوبی دریای مازندران مانند تپورها، هیرکانی‌ها و آماردها و کادوسی‌ها به حمایت از شهریار نگون‌بخت هخامنشی به جنگ برخاستند. ما درباره این جنگ‌ها و نتایج اسفبار آن و دلاوری بومیان ساحلی دریای مازندران سخن نمی‌گوئیم تنها به نبرد اسکندر با آماردها اشاره مختصری می-نمائیم:
«عبور سپاهیان اسکندر از سرزمین تپورها یا تپورستان (طبرستان) به سهولت انجام گرفت زیرا قبلاً این سرزمین با سازش تسلیم اسکندر شده بود، اما آماردها که از این سازش همسایه شرقی خود بی‌اطلاع بودند، ناگهان قوای بیگانه را از جهت خاور در حوالی مرزهای خود دیدند و چون آمادگی لازم را در اثر این غافل‌گیری نداشتند به ناچار به ارتفاعات جنگلی عقب‌نشینی کردند و اسکندر را به درون بیشه-های متراکم خزری کشاندند، آنگاه از پناهگاه‌های جنگلی خود قوای اسکندر را تیرباران نموده و تلفات سنگینی به آنها وارد نمودند. (31)  بعدها آماردها هم حاضر به سازش با اسکندر شدند.

جمعه 5/7/1392 - 12:21 - 0 تشکر 654011

اکنون لازمست سری به کرانه‌های دیگر دریای مازندران بزنیم و از اقوام دیگری سخن بگوئیم که دیرزمانی با این دریا مأنوس بوده و در جریان رویدادهای آن حضور مستقیم داشته‌اند از آن جمله‌اند:
هون‌ها، ترک‌ها، خزرها و روس‌ها و ... که درباره برخی از آنها به اختصار و بعضی به تفصیل سخن خواهیم گفت.
هون‌ها یا هیونی‌ها (خیونی) که دسته‌ای از آنها چول نام داشتند و در کرانه‌های شرقی دریای مازندران می‌زیستند و زندگی چادرنشینی و بیابانگردی داشتند. یزدگرد دوم شاهنشاه ساسانی (459 ـ 438 م) جلوی تجاوزات آن قوم را گرفت و قوای نامنظم و چریکی آنها را درهم شکست و در قلمرو آنها شهری بنام خود ساخت.
اما درباره ترک‌ها و رویاروئی آنها با ایرانی‌ها باید بگوئیم که نخستین بار در روزگار شاهنشاهی خسرو اول انوشیروان (579 ـ 531 م) ترک‌ها به سرزمین‌های غربی روی نهادند، آنها نخست در سال 558 میلادی از بیابان‌های شرقی و شمالی دریای مازندران گذشتند و با هون‌ها و آوارها در شمال این دریا و اوگرها (اویغورها ؟) در شرق آن روبرو شدند و پس از غلبه بر اقوام مذکور بر کرانه‌های سفلای رود ولگا دست یافتند و در فاصله سال‌های 567 و 571 میلادی پس از تسخیر همه مناطق شمالی دریای مازندران به سوی کرانه‌های شمالی دریای سیاه سرازیر شدند تا با دولت روم شرقی یا بیزانس روابط نزدیک برقرار سازند. (32) 
گفتنی است که آوارها در این ایام دشمن بیزانسی‌ها بوده اما با دولت ساسانی روابط دوستانه‌ای برقرار نموده بودند چه در زمان خسرو انوشیروان و چه در عهد نواده او خسرو پرویز.
درباره جنایات ترکان در قفقاز دکتر عنایت‌الله رضا مطالبی از کتاب تاریخ آغوانک نوشته موسی کاگان کتواتسی (چاپ 1860 میلادی) نقل می‌کند که خلاصه‌ای از آن را در اینجا ذکر می‌نمائیم.
« . . . او (های شاه) خطر دهشتباری را که از سوی مردم پلید و غدّاری که صورت‌های پهن داشتند و شبیه و همانند زنان بودند مشاهده کرد، موهای دراز آنان از سر بر چهره و بدنشان فرو ریخته بود . . .
آنها نیزه و تیر و کمان داشتند و همانند گرگ‌های گرسته حمله می‌کردند، کمترین اثری از شرم وحیا در چهره آنها مشهود نبود، آنان به مردم شهر حمله می‌بردند و اینان را در کوچه‌ها و میدان‌ها قطعه قطعه می‌کردند. دیدگان این دژخیمان بر زیبارویان نیز رحمت نمی‌آورد و پسران و دختران را نیز می‌کُشتند، آنان به موجودات بی‌آزار و پیرانی که قادر به جنگ و پیکار نبودند نیز رحمت نیاوردند، آنان به کودکان و خُردسالان نیز رحم و شفقت روا نداشتند و قلبشان از دیدن کودکان شیرخوار به رحم نمی‌آمد. این کودکان بی‌گناه بر جسدهای سوراخ شده مادرانشان افتاده و از پستان‌هایشان به جای شیر خون می-مکیدند. . .
همین که آنان به خانه‌ای گام می‌نهادند، چون آتشی که به نیستان افتاده باشد همه جا را می‌سوزاندند و نابود می‌کردند. آنان همین که به خانه‌ای وارد و از آن خارج می‌شدند راه را برای درندگان و پرندگان وحشی مردارخوار هموار می‌کردند» . (33)
اما درباره خزرها و آداب و رسوم آن قوم متجاوز تاجرپیشه سخن بسیار گفته شده است. خزرها در کرانه‌های شمالی و شمال غربی دریای مازندران می‌زیستند، ما به درستی از نژاد آنها آگاهی نداریم، گروهی آنها را ترک‌نژاد می‌دانند و برخی منکر این عقیده هستند. فرمانروای آنها عنوان خاقان را داشتند و در شهر آستاراخان (حاجی طرخان = هشترخان) (34)  اقامت داشت، پایتخت اولیه آنها تمرخان شورای کنونی در قفقاز بود ولی بعدها به هشترخان که ادیل یا اتل همنام رود ولگا در قدیم است، وارد شدند.
تا آنجا که ما آگاهی داریم خزرها همواره دشمن ایران و ایرانی بوده‌اند چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام.
قبادیا کواد پادشاه مقتدر ساسانی جلوی تجاوزات آنها را گرفت و گوشمالی شدیدی به آنها داد، خسرو انوشیروان فرزند قباد به سرزمین خزرها لشگرکشید و همانند پدر انتقام تاخت و تاز آنها را به خاک ایران گرفت. در زمان خسرو دوم یا خسروپرویز خزرها با امپراتوری بیزانس بر علیه دولت ایران هم-پیمان شدند. هراکلیوس (هرقل) (641 ـ 610 میلادی ) از پیوستن قوای خزر به نیروهای روم شرقی ابراز شادمانی نمود. او خاقان خزرها را مورد لطف و مرحمت خود قرار داد و او را پسر خود خوانده و تاج بر سر او نهاد و وعده داد که دختر خود اودکسیا را به زنی به خاقان مزبور بدهد.
خاقان خزر پس از انعقاد پیمان اتحاد با هراکلیوس قوای خود را که مرکب از چهل هزار سرباز بود به سرگردگی سردار خود زیبل Ziebel  در تحت فرمان امپراتور روم قرار داده و خود به سرزمین خویش بازگشت.
قوای مشترک رومی و خزری وارد آذربایجان شده چندین شهر را گرفغته و آتشکده‌ها را خراب نمودند. درباره خزران و خاقان آنها و آداب و رسوم آن قوم ابن فضلان در سفرنامه خود مطالب جالب و خواندنی آورده است که از ذکر آن در اینجا صرف‌نظر می‌نمائیم.
گفتنی است که او شاید نخستین جهانگردی باشد که از سرزمین خزران و اسلاوها دیدن کرده است، او سفر خود را در پنجشنبه یازدهم سفر سال 309 هجری قمری آغاز کرد. یعنی هزار و یکصد و نوزده سال قبل. در طول راه با اینکه از کرانه‌های دریای مازندران گذر کرد اما متأسفانه بندرت از این دریای خروشان یاد کرده است.

جمعه 5/7/1392 - 12:22 - 0 تشکر 654012

بسیاری از تاریخ نگاران و جغرافی‌نویسان اسلامی به تفصیل درباره خزرها مطالبی در کتب خویش آورده‌اند اما بهترین تحقیق در باب خزرها توسط یک پژوهشگر روسی بنام آرتامونف انجام شده که در آن از شکوفائی و همچنین زوال دولت خزرها سخن گفته است.
نویسنده این مقاله براین باور است که ما ایرانی‌ها چرا باید به این دریا نام خزرهای ملعون را بدهیم و در نقشه‌های جغرافیائی خود دائماً از آنها یاد کنیم؟ وقتی می‌گوئیم این دریا هفتاد نام دارد بنابراین چرا نام دشمن خود را به آن بدهیم که امروز از نظر منابع معدنی طمع جهان‌خواران را به جوش می‌آورد.
ضمناً باید خاطرنشان ساخت که نویسندگان اروپائی خزرها را ونیزی‌های دریای مازندران و دریای سیاه می‌دانند و خود کلمه خزر مترادف با بیابانگرد است. (335)
اما درباره قوم روس، نژاد آنها، زبان و آداب و رسوم آنها و حملات و تهاجم آنها به سرزمین‌های اسلامی بویژه ایران کمابیش آگاهی‌هائی داریم و می‌دانیم که آنها با پرخاشگری و تندخوئی و دَدمنشی در سده‌های نخستین اسلامی با مسلمانان برخورد کردند. بسیاری از مورخان اسلامی از روس‌ها سخن به میان آورده‌اند از آن جمله اصطخری در کتاب مسالک و ممالک خود گوید: « . . . و چون کسی از ایشان متوفی شود او را در آتش اندازند تا بسوزد و پیوسته به خانه‌های خود عود می‌سوزند و بعضی ایشان ریش، گیسو و ابرو می‌تراشند و لباس ایشان جامه‌های کوتاه است. » (36) 
ابن فضلان درباره روس‌ها می‌گوید: «روس‌ها را دیدم برای تجارت می‌آمدند و در رود اتل (ولگا) رفت و آمد می‌کردند، من هیچ کس را به تناسب اندام آنها ندیدم ایشان سُرخ و سفید و همچون درخت خرما دارای قامت رسا هستند، از ناخن تا گردن هر یک از آنان از نقوش و تصویرهای مشجر به رنگ سبز و غیره پوشیده است، آنان کثیف‌ترین خلق خدا هستند، خود را از بول و غایط پاک نمی‌کنند و غسل جنابت بجا نمی‌آوزند، دستان خویش را پس از غذا نمی‌شویند بلکه این جماعت همچون خران گمراهند از شهر خودشان می‌آیند و کشتی‌های خویش را در اتل که نهری بزرگ است لنگر می‌اندازند و در کنار آن خانه‌های بزرگی از چوب بنا می‌کنند. » (37)
مسعودی در مروج‌الذهب و معادن‌الجواهر و گردیزی در زین‌الاخبار و دیگر مورخان اسلامی در کتب خویش از روس‌ها سخن گفته‌اند که از ذکر آن صرف نظر می‌کنیم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.